به گزارش جمعه شب خبرنگار کتاب ایرنا، نمایش و نقد فیلم اقتباسی «درخت گلابی» در بخش سینما، گوشه شعر، نمایشنامهخوانی و دورهمی کتاب «روزه کله گاوی» در بخش کودک از سایر برنامههای روز سوم رویداد اردیبهشت کتاب بود.
رویداد «اردیبهشت کتاب» با هدف تقویت فرهنگ کتابخوانی به تقویم فرهنگی کشور از ۲۴ اردیبهشت ساعت ۹ صبح تا ۱۰ شب برگزار میشود و تا سوم خرداد میزبان نشستهای رونمایی، نقد و بررسی کتاب، جشن امضا و دیدار اهالی فرهنگ و هنر خواهد بود.
ادبیات تعلیمی یکی از اتهامات ما نویسندگان کودک است
نشست رونمایی از کتابهای «قصههای کلاس اولی» و «متشکرم خداجون» ساعت ۱۸:۰۰ در استیج ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، سعیده اصلاحی نویسنده کتاب در کنار کارشناسان هادی خورشاهیان و زهره عباسعلیزاده حضور داشت.
اصلاحی در آغاز نشست، گفت: در کتاب «قصههای کلاس اولی» پنج مورد از هزاران خاطره من است که مجموعه کاملتر آن با نام «خانم اجازه» در دست چاپ است. تمام داستانها، رویدادها و حتی اسامی این کتاب حقیقی است و هیچ تخیلی در آن وجود ندارد. کلاس اول، خشت اول تربیت است و بسیاری از مادران و معلمانی که با فرشتههای کلاساولی سروکار دارند میدانند که چه کار سختی است.
او درباره کتاب «متشکرم خداجون» افزود: کتاب دیگری که امروز رونمایی میشود، «متشکرم خداجون» است که در آن، مفاهیم نماز و وضو به صورت شعر تبیین شده است. من سعی کردم اثری غیرتکراری تولید کنم تا متمایز از دیگر کتابهای این حوزه باشد.
خورشاهیان در این نشست درباره ادبیات تعلیمی، گفت: ادبیات تعلیمی و آموزشی یکی از اتهامات ما نویسندگان کودک است، به گفته آنها، ما سفارشینویس هستیم که ذهن کودکان را آزاد نمیگذاریم. زبانشناسان معتقدند زبان توصیفی و تجویزی است، به این مفهوم است که نظم زبان فارسی، به صورت تجویز کردن شکل میگیرد و هیچ ایرادی هم ندارد. ادبیات کهن ما همچون مولوی و عطار نیز آموزشی بودند و این نیز یکی از شاخههای ادبیات است. کتاب شازده کوچولو، یکی از تاثیرگذارترین متون تعلیمی آموزشی است.
عباسعلیزاده هم در این نشست افزود: من سالها از زمان کودکی فاصله گرفتم اما تعلیمی بودن داستانها، من را آزار نمیدهد؛ زیرا حس میکنم کودکان در سن پایین دوست دارند تا مستقیم حرف نویسنده را بشنوند تا با کنایه و حرفهای پیچدار روبرو شوند.
نویسنده در پایان نشست، به خوانش بخشهایی از کتاب «متشکرم خداجون» در باب آموزش وضو و آموزش نماز پرداخت.
اگر میخواهید تاریخ بخوانید باید خاطرات وزیر راه رضاشاه را بخوانید
جشن یکسالگی کتاب «رضاشاه» ساعت ۱۶:۰۰ در استیج اصلی باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، عماد داوری دولتآبادی نویسنده کتاب در کنار خسرو معتضد حضور داشت.
در ابتدای نشست، داوری دولتآبادی توضیح داد: اگر میخواهید تاریخ بخوانید باید خاطرات وزیر راه رضاشاه را بخوانید که میگوید «تقصیر همه مفاسد و خرابکاریها، رضاشاه پهلوی است.» باید تاریخ را از زبان علیاکبر داور وزیر رضاشاه بخوانید، کسی که پیشنویس خلع رضاشاه را به دست گرفته و در صدد جمع کردن امضا قرار میگیرد. باید سرگذشت امیر طهماسبی استاندار آذربایجان را بخوانید که چرا سه بار شاه را نبش قبر میکنند؟
او ادامه داد: اگر میخواهید تاریخ بخوانید باید سرگذشت متین دفتری را بخوانید. زمانی که میخواستند فوزیه را به عقد شاه در بیاورند، قانون به ایرانیالاصل بودن مادر ولیعهد اصرار داشت. متین دفتری لایحهای مینویسد و در مجلس تصویب میکند که فوزیه از امروز، ایرانی است. هر کودکی میداند که نژاد با قانون، قابل تغییر نیست. ما سعی کردیم بر پایه ۲۰۰ منبع، تاریخ رضاشاه را بنویسیم. تلاش کردیم تا فقط روایت کنیم، قضاوت نکنیم.
