به گزارش ایرنا از انتشارات رسول آفتاب، کتاب «مدیر مدرسه شریعت» داستان زندگی معلم شهید محمد ترابنژاد، یکی از معلمان جهادی استان مازندران و شهرستان ساری است که به قلم رحیم مخدومی در ۱۴۴ صفحه نوشته شده و انتشارات «رسول آفتاب» آن را منتشر کرده است.
محمد در دهه چهل معلم میشود و در آن فضای خفقانی طاغوت، کارهایی انجام میدهد، شگفتانگیز؛ کارهایی که از یک شهروند جمهوری اسلامی انتظار میرود. چون در نظام جمهوری اسلامی زمینه برای روحیه جهادی افزایش پیدا کرد. الگوها فراوان و تشویقها فراوان شد اما در دهه چهل که خبر از اینها نبود و نه تنها خبری نبود بلکه موانع زیاد بود. اقدامات جهادی شهید محمد ترابنژاد شگفتانگیز است.
یکی از مواردی که ایشان به آن ورود پیدا میکند، مبارزه با بهائیت است. در این مبارزه تا جایی پیش میرود که ساواک مطلع شده و عکسالعمل نشان میدهد. بهائیت، زائیده ساواک و ساواک، زائیده صهیونیسم است. به همین دلیل ممانعتها از طرف ساواک شروع میشود؛ اذیتها، بازداشتها، احضارها و بازجوییها.
محمد ترابنژاد در عین این فعالیتها یک معلم است. چشم انتظار نمیماند تا هرکس ثبت نام کرد و دانشآموز شد، مسئولیت تعلیم و تربیتش را برعهده بگیرد؛ خیر. او چون طبیبی دوار دنبال بیمارش می گردد. اتفاق شیرینی که رخ میدهد این است؛ یکی از بچههای روستا، چوپان بوده و خانواده اجازه نمیداد به مدرسه بیاید. با پادرمیانی محمد، او دانشآموز میشود و جالب اینکه بعدها به مقام معلمی و مدیریت همان مدرسه میرسد و جای خالی محمد ترابنژاد را پُر میکند.
آوازه فعالیتهای محمد ترابنژاد به گوش مقام معظم رهبری در مشهد مقدس میرسد و یک روز اتفاقاً تشریف میبرند ساری و در مسجد جامع ساری با این شهید و جوانهایی که با او فعالیت میکردند، جلسه میگذارند و گفتوگو میکنند و گزارش میگیرند. حضرت آقا جنسشناس بوده و این افراد را شناسایی و حمایت میکرد.
شهادت ترابنژاد هم مثل زندگیاش خیلی زیباست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، با کمک دوستان خود، چندین ماشین مرکبات، بار میزند و در تعطیلات نوروز راهی جبهه میشود تا کام رزمندگان را شیرین کند. کاروان او در جبهه آبادان توسط هواپیمای دشمن بمباران میشود و محمد به شهادت میرسد.
یکی از خاطرات کتاب را مرور میکنیم: مسجد، اولین پایگاه اجتماعیاش بود. غروبها میآمد آنجا و چون جاذبه داشت، جماعتی را هم با خودش میآورد. حضور انفرادیاش تبدیل میشد به حضور گروهی و اجتماعی. مسجد، تبدیلشده بود به پاتوق او و دوستانش. همه میدانستند غروب که میشود، هرجا که هستند، خودشان را میرسانند مسجد. همدیگر را میبینند. حالی از هم میپرسند. از اوضاع مملکت باخبر میشوند و برای فردا و فرداها برنامهریزی میکنند.
همین مسجد، مقدمهای شد برای تاسیس مدرسه. محمد در آن دورهمیهای مسجد، متوجه شد نیاز به یک پایگاه بیست و چهار ساعته دارد؛ پایگاهی که در اختیار خودش باشد؛ هر وقت لازم شد، با دوستانش جلسه بگذارد و از همه مهمتر؛ دانشآموزان را از کودکی تربیت اسلامی کند. بهمحض تأسیس مدرسه، خانوادههای مذهبی استقبال کردند. سوابق مسجد و آشنایی با اخلاق و منش او، عاملی شد برای استقبال از مدرسه.
مدرسه، برکات زیادی داشت. یکی از برکاتش پرورش دانشآموزان انقلابی بود. تهیه، تکثیر و پخش اعلامیه، تهیه و پخش رساله امام خمینی(ره)، شرکت در تظاهرات و راهپیماییها و فعالیتهای دیگر، توسط همین بچهها انجام میشد. اینها نتیجه همان تربیت انقلابی در مدرسه بود. طوری شد که ساواک رفتهرفته حساس شد و مدرسه را زیر نظر گرفت. گاهوبیگاه معلمهای مدرسه را احضار میکرد و مورد بازجویی قرار میداد. در همین بازجوییها بود که توانستند با ایجاد رعب و وحشت، یکی از نیروهای مدرسه را شکار کنند.
موسسه فرهنگی هنری رسول آفتاب با اجرای طرح «آموزگاران شهادت» اقدام به جمعآوری خاطرات معلمان شهید و چاپ خاطرات هر معلم در قالب یک کتاب کرده است که تاکنون کتابهای «مدیر مدرسه شریعت»، «ژیان آقای دبیر»، «قهرمان کوچه شاهحسین»، «امانت امامزاده طاهر»، «با سفیران دهه ۶۰» و «سنگرهای عزیز» منتشر شده است.
11:30 - 1405/02/23
کد خبر: 86150101
«مدیر مدرسه شریعت» و شهیدی که مسجد را مقدمه تاسیس مدرسه قرار داد
۲۱ مهر ۱۴۰۳، ۱۵:۵۲
کد خبر:
85625529
تهران- ایرنا- کتاب «مدیر مدرسه شریعت» داستانی از زندگی معلم شهید محمد ترابنژاد است؛ معلمی که مسجد را مقدمهای برای تاسیس مدرسهای قرار میدهد تا دانشآموزان را با تربیت اسلامی آشنا کند.