به گزارش ایرنا، در قلمرو وسیع گیاهان معطر جهان، جایی که عطرها روایتگر داستانها و رایحهها، راز جاودانگی را بازگو میکنند، گل محمدی چونان سلطان گیاهان معطر برتخت نشسته است، این گل پرآوازه، که در قلب فرهنگ و سنت ایرانی ریشه دوانده، تنها به خاطر عطر دلانگیز و زیبایی خیرهکنندهاش شناخته نمیشود، بلکه مجموعهای شگرف از خواص دارویی، درمانی، صنعتی و غذایی را در بطن خود نهفته دارد.
از کاربردهای سنتی در طب سنتی و آرامشبخشی گرفته تا نقش کلیدی در صنعت عطرسازی مدرن و از افزودن طعمی دلپذیر به غذاها تا حضور در سبد محصولات صنایع غذایی، گل محمدی نمادی از گنجینههای طبیعی است که ارزش آن در طول قرنها همچنان رو به افزایش بوده است. این گزارش، سفری است به دنیای این گل ارزشمند، کاوشی در ظرفیتها و چالشهای تولید آن، و نگاهی به جایگاه ویژهاش در اقتصاد و فرهنگ.
استان مرکزی، با داشتن یکهزار و ۶۰۰ هکتار سطح زیر کشت و تولید سالانه پنج هزار و ۸۰۰ تن گل تر، نه تنها یکی از قطبهای اصلی تولید گل محمدی در کشور و جهان است، بلکه با میانگین برداشت چهار تن در هکتار، از میانگین سه تنی کشور نیز پیشی گرفته و رتبه پنجم تولید را به خود اختصاص داده است.
منطقه خاوه اردهال در دلیجان، با برخورداری از بزرگترین گلستان گل محمدی خاورمیانه و کیفیتی بینظیر که گلاب آن زبانزد خاص و عام و حتی برای ارتقای کیفیت محصولات سایر مناطق استفاده میشود، پتانسیل بیبدیلی برای تبدیل شدن به قطبی جهانی در صنعت گلاب و عطر دارد.
پیشتازی گل محمدی استان مرکزی در کیفیت
مدیر باغبانی سازمان جهاد کشاورزی استان مرکزی با اشاره به جایگاه این استان در تولید گل محمدی گفت: امسال حدود هزار و ۶۰۰ هکتار از گلستانهای استان زیر کشت گل محمدی قرار دارد و پیشبینی میشود پنج هزار و ۸۰۰ تن گل تر از این سطح برداشت شود.
احمد اسدی با بیان اینکه استان مرکزی یکی از خاستگاههای اصلی رویش گل محمدی در ایران و جهان به شمار میرود، افزود: منطقه خاوه اردهال در شهرستان دلیجان از مهمترین رویشگاههای تاریخی این گل در کشور است و شرایط اقلیمی استان سازگاری بسیار مطلوبی با این محصول دارد.
مدیر باغبانی جهاد کشاورزی استان مرکزی تصریح کرد: میانگین برداشت گل محمدی در استان چهار تن در هر هکتار است، در حالی که این شاخص در کشور حدود سه تن در هکتار است؛ موضوعی که نشاندهنده عملکرد بالاتر باغهای استان نسبت به متوسط کشوری است.
اسدی ادامه داد: با توجه به وسعت زیرکشت و میزان تولید، استان مرکزی رتبه پنجم تولید گل محمدی کشور را به خود اختصاص داده است، همچنین بزرگترین گلستان گل محمدی خاورمیانه به وسعت ۱۱۰ هکتار در شهرستان دلیجان قرار دارد و مالک این مجموعه، مجید راهد، به عنوان پدر گل محمدی ایران شناخته میشود.
به گفته مدیر باغبانی سازمان جهاد کشاورزی استان مرکزی، پیشبینی میشود از میزان برداشت امسال حدود هشت میلیون لیتر گلاب در استان تولید شود و صنایع فرآوری مرتبط نیز در داخل استان فعال هستند، علاوه بر این، سالانه حدود ۲۰ لیتر اسانس گل محمدی تولید و به کشورهای آلمان و حوزه خلیج فارس صادر میشود.
مدیر باغبانی جهاد کشاورزی استان مرکزی افزود: سالانه حدود یک تن گلبرگ خشک و ۱۰۰ تن غنچه خشک گل محمدی نیز در استان تولید میشود.
اسدی یکی از چالشهای مهم این بخش را نبود زنجیره کامل فرآوری اسانس عنوان کرد و گفت: اسانس گل محمدی پایه صنعت عطرسازی جهان است، اما این محصول بهصورت خام صادر و پس از تبدیل به عطر، با ارزش افزوده بالا به کشور برمیگردد؛ در حالی که تکمیل زنجیره تولید میتواند سودآوری قابل توجهی برای کشور به همراه داشته باشد.
