به گزارش ایرنا، در ۸۴ سالگی، هنوز آن روحیهی عصیانگریاش را حفظ کرده و در این موردِ خاص، تغییری در رفتار او بهوجود نیامده. میگوید و میکوبد و البته باید اذعان کنیم که بسیاری از حرفهایش هم منطقی است. اصغر شرفی را میگوییم؛ بازیکن اسبق تیم ملی ایران در دو دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی و دستیار اول حشمت مهاجرانی در جام جهانی ۱۹۷۸. او را بهنوعی جعبه سیاه تیم ملی در نخستین حضورش در جام جهانی میدانند. کسی که پُلِ ارتباطی میان مهاجرانی و بازیکنان بود و در جریانِ خیلی از وقایعِ آن دوران قرار داشت. با او حدود ۲۰ دقیقه گپ زدیم؛ خیلی از حرفهایش را نمیتوان نوشت و برخی را با اما و اگر. مصاحبه خبرنگار ایرنا با شرفی، از تیم ملی فعلی آغاز شد و به جام جهانی ۱۹۷۸ رسید.
این گفتوگو پیش رویتان است.
این روزها کمپیدا هستید. چرا اثری از شما در رسانهها نیست؟
نمیتوانم که به زور مصاحبه کنم. از ما گذشته و کسی اصغر شرفی را تحویل نمیگیرد. انگار یادشان رفته که من بازیکنِ اسبق تیم ملی بودهام و مربیاش در جام جهانی.
مگر میشود شما را فراموش کنیم. همین عدم فراموشی باعث شده تا تماس بگیریم.
معنی فراموشی چیست؟ وقتی در فوتبال نیستی و کسی هم سراغت را نمیگیرد، یعنی اینکه فراموش شدهای دیگر.
اما میخواهیم با شما دربارهی تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ صحبت کنیم.
وقتی مدیر تیم ملی آقای نبی است، دیگر تا آخرش را بخوانید.
چطور؟ ایرادی دارد؟
ایراد ندارد؟ این فوتبال ما در حد نبی است؟ میان این همه پیشکسوت، آیا ایشان باید به عنوان مدیر تیم روی نیمکت بنشیند؟
این انتقاد مدتهاست که وجود دارد، اما هرگز حل نشده است.
وظیفهی شما رسانهها همین است. پس چکار میکنید؟
هر چه بنویسیم، به جایی نمیرسد. بگذریم؛ الان چه میکنید؟
در پیادهرو راه میروم. دارم با عزت و غرور زندگی میکنم.
و همچنان کتاب هم میخوانید؟
۷۰ سال است که کتاب میخوانم. هر شب اگر چند صفحه کتاب نخوانم، خوابم نمیبرد. بالای سرم چندین جلد کتاب وجود دارد؛ آنقدر میخوانم تا چشمانم بسته شود و خوابم ببرد.
درست مانند بازیکنان فعلی...
زمانِ ما همه به کتاب خواندن افتخار میکردند، اما الان فوتبالیستهای ما به کتاب نخواندن و بیسوادی افتخار میکنند. الان فقط یک چیز مهم است؛ پول.
کمی هم در مورد جام جهانی ۲۰۲۶ صحبت کنیم. با توجه به شرایطی که پیش آمده، آیا میتوانیم به صعود از مرحله گروهی امیدوار باشیم؟
حالا که جام جهانی با حضورِ ۴۸ تیم برگزار میشود، فکر میکنم تیم ملی این شانس را دارد که به دور دوم صعود کند.
اما مشکلات بسیاری برای تیم ملی بهوجود آمده و شاید همین مسائل، تمرکز را از بازیکنان بگیرد.
فکر نمیکنم مسائلِ خارج از زمین به داخل زمین بیاید. بچههای ما خیلی سختی کشیدند و اعصابشان خراب است، اما فوتبال قابل پیشبینی نیست. من مطمئنم که میتوانند کار بزرگ و ویژهای انجام بدهند.