معتضد تاریخدان در این نشست حاضر شد و گفت: این کتاب حاصل زحمات بسیار زیادی است، من تنها ویراستاری تاریخی روی آن انجام دادم. این کتاب حاصل تلاش عده زیادی از جوانان و پژوهشگران پرتلاش است. دکارت میگوید «شک ندارم که شک دارم» در تمام مسائل تاریخی باید شک کرد. این کتاب یکطرفه و تحریفشده نیست، بلکه کاملا واقعنگاریشده است.
اگر داستانگویی درست اجرا شود، از فضای مجازی نیز پیشی میگیرد
نشست رونمایی از کتاب «فوت و فن داستانگویی» ساعت ۱۵:۰۰ در استیج ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست محمدرضا سرشار نویسنده کتاب در کنار عذرا وکیلی از پیشکسوتان رادیو حضور داشت.
سرشار گفت: این کتاب به دور از مبانی نظری است، بلکه تجربه زیسته تمام داستاننویسان جهان است. هیچکس نمیتواند از ابتدا و صفر شروع کند، ما نیز بر دوش گذشتگان ایستادیم که توانستیم در این مسیر رو به جلو حرکت کنیم. زمانی که تکنولوژی به زندگی وارد شد، ناشران از ما، متن تایپی میخواستند، من نیز تایپ تک انگشتی را بلد هستم ولی هر دقیقه یک کلمه را میتوانم بنویسم. به همین دلیل این روند طولانی شد و در نهایت با کمک یکی از شاگردانم، متن دستنویس را به تایپی مبدل کردم و به عرصه نشر رساندم.
وکیلی در این نشست در پاسخ به تاثیر فضای مجازی بر کاهش جذابیت قصهگویی افزود: داستان اگر به درستی بیان شود، حتی در تکنولوژی هم جذابیتش را از دست نمیدهد. البته که من با فضای مجازی موافق نیستم، اما اگر فرد، مخاطب را بشناسد و مبانی داستانگویی را بشناسد، داستان از فضای مجازی هم جلو خواهد زد.
بررسی تنها کتاب تالیفی داخلی در حوزه ناداستان
نشست رونمایی از کتاب «ناداستان یا روایت» ساعت ۱۳:۳۰ در استیج ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، آزاده جهان احمدی نویسنده کتاب در کنار کارشناسان سمیه عالمی و معصومه امیرزاده حضور داشت.
جهان احمدی در مورد دغدغه خود در باب روایت، گفت: ما از بس کلمات را استفاده میکنیم و آنها را هدر میدهیم، این کلمات وزن خود را از دست میدهند. این کتاب اولین گام از یک پروژه در ادبیات ایران است. من تحصیلات تکمیلی را در خارج از ایران گذراندم؛ آنجا اساتید درباره نوعی از ادبیات حرف میزدند که به طور کل در ایران وجود نداشت، ما تنها رمان داشتیم و داستان کوتاه. بعد از ۱۰ سال که به ایران بازگشتم، جریانی در ادبیات کشور به وجود آمد که دریافتم اساتید من در خارج چه میگفتند. این مسیری که در ایران بود، دارای اعوجاج بود و نسبتی با آموزههای علم نداشت. چرا ما با انبوهی از ادبیات واقعگرا روبرو هستیم که اسم آن را روایت میگذارند؛ اما دریغا که ذرهای به روایت شبیه نیستند؟
او ادامه داد: ما در امسال دو جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتیم، چرا متنهای خوندار و جاندار از این جنگ در دسترس نیست؟ چرا نویسندگان به طور سطحی، به این موضوع میپردازند؟ من بیشتر از اینکه به نویسندگی معروف باشم، به نقادی مشهورم. از جایی به بعد تصمیم گرفتم برای نقد کردن به نوشتههای خودم ارجاع دهم، متنی کامل و جامع بنویسم که اگر شخصی به سراغ من آمد و روشهای جنگنگاری را پرسید، به او بیاموزم. این کتاب نتیجه ۱۰ سال بررسی موشکافانه ادبیات واقعگرا در ایران است، میزان موفقیت کتاب را دیگران باید تبیین کنند؛ اما این تنها یک شروع است. تا جایی که اطلاع دارم، این کتاب، تنها کتاب تالیفی داخلی در حوزه ناداستان است.
