به گزارش روز دوشنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا، در حاشیه هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، نشستهای تخصصی در سرای اهل قلم برقرار است، روز گذشته نیز چندین نشست در موضوعات مختلف، برگزار شد که در ادامه خلاصهای از نشستها را میخوانید.
نقش آژانسهای ادبی در معرفی ادبیات معاصر ایران به جهان
دومین نشست از سلسله نشستهای بینالملل این رویداد فرهنگی، با عنوان «عبور از مرزها با کلمات؛ از زبان مادری تا مخاطب جهانی» با حضور مجید قیصری؛ نویسنده و دبیر علمی جایزه ادبی جلال آلاحمد، محمد میرکیانی؛ پژوهشگر و نویسنده حوزه کودک و نوجوان، احمد اکبرپور؛ شاعر و نویسنده حوزه کودک و نوجوان و شیوا مقانلو؛ مدرس دانشگاه، نویسنده و مترجم در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
شیوا مقانلو با اشاره به موضوع که چرا ادبیات ما به معنای عام نتوانسته در بعد جهانی شناخته شود، گفت: یکی از مشکلات اصلی ما ترجمه نشدن رمانهای بزرگسال است. ترجمه این رمانها ادبیات ما را جهانی میکند. در حوزه ادبیات کودک و نوجوان اتفاقات بهتری افتاده است، زیرا حجم داستان کودک و نوجوان کمتر است. این کتابها با تصویرگری همراه است و از این طریق تصویرگران ما در دنیا شناخته شدهاند. به نظر من، پیش از آنکه صرفاً یک ناشر یا آژانس ادبی در مرحله نهایی وارد کار شود، باید ترجمههایی از آثار وجود داشته باشد تا از طریق آنها اعتمادسازی صورت گیرد. امروز با پدیدهای مثل هوش مصنوعی مواجه هستیم که میتواند ترجمه را بسیار سریعتر انجام دهد اما حتی در این حالت هم حضور یک ویراستار یا مترجم انسانی ضروری است. کسی که متن را بخواند، خطاها را بگیرد و آن را اصلاح کند.
وی بر ضرورت ساماندهی فرآیند ترجمه آثار ایرانی تاکید کرد و گفت: این میان مساله کپیرایت هم مطرح میشود که باز هم به همان بحث اعتماد برمیگردد. این حوزه نیازمند متولی مشخص است، اما در نهایت باید به شکل یک کار تیمی مدیریت شود. ما به یک تیم تصمیمگیر و انتخابگر نیاز داریم. تیمی متشکل از نویسنده، مترجم، آژانس ادبی، ویراستار، ناشر، روزنامهنگار و حتی افرادی که خارج از ایران فعالیت میکنند. در ابتدا باید یک گروه مورد اعتماد شکل بگیرد تا بتواند سیاستگذاری کند، زیرا این کار به تنهایی از عهده یک فرد خارج است.
ناشران بازار هدف را بهخوبی بشناسند
محمد میرکیانی ضمن گرامیداشت شهدای وطن و کسانی که باعث سربلندی ایران زمین شدند از تلاش همه مردم در این روزها و شبها قدردانی کرد و گفت: یکی از مشکلات اصلی ما در ترجمه آثار به زبانهای دیگر، نبود ناشران حرفهای است که بازار هدف را بهخوبی بشناسند. ناشری که بداند در کشورهایی مانند فرانسه، انگلستان یا ایتالیا مخاطبان به چه نوع ادبیاتی علاقه دارند و بتواند بر اساس آن، آثار مناسب را انتخاب و برای آن بازار بازاریابی کند. در فرایند ترجمه نیز باید مترجمان حرفهای و مسلط به زبان مقصد حضور داشته باشند.
وی افزود: در گذشته مترجمانی مانند مرحوم محمد قاضی توانسته بودند ترجمههایی ارائه دهند که خواننده هنگام مطالعه، احساس میکرد با یک متن اصیل فارسی روبهرو است؛ در حالی که اثر ترجمه شده بود.
