به گزارش ایرنا، این نشست روز سه شنبه همزمان با هفته محیط زیست در دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران مستقر در کرج برگزار شد و ابعادعلمی پدیده های گردوغبار، خشک شدن تالابها، تغییرات اقلیمی، ضرورت اصلاح قانون هوای پاک و اهمیت توسعه پوشش گیاهی کشور مورد بررسی قرار گرفت.
تغییر اقلیم پیچیده ترین چالش زیست محیطی
عضو هیأت علمی دانشکده منابع طبیعی دانسگاه تهران و متخصص مطالعات اقلیم در این نشست گفت: تغییر اقلیم به یکی از پیچیدهترین چالشهای زیستمحیطی جهان تبدیل شده و آثار آن در ایران به دلیل شرایط اقلیمی خاص کشور، شدیدتر از بسیاری از مناطق دنیا مشاهده میشود.
«پدرام عطارد» افزود: تشدید اثر گلخانهای که ناشی از فعالیتهای انسانی و مصرف گسترده سوختهای فسیلی است، عامل اصلی تغییرات اقلیمی محسوب میشود و باعث شده گرمای بیشتری در جو زمین حبس شود و روند گرمایش جهانی سرعت بگیرد.
وی با اشاره به دادههای اقلیمی کشور اظهار کرد: بررسیها نشان میدهد از سال ۱۳۶۶ تا سال ۱۳۹۶ میانگین دمای ایران حدود ۱.۳ درجه سانتیگراد افزایش یافته و این میزان حدود۲ برابر متوسط افزایش دمای جهانی در همین بازه زمانی است.
عطارد همچنین با اشاره به شرایط اقلیمی کشور گفت: ایران در زمره کشورهای کمبارش جهان قرار دارد و متوسط بارندگی سالانه آن حدود ۲۴۰ میلیمتر است در حالی که بیشتر کشورهای همسایه بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیمتر بارندگی دارند.
وی افزود: تنها حدود هفت درصد از مساحت ایران را جنگلها تشکیل میدهند و این موضوع اهمیت حفاظت از منابع جنگلی کشور را دوچندان میکند.
پسروی آب دریای خزر
در ادامه این نشست، مشاور پژوهشی معاونت محیط زیست دریایی و تالابهای کشور نیز گفت: بسیاری از مشکلات زیستمحیطی کنونی ناشی از مدیریت ناپایدار منابع آب و نادیده گرفتن پیامدهای محیطزیستی در برنامههای توسعهای است.
«حسین مرادی» با اشاره به وضعیت تالابهای کشور افزود: خشک شدن منابع آبی مانند دریاچه ارومیه و تالاب صالحیه پیامدهایی همچون شکلگیری کانونهای ریزگرد و کاهش کیفیت هوا را به دنبال داشته است.
وی همچنین کاهش سطح آب دریای خزر را یکی از تهدیدهای جدید برای تالابهای شمال کشور دانست و گفت: در کمتر از یک دهه گذشته سطح آب این دریا حدود ۲ متر کاهش یافته و در برخی مناطق عقبنشینی افقی آن به حدود ۱۵۰ متر رسیده است.
مشاور پژوهشی معاونت محیط زیست دریایی و تالابهای کشور در ادامه بیان کرد: هرگونه بهرهبرداری از طبیعت و منابع محیط زیستی حتی اگر با هدف توسعه و رشد اقتصادی انجام شود، آثار و پیامدهایی در حوزههای محیط زیست فیزیکی، زیستی ، اجتماعی و اقتصادی بر جای میگذارد و بیتوجهی به این پیامدها میتواند خسارتهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
وی گفت: یکی از مشکلات اساسی در بسیاری از برنامههای توسعهای این است که منافع کلان اقتصادی مورد توجه قرار میگیرد، اما حقوق و منافع جوامع بومی و محلی نادیده گرفته میشود؛ متاسفانه در حالی که زمانی جزو کشورهای پیشرو در حفاظت از تالابها بودیم، اکنون در زمینه تخریب و خشک شدن تالابها نیز در شمار کشورهای دارای شرایط بحرانی قرار گرفتهایم.
مرادی ادامه داد: تالاب صالحیه، دریاچه ارومیه و بسیاری از تالابهای دیگر نمونههایی از پیامدهای مدیریت ناپایدار منابع آب هستند که امروز آثار آنها به شکل ریزگردها، کاهش کیفیت هوا و تهدید سلامت شهروندان نمایان شده است.