و البته به مکزیک هم رفتند تا در کمپ تیخوانا مستقر شوند.
من مکزیک را گشتهام؛ کشورِ بسیار ارزانی است. از تیخوانا تا لسآنجلس، تنها ۳ ساعت فاصله است. همین موضوع باعث میشود تا تیم ملی برای حضور در دو بازی اول، مسافت زیادی را طی نکند. این به نفع تیم ملی خواهد بود.
شما از شهرِ تیخوانا هم شناخت دارید؟
آنجا هم رفتهام؛ همانطور که گفتم در مکزیک ارزانی است و این کشور بههمین دلیل قابل قیاس با آمریکا نیست. از این طرف مرز که به آن طرف میروی، انگار از بهشت به جهنم پا گذاشتهای. منظورم ارزانی در مکزیک و گرانی در آمریکا است.
کارتلهای مواد مخدر چطور؟ آنها نمیتوانند مشکلی برای ورزشکاران بهوجود بیاورند؟
تمام مواد مخدرِ آمریکا از مکزیک تأمین میشود. کارتلها از کوه فرار میکنند و خیلیهایشان را هم میگیرند. آنها برای تیم ملی خطری ندارند؛ ضمن اینکه یک بیانیه هم دادند و اعلام کردند مشکلی برای جام جهانی نمیسازند.
قبول دارید شرایطی که برای تیم ملی بهوجود آمده، قابلِ قیاس با دورههای قبل نیست؟
صد درصد. شرایطی که برای تیم ملی گذاشتهاند، برای قاچاقچیها هم نمیگذارند. این یک توهین است برای تمام ایرانیها. با این حال امیدوارم بچهها بروند و بهترین نمایش را ارائه بدهند.
بحث را کمی فنیتر کنیم؛ مدعیان اصلی قهرمانی جام جهانی ۲۰۲۶ چه تیمهایی هستند؟
وقتی ۴۸ تیم در مسابقات شرکت میکنند، انتخاب مدعیان قهرمانی کمی سخت میشود. همین چند روز قبل دیدید که هلند مقابل الجزایر شکست خورد و یا انگلیس تنها با اختلافِ یک گل نیوزلند را بُرد.
اما بالاخره هستند تیمهایی که سطحشان با بقیه متفاوت است. هم به لحاظ اسکواد و هم آمادگی و رنکینگ.
خب؛ کشورهای صاحبِ فوتبال همیشه مدعی هستند.
شما طرفدار چه تیمی هستید؟
من طرفدارِ فوتبالِ قشنگ هستم. یک موقعی روی برزیل و آلمان خیلی حساس بودم و بازیهایشان را به طور دقیق نگاه میکردم. الان فقط فوتبال قشنگ را میبینم.
یک سئوالِ شاید حاشیهای.
بفرمایید...
بعد از پایانِ جام جهانی ۱۹۷۸، چقدر پاداش گرفتید؟
وقتی از آرژانتین برگشتیم، بین ۱۶ تیم چهاردهم شدیم. ۷ میلیون دلار به ایران رسید که بین اعضای تیم تقسیم کردند. یادم میآید که به من ۲۰ هزار تومان رسید و به حشمت مهاجرانی که سرمربی بود، ۴۰ هزار تومان. البته پول آنچنانی نبود و فکر میکنم آن را هم ندادند یا ما نگرفتیم.
آیا درست است که برخی از بازیکنان بزرگ تیم ملی نظیر علی پروین، مرحوم ناصر حجازی و حسن روشن، مخالف بازگشت یکی از ستارهها به تیم ملی و حضورش در جام جهانی ۱۹۷۸ بودند؟
میدانم دربارهی پرویز قلیچخانی صحبت میکنید. قرار شد او بیاید؛ بهخصوص که در آمریکا برای یک تیم از سنخوزه بازی میکرد. مهاجرانی نظرش این بود که میتواند به ما کمک کند؛ بهشرطی که در چند بازی دوستانه برای ایران به میدان برود. قلیچخانی هم قبول نکرد.