میرکیانی درباره تجربه شخصی خود در ترجمه آثارش گفت: حدود ۳۰ عنوان از آثارم در کشورهایی مانند چین، ترکیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان، پاکستان، لبنان و مصر ترجمه شده است. به نظر میرسد یکی از دلایل استقبال از این آثار، وجود اشتراکات فرهنگی بوده است؛ زیرا بسیاری از این آثار به ادبیات عامیانه و ادبیات کهن ایران مرتبط هستند. در مقابل بسیاری از آثار ادبیات بزرگسال ما به دلیل داشتن لحن و فضای بسیار بومی، برای مخاطب خارجی بهراحتی قابل درک نیستند.
میرکیانی در پایان به ظرفیت بالای همکاری در حوزه ادبیات کودک و نوجوان با کشورهای عربی اشاره کرد و ادامه داد: در حوزه ادبیات کودک، بهویژه با توجه به اشتراکات فرهنگی و ادبی میان ایران و کشورهای عربی، ظرفیت بسیار بالایی برای تبادل آثار وجود دارد. بسیاری از قصههای عامیانه و متون ادبی کهن میان این کشورها مشترکات فراوانی دارند اما متأسفانه از این ظرفیت به اندازه کافی استفاده نمیشود.
نویسنده باید به آژانسهای ادبی اعتماد کند
مجید قیصری با اشاره به نقش ترجمه در معرفی آثار ایرانی به جهان، بر اهمیت شکلگیری یک مثلث میان نویسنده، مترجم و خواننده تأکید کرد و گفت: در حال حاضر تمرکز اصلی بیشتر بر مترجم است؛ کسی که باید متن اولیه را از مبدأ به مقصد برساند. بخش مهمی از مشکلات در همین مرحله رخ میدهد. البته نمیتوان نقش نویسنده را هم نادیده گرفت. باید ببینیم نویسنده تا چه اندازهای جهانی و بومی فکر میکند. نویسنده درون یک فرهنگ خاص مینویسد و همین موضوع گاهی اجازه نمیدهد اثر او بهراحتی با مخاطب غیرایرانی ارتباط برقرار کند. یکی از مشکلات ما زبان است و کسانی که می توانند به زبان فارسی بخوانند بسیار محدود هستند.
وی ادامه داد: نویسنده نباید خود به دنبال مترجم باشد. آژانسهای ادبی باید بار ارتباط و ترجمه را بر دوش بکشند. جهان امروز با جهان۱۰ یا ۲۰ سال گذشته تفاوتهای اساسی دارد و اگر بخواهیم در فضای جهانی نشر حضور مؤثر داشته باشیم، ناگزیر به ایجاد زیرساختهای جدی در این حوزه هستیم. اگر زیرساختهای لازم فراهم باشد، میتوان آثار نویسندگان ایرانی را به زبانهای مختلف بهویژه انگلیسی معرفی کرد.
وی همچنین با اشاره به شرایط کنونی جهان گفت: تحولات و بحرانهای جهانی از جمله جنگ و تنشهای بینالمللی باعث شده نام تهران و میناب بیش از گذشته در فضای رسانهای جهان مطرح شود. جنگ و تنگه هرمز باعث شده وارد حوزهای شویم که بتوانیم از این فرصت در حوزه ادبی استفاده و ایران را معرفی کنیم. اگر آژانسهای ادبی و نهادهای مرتبط از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه کتاب و ادبیات ایران به شکل حرفهای و منسجم فعالیت کنند، این فرصت میتواند به بستری برای معرفی بهتر ادبیات ایران در سطح جهانی تبدیل شود.
آژانسهای ادبی رابطه حرفهای میان نویسندگان، ناشران و بازارهای خارجی ایجاد کنند
احمد اکبرپور نیز گفت: در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر چند نویسنده ایرانی از جمله فرهاد حسنزاده، هوشنگ مرادی کرمانی، احمدرضا احمدی و من در فهرست کوتاه جایزه بینالمللی هانس کریستین آندرسن قرار گرفتهاند. این نشان میدهد که ادبیات کودک ایران تا حد قابل توجهی دیده شده است. مرادی کرمانی به مرحله تقدیر در این جایزه رسیده است. داوری این جایزه نیز معمولاً توسط داوران خارجی انجام شده است. با وجود اینکه داوران بینالمللی تا حدی ادبیات کودک ایران را به رسمیت شناختهاند، همچنان آثار بسیاری از نویسندگان ایرانی در خارج از کشور منتشر نمیشود.
