به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه کشورمان برای شرکت در نشست وزرای امور خارجه کشورهای عضو بریکس به دهلینو سفر میکند. وزیر امور خارجه در این سفر ضمن شرکت در نشست وزرای خارجه بریکس که در روزهای پنجشنبه و جمعه، ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت، به ریاست هند و با تمرکز بر ثبات منطقهای، همکاری چندجانبه و تابآوری اقتصادی برگزار میشود، با «سوبرامانیام جایشانکار» وزیر امور خارجه هند و سایر وزرا و مقامهای شرکت کننده در این نشست گفتوگو و تبادل نظر خواهد کرد.
در آستانه این سفر وزیر خارجه، «محمدرضا بهرامی» مدیرکل آسیای جنوبی وزارت امور خارجه با انتشار مقالهای در «هندوستان تایمز» که یکی از قدیمیترین، معتبرترین و پربازدیدترین روزنامههای هند است، نگاهی اجمالی به ظرفیت رو به توسعه رابطه ایران و هند انداخته است. متن کامل نوشتار دستیار وزیر خارجه ایران به شرح زیر است:
روابط ایران و هند ریشه در پیوندهای تاریخی، فرهنگی و تمدنی چند هزار ساله دارد. از تبادلات تجاری دوران باستان و نقش مسیرهای دریایی اقیانوس هند گرفته تا تأثیر زبان فارسی در دربارهای هند، تهران و دهلینو همواره بخشی از یک فضای تمدنی و ارتباطی مشترک بودهاند. در دوران معاصر نیز روابط رسمی دو کشور از سال ۱۹۵۰ آغاز شد و با توافقنامههای تهران (۲۰۰۱) و دهلینو (۲۰۰۳) به سطح مشارکت راهبردی ارتقا یافت.
امروز، این رابطه بیش از آنکه بر مبنای ملاحظات مقطعی سیاسی تعریف شود، بر پایه واقعگرایی، منافع متقابل و ضرورتهای ژئوپلیتیکی استوار است؛ ضرورتی که از جغرافیا، اتصال منطقهای، امنیت انرژی و نیازهای اقتصادی دو کشور ناشی میشود.
در جهانی که نظم بینالمللی با سرعت در حال تغییر است، بسیاری از مفاهیم سنتی سیاست خارجی نیز دچار تحول شدهاند. اتحادهای سخت و پایدار گذشته دیگر همان قطعیت دوران جنگ سرد را ندارند و کشورها بیش از هر زمان دیگری بر اساس ترکیبی از منافع متغیر، ملاحظات اقتصادی، امنیت انرژی و الزامات ژئوپلیتیکی تصمیمگیری میکنند. در چنین شرایطی، شاید پایدارترین واقعیت در سیاست بینالملل همچنان «جغرافیا» باشد.
روابط ایران و هند نمونهای روشن از همین واقعیت است؛ رابطهای که فراتر از تحولات کوتاهمدت سیاسی، بر بستر منافع پایدار و نیازهای راهبردی مشترک شکل گرفته است.
هند به عنوان یکی از بزرگترین اقتصادهای درحالظهور جهان، به امنیت انرژی، ثبات مسیرهای دریایی و دسترسی مطمئن به بازارها و کریدورهای منطقهای نیاز دارد. در مقابل، ایران در نقطه اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و اقیانوس هند قرار گرفته و از موقعیتی برخوردار است که حذف آن از معادلات منطقهای عملاً دشوار است. همین جایگاه، ایران را به یکی از بازیگران مهم در معادلات اتصال آسیایی تبدیل میکند.
در این میان، ثبات خلیج فارس و تنگه هرمز برای هند اهمیتی مستقیم و حیاتی دارد. بخش قابل توجهی از انرژی و تجارت دریایی هند از این منطقه عبور میکند و هرگونه بیثباتی گسترده در خلیج فارس میتواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی مهمی برای دهلینو به همراه داشته باشد. به همین دلیل، به نظر میرسد هند بهطور طبیعی از کاهش تنشها، حفظ ثبات منطقهای و جلوگیری از بحرانهای فراگیر در غرب آسیا حمایت میکند.