مشاور پژوهشی معاونت محیط زیست دریایی و تالابهای کشور گفت: تالابهای ساحلی شمال کشور با تهدید جدیدی به نام پسروی آب دریای خزر روبرو هستند؛ پدیدهای که اکنون به یک بحران ملی تبدیل شده است.
وی افزود: تعداد تالابهای شناسایی و ثبتشده کشور که پیشتر ۲۲۹ تالاب بود، در حال افزایش است و به ۲۳۷ تالاب خواهد رسید؛ این موضوع نشان میدهد نگاه حفاظتی نسبت به تالابها در حال تقویت است.
مرادی با یادآوری اینکه بیش از ۴۰ تالاب انسانساخت، آبگیرها، مخازن سدها و برخی دشتهای آبگیر نیز در سالهای اخیر در فرآیندهای حفاظتی مورد توجه قرار گرفتهاند؛ گفت: در حالی که پیشتر در نظام مدیریت تالابها جایگاهی نداشتند.
وی افزود: در زمان حاضر ۲۷ تالاب ایرانی در فهرست کنوانسیون رامسر ثبت شدهاند و برنامهریزیها به گونهای است که این تعداد طی سه سال آینده به بیش از ۵۰ تالاب افزایش یابد؛ ایران از ظرفیتهای بسیار گستردهای در حوزه سواحل و دریا برخوردار است و تنها در سواحل جنوبی بیش از ۲ هزار کیلومتر خط ساحلی دارد.
مرادی ادامه داد: ایران از معدود کشورهایی است که به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، ظرفیتهای کمنظیری در حوزه دریایی دارد، اما بخش قابل توجهی از این ظرفیتها تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته است.
مرادی تاکید کرد: توسعه دریا محور تنها یک برنامه اقتصادی نیست بلکه موضوعی مرتبط با امنیت ملی نیز محسوب میشود؛ زیرا بخشهایی از سواحل جنوبی کشور از نظر جمعیتی و توسعهای هنوز خالی هستند و توجه به این مناطق میتواند به تقویت امنیت پایدار کشور کمک کند.
همچنین مدیر مطالعات تالاب صالحیه و معاون پژوهش و فناوری دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران گفت: زمانی که تالابهای کشور را با تالابهای مشابه در کشورهای همسایه مقایسه میکنیم، تفاوتهای آشکاری مشاهده میشود.
وی افزود: تالابهای مناطق مرزی در کشورهای اطراف، در بسیاری از موارد شرایط بهتری نسبت به تالابهای ایران دارند و این موضوع نشان میدهد که بخش مهمی از مشکلات کنونی به شیوه مدیریت منابع آب و سرزمین در کشور بازمیگردد.
منابع متحرک عامل آلودگی هوای کلانشهرها
عضو هیأت علمی گروه محیط زیست دانشگاه تهران نیز در این نشست با اشاره به منابع آلودگی هوا در کلانشهرها گفت: حدود ۷۰ درصد آلودگی هوای شهرهایی مانند کرج و تهران ناشی از منابع متحرک بهویژه خودروها است.
«مظاهر معینالدینی» افزود: علاوه بر آلایندگی ناشی از اگزوز خودروها، عوامل دیگری مانند فرسایش لاستیک، لنت ترمز و آسفالت نیز در تولید ذرات معلق نقش دارند که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
وی تأکید کرد: مدیریت صحیح ترافیک شهری، جانمایی مناسب مراکز خدماتی و ارتقای کیفیت پروژههای عمرانی میتواند در کاهش آلودگی هوا نقش مؤثری داشته باشد.
معین الدینی بیان کرد: آثار گرد و غبار تنها محدود به مدت زمان وقوع طوفان نیست؛ ممکن است طوفانی تنها چند دقیقه ادامه داشته باشد اما بخش قابل توجهی از ذرات معلق آن در محیط شهری باقی بماند؛ به دلیل وجود ساختمانها و زبری سطوح شهری، سرعت باد کاهش مییابد و بخشی از ذرات رسوب میکنند؛ این ذرات بعدها در اثر تردد خودروها و فعالیتهای شهری دوباره وارد هوا شده و پدیده تعلیق دوباره را ایجاد میکنند؛ به همین دلیل آثار یک طوفان گرد و غبار ممکن است تا زمان وقوع نخستین بارندگی ادامه داشته باشد.
عضو هیأت علمی گروه محیط زیست دانشگاه تهران یاد آورشد: نوسازی خودروهای فرسوده، نصب کاتالیستها، استفاده از فیلترهای جذب ذرات و کنترل آلایندههای صنعتی از جمله اقداماتی است که طی سالهای گذشته در دستور کار قرار گرفته است.
