23:31 - 1405/02/27
کد خبر: 86157248
رویدادهایی برای متخصصان تاریخ، سیاست و جامعه‌شناسی، روز پنجم «اردی‌بهشت کتاب»

تهران- ایرنا- روز پنجم اردی‌بهشت کتاب، روزی تخصصی که با نشست‌های کاملا حرفه‌ای در حوزه سیاست، تاریخ و جامعه‌شناسی به پایان رسید.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، پنجمین روز از «اردی‌بهشت کتاب» با نشست‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف علوم انسانی از تاریخ و علوم سیاسی و جامعه‌شناسی همراه بود و حتی علم مهندسی را به همراهی با شهروندان در شهرنشینی کشاند.
گفت‌وگو درباره کتاب «سیاست‌های خیابانی»
نشست نقد و بررسی کتاب سیاست‌های خیابانی با حضور مارال لطیفی کارشناس حوزه اجتماعی و مهدی مهدوی زاهد مجری و کارشناس برگزار شد.
در ابتدای این نشست مارال لطیفی، در تحلیل خود درباره مفهوم سیاست خیابانی و نقش آن در جنبش‌های اجتماعی اظهار داشت: خیابان به عنوان محملی برای تجمع و بازتولید کنش‌های سیاسی، نه به شکل ساختار قدرت رسمی، بلکه به معنای زیست در فضای جمعی و محفل سیاسی است.
لطیفی با اشاره به تجربه تاریخی انقلاب اسلامی، بیان کرد: تهیدستان شهری پیش از انقلاب فعالیت‌های خود را به صورت آرام و مستمر انجام می‌دادند و پس از وقوع انقلاب، با پیوستن به این جنبش، منافع خود را دنبال کردند. شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی معمولاً زمانی جدی‌تر می‌شود که دستاوردهای آنها تهدید شوند یا امکان بازتولید آن‌ها ناممکن شود.
او به تفاوت میان سیاست خیابانی و سیاست نهادی اشاره کرد و گفت: برخی گروه‌ها که امکان فعالیت نهادی دارند، اعتراضات خود را از طریق سازوکارهای رسمی پیگیری می‌کنند، اما گروه‌هایی که چنین امکانی ندارند، ممکن است به شکل پیشروی آرام یا سیاست خیابانی عمل کنند.
مهدی مهدوی زاهد در تحلیل خود درباره مفهوم «پیشروی آرام» در جامعه ایران، این پدیده را حرکتی مهم، عمیق و نسبتاً سریع توصیف کرد که در بخش‌های مختلف از جمله سیاست خارجی و مسائل اجتماعی به چشم می‌خورد. در سیاست خارجی ایران معمولاً رویکرد عملگرایانه وجود دارد؛ به طوری که در مواجهه با بحران‌ها، تلاش می‌شود به مذاکره و راه‌حل‌های عملی برسند، هرچند گاهی اوقات این تلاش‌ها با تعلیق و تردید همراه است.
وی در پایان گفت: این روند پیشروی آرام بدون قضاوت شخصی و صرفاً به عنوان یک واقعیت اجتماعی در حال وقوع است و نشان‌دهنده تغییرات تدریجی در ساختارهای اجتماعی و سیاسی جامعه ایران است.

آیین رونمایی کتاب «بینش رفتاری» برگزار شد
در نشست «بینش رفتاری» به میزبانی شراره عظیمی، رئیس گروه مطالعات پایش و ارزیابی سیاست‌های شهری و سخنرانی بشری هاتف، پژوهشگر حوزه علوم شناختی و تکنولوژی ضمن رونمایی از کتاب «بینش رفتاری»، نقش الگوهای شناختی و رفتاری شهروندان در طراحی و ارزیابی سیاست‌های شهری مورد بررسی قرار گرفت.
شراره عظیمی با اشاره به اهمیت رویکردهای رفتاری در مدیریت شهری اظهار کرد: اگر به مسائل شهری نگاه کنیم، می‌بینیم بخش قابل توجهی از چالش‌ها و مسائل شهری به رفتار شهروندان وابسته است. بدون شناخت سازوکارهای رفتاری، سیاست‌گذاری شهری به نتیجه مطلوب نمی‌رسد.
وی در معرفی ساختار کتاب «بینش رفتاری» گفت: این کتاب در شش فصل تدوین شده است که شامل: مبانی اولیه بینش رفتاری، تاریخچه رویکرد بینش رفتاری، نمونه‌هایی از کاربرد بینش‌های رفتاری، روش‌های به‌کارگیری این رویکرد در طراحی سیاست‌ها، نقدها و ملاحظات این رویکرد، آینده بینش‌های رفتاری است.
عظیمی تأکید کرد که این کتاب تلاش دارد پلی میان نظریه‌های علوم شناختی و کاربرد عملی آن‌ها در سیاست‌گذاری شهری ایجاد کند.
در ادامه، بشری هاتف با تبیین سازوکارهای شناختی انسان گفت: مکانیزم شناختی انسان هنگام دریافت اطلاعات، از تجربه‌های حسی ساده تا تصمیمات کلان، مبتنی بر الگوسازی است. مغز ما پیش از انجام یک رفتار، برای آن الگو می‌سازد تا بتواند عمل را با موفقیت اجرا کند.
وی افزود: زمانی که یک مدل رفتاری به موفقیت می‌رسد، مغز تمایل دارد در موقعیت‌های مشابه همان الگو را تکرار کند. به همین دلیل، در سیاست‌گذاری عمومی اگر بتوانیم الگوهای رفتاری موفق را تقویت کنیم، امکان تثبیت رفتار مطلوب در شهروندان افزایش می‌یابد.