اکبرپور یکی از مشکلات اصلی را کمبود مترجمان حرفهای از فارسی به زبانهای دیگر دانست و گفت: در حال حاضر تعداد افرادی که بتوان بهطور جدی روی آنها برای ترجمه آثار فارسی به زبانهای دیگر تکیه کرد بسیار محدود است. لازم است آژانسها بتوانند یک رابطه حرفهای و قابل اعتماد میان نویسندگان، ناشران و بازارهای خارجی ایجاد کنند. همچنین باید از سوی ناشران نیز به رسمیت شناخته شوند تا بتوانند نقش خود را بهدرستی ایفا کنند. آژانسهای ادبی مانند هر حرفه دیگری باید از محل کار خود درآمد داشته باشند و سهم مشخصی دریافت کنند تا بتوانند به شکل جدی آثار ایرانی را به بازارهای جهانی معرفی کنند و نویسنده و مترجم فقط باید به نوشتن و ترجمه فکر کند و نباید به دنبال فروش آثار خود در عرصههای بینالمللی باشند.
تجربهنگاری، ایستگاه اول نظریهپردازی است
نشست رونمایی از کتاب «پژوه نوشت؛ ۱۲۹ نوشتار و گفتار در زمینه کتابکاوی، مجله پژوهی، روزنامهشناسی» و نقد و بررسی کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» (اثر شایسته تقدیر چهلوسومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران) عصر یکشنبه ۲۷ اردیبهشت (۱۴۰۵) با حضور سیدفرید قاسمی؛ نویسنده این دو اثر، مجید رهبانی؛ نویسنده و سردبیر نشریه جهان کتاب، سعید میرمحمدصادق؛ نویسنده و پژوهشگر تاریخ، به دبیری امین خرمی در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
۴۶ سال گردآوری اطلاعات برای نگارش یک کتاب
سیدفرید قاسمی در آغاز این نشست، با اشاره به تجربه ۴۶ ساله گردآوری اطلاعات برای کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» گفت: این پژوهش از نوجوانی من آغاز شد. از سال ۵۷ و ۵۸ دفترچههایی داشتم و هر آنچه درباره روزنامهنگاری بود، از نام و مشخصههای نشریههای ادواری تا تشکلها و رویدادها، یادداشت میکردم.
او با بیان اینکه پژوهش فردی و مستقل در ایران کاری بسیار دشوار است، بیان کرد: برخلاف پژوهش درباره پیش از سال ۱۳۵۷، تحقیق درباره این چهار-پنج دهه اخیر بسیار سختتر بود. آرشیو بسیاری از این تشکلها در کیف دستی گردانندگانشان بود؛ بیشتر هیئتمدیرهها کارنامه دوره خود را با خود برده بودند و اگر اتکا به دفاتر و یادداشتهای شخصی ۴۶ سالهام نبود، این کتاب نوشته نمیشد.
قاسمی با تأکید بر ماهیت میدانی پژوهش برای نگارش کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» گفت: این کار، یک کار پشتمیزی نبود. کاری بود که ۴۶ سال برای آن وقت گذاشتم. این پژوهش بیشتر میدانی بود تا پژوهشی صرفا کتابخانهای.
او با اشاره به اینکه کتاب حاضر چکیدهای از حجم عظیم اطلاعات گردآوریشده است، بیان کرد: ما پنج-شش تشکل داشتیم که هرکدام قابلیت یک مجلد کتاب مفصل را داشتند، اما مشکلات چاپ و نشر در سال ۱۴۰۳ سبب شد به چکیدهنویسی روی بیاورم و به این مجلد برسم. این کتاب ۱۲۹ نوشتار و گفتار در زمینه کتابکاوی، مجلهپژوهی و روزنامهشناسی را در بر میگیرد که از ۱۳۹۷ تا نوروز ۱۴۰۵ نوشته شده و سی فصل دارد.