وی ادامه داد: در حوزه منابع ثابت نیز تلاشهایی برای کنترل انتشار آلایندهها از صنایع، پالایشگاهها، کارخانههای سیمان و معادن شن و ماسه انجام شده است؛ صنایعی که در محدوده کرج و تهران سهم قابل توجهی در انتشار آلایندهها دارند.
معینالدینی گفت: ۷۰ درصد آلودگی کرج و تهران ناشی از منابع متحرک است که بخشی از این آلودگی ناشی از احتراق و خروج آلایندهها از اگزوز خودروهاست اما بخش دیگری از آن به آلایندگیهای غیر اگزوزی از جمله فرسایش لاستیکها، لنت ترمزها، بدنه خودروها و همچنین فرسایش آسفالت معابر باز می گردد.
وی تاکید کرد: بسیاری از این منابع کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، در حالی که سهم قابل توجهی در تولید ذرات معلق دارند؛ ایجاد گرههای ترافیکی، جانمایی نامناسب مراکز خدماتی، آموزشی و تجاری و ضعف در مدیریت ترددها سبب افزایش ترافیک و در نتیجه افزایش آلودگی هوا میشود؛ شهرداریها میتوانند با سیاستهای تشویقی و بازدارنده، استقرار برخی کسبوکارهای پرتردد را به مناطق مناسبتر هدایت کنند و از تمرکز بیش از حد فعالیتها در نقاط خاص شهری جلوگیری کنند.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: همچنین ارتقای کیفیت اجرای پروژههای عمرانی، بهبود کیفیت آسفالت و کاهش فرسایش معابر نیز میتواند در کاهش تولید ذرات معلق نقش مؤثری داشته باشد؛ در مطالعات انجام شده برای شهر کرج، بیش از ۱۵۰ برنامه نرمافزاری و مدیریتی برای بهبود کیفیت هوا پیشنهاد شده است.
معین الدینی گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای البرز، همجواری با تهران و قرار گرفتن در پهنهای است که جمعیت بالایی را در خود جای داده است؛ استان البرز طی سالهای اخیر به یکی از مقاصد اصلی مهاجرت تبدیل شده و سالانه حدود ۸۰ هزار نفر به جمعیت این استان افزوده میشود.
وی بیان کرد: مهمترین ضرورت امروز استان البرز، مدیریت صحیح بارگذاری جمعیتی و صنعتی و افزایش تعلق خاطر شهروندان به محیط زندگی خود است؛ زیرا بدون مشارکت مردم و توجه به ظرفیتهای زیستمحیطی، حل چالشهای موجود امکانپذیر نخواهد بود.
ضرورت توسعه پوشش گیاهی
در ادامه نشست، عضو کارگروه ملی مقابله با بیابانزایی نیز بر اهمیت پوشش گیاهی در کنترل گردوغبار و حفظ منابع طبیعی تأکید کرد.
«علی طویلی»اظهار کرد: وجود پوشش گیاهی سبز علاوه بر تثبیت خاک، در جذب و ذخیره کربن، تعدیل دما، بهبود کیفیت هوا و حفظ چرخههای طبیعی اکوسیستمها نقش تعیینکنندهای دارد؛ منابع طبیعی اگرچه گاهی مظلوم واقع میشوند و کمتر مورد توجه قرار میگیرند، اما تأثیر آنها بر زندگی انسانها بسیار گسترده و بنیادین است و به همین دلیل نیازمند توجه بیشتر رسانهها، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی هستند.
وی اضافه کرد: گرد و غبار در محل شکلگیری موجب تخریب خاک و کاهش حاصلخیزی اراضی میشود و در مناطق مقصد نیز با نشستن بر سطح زمین، مزارع، پوششهای گیاهی و محیطهای شهری خسارتهای متعددی ایجاد میکند؛ خشکسالی، تغییر کاربری اراضی، سدسازیهای گسترده، کاهش جریان رودخانههای فرامرزی، تخریب تالابها و حتی پیامدهای جنگها از جمله عواملی هستند که در تشدید کانونهای گرد و غبار منطقهای نقش داشتهاند.
ظرفیت تولید گرد و غبار در ۱.۵ میلیون هکتار از تالابهای کشور
طویلی یاد آورشد: براساس آمارهای محیط زیست حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار هکتار از بستر تالابهای خشک یا نیمهخشک کشور مستعد تولید گرد و غبار هستند؛ تالابهایی نظیر هامون و برخی دیگر از پهنههای آبی کشور در صورت تداوم روند خشکی و کاهش ورودی آب میتوانند به کانونهای فعال گرد و غبار تبدیل شوند.
