به گزارش ایرنا رشد کودک، فرآیندی پیچیده و شگفتانگیز است که در آن کودکان از مراحل مختلف جسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی عبور میکنند؛ کودکان، این موجودات دوستداشتنی و کنجکاو، با هر قدمی که در مسیر رشد برمیدارند، دنیای اطراف خود را بازتعریف میکنند و ما به عنوان والدین و مربیان، در کنارشان سفر میکنیم.
این مسیر، سرشار از کشف و یادگیری است، اما در کنار هیجانات و موفقیتها، چالشها و موانع خاص خود را نیز دارد، گاهی این چالشها به شکل رفتارهای غیرمنتظره، مقاومتها و یا سوالات بیپایان بروز میکنند که والدین و مربیان را با دغدغهها و سوالاتی روبرو میسازند.
درک عمیقتر این مراحل رشد و شناخت چالشهای رایج، کلید عبور موفقیتآمیز از این دوران و پرورش نسلی سالم و شاداب است.
یک متخصص روانشناسی بالینی چالش های مختلف دوران کودکی، راهکارها و نقش والدین را بررسی کرده است که به آن می پردازیم.
وقتی پرخاشگری کودک زنگ خطر است
یک روانشناس روز چهارشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا با اشاره به اینکه پرخاشگری یکی از رفتارهایی است که در برخی کودکان با شدت و ضعف بروز میکند، در خصوص مهمترین دلایل بروز خشم یا پرخاشگری در کودکان اظهار کرد: ناتوانی در بیان احساسات و خواستهها، الگوبرداری از رفتار پرخاشگرانه والدین یا محیط، فشار روانی، اضطراب یا حس ناکامی، کمبود توجه، محبت یا احساس بیعدالتی و گاهی نیز مشکلات جسمی یا اختلالهای عصبی ـ رفتاری زمینهساز میشوند.
دکتر پگاه فرخ زاد در پاسخ به این سوال که والدین معمولا در برابر عصبانیت کودک چه واکنشی نشان میدهند و کدام واکنشها اشتباه است گفت: واکنشهای رایج ولی اشتباه شامل فریاد زدن، تنبیه بدنی، بیاعتنایی کامل یا تسلیم شدن است، در مقابل، والدین باید در لحظه خشم آرامش خود را حفظ کنند، از برخورد مستقیم بپرهیزند و بعد از آرام شدن کودک، با او درباره احساسش گفت وگو کنند.
وی در خصوص راهکارهایی که والدین برای کنترل بهتر خشم کودکان بتوانند در خانه تمرین کنند گفت: نامگذاری احساسات یعنی به کودک کمک کنید بگوید عصبانیام به جای اینکه فریاد بزند، آموزش تنفس عمیق یا شمارش تا عدد ۱۰ در زمان عصبانیت، الگوسازی به این صورت که اگر والدین خودشان آرامش را تمرین کنند، کودک هم از آنها یاد میگیرد از جمله این راهکارهاست.
فرخ زاد اظهار کرد: تقویت رفتار مثبت یعنی تشویق کودک در هنگام حفظ آرامش و ایجاد روتین منظم خواب و تغذیه، چون خستگی یا گرسنگی اغلب محرک خشم هستند از جمله دیگر راهکارها به شمار می رود.
رمزگشایی از لجبازی کودکان؛ از درک رفتار تا نیاز به مداخله تخصصی
وی در خصوص پدیده لجبازی کودکان بیان کرد: لجبازی کودک صرفا مقاومت در برابر خواستهها نیست؛ بلکه تلاشی، هرچند گاهی نامناسب، برای ابراز وجود و استقلالطلبی است.
فرخ زاد با اشاره به اینکه شناخت دلایل زمینه ساز لجبازی، به ما کمک میکند تا بتوانیم برخورد موثر با آن داشته باشیم اظهار کرد: تلاش برای استقلال و خودمختاری از جمله این دلایل است که این یکی از قویترین محرکهای درونی کودک است چون او میخواهد احساس کند که کنترل دارد و میتواند تصمیم بگیرد، همچنین کودک برای جلب توجه نیز لجبازی می کند؛ گاهی لجبازی، راهی ناخودآگاه برای جلب توجه والدین است، حتی اگر این توجه از نوع منفی (مانند سرزنش) باشد چون کودکی که احساس میکند دیده نمیشود، ممکن است به این رفتار روی آورد.