امام خمینی، شخصیتی خاص در مرز معنویت و سیاست


آئین رونمایی از کتاب «سیمرغ سی‌مرغ» در روز یک‌شنبه ۲۷ اردیبهشت در سکوی ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، محمد قائم‌خانی، نویسنده کتاب در کنار کارشناس علیرضا سمیعی، حضور داشت.
قائم‌خانی در آغاز با اشاره به رخدادهای تلخ دی‌ماه گفت: بهمن ماه امسال، در جمعی از نویسندگان و اهل کتاب حاضر شدم و درباره ماجرای ۱۸ و ۱۹ دی صحبت کردیم. یکی از نویسندگان شناخته‌شده طرفدار انقلاب درباره خطر آن برهه می‌گفت «همانگونه که پدران ما انقلاب کردند، در ۱۸ و ۱۹ دی داشت اتفاقات پیش می‌رفت» در ذهن من شکل گرفت که چگونه روایتی طنز از شبکه اینترنتی بر ذهن نویسنده‌ای که باید برای مخاطب روایت کند چیره می‌شود. این شکاف عجیب چگونه به وجود می‌آید؟
او درباره جایگزینی کتابش با صحیفه امام بیان کرد: این کتاب یک زندگی‌نامه داستانی است که بنا دارد فرد را با شخصیت امام آشنا کند، قطعا جایگزین صحیفه و اسناد معتبر معرفتی نخواهد شد.
سمیعی در ادامه گفت:امام خمینی بر مرز معنویت و سیاست در حرکت بود، فردی که هم معنویت داشت و هم سیاست، پرداختن به این فرد در قالب زندگی‌نامه، عمل بسیار دشواری است.
قائم‌خانی درباره چالش خود در حوزه نویسندگی گفت: زمانی که می‌خواستم نوشتن این کتاب را آغاز کنم، فکر می‌کردم کتاب‌های بسیاری درباره امام خمینی چاپ شده و کار من آسان است؛ اما بعد از تحقیق، دریافتم که زندگی‌نامه‌های امام خمینی بسیار کم‌تعداد است. آن چیزی که از امام وجود داشت، روایات پراکنده از زبان اطرافیان بودند که چاپ شده بودند. از دل این خاطرات نیز، فضای زندگی‌نامه اصلی فرد، مشخص نمی‌شود.
او ادامه داد: اولین بار در سال ۱۴۰۱ بود که کتاب «سیمرغ سی‌مرغ» و «روح‌الله» منتشر شد و زندگی‌نامه کاملی از ابتدا تا انتهای زندگی امام خمینی بود. در تاریخ قبل از دهه ۴۰، اطلاعات از امام بسیار کم و نایاب است که نویسنده را دچار مشکل می‌کند. از بعد دهه ۴۰ نیز اطلاعات و روایات به قدری پرتعداد است که باز هم نویسنده را دچار سردرگمی می‌کند. تمام سعی خود را کردم که همه چیز بر پایه مستند و اطلاعات موثق، کتاب را تالیف کنم و حتی یک کلمه نیز از تخیل استفاده نکردم، آن را بر خود حرام دانستم.
این نویسنده درباره وضعیت جامعه امروز بیان کرد: ما آمادگی حضور در یک صحنه بزرگ و سخت را نداشتیم. از نیمه دوم دهه ۹۰ با فروپاشی طبقه متوسط مواجه هستیم، وضعیت معلقی که کشور در آن قرار دارد همین فروپاشی است. اگر ما یک نقطه اشتراک در ایران داشته باشیم، این است که هیچ‌کس نمی‌داند گام بعدی چیست؟ در چنین تعلیقی که شانه‌های نحیف ما توانایی برداشتن هیچ باری ندارد، مردم ۷۰ روز است که در خیابان ایستاده‌اند و با اراده ملی (که در قرن ۲۱ بسیار کمیاب است) حاضر شدند. این فاصله وحشتناک، بعد از سکوت میدان نظامی، دیگر توان ادامه ندارد. زمانی که بار تمام این جنگ بر دوش اراده ملی و مردم است، نمی‌توان بدون دانستن مرحله بعد، گامی برداریم. به نظر من اکنون هیچ راهی جز خوانش امام و موضع‌گیری‌های او نداریم، این خوانش نیز از جنس همین زندگی‌نامه است.