وی درخصوص کیفیت گل محمدی استان مرکزی نیز اظهار کرد: کیفیت این محصول به عواملی مانند ارتفاع از سطح دریا، شرایط اقلیمی و تغذیه بستگی دارد و با توجه به اینکه استان مرکزی از خاستگاههای اصلی این گل محسوب میشود، محصول تولیدی آن از کیفیت بالایی برخوردار است؛ بهگونهای که برخی شهرهای مطرح در حوزه گلابگیری برای دستیابی به کیفیت مطلوب، از گلاب خاوه اردهال در ترکیب محصولات خود استفاده میکنند.
مدیر باغبانی سازمان جهاد کشاورزی استان مرکزی در پاسخ به این سوال که چرا این ظرفیت آنطور که دیگر استانها بهره گرفتهاند در کشور معرفی نشده است، تصریح کرد: بحث گردشگری گل محمدی استان مرکزی از دیگر مباحث مغفول مانده است، متاسفانه صنعت گردشگری با محور بودن گل محمدی استان آنطور که شایسته است فعال نیست و از این ظرفیت به خوبی بهره گرفته نشده است.
گل محمدی استان مرکزی؛ گنجینهای مغفول در مسیر توسعه گردشگری
استان مرکزی، با برخورداری از اقلیم و خاک مساعد برای پرورش گل محمدی، یکی از قطبهای اصلی تولید این محصول ارزشمند در کشور محسوب میشود، اما باوجود پتانسیلهای قابل توجه در این بخش، بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای گردشگری مرتبط با این گیاه معطر، همچنان مغفول مانده و استان نتوانسته است جایگاه شایسته خود را در میان مقاصد گردشگری فصلی کشور بیابد.
گل محمدی، فراتر از یک محصول کشاورزی، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به جاذبهای قدرتمند در بخش گردشگری استان دارد، عطر دلانگیز این گل در دشتهای وسیع، تجربهای حسی و آرامشبخش را برای گردشگران فراهم میآورد که میتواند به عنوان یک نقطه قوت منحصر به فرد در جذب مسافر مورد استفاده قرار گیرد.
علاوه بر این، پیوند گل محمدی با فرهنگ و تاریخ ایران، از آیینهای سنتی برداشت گرفته تا فرآیندهای قدیمی گلابگیری، ابعاد فرهنگی غنی را برای علاقهمندان به میراث و تمدن ایران نمایان میسازد، این ظرفیتها، زمینه را برای توسعه مقاصد جدید گردشگری، از مزارع و کارگاههای تولید تا اقامتگاههای بومگردی با تم گل محمدی، فراهم میآورد.
استان مرکزی در مقایسه با استانهایی مانند اصفهان و شهر کاشان که توانستهاند نام خود را با گل محمدی گره بزنند و از این رهگذر، رونق اقتصادی و گردشگری قابل توجهی را تجربه کنند، استان مرکزی با چالشهایی در زمینه معرفی و بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیت مواجه است.
این امر نشاندهنده ضرورت بازنگری در استراتژیهای توسعه گردشگری استان و تمرکز بر مولفههایی چون برندسازی، توسعه زیرساختها و بازاریابی هدفمند است، ایجاد یک هویت بصری و رسانهای قوی برای گل محمدی استان، بهبود دسترسیها و امکانات رفاهی برای گردشگران و برگزاری رویدادهای منظم فرهنگی و اقتصادی مرتبط، از جمله گامهای اساسی در جهت رفع این شکاف محسوب میشوند.
تکرار مداوم بر اهمیت استفاده از پتانسیل گل محمدی، بدون ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای برنامههای مدون، راه به جایی نخواهد برد، استان مرکزی نیازمند اتخاذ رویکردی جامع و بینبخشی است که با هدف ایجاد یک اکوسیستم یکپارچه گردشگری مرتبط با گل محمدی، بتواند از ظرفیتهای موجود به بهترین شکل بهرهبرداری کند.
این رویکرد شامل ایجاد هماهنگی میان بخشهای کشاورزی، تولید، گردشگری و میراث فرهنگی، حمایت از کسبوکارهای نوآور در این بخش، و استفاده از اعتبار و کیفیت محصولات استان برای جذب گردشگران بینالمللی است، در غیر این صورت، ظرفیتهای طبیعی و فرهنگی گل محمدی استان، همچنان در سایه عدم بهرهبرداری مؤثر، فرصتهای اقتصادی و توسعهای قابل توجهی را از دست میدهد.