این روانشناس تاکید کرد: روش مقابله با لجبازی کودکان نیازمند ترکیبی از صبر، قاطعیت، خلاقیت و عشق است اما باید مراقب باشیم که هدف، سرکوب استقلال کودک نیست، بلکه هدایت آن در مسیری سازنده است.
فرخ زاد از جمله روش های کنترل لجبازی کودکان را شامل حفظ خونسردی و آرامش، درک علت رفتار، همدلی با کودک و درک احساسات او، ارائه گزینههای محدود برای انتخاب، نادیده گرفتن (برای رفتارهای خفیف و جلب توجه)، آموزش مهارتهای ضروری (حل مسئله و بیان احساسات)، وقت گذاشتن باکیفیت و اختصاصی، حواسپرتی و تغییر مسیر توجه به ویژه برای کودکان کوچکتر برشمرد.
وی گفت: در صورتی که لجبازی به شکل افراطی، بسیار شدید، مداوم و طولانیمدت ادامه دارد و با افزایش سن کودک بهبود نمییابد و یا با پرخاشگری شدید وغیرقابل کنترل نسبت به خود، دیگران (والدین، خواهر و برادر، همسالان) یا تخریب وسایل همراه است دریافت مشاوره میتواند در مدیریت این رفتارهای چالشبرانگیز کمک کند.
افزایش استرس کودکان در سایه اعتیاد دیجیتال
این متخصص روانشناسی بالینی با اشاره به اینکه این روزها والدین زیادی از استرس و اضطراب فرزندان خود شکایت دارند، ارتباط استفاده بیش از حد موبایل و فضای مجازی با این مساله را تشریح کرد.
وی در خصوص نشانههای استرس استفاده بیش از حد موبایل در کودکان گفت: والدین باید به چندین علامت هشدار دهنده شامل بی قراری و پرخشاگری، افت تمرکز، مشکلات خواب ، کاهش علاقه به بازیهای واقعی یا فعالیت های بیرون از خانه، شکایتهای جسمانی مانند سردرد و دل درد، و حتی افت تحصیلی توجه کنند که نشان دهنده درگیری کودک با این مساله است.
فرخ زاد ادامه داد: وجود اضطراب و استرس باعث اختلال در رشد هیجانی و روانی، کاهش تمرکز و افت تحصیلی، مشکلات جسمانی و کاهش اعتماد به نفس در دوران کودکی میشود و در نتیجه افزایش احتمال اختلالات روانی، مشکلات روابط اجتماعی، کاهش کارایی شغلی و تحصیلی، مشکلات جسمانی بلندمدت و ناکامی و عزت نفس پایین در بزرگسالی را به دنبال دارد.
این روانشناس افزود: اگر این اضطراب و استرس در کودکی به موقع مورد مدیریت قرار نگیرد میتواند به ریشه بسیاری از مشکلات روانی، تحصیلی، شغلی و حتی جسمانی در بزرگسالی تبدیل شود.
وی با تاکید بر اینکه مهمترین نقش در کاهش آسیبها به عهده والدین است گفت: آنها باید استفاده از موبایل را محدود و مدیریت کنند؛ به عنوان مثال تعیین زمان مشخص برای بازی یا استفاده از شبکههای مجازی و جایگزین های جذابی ماند ورزش، بازی های گروهی، فعالیتهای هنری و یا مطالعه را برای فرزند خود فراهم کنند و گفت و گوی صمیمانه با فرزند در خصوص احساسات و نگرانی ها، فشار روانی را کاهش میدهد.
تاثیر روشهای نوین بر دنیای کودکان
این متخصص روانشناسی بالینی در ادامه با اشاره به اهمیت انگیزه در یادگیری کودکان بر تاثیر روش های نوین آموزشی برای ایجاد اشتیاق، خلاقیت و لذت کشف در این گروه سنی و نقش آن بر پیشرفت تحصیلی تاکید کرد.
وی در خصوص مقایسه روش های نوین و سنتی یادگیری کودکان بیان کرد: در روشهای سنتی معمولا آموزش بر پایه سخنرانی معلم و تکرار مطالب است که کودک در این روش نقش نسبتا منفعلی دارد در نتیجه باعث میشود یادگیری کسل کننده باشد.
فرخ زاد اضافه کرد: ویژگیهای روشهای نوین شامل یادگیری مشارکتی، استفاده از فناوری های آموزشی، بازی محور بودن و پروژه محور بودن است و به جای اینکه کودک فقط شنونده باشد فعالانه در حال یادگیری است.