وی بیان کرد: در زمان حاضر حدود ۱.۴ میلیون هکتار از اراضی بیابانی کشور تحت عملیات مدیریتی، احیایی و تثبیت قرار گرفتهاند و طرحهای مختلفی برای کنترل بیابانزایی در این مناطق اجرا شده است؛ بخش عمده این اقدامات در مناطق جنوبی و غربی استان به ویژه شهرستانهای اشتهارد و نظرآباد اجرا شده و توسعه پوششهای گیاهی در این مناطق آثار مثبتی در کاهش فرسایش بادی و تثبیت خاک داشته است.
طویلی گفت: با توجه به محدودیت اعتبارات و کمبود نیروی انسانی، موفقیت در حفاظت از منابع طبیعی تنها از طریق مشارکت فراگیر و مسئولیتپذیری اجتماعی امکانپذیر خواهد بود و لازم است همه بخشهای جامعه در این زمینه نقش خود را ایفا کنند.
هدر رفت بخشی از پسماندهای چوبی
مدیر گروه علوم و صنایع چوب و کاغذ دانشکده منابع طبیعی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران نیز درادامه گفت: پسماندهای چوبی کرج ظرفیت تبدیل شدن به الگوی ملی بازیافت را دارند.
«حمید زارع حسینآبادی» افزود: متاسفانه بسیاری از این پسماندهای چوبی دور ریخته می شود بطوریکه سالانه حجم بسیار زیادی از پسماندهای کشاورزی و گیاهی در کشور تولید میشود که بخش قابل توجهی از آن یا سوزانده میشود یا بدون استفاده مناسب از بین میرود.
وی گفت: در برخی موارد مانند بقایای نیشکر، پس از برداشت محصول بخشی از این پسماندها سوزانده میشوند تا عملیات کشت بعدی تسهیل شود؛ هرچند درباره آثار این روش بر خاک و کشاورزی باید متخصصان آن حوزه اظهار نظر کنند.
زارع حسینآبادی اضافه کرد: از نگاه صنایع چوب و کاغذ، بسیاری از این بقایا میتوانند به مواد اولیه ارزشمند برای تولید محصولات مختلف تبدیل شوند و به جای تبدیل شدن به پسماند، وارد چرخه تولید شوند.
وی به ظرفیت برخی گونههای گیاهی مقاوم به خشکی اشاره کرد و گفت: یکی از گونههایی که میتواند در آینده نقش مهمی در تأمین مواد اولیه صنایع چوب و کاغذ داشته باشد، درخت استبرق نیست بلکه گونهای مقاوم به خشکی و شوری است که در مناطق کمآب کشور قابلیت توسعه دارد.
این استاد دانشگاه افزود: این گونه گیاهی نیاز آبی بسیار اندکی دارد، شرایط سخت اقلیمی و شوری خاک را تحمل میکند و از بخشهای مختلف آن میتوان در صنایع مختلف از جمله صنایع چوب و کاغذ استفاده کرد.
ضرورت توجه به بقایای حاصل از هرس درختان شهری
زارع حسین آبادی تصریح کرد: با توجه به بحران کمآبی کشور، توسعه چنین گونههایی میتواند بخشی از نیاز چوب کشور را بدون فشار بر جنگلها و منابع طبیعی تأمین کند.
وی با اشاره به مناطق مستعد کشت این گونهها گفت: این ظرفیت بیشتر در مناطق جنوبی کشور از جمله سواحل مکران، استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان و بخشهایی از خوزستان قابل استفاده است و شرایط اقلیمی استان البرز برای توسعه گسترده آن چندان مناسب نیست.
وی افزود: توسعه این گونهها علاوه بر تأمین مواد اولیه صنایع چوب، میتواند در تثبیت خاک، کاهش روند بیابانزایی و استفاده بهینه از اراضی کمبازده نیز مؤثر باشد.
سالانه تا ۲ هزار تن سرشاخه شهری تولید میشود
مدیر گروه علوم و صنایع چوب و کاغذ دانشگاه منابع طبیعی با اشاره به ظرفیتهای مغفول پسماندهای شهری اظهار کرد: یکی از منابع ارزشمند و کمتر مورد توجه، سرشاخهها و بقایای حاصل از هرس درختان شهری است.