قاسمی درباره فلسفه انتشار مجموعه آثار خود گفت: انتشار کارنامه و تجربه، یک گام در جهت مستندپردازی است. در جهان پیشرفته، تجربهنگاری را ایستگاه اول نظریهپردازی میدانند، اما ما نهایتاً به آن بهعنوان خاطره یا سند تاریخی نگاه میکنیم. ما باید با انتشار کارنامه تجربههای فردی و سازمانی خو بگیریم.
مجید رهبانی، نویسنده و یکی از سردبیران نشریه جهان کتاب، کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» را اثری کمنظیر و حاصل اشراف نیمقرنی نویسندهاش به موضوع کتاب دانست و گفت: این کتاب حاصل یک عمر زیستن با موضوع است. این پژوهش در ظاهر، کار سادهای به نظر میرسد، اما زمانی که آنرا مطالعه میکنید متوجه میشود که اثری که در دست دارید به هیچ وجه ساده نیست. اگر تمامی صفحات این کتاب را از نظر بگذرانید، متوجه میشوید که این کتاب به نوعی تاریخ فرهنگی ایران را ثبت کرده است.
وی افزود: قاسمی در این کتاب مثل یک ناظر بیطرف فقط روایتگر است؛ هیچکجا جهتگیری و داوری ارزشی ندارد، اما خواننده در نهایت به قضاوتی میرسد که این نیمقرن تلاش مطبوعاتی در ایران چه دستاوردی داشته و به گمان من، آن نتیجهگیری تلخ است.
رهبانی در بخش دیگری از سخنان خود، با مرور تاریخ ۱۲۰ ساله مطبوعات ایران از مشروطه تا امروز بیان کرد: در دوره مشروطه، مطبوعات را رکن چهارم مشروطیت مینامیدند و در همین دوره بود که ایده تشکیل تشکل صنفی برای دفاع از کیان مطبوعات مطرح شد. در دهه ۷۰ که بسیاری آن را دوره طلایی روزنامهنگاری ایران میدانند، تشکلهای مستقل یا نیمهمستقل شکل گرفتند؛ انجمنهایی مانند انجمن عکاسان مطبوعات، انجمن نویسندگان سینمایی، کاریکاتوریستها و شاخصترین آنها انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران ایجاد شدند. از نیمه دهه ۸۰، در دولت نهم، دولت کمر به انحلال نهادهای صنفی بست و مشخصاً انجمن صنفی روزنامهنگاران را تعطیل کرد. در دهه ۹۰ هم همین رکود ادامه پیدا کرد.
او با اشاره به تداوم این وضعیت در سالهای اخیر افزود: در ایران در کلام به مطبوعات و رسانهها احترام میگذاریم، روز و هفته مطبوعات و خبرنگار برگزار میکنیم، اما در عمل، برخوردی که با مطبوعات میشود، همانند برخورد با افرادی مزاحم است. این فرهنگی است که در بین دولتمردان و مسئولان حکومتی تا سطح یک بخشدار دورافتاده هم دیده میشود.
رهبانی کتاب «اصناف روزنامهنگاری و مطبوعاتی تهران ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۳» را «رنجنامه» این تلاشها خواند و گفت: از نخستین تشکل جدی روزنامهنگاران ۶۰ سال و از دومین تشکل فراگیر ۳۰ سال میگذرد و امروز از هیچکدام اثری نیست. دستکم سه نسل از روزنامهنگاران پیاپی ناکام ماندهاند و نسل جدید شاید همان آزموده گذشتگان را دوباره بیازماید.
روایت به حدی ملموس است که صدای نویسنده را میشنوید
سعید میرمحمدصادق، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، دیگر سخنران این نشست، با اشاره به آشنایی نزدیک به سیسالهاش با سیدفرید قاسمی گفت: از سال ۱۳۷۴ که مرحوم رضوی مرا با ایشان آشنا کرد، همواره این حسن خلق و نگاه موسع وی به پژوهشگران را به یاد دارم. او هر کسی را که احساس میکرد میتواند در زمینه تاریخ مطبوعات کار کند، به همکاری دعوت میکرد.
