به گزارش گروه جامعه ایرنا؛ ۲۲ اردیبهشت مصادف با ۱۲ می، روز جهانی پرستار، در تقویم امسال رنگ و بویی متفاوت دارد؛ در حالی که جهان این روز را به پاسداشت «فلورانس نایتینگل» - پرستار انگلیسی و بنیانگذار حرف پرستاری مدرن- گرامی میدارد، در ایران، این مناسبت با حماسهآفرینی پرستارانی گره خورده است که ماههای اخیر را نه در بخشهای آرام، بلکه در میانه آمادهباشهای جنگی و تروماهای ناشی از حملات اخیر سپری کردهاند.
پرستاری در ایران دیگر صرفا یک شغل در چارت سازمانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیست؛ بلکه به سنگری برای حفظ کرامت انسانی در سختترین لحظات زندگی تبدیل شده است؛ این تغییر از دوران کرونا تا کنون خود را بیشتر و بهتر نشان داده است؛ زمانیکه ردِ ماسک بر صورتها و پاهای خسته از شیفتهای ۲۴ ساعته، تنها بخشی از شناسنامه تصویری کسانی است که به آنها لقب «فرشتگان رحمت» داده شده است.
در مترو کنار زنی نشستم که بسیار خسته به نظر میرسد؛ از نگاهم متوجه تعجبم شد و گفت: پرستارم، شیفت بودم و خیلی خسته ام.
لبخندی زده و گفتم: خداقوت، همین کافی است تا سر صحبت و درد و دل او باز شود.
مریم پرستاری با ۱۵ سال سابقه کار در بخش ICU، میگوید: مردم ما را فقط یک فرد در لباس سفید میبینند، اما کسی نمیداند که ما بارها با بیمارانمان میمیریم و زنده میشویم، وقتی در حملات اخیر، مجروحان را میآوردند، ما حتی فرصت گریه کردن برای همکاران شهیدمان را نداشتیم.
او از فرسودگی شغلی به عنوان بزرگترین دشمن پرستاران یاد میکند و ادامه میدهد: کمبود نیرو باعث شده که هر پرستار به جای دو بیمار، گاهی مراقب پنج بیمار بدحال باشد، این فشار نه تنها جسم ما را خرد میکند، بلکه ترس از افت کیفیت مراقبت، روحمان را هم آزار میدهد.
می گوید سایر همکاران هم حال من را دارند، البته الان وضعیت از قبل بهتر شده اما ر ددوران جنگ و بحران مشکلات چند برابر می شود؛ استرس کار و حفظ جان بیماران، جان خودمان و نگرانی برای خانواده، آدم را کلافه میکند، اما با این حال در کارمان کم نمیگذاریم و هنگام کار به نظر میرسد هیچ دغدغه ای نداریم.
در ادامه و برای تکمیل گزارش، به اورژانس یکی از بیمارستانهای بزرگ تهران رفتم، همهمه همیشگی و صدای ممتد مانیتورها، موسیقی متنِ زندگی پرستارانی است که ثانیهها برایشان حکم مرگ و زندگی را دارد. اینجا، زمان مفهومی متفاوت دارد و هر شیفت، داستانی از رنج، امید و گاه سوگ است.
رضا از پرستاران بخش اورژانس که تازه شیفت شب را به پایان رسانده، به مسئله تعرفهگذاری خدمات پرستاری اشاره کرد و گفت: سالهاست که قول اجرای کامل این قانون را میدهند، اما دریافتی ما با حجم کار و تورم موجود هیچ همخوانی ندارد؛ ما عاشق کارمان هستیم، اما عشق نان نمیشود.
این پرستار جوان با تلخی به موضوع مهاجرت همکارانش هم اشاره میکند که در همین سالهای اخیر، سه نفر از بهترین همکلاسی هایم مهاجرت کردند، آنها نمیخواستند بروند، اما وقتی حقوق یک پرستار در کشورهای دیگر چندین برابر اینجاست و شرایط رفاهی بهتری دارند، ماندن و جنگیدن با مشکلات معیشتی سخت میشود.
یکی از دغدغه ها و رنج های اصلی پرستاران در ماههای اخیر، حضور در مناطق بحرانی و زیر آتش جنگ بوده است، در جریان حملات به مراکز درمانی، پرستاران آخرین افرادی بودند که بخشها را ترک کردند؛ آنها حتی در زمان اصابت پرتابهها به ساختمانهای مجاور، بر بالین بیماران غیرقابل حرکت باقی ماندند.