گزارش میدانی: عطر فراموششده گل محمدی در اراک؛ کدام خطای شناختی، استان مرکزی را از قافله گردشگری گل عقب انداخته است؟
هوای خنک صبحگاهی بازار اراک، عطر نان تازه و سبزیفروشیها را با خود داشت؛ اما در میان این هیاهوی صبحگاهی، پرسشی از جنس عطر و زیبایی، ذهن را به خود مشغول میکرد: “اگر بخواهید برای خرید گلاب ناب و تماشای شکوفههای گل محمدی به جایی سفر کنید، کدام منطقه را انتخاب میکنید؟” پرسشی که در میان حدود 20 نفر از شهروندان اراکی که در حوالی بازار صبحگاهی حضور داشتند، پاسخی تکراری و قابل پیشبینی را به همراه داشت: کاشان، نیاسر، قمصر و … نامهایی که در ذهنها حک شدهاند و گویی استان مرکزی، با وجود ظرفیتهای بیبدیلش، از دایره انتخابها خارج بود.
مصاحبهها؛ حکایت از گمنامی و غفلت
شهروند ۱ (کارمند): “معمولاً اگر بخواهیم گلاب خوب بخریم، یا از کاشان میآورند و یا اگر کسی مسافرت رفته باشد، برایمان سوغات میآورد. گلستان گل محمدی هم که تابستانها دیدهام، بیشتر در اطراف کاشان بوده است.
شهروند ۲ (خانهدار): برای خرید گلاب، معمولاً به همان بازارهای گلابگیری کاشان فکر میکنم، در مورد اینکه جایی در خود استان مرکزی باشد که برای گل محمدی معروف باشد، چیزی نشنیدهام.
شهروند ۳ (دانشجو): ما برای تفریح بهاری، یا جاهای دیدنی طبیعی میرویم یا شهرهای تاریخی، اگر قرار باشد به خاطر گل به جایی برویم، مطمئناً اول کاشان به ذهنم میرسد، اسم جاهای دیگر استان مرکزی را در این رابطه نشنیدهام.
شهروند ۴ (کاسب): گلاب خوب، گلاب کاشانه! این را شنیدهایم و دیدهایم، وقتی بخواهیم بخریم، یا خودمان به آنجا میرویم یا از فروشگاههای معتبر تهیه میکنیم، نکته خاصی در مورد گل محمدی استان مرکزی نشنیدهام.
شهروند ۵ (فرهنگی بازنشسته): سالهاست که در اراک زندگی میکنم، اما تا به حال هیچگاه نشنیدهام که استانی که در آن زندگی میکنیم، قطب گل محمدی یا گلابگیری باشد، همیشه فکر میکردم اینها مربوط به مناطق کویری و کاشان است.
شهروند ۶ (راننده تاکسی): خیلیها مسیرشان به کاشان میافتد، مخصوصاً در فصل بهار، چون در مورد گل محمدی معروفند، مسافر زیاد است، اما در مورد استان خودمان، نه چیزی شنیدهام و نه فردی تا به حال دربارهاش پرسیده است.
شهروند ۷ (معلم): همیشه فکر میکردم بزرگترین گلستانهای گل محمدی مربوط به همین مناطق اطراف کاشان و قمصر است، اینکه استان ما هم چنین پتانسیلی دارد، برایم جدید است، ما در اراک، فقط گلاب سنتی که در عطاریها هست را میشناسیم.
شهروند ۸ (خانهدار): اگر گلاب خوب بخواهم، حتماً به دنبال آن از جایی میگردم که معروف باشد، معروفترینها هم همان کاشان و اطرافش هستند، نامی از استان خودمان در این زمینه نشنیدهام.
شهروند ۹ (کارگر): تفریح بهاری ما بیشتر رفتن به طبیعت اطراف است، اما نه به قصد گل محمدی، چون چیزی در موردش نشنیدهایم، فکر نمیکنیم اینجا هم چنین چیزی وجود داشته باشد.
شهروند ۱۰ (کاسب): خرید گلاب برای مصارف خانگی، معمولاً از همین فروشگاههای سوغات اراک میخریم،کیفیتشان هم بد نیست، اما اینکه بخواهیم برای دیدن باغ گل یا خرید گلاب به جایی برویم، کاشان را انتخاب میکنیم.
کلام آخر:
این مصاحبههای کوتاه و گذرا، تصویری نگرانکننده از وضعیت شناخت عمومی نسبت به یکی از مهمترین ظرفیتهای طبیعی و اقتصادی استان مرکزی ارائه میدهد، به نظر میرسد با وجود اینکه بزرگترین بوستان گل محمدی خاورمیانه در خاوه اردهال دلیجان واقع شده و استان مرکزی رتبه پنجم کشور را در تولید گل محمدی به خود اختصاص داده است، این اطلاعات هرگز به گوش عموم مردم نرسیده و نتوانسته در خاطره جمعی آنها جایگاهی پیدا کند.
گویی استان مرکزی، در خود، یک جزیره گمنامی در دریای عطر گل محمدی است؛ جزیرهای که پتانسیلهایش ناشناخته مانده و فرصتهای طلایی گردشگری فصلیاش، در غیاب معرفی و برندسازی موثر، به سادگی از دست میرود، این سکوت در معرفی، خود گویاترین پیام را از ضرورت اقدام فوری و جدی در این زمینه دارد.