میرمحمدصادق با اشاره به رویکرد تاریخاجتماعی در آثار قاسمی ادامه داد: اگر بخواهیم در حوزه تاریخ اجتماعی کار کنیم، از مشروطه به بعد نمیتوانیم مطبوعات را کنار بگذاریم. توجه به ژانرهای روزنامهنگاری مثل نظامینویسی، نفتنگاری و سرگرمینویسی، از نکات برجسته این کتاب است.
او همچنین به برخی یافتههای منحصربهفرد کتاب «پژوه نوشت؛ ۱۲۹ نوشتار و گفتار در زمینه کتابکاوی، مجله پژوهی، روزنامهشناسی» اشاره کرد: من سالها در اتاق خبر کار کرده بودم اما هیچوقت از تاریخ تولد اتاق خبر مطلع نبودم تا اینکه در این کتاب، استاد بهزیبایی و شیوایی آن را شرح داده است. استاد اشاره کرد که کشورهای اطراف ما دنبال تاریخسازی هستند، درحالیکه ما گاهی عمداً تاریخهای خودمان را حذف میکنیم. این کتاب، برخلاف این رویه، سندی ماندگار از تاریخ مطبوعات ایران است.
سهم ایرانیان در انتقال میراث علمی امام جواد (ع)
نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ و سیره امام جواد (ع)» نوشته منصور داداشنژاد؛ دانشیار گروه تاریخ اسلام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه یکشنبه (۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵) با حضور علی جباری؛ پژوهشگر گروه تاریخ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور) و مولف کتاب در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
علی جباری در این نشست گفت: کتاب «تاریخ و سیره امام جواد (ع)» نکات جذاب و جدید زیادی دارد که از دو منظر صوری و ساختاری از جمله فصلبندی و تنظیم مباحث قابل بررسی است. این اثر تقریبا همه ابعاد زندگی امام جواد (ع) را پوشش داده و فصلبندیهای آن نیز بسیار منظم، دقیق و علمی انتخاب شده است. به گونهای که میتواند به عنوان یک کتاب منبع برای شناخت آن حضرت مورد استفاده قرار گیرد. کسانی که به دنبال اثری با نگاهی نو و متفاوت درباره زندگی امام جواد هستند، میتوانند از این کتاب بهرهمند شوند؛ زیرا نویسنده در برخی موضوعات از زاویههایی به زندگی امام جواد (ع) نگریسته که کمتر در منابع پیشین مورد توجه بوده و بسیاری از تکرارهای رایج در آثار گذشته را کنار گذاشته است.
این پژوهشگر با اشاره به فصل نخست کتاب «تاریخ و سیره امام جواد (ع)» بیان کرد: در بخش نقد و بررسی منابع، نویسنده منابع تفسیری، حدیثی، تاریخی و سیره، دلایل و معجزات، رجال، زیارات و نیز فرق و ادیان را به عنوان منابع مرتبط با امام جواد (ع) بررسی کرده است. پیشنهاد میکنم در بررسی منابع، چند شاخه دیگر از جمله منابع جغرافیایی نیز به کتاب افزوده شود. این منابع میتوانند درباره شهرهای محل زندگی ائمه (ع) یا شهرهای محل دفن آنان باشد تا اطلاعات سودمندی ارائه دهند و افزودن آنها به بخش منابع میتواند غنای اثر را افزایش دهد.
جباری ادامه داد: منابع ادبی فارسی و عربی اگر به کتاب اضافه شوند بر امتیازات کتاب افزوده میشود. چه آثاری که به نثر نوشته شدهاند و چه آنهایی که به نظم به زندگی ائمه (ع) پرداختهاند، میتوانند در این زمینه مورد استفاده قرار گیرند. حتی بررسی سیر اشعاری که از زمان شهادت امام معصوم (ع) تا امروز درباره ایشان سروده شده، میتواند نشان دهد شاعران در دورههای مختلف چه نوع نگاهی به امام داشتهاند. پیشنهاد میکنم نویسنده آثار مستشرقان را برای تکمیل بحث منابع اضافه کند.