وی افزود: براساس برآوردهای انجام شده، سالانه بین یکهزار و ۵۰۰ تا ۲ هزار تن سرشاخه و بقایای هرس فضای سبز تنها در یک شهر تولید میشود که بخش عمده آن متأسفانه دفن یا دور ریخته میشود؛ این در حالی است که این مواد میتوانند به عنوان ماده اولیه برای تولید فرآوردههای چوبی، کمپوست، محصولات سلولزی و بسیاری از صنایع دیگر مورد استفاده قرار گیرند.
زارع حسین آبادی با تأکید بر ارزش اقتصادی ضایعات چوبی گفت: پسماندهای چوبی در واقع یک منبع ارزشمند و نوعی طلای سبز محسوب میشوند که تاکنون بهرهبرداری مناسبی از آنها صورت نگرفته است.
این عضو هیات علمی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: تنها در شهر کرج سالانه مقادیر زیادی پسماند چوبی تولید میشود که بیشتر آن بدون استفاده مؤثر از چرخه خارج میشود.
مدیر گروه علوم و صنایع چوب و کاغذ دانشگاه منابع طبیعی اظهار کرد: دانشگاه در همکاری با شهرداری کرج، اتحادیه مبلمان و سایر نهادهای مرتبط به دنبال طراحی یک زنجیره کامل جمعآوری، بازیافت و ارزشافزایی پسماندهای چوبی است.
بحران زیست محیطی در تالاب صالحیه
مدیر مطالعات تالاب صالحیه استان البرز نیز در این نشست با اشاره به وضعیت این تالاب گفت: تالاب صالحیه که پیشتر نقش مهمی در کنترل گردوغبار منطقه داشت، امروز به دلیل کاهش سطح آبهای زیرزمینی، سدسازی و کاهش ورودی آب با بحران جدی مواجه شده است.
«کامران رضایی» با اشاره به وضعیت این تالاب گفت: تالاب صالحیه که میتوانست یک اکوسیستم ارزشمند و مؤثر در تعادل زیستمحیطی منطقه باشد، امروز به یکی از چالشهای مهم زیستمحیطی استانهای البرز و قزوین تبدیل شده است.
خشک شدن تالاب ها با سدسازی و افت آب های زیر زمینی
وی افزود: چرای بیرویه دام، افت سطح آبهای زیرزمینی، آلودگیهای محیطی و کاهش پوشش گیاهی منطقه از جمله عوامل مؤثر در تخریب تالاب بودهاند؛ چهار رودخانه اصلی که پیشتر به تالاب صالحیه وارد میشدند، اکنون در مسیر خود با سدهای متعدد مواجه شدهاند و همین مسئله سبب کاهش جدی حقابه تالاب شده است.
رضایی گفت: این تالاب هیچگاه در رده تالابهای دارای تنوع زیستی بسیار بالا قرار نداشته است، اما نقش بسیار مهمی در کنترل فرسایش بادی و جلوگیری از توسعه بیابانزایی در منطقه ایفا میکرد؛مهمترین کارکرد تالاب صالحیه ایجاد یک سد طبیعی در برابر حرکت کانونهای گرد و غبار به سمت مناطق شهری بود، اما امروز بستر خشک این تالاب خود به یک منبع تولید ریزگرد تبدیل شده است.
مدیر مطالعات تالاب صالحیه تصریح کرد: در شرایط کنونی، گرد و غبار ناشی از بستر خشک تالاب میتواند مناطق وسیعی از شرق استان البرز، کرج و حتی تهران را تحت تاثیر قرار دهد؛ در جلسات تخصصی متعددی که با حضور دستگاههای مختلف برگزار شده، بر ضرورت حذف کانال زهکش و بازگرداندن شرایط طبیعی تالاب تأکید شده است.
رضایی افزود: حتی در نشستهای مشترک با مسوولان بخش کشاورزی استان قزوین نیز بر لزوم اجرای این اقدام توافق شده اما به دلیل قرار گرفتن بخشهایی از تالاب در ۲ استان البرز و قزوین و تعدد دستگاههای مسوول، هنوز وارد مرحله اجرایی نشده است.
وی گفت : در اکوسیستمهای خشکی، زمانی که گونهای مانند یوزپلنگ در معرض خطر قرار میگیرد، حساسیت اجتماعی و رسانهای گستردهای شکل میگیرد اما در مورد آبزیان چنین حساسیتی وجود ندارد و بسیاری از گونهها در سکوت به سمت انقراض حرکت میکنند.
معاون پژوهش و فناوری دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران گفت: اکنون نگرانیهای جدی درباره آینده ماهیان خاویاری وجود دارد و اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ممکن است طی سه تا پنج سال آینده عملا اثری از جمعیت طبیعی برخی گونههای ماهیان خاویاری در دریای خزر باقی نماند.