13:00 - 1405/02/22
کد خبر: 86150038
خاطرات مربیان امورتربیتی از معلم شهید در «قهرمان کوچه شاه‌حسین»

تهران- ایرنا- کتاب «قهرمان کوچه شاه‌حسین»؛ روایت زندگی معلم شهید محمدحسن اسماعیلی است؛ شهیدی که هنوز بچه‌های امورتربیتی دهه ۶۰ خاطراتی فراموش‌نشدنی از مربی‌گری او دارند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، کتاب «قهرمان کوچه شاه‌حسین» قصه زندگی یک معلم شهید است؛ کسی که قدیمی‌های فوتبال ورامین، محمدحسن را به عنوان یک ورزشکار و فوتبالیست، خوب می‌شناختند. هنرمندان، بازیگری و هنرنمایی‌اش را در نمایش‌های دانش‌آموزی دیده بودند اما بچه‌های امورتربیتی دهه ۶۰ خاطراتی فراموش‌نشدنی از مربیگری او دارند.
اسماعیلی در هفدهم مرداد ۱۳۴۲ در شهرستان ورامین به دنیا آمد، تا پایان دوره متوسطه در رشته اتومکانیک درس خواند و دیپلم گرفت. او معلم قرآن بود، به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و در هفتم بهمن ۱۳۶۵ در سد دز بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
محمدحسن مربی پرورشی بود. او دانش آموزان را فرزندان خود می دانست. خارج از مدرسه هم معلم بود؛ معلم در محله، معلم در مسجد، معلم در اردو و معلم در جبهه. دانش‌آموزان دهه ۶۰ که اکنون هر کدام سن و سال‌ دارند و اهل و عیالوار و در مناصب مختلف مشغول خدمت هستند، اذعان دارند محمدحسن اسماعیلی در دوران نوجوانی برای آن‌ها پدری کرد و امروز مدیون تعالیم و زحمات تربیتی او هستند.
کتاب قهرمان کوچه شاه‌حسین در ۱۵۲ صفحه توسط انتشارات رسول آفتاب به چاپ رسیده است.

قسمتی از کتاب
فاطمه گفت «حسن توی عملیات رمضان مجروح و توی بیمارستان ۲۹ بهمن تبریز بستری شد. نمی‏دونم بار سوم بود یا چهارم که حسن رو عمل می‏کردن. بابا توی راهرو پشت در اتاق‌عمل قدم می‏‌زد. ما همه تسبیح‌‏به‌‏دست ذکر می‏‌گفتیم. دل توی دلمون نبود. من به مامان دلداری می‌‏دادم که الحمدلله خطر برطرف شده. چیزی نیست. نگران نباش. دکتر گفت این عمل آخر، لازمه. دلم نمی‌‏خواست جلوی خواهرها و مامان و بابا ناراحت باشم. می‏‌خواستم بهشون روحیه بِدم، ولی دل خودم مثل سیر و سرکه می‌‏جوشید.
رفتم تو محوطه‌ بیمارستان تا کمی حال‏ و ‏هوام عوض بشه. مامان رو هم بردم توی حیاط و روی نیمکت نشستیم. باد سرد پاییزی کمی حالم رو بهتر کرد. مامان طاقت نیاورد و دوباره برگشتیم توی بخش. حسن رو از اتاق ریکاوری به بخش آوردن. بعد از نیم ساعت به هوش اومده بود. وقتی دیدیم حالش خوبه، نفس راحتی کشیدیم. می‌‏دونستیم عملش خیلی سخت بود، بااین‌‏حال برای این‌که ما نگران نباشیم، به ما روحیه می‌‏داد و می‌‏گفت "خدا رو شکر حالم خوبه." اما رنگ‏ رخساره نشان از حال درونش می‏‌داد. دکتر اومد و گفت "این قهرمان ما شانس آورد و خدا کمکش کرد وگرنه چیزی نمونده بود که پاش قطع بشه. از عضله‌ پای چپ برداشتیم و به پای راست پیوند زدیم».
موسسه فرهنگی هنری رسول آفتاب با اجرای طرح «آموزگاران شهادت» اقدام به جمع‌آوری خاطرات معلمان شهید و چاپ خاطرات هر معلم در قالب یک کتاب کرده است که تاکنون کتاب‌های «مدیر مدرسه شریعت»، «ژیان آقای دبیر»، «قهرمان کوچه شاه‌حسین»، «امانت امامزاده طاهر»، «با سفیران دهه ۶۰» و «سنگرهای عزیز» منتشر شده است.