همین؟
بعدها برادرِ یکی از مسئولان فدراسیون فوتبال که خانهاش در آمریکا بود، به منزل قلیچخانی رفت و دید که همچنان عکسهای مختلفِ سیاسی روی دیوارش است. بههمین دلیل، این حرفهایی که میگویند پروین و حجازی نگذاشتند قلیچخانی به تیم ملی برگردد، شایعه است.
اما برخی میگویند این دو بهدلیل بحثهایی دربارهی بازوبند کاپیتانی، مخالف حضور قلیچخانی بودند.
اصلاً اینطور نبوده. اگر هم بوده، من خبر ندارم و در جریان نیستم. با این حال بعید میدانم چنین شایعهای درست باشد. ما یک تیم ملی بودیم که بازیکنان همتراز و یکدل در آن حضور داشتند. یکی از دلایل صعودِ ما به جام جهانی نیز همین مورد بود.
این همه ستاره را چطور مدیریت میکردید؟
آنها نه پیشِ من میتوانستند پشتک و وارو بزنند، نه مهاجرانی. مطبوعات در اختیارِ مهاجرانی بود. اگر یک بازیکن میخواست خبری به رسانهها بدهد، شاخکهای او تکان میخورد. واقعاً آنها نمیتوانستند بیانضباطی کنند و البته بیانضباطی هم نمیکردند.
مطمئنید؟
بله.
پس ماجرای سیگارها چه بود؟
( کمی مکث میکند و متعجب میشود ) کدام سیگارها؟
برخی از بازیکنان تیم ملی که در اتاقهای خود سیگار میکشیدند...
ما مشکلی با این موضوع نداشتیم، اما در فرهنگِ ایرانیها خوب نبود. کرویف روزی ۲ بسته سیگار میگشید، اما این اتفاق در فرهنگ ما برای یک ورزشکار خوب نبود. یک بار قبل از جام جهانی قلیچخانی داشت سیگار میکشید، به او گفتم بینداز پایین. مهاجرانی هم به قلیچخانی گفت مشکلت را با شرفی حل کن.
اما همین که در اتاقشان سیگار میکشیدند، اتفاق خوبی نبود. قبول ندارید؟
اصلاً چه کسی این راز را به شما گفته؟
چون به رحمتِ خدا رفته، نامش را میگویم. مرحوم محمود یاوری که کنارِ تیم هم حضور داشت.
او باید امانتداری میکرد. حالا بگذارید من هم بگویم که یاوری چطور به جام جهانی ۱۹۷۸ آمد.
چطور؟
برای اینکه تشویقش کنیم، او را به آرژانتین بُردیم. حشمت حتی او را به تمرینات هم راه نمیداد. این موضوع را هم تکذیب نمیکنم؛ بازیکنِ سیگاری داشتیم، اما جلوی ماها نمیکشیدند.
بپذیرید که کارِ درستی نبود..
باز هم تکرار میکنم که جلوی ما حق نداشتند بِکشند. ضمن اینکه حکومت نظامی که راه نینداخته بودیم. در میان تمام تیمها هم وجود داشت، اما این در فرهنگِ ما جا نیفتاده بود.
در تنفس بازیکنان در طول بازی مشکلی بهوجود نمیآورد؟
بستگی داشت دیگر. تازه یک موضوع جالب هم بگویم؛ بعضی از بازیکنان بعد از مسابقات باشگاهی به دوستانشان میگفتند زغال را بگذار که دارم میآیم!
قلیان میکشیدند؟
قلیان؟ نه بابا. بهتر است ادامه ندهیم.
کارِ ما دارد به جاهای باریک کشیده میشود. سئوال بعدی را میپُرسم.
( میخندد ) بپرس.
با توجه به اینکه در آمریکا هم سکونت دارید، برنامهای برای تماشای بازیهای تیم ملی در ورزشگاه دارید؟
بلیتش ۲۳۰ میلیون است. نمیدانم بتوانم مسابقات را از نزدیک ببینم، یا نه. فعلاً هم که ایران هستم.