او با اشاره به موضوع «سازمان وکالت» در دوره امام جواد(ع) اشاره کرد و گفت: یکی از پدیدههای مهمی که از چند امام پیش از امام جواد (ع) آغاز شد و در دوره ایشان نیز گسترش و توسعه یافت، سازمان وکالت است. نهادی که امام جواد(ع) نیز از آن برای پیشبرد امور شیعیان بهره گرفتند. این سازمان در شهرها و مناطق مهم، چه در ایران و غیر ایران فعال بود و امام جواد(ع) در این مناطق وکلایی داشتند. از طریق این وکلا، وجوهات شرعی به امام(ع) میرسید و همچنین پرسشهای مردم به ایشان منتقل میشد و پاسخها دریافت و به شیعیان ابلاغ میشد. در واقع وکلا نوعی رسانه امام (ع) نیز محسوب میشدند و پیامها و رهنمودهای ایشان را به مناطق گوناگون منتقل میکردند.
این پژوهشگر همچنین به رویکرد نقادانه مؤلف کتاب «تاریخ و سیره امام جواد علیه السلام» اشاره کرد و ادامه داد: از ویژگیهای قابل توجه این اثر آن است که نویسنده در برخی بخشها بهصورت نرم و لطیف دیدگاههای انتقادی خود را مطرح کرده است. به گونهای که هم سخن علمی و مستند بیان میشود و هم از ایجاد حاشیههایی که ممکن است، اصل حضور کتاب در فضای علمی و ادبی کشور را تحتالشعاع قرار دهد، پرهیز شده باشد.
وی افزود: نویسنده در برخی از موضوعات مشهور مربوط به زندگی امام جواد (ع)، نقدهای علمی قابل توجهی ارائه کردهاند و این مساله از نقاط قوت کتاب به شمار میرود. با این حال به نظر میرسد در برخی بخشها، کتاب از چنین نقدهای عالمانهای بیبهره مانده است. در صفحه ۲۱۵ و در بحث مربوط به معجزات امام جواد (ع) بخشی به تصرفات حضرت در طبیعت و موجودات اختصاص یافته است. در این قسمت نویسنده به سه روایت اشاره کردهاند که نخستین روایت درباره تغییر رنگ و تغییر حجم وجود مبارک امام جواد (ع) است. انتظار میرفت در چنین مواردی نیز مانند برخی بخشهای دیگر کتاب، نقد و بررسی بیشتری درباره اینگونه نقلها ارائه شود تا مخاطب بتواند با نگاه دقیقتری با این روایتها مواجه شود.
جباری با اشاره به آسیبهای موجود در برخی آثار منتشرشده درباره سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) بیان کرد: برای پیشگیری از این آسیبها باید موضوع از چند منظر مورد توجه قرار گیرد. نخست نقش متولیان حوزه پژوهش و نشر در این زمینه بسیار مهم است. نهادها و مراکزی که مسئولیت انتشار و نظارت بر آثار علمی را بر عهده دارند باید دقت و نظارت عالمانهتری در این زمینه داشته باشند. صرف گردآوری چند مطلب از منابع مختلف نباید باعث شود اثری با عنوان سیره پیامبر اکرم (ص) یا تاریخ ائمه اطهار (ع) منتشر شود. این حوزه به دلیل جایگاه و قداست شخصیتهای مورد بحث نیازمند توجه به شأن و منزلتی است که هر اثری اجازه ورود به آن را پیدا نکند.
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود به نقش مخاطبان و کتابخوانان نیز اشاره کرد: مخاطبان حوزه تاریخ اهلبیت (ع) نیز مسئولیتی بر عهده دارند. همانگونه که در هر حوزهای ممکن است کالاهای مختلف با کیفیتهای متفاوت عرضه شود، در حوزه کتاب نیز آثار متنوعی منتشر میشود و این وظیفه مخاطب است که سطح شناخت و معرفت خود را افزایش دهد تا بتواند آثار معتبر را تشخیص دهد. خوانندگان بهتر است پیش از مطالعه درباره منابع معتبر از استادان و صاحبنظران این حوزه مشورت بگیرند.
