08:00 - 1405/02/22
کد خبر: 86150194
جنگ با توییت‌ ترامپ اداره نمی‌شود/ قدرتی که ایران پیدا کرد بین متحدان آمریکا شکاف انداخت

تهران - ایرنا - فعال اصلاح‌طلب با بیان اینکه جنگ با توئیت‌های ترامپ اداره نمی‌شود، گفت:جنگ اخیر ایران را به "قبل و بعد" از کنترل تنگه هرمز از جهت کسب برگ‌های برنده در مذاکره تقسیم کرد، قدرتی که کشورمان پیدا کرد حتی باعث شکاف در جبهه متحدان آمریکا شد.

«غلامعلی رجائی» روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار سیاسی ایرنا، گفت: همانگونه که در اظهارات کارشناسان مسلط دیده می‌شود رو کردن کارت تنگه هرمز حتی از بمب اتم هم برای غربی‌ها بدتر بود و علیرغم تبلیغات، آمریکا نه تنها نتوانست به اهداف مورد نظر خود در جنگ برسد بلکه در باز کردن تنگه هرمز نیز ناکام ماند.

مشاور رسانه‌ای شهردار پیشین تهران با تاکید بر اینکه با وجود تمام تلاش‌های ترامپ و متحدان وی، افکار عمومی جهان رئیس‌جمهور آمریکا را پیروز میدان نمی‌داند، اظهار داشت: حتی مردم آمریکا نیز هنگام پر کردن باک خودروهای خود این واقعیت را دریافته‌اند که ترامپ نتوانست نقشه‌های خود را عملی کند، هرچند وی ظرف دو هفته، ۲۰۰ توئیت می‌زند! اما واقعیت این است که جنگ با توئیت‌های ترامپ اداره نمی‌شود. البته ممکن است در فراز و فرود مقطعی بازار بورس و قیمت نفت تاثیر بگذارد اما نمی‌تواند در بلندمدت موثر باشد. آمریکا هرچند قدرت برتر نظامی در جهان و منطقه است و در این جنگ نیز پیشرفته‌ترین ادوات نظامی خود را نیز به منطقه آورد و به نوعی لشکرکشی کرد اما در جنگ با ایران وامانده شد و چاره‌ای جز توافق ندارد.
جنگ اخیر ایران را به ماقبل و مابعد کنترل تنگه هرمز تقسیم کرد
این فعال اصلاح‌طلب در پاسخ به این پرسش که با این اوصاف آیا ایرانِ پساجنگ را قدرت منطقه‌ای می‌دانید یا فرامنطقه‌ای؟ اظهار داشت: جنگ اخیر ایران را به قبل و بعد از کنترل تنگه هرمز از جهت کسب برگ‌های برنده در مذاکره تقسیم کرد، این قدرتی که ایران پیدا کرد حتی باعث شکاف در جبهه متحدان آمریکا نیز شد و توانست ایران را به قدرت منطقه تبدیل کند.

وی با تاکید بر اینکه این دستاورد بزرگ حاصل ۷۰ روز مقاومت برابر دو قدرت وحشی مانند آمریکا و اسرائیل است، گفت: البته نباید از این نکته غفلت کنیم که وقتی ایران به قدرت مسلم منطقه‌ای تبدیل شده است می‌تواند از این کارت در معادلات فرامنطقه‌ای نیز بهره‌مند شود و دیگر هیچ قدرتی نمی‌تواند به سادگی ایران را مورد تهدید قرار دهد. همچنین شکست آمریکا در عملیات جنوب اصفهان نیز نقش موثری در قدرت فرامنطقه‌ای ایران دارد زیرا این عملیات یکی از نقاط عطف تاریخ نبردهای ایران و آمریکا است.
شکست عملیات اصفهان و کنترل تنگه هرمز جایگاه ایران را در منطقه و فرامنطقه تغییر داد
رجایی ادامه داد: هر چند در این جنگ آسیب‌های زیادی دیدیم و رهبر و فرماندهان ما شهید شدند اما این دو برگ برنده -عملیات جرقویه اصفهان و کنترل تنگه هرمز - برای همیشه جایگاه ایران را در منطقه و فرامنطقه تغییر داد. زیرا در عملیات جرقویه ابرقدرت جهانی شکست خورد و در حوزه تنگه هرمز نیز ایران صرفا با کشورهای منطقه‌ای مواجه نیست بلکه عبور ۲۰ درصد نفت جهان از این منطقه و کنترل آن قدرت ایران را به رخ جهانیان کشاند.