این روانشناس به چند نمونه رایج از روشهای نوین اشاره کرد و گفت: به عنوان نمونه یادگیری مبتنی بر بازی یعنی استفاده از بازیهای آموزشی برای تقویت مفاهیم مختلف، فناوری آموزشی یعنی به کارگیری نرم افزارها و ویدیوهای آموزشی در آموزش مسائل مختلف، آموزش پروژه محور یعنی کودک با انجام یک پروژه واقعی یاد میگیرد و مهارت حل مساله را پیدا میکند و یادگیری مشارکتی یعنی فعالیت گروهی دانشآموزان در کشف و حل مسائل مختلف و روش اکتشافی یعنی کودک خودش کشف میکند نه اینکه پاسخ آماده را دریافت کند.
فرخ زاد به والدین و معلمان توصیه کرد: یادگیری زمانی ماندگار و لذت بخش است که با شوق و اشتیاق و انگیزه همراه باشد پس به جای اینکه صرفا تمرکز بر نمره و نتیجه باشد بهتر است بر مسیر یادگیری، تجربه و کشف کودک باشد.
کودکان نسخهای از اعتماد به نفس والدین خود میشوند
وی در ادامه با تاکید بر اهمیت الگو پذیری کودکان از والدین در اعتماد به نفس و عزت نفس گفت: کودکی که خود را ارزشمند بداند و تواناییهایش را باور داشته باشد در آینده فردی مستقل و مسئولیت پذیر و موفق خواهد شد.
این روانشناس ادامه داد: به طور کلی اعتماد به نفس و عزت نفس پایین در کودکی مانند ریشه ای ضعیف است که در بزرگسالی به شکل درخت شکننده و آسیب پذیر ظاهر خواهد شد.
فرخ زاد با تاکید بر اینکه والدین نخستین و مهمترین الگوی کودک هستند اضافه کرد: نحوه رفتار، گفتار و واکنش آنها به موفقیتها و شکستهای کودک تعیین میکند که او چه نگاهی به خود داشته باشد، والدین با حمایت، تشویق به موقع و احترام به تربیت کودک میتوانند بذر عزت نفس و اعتماد به نفس را در وجود او بکارند.
وی اظهار کرد: برخی والدین تصور میکنند تشویق بیش از حد باعث افزایش اعتماد به نفس میشود در حالی که نادرست است و تشویق باید واقعی، متعادل و متناسب با تلاش کودک باشد نه صرفا نتیجه کار.
این متخصص روانشناسی بالینی در پاسخ به این سوال که چه رفتارهایی از سوی والدین باعث تضعیف عزت نفس کودکان می شود گفت: سرزنش مداوم، مقایسه کردن کودک با دیگران، نادیده گرفتن احساسات، برچسب زنی مانند استفاده از واژه هایی مانند تنبل و بی عرضه و نداشتن زمان کافی برای ارتباط صمیمی، پیام ناخودآگاهی را به کودکی میدهد که تو ارزشمند یا به انداره کافی خوب نیستی.
فرخ زاد در خصوص نقش والدین در تقویت اعتماد به نفس کودکان افزود: فرصت تجربه و آزمون و خطا دادن، سپردن مسئولیتهای کوچک و متناسب با سن کودک، با دقت با حرف هایش گوش دادن و احساساتش را جدی گرفتن، پذیرفتن موفقیتهای کوچک و تحسین کردن و به جای مقایسه با دیگران، پیشرفتهای کودک را با گذشته اش سنجیدن از جمله اقداماتی است که می توانند انجام دهند.
بنابراین با درک این نیازها و بهکارگیری روشهای صبورانه، خلاقانه و همدلانه، میتوانیم رفتارهای پرچالش کودکان را به سمت مسیری سازنده هدایت کنیم.
در کنار آن، پذیرش و بهکارگیری روشهای نوین آموزشی که بر مشارکت فعال، خلاقیت و لذت کشف تاکید دارند، میتواند یادگیری را برای کودکان ماندگارتر و دلپذیرتر کند.
در نهایت، تمرکز بر مسیر رشد، تجربه و اشتیاق کودک، به جای صرفا نتیجه گرایی، بنیادیترین گامی است که میتوانیم در جهت پرورش نسلی مستقل، خلاق و با اعتماد به نفس برداریم.