به گزارش خبرنگار ایرنا، خورشید هنوز از پشت کوههای بلند محله عشایری سردق آبیز شهرستان زیرکوه کاملاً قد نکشیده که هیاهوی گله، سکوت دشت را میشکند. اینجا در شمال شرقی خراسان جنوبی، اردیبهشت فقط فصل گلدهی و سبزی نیست؛ اینجا فصل «گوسفندشویی» است.
امروز روزی است که چوپانان و دامداران منطقه، طبق یک قرار هرساله، گلهها را نه به سوی چراگاه، که به سمت چشمهها و کاریزهای جاری هدایت میکنند.
نزدیک که میشوی، اولین چیزی که به گوش میرسد صدای تلاطم آب و فریادهای هماهنگ جوانانی است که با پای برهنه و شلوارهای تا زده، تا کمر در آب ایستادهاند. آیین گوسفندشویی در زیرکوه، برخلاف ظاهر سادهاش، یک عملیات سخت و نفسگیر است.
گوسفندها که طبیعتاً از آب گریزاناند، با مقاومت عجیبی سعی میکنند از لبه کاریز فرار کنند، اما اینجاست که مهارت چوپانان جوان به رخ کشیده میشود.
هر گوسفند باید توسط دو یا سه نفر مهار شود. یکی شاخها را میگیرد، دیگری بدن را به زیر آب هدایت میکند و سومی با دستهایی که از تجربه پینه بسته، پشمهای گرهخورده و پر از خار و خاشاک را ماساژ میدهد. هدف مشخص است: نفوذ آب به عمق پشمها و خارج کردن خاک و «لانوئین» (چربی طبیعی پشم) که طی یک سال گذشته بر تن دام نشسته است.
شاید برای مخاطب شهری این سوال پیش بیاید که چرا دامداران این همه سختی را به جان میخرند؟ پاسخ را باید در کیفیت «پشم» جستوجو کرد.
یکی از عشایر منطقه که در حال تماشای جوانترهاست، میگوید: اگر پشم را نشسته بچینیم، هم قیچی (بره بُر) زود کُند میشود و هم دستِ پشمچین تاول میزند. اما وقتی گوسفند را به کاریز آب میزنیم، پشم سبک، نرم و سفید میشود. این پشم است که مشتری دارد و برای قالیبافی و جاجیم زیرکوه میرود.
در واقع، این آیین یک پیشنیاز حیاتی برای بُری کردن پشم گوسفند یا همان پشمچینی است. یکی از نکات فنی ظریف در این آیین، زمانبندی دقیق بین شستشو و چیدن است.
یکی از زنان عشایر که در حاشیه کاریز آب مشغول مدیریت و کمک به مردان است، توضیح میدهد: ما امروز که مالها (گوسفندان) را میشوریم، بلافاصله سراغ چیدن پشم نمیرویم. گوسفند باید ۲ تا ۳ روز در آفتاب و باد دشت بچرخد.
وی ادامه میدهد: این زمان لازم است تا نمِ پشم کاملاً کشیده شود، اما نه آنقدر زیاد که پشم دوباره خشک و شکننده شود. بعد از این دو سه روز، پشم تمیز و سبک را روانه بازار میکنیم که مشتریپسندتر است.
در این میان، نقش زنان روستای آبیز فراتر از یک کمک ساده است. یکی از خانمهای حاضر در محل با لبخندی که خستگی را پنهان میکند، میگوید: ما زنهای سردق آبیز همیشه کمکدست مردهایمان در مالداری، کشاورزی هستیم؛ همین امروز نگاه میکنیم کجای بدن گوسفند هنوز گل و لای دارد، به مردها میگوییم دوباره بشورند.
اینجا کار با خنده و شوخی پیش میرود. همین هیاهو و خندههاست که نمیگذارد سختی کار، چوپان این منطقه عشایری را از پا بیندازد.
گوسفندان پس از خروج از آب، با لرزشی تند خود را تکان میدهند و سپیدی پشمهایشان زیر تیغ آفتاب زیرکوه میدرخشد. این آیین، علاوه بر پاکیزگی، یک معاینه فنی برای دام هم محسوب میشود؛ در حین شستشو، اگر دامی زخمی یا بیماری پوستی داشته باشد، چوپان متوجه شده و برای درمانش اقدام میکند.
دو روز دیگر، وقتی خورشید رطوبت اضافی پشمها را گرفت، صدای جیر جیر قیچیهای بزرگ در دشت میپیچد و محصولی که با این همه مشقت شسته شده، به عنوان یکی از مرغوبترین پشمهای منطقه روانه بازار میشود.
آنچه این آیین محله عشایری سردق آبیز شهرستان زیرکوه را از یک فعالیت دامداری ساده متمایز میکند، روح «همیاری» در فرهنگ بومی است. در آیین گوسفندشویی، کسی تنها نیست. امروز گلهی «حاج عباس» شسته میشود و همه چوپانان به او کمک میکنند؛ فردا نوبت دیگری است. این حلقه اتحاد، سالهاست که در میان مردمان سختکوش این خطه مرزی حفظ شده است.