مشاور رسانه‌ای شهردار پیشین تهران در تحلیل نگرش سایر ملت‌ها به کشورمان پس از جنگ اخیر گفت: این جنگ باعث همبستگی در برخی کشورهای اروپایی علیه آمریکا شد و در بسیاری از رسانه‌های جهان نیز منعکس شد. همبستگی مذکور صرفا در سطح مردم اروپا نبود و در بین چهره‌های فرهنگی سیاسی و حتی برخی پارلمان‌های آنها نیز دیده شد. معترضان اروپایی خطاب به ترامپ می‌گویند اگر قدرت نیروی دریایی ایران را نابود کرده‌ای پس چرا نمی‌توانی هرمز تنگه را باز کنی؟ چرا ایران همچنان در حال صادر کردن نفت خود است؟ پرسش‌هایی از این دست از سوی ترامپ و دولت وی بی‌پاسخ مانده است.
فاجعه مدرسه میناب، سومین جنایت بعد از هیروشیما و حلبچه است
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به فاجعه مدرسه میناب تصریح کرد: قتل عام دانش‌آموزان و کارکنان آن مدرسه به تعبیر برخی ناظران، سومین جنایت جهانی بعد از هیروشیما و حلبچه است. یعنی جنایتی است که بعد بین‌المللی پیدا کرده است و باید تا مدت‌ها از این ظرفیت برای حفظ ایستادگی خودمان و نشان دادن مظلومیت ایرانیان در این جنگ نابرابر استفاده کنیم. بر این اساس ظرفیتی مانند مدرسه میناب در رسیدن ایران به اهداف تبلیغی و رسانه‌ای خود و محکوم کردن تهاجم آمریکا و اسرائیل نقش ویژه‌ای دارد.
وی در ارزیابی راهکارهای پیش روی دولت برای کنترل وضعیت «نه جنگ و نه صلح» فعلی که صاحب نظران از آن به عنوان «ترور آینده» یاد کرده‌اند، گفت: اکنون که با هم گفتگو می‌کنیم هنوز به صلح پایداری که شبح جنگ را برای همیشه از کشورمان دور کند نرسیده‌ایم و احتمال حمله مجدد وجود دارد هر چند شخصا فعلا احتمال این مسئله را بالا نمی‌دانم. اما به هر حال در این وضعیت باید دو دستور کار به صورت توامان پیگیری شود. در عرصه اقتصادی بهتر است دولت توجه خود را از طرح‌های توسعه‌ای بلندمدت به اقدامات کوتاه مدت متمرکز کند و بیشتر به فکر معیشت مردم باشد به عنوان مثال مبلغ کالابرگ را افزایش دهد و قیمت‌ها را کنترل کند.