کانون پرورش فکری، بازوی اجرایی دربار پهلوی بود
همچنین آئین رونمایی از کتاب «معصومیت در حصار قدرت» روز یک‌شنبه ۲۷ اردیبهشت در سکوی ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، محمود ذکاوت، نویسنده کتاب در کنار حسین جودوی، حضور داشت.
محمود ذکاوت، گفت: عنوان این کتاب «معصومیت در حصار قدرت» است که کلمه «مصومیت» به دوران کودکی اشاره دارد. در ابتدای تاسیس کانون پرورش فکری، کودک حلقه تمرکز اصلی بود، درباره این کانون در دوران پهلوی سخن زیاد است اما موضوع مهمی که ما با آن سروکار داریم، تاثیرگذاری این کانون در تربیت کودک است. یکی از موضوعاتی که من در پژوهشکده به آن می‌پردازم «مسئله کودکی در ایران» است، پیرامون تحقیقاتی که داشتم به سلسله روایات مختلفی برخوردم که خط وصل تمام آنها، کانون پرورش فکری بودند.
وی افزود: یکی از مسائل کتاب، درگیر شدن با تاریخ معاصر است. تاریخ معاصر و پهلوی به دو طیف طرفدار و منتقد جدی تقسیم‌بندی می‌شود که گزاره‌ها عموما همه درگیر حب و بغض‌های سیاسی و ایدئولوژیک می‌شود. من سعی کردم در کتاب به طور کامل، از این حب و بغض‌ها فاصله بگیرم و خالصانه تاریخ را روایت کنم.
ذکاوت درباره تاریخ ادبیات کودک، قبل تاسیس کانون گفت: ما همه فکر می‌کنیم که کانون، اولین نهاد در حوزه ادبیات و کتاب کودک است اما قبل از تاسیس کانون، بسیاری نهاد فعال در این عرصه داشتیم که ابتدای این مسیر از اواسط دوره قاجار شروع شده است ولی ما همچنان، کانون را نقطه عطف ادبیات کودک می‌دانیم زیرا کانون بود که اولین بار یک الگو برای ادبیات کودک ارائه داد و چارچوبی در این حوزه پایه‌گذاری کرد. شورای ادبیات کودک که گروهی مستقل با تکیه بر تالیف است، نقطه مقابل کانون است که نهادی درباری با تکیه بر ترجمه تاسیس شده است.
او بیان داشت: از نیمه دهه ۴۰، حکومت دچار بحران هویتی می‌شود، ایرانیان به این نتیجه می‌رسند که باید فضا را تغییر داد. دهه ۴۰، دهه رشد فرهنگی کشور بود. در کنار آن نهضت امام نیز به یقین می‌گویم، تغییر اساسی در این حوزه انجام داد و انقلاب اسلامی که در دهه ۵۰ اتفاق می‌افتد، محصول این تغییر و تحول در بدنه اجتماع است.
او در ادامه گفت: این نکته فراموش نشود. کانون ارتباط شدید و تنگاتنگی نیز با موسسه فرانکلین، بازوی فعال فرهنگی آمریکا در ایران داشته و مسئول ترویج و توزیع تولیدات فرانکلین در کتابخانه‌های ایران بود.
نویسنده کتاب با اشاره به استراتژی کانون در حوزه تربیت عنوان کرد: فعالیت‌های کانون به شدت و غیرعادی متکی بر جداسازی کودک از خانواده بود، این کار به فرهنگ تربیتی دهه ۶۰ میلادی بازمی‌گردد. به گمان من یکی از دلایل شکست کانون در ایران همین مورد بود، علت اصلی این مسئله، عدم پذیرش جامعه بود. حتی مدرن‌ترین خانواده‌های ایران نیز، با جدایی کودک از خود مشکل داشتند.