بررسی سیر تاریخی شکلگیری و توسعه روایات در کتاب «تاریخ و سیره امام جواد (ع)»
منصور داداشنژاد، نیز در این نشست گفت: این کتاب به عنوان بخشی از یک طرح کلان پژوهشی در پژوهشگاه حوزه دانشگاه قم تدوین شده است. طرحی که هدف آن تدوین پژوهشهای مستقل برای هر یک از ائمه (ع) با رویکرد تاریخی و نقادانه است. در این طرح برای ائمهای که منابع و دادههای تاریخی بیشتری درباره آنان وجود دارد همچون امیرالمؤمنین (ع) و امام حسین (ع) مجلدات گستردهتری تالیف شده و برای امام جواد (ع) با توجه به محدود بودن اطلاعات تاریخی یک مجلد مستقل به صورت فشرده و متمرکز تنظیم شده است.
دانشیار گروه تاریخ اسلام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ادامه سخنان خود یکی از محورهای اصلی تأکید شده در کتاب «تاریخ و سیره امام جواد (ع)» را بررسی منابع و پیگیری سیر تاریخی روایات عنوان کرد و گفت: در این اثر تلاش کردم خاستگاه و تطور هر روایت را شناسایی کنم. باید دانست که گزارشهای مربوط به زندگی ائمه (ع) یکدست نیست و در طول زمان تحت تأثیر جریانهای فکری مختلف شکل گرفته و گسترش یافته است.
وی افزود: در بخش مربوط به زیارت امام جواد (ع) نیز به این روند توجه شده است. برخی زیارات در منابع اولیه بسیار کوتاه بوده و در منابع بعدی گسترش یافتهاند. در بخشی که به بررسی منظرهای مختلف درباره امام جواد(ع) پرداختهام، نگاههای گوناگون از جمله دیدگاه اهل سنت و دیگران نسبت به امام جواد(ع) مورد توجه قرار گرفته است.
دادشنژاد در پاسخ به پرسش چرایی سهم بیشتر راویان غیرعرب در میان اصحاب و راویان امام جواد(ع) گفت: تلاش کردم با رویکردی آماری به منابع کهن مراجعه کنم. در این کتاب نیز یکی از ویژگیهای اصلی، همین بررسی آماری بر اساس دادههای به دست آمده از منابع اولیه است. بخش قابل توجهی از این افراد از محدودهای هستند که میتوان آن را «ایران فرهنگی» نامید. در آن دوره جریانهایی درباره برتری عرب یا عجم در جهان اسلام مطرح بود و نوعی رقابت فرهنگی میان این دو حوزه شکل گرفته بود.
این نویسنده بیان کرد: بخش کرامات و معجزات، بهگمان من، از دشوارترین بخشهای کتاب بود. حتی در فرایند نگارش، به من گفته شد که این قسمت نیازمند توضیح و تحلیل بیشتر است. اما واقعیت این است که در چارچوب این کتاب نمیتوانستم وارد آن سطح از بررسی شوم. رویکردی که من در اینجا انتخاب کردم، رویکرد نقد مستقیم نبود. پرداختن به موضوعاتی مانند کرامات و معجزات ائمه (ع) نیازمند پژوهشهای دقیقتر و گستردهتر است و ممکن است در آینده پژوهشگران دیگر بتوانند این مباحث را با بررسیهای عمیقتر و مستندتر دنبال کنند.
داداش نژاد با اشاره به تفاوت میان «سیره» و «تاریخ» در مطالعات اسلامی، بر لزوم توجه به این تمایز در نگارش و مطالعه آثار مرتبط با زندگی پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) تأکید کرد و گفت: سیره با تاریخ صرف تفاوت دارد. در سیره نبوی باید به دنبال الگوهای تکرارشونده در رفتار پیامبر (ص) و امامان (ع) بود. به این معنا که رفتارها و روشهایی که بارها در موقعیتهای مختلف تکرار شده و میتوان از آنها به عنوان یک الگوی قابل اقتدا یاد کرد. در مقابل برخی گزارشهای تاریخی ممکن است مربوط به یک واقعه خاص و غیرقابل تکرار باشند و به همین دلیل لزوماً نمیتوان آنها را به عنوان یک الگوی سیرهای تعمیم داد.
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیستوششم اردیبهشت تا دوم خرداد (۱۴۰۵) با شعار «بخوانیم برای ایران» برگزار میشود.