امیرزاده نیز در این نشست تصریح کرد: چند نکته با خواندن این کتاب یادداشت کردم و تلاش میکنم که متعهدانه نسبت به آنچه که خواندم، حرف بزنم. اگر از سطح روایت عبور کنیم، درمییابیم که ادبیات واقعگرا در ایران مسبوق سابقه است. جهان غرب، جهان بستهبندی است. همانگونه که غربیها نخ از هند میخریدند و پارچه همان نخ را به هندیها میفروختند، باید حواس خود را جمع کنیم که غربیها، ادبیات واقعگرا را از خودمان به ما نفروشند. همچون سفرنامهنویسی که ایرانیان ید طولایی در آن دارند، اما غرب این مسائل را همانگونه که است به ما تحویل نمیدهند؛ بلکه با تحریف و تحمیل عقاید خودشان به سایر صادر میکنند. در تذکرهها میبینیم که ادبیات واقعگرا نیز وجود دارد، به طوری که ما دیگر نمیتوانیم آن را یک زندگینامه صرف از یک عارف ببینیم، تاریخ بیهقی مثال شاهکاری در این حوزه است.
همچنین عالمی در ادامه این نشست گفت: جای خالی یک کتاب نظری در ادبیات ایران کاملا حس میشد، ما ملت بیقصهای نیستیم، پر از تاریخ و فراز و فرود و اتفاقات هستیم و به مثابه این رخدادها، روایات بسیاری را ثبت کردیم. ناداستانی که در قرن ۲۰ در غرب نامگذاری شده، ایران در قرن سوم ازآن استفاده کرده است. ما باید به قالبهای مشترکی برسیم تا با جهان ارتباط بگیریم و داستان خود را روایت کنیم. مرجع دوستانی که بنا به ثبت این وقایع را داشتند، همیشه کتابهای خارجی ترجمهای بودند، در حالی که قصهگویی ما نسبت مستقیمی با تاریخ و فرهنگ ما دارد. ترجمه شدن و ارجاعات به این کتابها، دور از ذهن ایرانیان است.
خلق تعلیق و هیجان در موضوعات غیرجنگی دشوار است
نشست گفت وگوی نویسندگان با حضور هادی مقدمدوست نویسنده و پژوهشگر حوزه ادبیات جنگ و حبیب احمدزاده نویسنده و پژوهشگر برگزار شد.
مقدمدوست در تحلیل خود نسبت به شیوههای نگارش داستانهای جنگی، بر اهمیت اشراف دقیق به تاریخ و تحقیق مستند تاکید کرد.
وی با اشاره به اهمیت شناخت صحیح تاریخ وقایع گفت: نویسنده باید زاویه دیدی کامل و دقیق نسبت به موضوع داشته باشد تا از اشتباهات رایج در روایت جنگ پرهیز شود. وسواس بیش از حد نسبت به جذابیت اثر میتواند باعث انحراف نویسنده از حقیقت و دانش عمیق موضوع شود.
به گفته وی، نویسندگان نباید تنها به دنبال جذاب کردن داستان باشند، بلکه باید با دلگشادی و دقت به تحقیق بپردازند و اجازه ندهند ترس از جذاب نبودن، اطلاعات ارزشمند و واقعی را کنار بگذارد. این وسواس ممکن است باعث شود که مسائل مهم و حقیقی مغفول بمانند و داستان از واقعیت دور شود.
در ادامه این نشست احمدزاده تاکید کرد: نویسندگی تنها به استعداد ذاتی وابسته نیست و هر فردی میتواند با تمرین و آموزش، حتی در زمینه داستانهای جنگی به مهارت برسد.
وی به دشواری خلق تعلیق و هیجان در موضوعات غیرجنگی اشاره کرد و توضیح داد: روایت داستان در موقعیتهای جنگی، با وجود پیچیدگیها و فشارهای روحی، تجربهای منحصر به فرد و متفاوت است که زاویه دید نویسنده و مخاطب را شکل میدهد.
احمدزاده خاطرنشان کرد: نویسنده واقعی کسی است که بتواند زاویهای تازه و زنده به داستان بدهد، نه داستانی که صرفاً در زمان خود باقی بماند و نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.