رجایی ادامه داد: در حوزه اجتماعی نیز دولت باید در زمینه تاب‌آوری بیشتر مردم با همکاری دستگاه‌های تبلیغاتی برنامه‌ریزی مدون رسانه‌ای داشته باشد. مثلا شخص رئیس‌جمهور نباید در زمینه صرفه‌جویی برق به مردم توصیه کند بلکه این توصیه حداقل باید از سوی وزیر نیرو انجام شود. وقتی این مسائل به درستی در رسانه‌ها آموزش داده نمی‌شود، شخص رئیس‌جمهور ناگزیر می‌شود به طور مستقیم وارد ماجرا شود، بنابراین رسانه‌ها باید با مردم وارد گفتگو شوند و به آنها بگویند در شرایطی که کشور در وضعیت «نه جنگ نه صلح» قرار دارد باید در مصارف منابع صرفه‌جویی بیشتری کنند تا جامعه بتواند از این مرحله عبور کند. البته در دشواری اداره کشور در این ایام تردیدی نیست و باید به دولت نمره خوبی در این زمینه داد.
هدف آمریکا از محاصره دریایی ایجاد آشوب‌های خیابانی است
مشاور رسانه‌ای شهردار پیشین تهران با اشاره به ضرورت استفاده جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت همسایگی برای خنثی کردن شرارت دریایی آمریکا گفت: دولت باید با تلاش بیشتر در زمینه وارد کردن کالا از کشورهای همسایه مانند پاکستان بتواند از ایجاد هرگونه فشار معیشتی بر مردم پیشگیری کند. برخی ناظران بر این باور هستند که هدف آمریکا از محاصره دریایی، رقم زدن کمبود و قحطی در ایران، به هم ریختن اوضاع داخلی و ایجاد آشوب‌های خیابانی است که قاعدتا دولت برای پیشگیری از این وضعیت نیز باید تدابیر لازم را بیندیشد.
وی در پاسخ این پرسش که مردم هر شب کف خیابان با سردادن شعارهایی از نیروهای مدافع وطن حمایت ‌کردند، مسئولان پس از جنگ چگونه می‌توانند قدردان آنها باشند؟ بیان کرد: یکی از مسائلی که در این زمینه باید مورد توجه جدی قرار گیرد مساله اینترنت است و باید هر چه زودتر موانع محدودیت‌هایی آن که باعث آسیب و زیان به بخشی از مردم شده است، برطرف شود. حفظ اعتماد مردم تا حدودی در گرو حفظ سرمایه مالی آنها است و اکنون اینترنت برای بخشی از مشاغل که جمعیتی چند میلیون نفری را در برمی‌گیرد، حکم هوا را دارد، البته این مسئله به معنای عدم کنترل نیست.
این فعال اصلاح‌طلب در ارزیابی چگونگی بهره‌گیری از ظرفیت جانفدایان در دوران پساجنگ برای ترمیم ظرفیت‌های زیرساختی و تولیدی کشور تصریح کرد: پویش «جانفدا برای ایران» پویش موفقی بود و بیش از ۳۱ میلیون نفر از جمعیت در داخل و خارج از کشور به آن پیوستند اما این ظرفیت نباید یک بار مصرف باشد و اسیر عدد و شکل شود. من یکی از نخستین افرادی بودم که به این پویش پیوستم و در روزهای اول جنگ یادداشتی نوشتم درباره اینکه دولت آقای پزشکیان باید بتواند مانند دولت شهید رجایی از هم اکنون به فکر بازسازی باشد و ساختمان کلانتری، بسیج، درمانگاه و کارخانه‌هایی که آسیب دیده‌اند را بلافاصله با کمک مردم ترمیم کند.
بنیاد جانفدا برای بازسازی‌های پساجنگ تشکیل شود
رجائی با تاکید بر اینکه دولت باید بتواند بسیج جانفدا را به سمت بازسازی تاسیسات و خانه‌های آسیب دیده ببرد و بتواند از این ظرفیت ۳۰ میلیون نفری استفاده کند، گفت: این پویش نباید محدود به دوران جنگ شده و صرفا مصرف تبلیغی و رسانه‌ای داشته باشند. برای این کار باید بنیاد جانفدا راه‌اندازی شود تا بررسی کنند چه فردی در کدام بخش می‌تواند مفید باشد و دولت بر اساس نیاز از آن افراد استفاده کند. در زمینه بررسی و پالایش این مساله دانشگاه‌ها می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند و جانفدایان را به سمت یک خروجی عملی ببرند، به خصوص که اکنون دانشگاهها تقریبا تعطیل هستند و تاحدودی مشغله‌های زمان عادی را ندارند.

مشاور رسانه‌ای شهردار پیشین تهران در ارزیابی عملکرد بیش از ۲ ماهه دولت در تامین کالاهای اساسی مورد نیاز مردم تصریح کرد: عملکرد دولت در این دوران به گونه‌ای بود که اصلا احساس نکردیم که جنگ بود زیرا در فروشگاه‌ها و پمب بنزین‌ها ازدحام جمعیت یا کمبودی نبود البته در این زمینه تدبیر خوب دولت در زمینه «تفویض اختیارات» به استانداران و وزرا بسیار کارگشا بود. مسئولان حمله دشمن را پیش‌بینی می‌کردند بنابراین کالاهای اساسی را ذخیره کردند و خدمات دولت در این حوزه از برگ‌های درخشان دوران جنگ بود.
تفویض اختیارات به وزرا و استانداران از ویژگی‌های مهم دولت چهاردهم است
این تحلیلگر سیاسی با بیان اینکه تفویض اختیارات به وزرا و استانداران از ویژگی‌های مهم دولت چهاردهم است، اظهار داشت: هر چند وقتی اختیارات تفویض شود ممکن است در بدو امر نظر رسد در زمینه هماهنگی وظایف مشکل ایجاد ‌می‌شود اما در نهایت این تصمیم برای اداره امور کشور مفیدتر است و اگر از سطح وزرا به معاونان و مدیران کل نیز تسری پیدا کند بسیار بهتر خواهد بود. ریشه تصمیم‌گیری در زمینه تفویض اختیارات در دولت چهاردهم این است که رئیس‌جمهور از بهارستان به پاستور رفت و سابقه چهار دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی را در کارنامه خود داشت و قاعدتا نیازهای کف جامعه را در ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به خوبی می‌شناخت با عملی کردن این ایده توانست نتیجه خوب هم بگیرد.
رجایی در پایان با تاکید بر اینکه رئیس‌جمهور نباید تفویض اختیارات به وزرا و استانداران را مربوط به دوران جنگ کند، تصریح کرد: باید با تداوم این تصمیم در پساجنگ انجام امور مربوط به مردم تسهیل شود و حتی تفویض اختیارات به استانداران بیشتر شود تا آنها بتوانند با یکدیگر تعامل بیشتری کنند، در صادرات و واردات به یکدیگر کمک کنند و مشکلات استان‌ها را بدون ابرام مرکز حل کنند.