با این حال، همکاری ایران و هند را نباید در قالب محوربندیهای سنتی یا ائتلافهای تقابلی تحلیل کرد. این رابطه الزاماً علیه هیچ کشور یا بازیگر دیگری تعریف نمیشود، بلکه ماهیتی اقتصادی، اتصالمحور و توسعهگرا دارد؛ رابطهای که میتواند بر تجارت، ترانزیت، امنیت دریایی و همکاری اقتصادی متمرکز باشد.
واقعیت نظم چندقطبی جدید نیز همین پیچیدگی را بازتاب میدهد. هند امروز همزمان با آمریکا، روسیه، کشورهای عربی و ایران روابط گستردهای دارد. این وضعیت لزوماً نشانه تناقض نیست، بلکه بیانگر تلاش قدرتهای نوظهور برای حفظ دامنه مانور ژئوپلیتیکی و پرهیز از وابستگی کامل به یک بلوک خاص است.
در چنین فضایی، روابط تهران و دهلینو نیز بیش از گذشته نیازمند رویکردی عملگرایانه و مبتنی بر منافع مشترک است. یکی از مهمترین جلوههای این همکاری را میتوان در بندر چابهار مشاهده کرد.
چابهار صرفاً یک پروژه بندری نیست، بلکه بخشی از منطق بزرگتر اتصال منطقهای در آسیاست. اهمیت این پروژه در آن است که علیه هیچ کشوری تعریف نمیشود و میتواند مکمل مسیرهای تجاری منطقه باشد. در عصر رقابت کریدورها، کشورهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند در شبکههای اتصال منطقهای نقشآفرینی کنند، نه آنکه خود را از این شبکهها کنار بکشند.
همکاری ایران و هند همچنین میتواند پیامدهای گستردهتری برای منطقه داشته باشد. تقویت پیوندهای اقتصادی و ترانزیتی میان دو کشور میتواند به افزایش وابستگی متقابل اقتصادی، کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی و تقویت ثبات منطقهای کمک کند. تجربه بسیاری از مناطق جهان نشان داده است که تجارت و اتصال اقتصادی میتواند به ابزاری مؤثر برای مدیریت رقابتها تبدیل شود.
در مقابل، تعریف روابط منطقهای بر اساس منطق حذف و تقابل، معمولاً نتیجهای جز افزایش بیثباتی و رقابتهای فرسایشی ندارد. رویکرد مبتنی بر همکاریهای چندلایه، احترام متقابل و منافع مشترک میتواند انعطافپذیری بیشتری در سیاست منطقهای ایجاد کند و زمینه مدیریت بهتر اختلافات را فراهم آورد.
واقعیت این است که در جهان غیرقطعی امروز، هیچ اتحاد راهبردی کاملاً دائمی نیست. دولتها تغییر میکنند، اولویتها جابهجا میشوند و موازنههای قدرت تحول مییابند. اما آنچه پایدار میماند، جغرافیا و منافع مشترک ناشی از آن است.
ایران و هند، فارغ از فراز و نشیبهای سیاسی، همچنان در یک فضای ژئوپلیتیکی مشترک قرار دارند و نیازهای متقابل آنها در حوزه انرژی، تجارت، ترانزیت و امنیت دریایی پابرجاست. به همین دلیل، آینده روابط تهران و دهلینو را نباید صرفاً از دریچه تحولات کوتاهمدت یا رقابتهای مقطعی تحلیل کرد، بلکه باید آن را بخشی از ضرورت ژئوپلیتیکی آسیا دانست.
در نهایت، در جهانی که بیثباتی و عدم قطعیت رو به افزایش است، کشورهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند میان رقابت و همکاری تعادل برقرار کنند و بر واقعیتهای پایدار جغرافیا و منافع متقابل تکیه نمایند. روابط ایران و هند نیز اگر بر چنین منطقی استوار شود، میتواند نهتنها برای دو کشور، بلکه برای ثبات و اتصال گستردهتر منطقه نیز اهمیتی راهبردی داشته باشد.
08:27 - 1405/02/23
کد خبر: 86153012
تهران-ایرنا-« در جهانی که بیثباتی و عدم قطعیت رو به افزایش است، کشورهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند میان رقابت و همکاری تعادل برقرار کنند و بر واقعیتهای پایدار جغرافیا و منافع متقابل تکیه نمایند. روابط ایران و هند نیز اگر بر چنین منطقی استوار شود، میتواند نهتنها برای دو کشور، بلکه برای ثبات و اتصال گستردهتر منطقه نیز اهمیتی راهبردی داشته باشد.»