رضا در ادامه افزود: زمان جنگ تحمیلی سوم و در یکی از بیمارستانها، شب کار بودم که صدای بمب و پرواز جنگنده ها آمد، اما همکاران مانند کوه استوار بودند و آماده خدمت به مصدومان، چراکه در آن لحظه هیچکس به فکر جان خودش نبود؛ همه نگران بیماری بودند که تازه از اتاق عمل خارج شده است.
مسئله معیشت پرستاران هم از دیگر مشکلاتی که رضا به آن اشاره می کند و آن را زخمی بر پیکر این قشر می داند.
به گفته وی، عدم پرداخت به موقع کارانه، اضافهکاری اجباری با مبالغ ناچیز و سختی کار که به درستی محاسبه نمیشود، بخشی از مطالبات انباشتهشدهای است که در تمام مصاحبهها تکرار میشود.
در کنار مشکلات صنفی، فشارهای روانی ناشی از مواجهه مداوم با مرگ هم پرستاران را در معرض اختلالات اضطرابی قرار داده است، نبود کلینیکهای حمایتی ویژه برای کادر درمان، باعث شده بسیاری از این افراد، سنگینیِ بار عاطفی محیط کار را به تنهایی تحمل کرده و به خانه ببرند.
سارا دیگر پرستاری است که در بخش اطفال یکی از بیماستانهای تهران خدمت می کند، با لبخندی که سعی دارد خستگیاش را پنهان کند، میگوید: سختترین بخش کار من زمانی است که باید به مادر یک کودک بگویم فرزندش دیگر نفس نمیکشد. آن لحظه تمام وجود آدم فرو میریزد، اما چند دقیقه بعد باید بالای سر تخت بعدی باشم و به کودک دیگری لبخند بزنم تا نترسد.
وی تاکید کرد: نقش پرستاران در دوران دفاع مقدس و حالا در نبردهای اخیر، ثابت کرد که این قشر، بخشی از توان رزم و پدافند غیرعامل کشور هستند؛ تخلیه ایمن بیماران در زمان بحران و مدیریت تختهای بیمارستانی در شرایط اضطرار، مهارتی است که پرستاران ایرانی را در سطح جهان متمایز کرده است.
احمد پرستار مرکز فوریتهای پزشکی (اورژانس ۱۱۵)، از چالشهای کار در خیابان گفت که گاهی در میان تجمعات یا زیر آوارها کار میکنیم؛ در جنگ اخیر غم هایی فراموش نشدنی دیدیم، روزهای تلخ و سختی بود اما ما ایستادیم و از این به بعد نیز هستیم.
گاهی همراهان بیمار در شرایط عصبی هستند و کار را برای ما هم سخت می کنند، ما هم احساس داریم اما در کنار همه شرایط روحی همچنان اولویت ما رساندن بیمار به مرکز درمانی است.
پرستاران زن هم که اکثریت این جامعه را تشکیل میدهند، با چالش مضاعف مدیریت خانه و شیفتهای شبانه روبرو هستند؛ نبود مهدکودکهای شبانهروزی در مجاورت همه بیمارستانها، یکی از مطالباتی است که سالهاست بیپاسخ مانده است.
با این حال، در میان تمام تلخیها، لحظات نابی هم وجود دارد. احیای قلبی موفق یک جوان، به هوش آمدن بیماری که هفتهها در کما بوده و لبخند رضایت یک پیرمرد هنگام ترخیص، سوختی است که موتور محرک این سپیدپوشان برای ادامه مسیر است.
کارشناسان نظام سلامت معتقدند در سالهای اخیر وضعیت معیشتی و شغی پرستاران بهتر شده است اما این قشر همچنان با مشکلاتی مواجه هستند و ضروری است دولت به فکری برای اصلاح ساختار حقوقی و رفاهی پرستاران کند.
در روز جهانی پرستار، پرستاران با شهادت ۸ نفر از همکاران خود هستند؛ موضوعی که تلخی این روزها را بیشتر می کند؛ پرستاران در ایران ثابت کردهاند که در میادین سخت، وفادارترین فرزندان این خاک هستند؛ آنها که نامشان در تاریخ این سرزمین، نه به عنوان کارمند، بلکه به عنوان قهرمانان بیادعا ثبت خواهد شد.