به گزارش ایرنا، داروخانه آخرین حلقه زنجیره درمان است؛ جایی که دارو به عنوان اکسیر شفا به دست بیمار میرسد، اما پشت هر نسخه، دانش و دقتی نهفته است که کمترین خطا در آن میتواند به قیمت جان انسان تمام شود.
پریسا قاسمیه، بانوی نخبه فارس و پژوهشگر پراستناد ۲ درصد جهان، سالهاست جان خود را وقف همین حرفه حساس کرده است؛ او نه از زن بودنش هراسید، نه از نگاههای تحقیرآمیز به سن کمش کوتاه آمد و امروز حرفهای ناگفته زیادی از مسیر پرفرازونشیب خود دارد.
پریسا قاسمیه، داروساز و متخصص داروسازی بالینی است که سوابق تحصیلی او شامل دکترای تخصصی داروسازی بالینی (کلینیکال فارماسی) ۱۳۹۷-۱۴۰۱ (معدل: ۱۸.۹۹) دانشکده داروسازی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز و دکترای حرفهای داروسازی ۱۳۹۱-۱۳۹۷ (معدل: ۱۸.۷۹) همان دانشگاه است.
سوابق برگزیدگی او در بنیاد ملی نخبگان از جمله طرح جهت بنیاد ملی نخبگان (امکان جذب به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه با ظرفیت مازاد بنیاد ملی نخبگان) ۱۴۰۴، طرح پسادکتری شهید چمران بنیاد ملی نخبگان ۱۴۰۱-۱۴۰۲، طرح شهید احمدی روشن بنیاد ملی نخبگان تحت نظارت استاد راهبر دکتر سلیمان محمدی سامانی ۱۴۰۰-۱۴۰۱، طرح شهید وزوایی و دستیار پژوهشی استاد در سالهای ۱۳۹۹-۱۴۰۰، ۱۳۹۸-۱۳۹۹ و ۱۳۹۷-۱۳۹۸ است.
افتخارات آموزشی و پژوهشی او شامل برگزیده به عنوان پژوهشگر پراستناد ۲ درصد برتر دنیا در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۴ (مطابق لیست Stanford/Elsevier)، برگزیده به عنوان بانوی دانشور و پرتلاش استان فارس از طرف معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان و استاندار فارس در سال ۱۴۰۴، برگزیده به عنوان دانشجوی برتر (رتبه اول) داروسازی بالینی در مقطع دکترای تخصصی در سال ۱۴۰۱، کسب رتبه سه کشوری در آزمون ورودی دکترای تخصصی داروسازی بالینی در سال ۱۳۹۷، برگزیده به عنوان رتبه اول ورودی بین بیش از ۷۰ نفر از دانشجویان دکترای حرفهای داروسازی در تمامی ترمهای تحصیلی ۱۳۹۱-۱۳۹۷، برگزیده به عنوان دانشجوی یک درصد برتر ورودی در تمامی ترمهای تحصیلی ۱۳۹۱-۱۳۹۷، عضویت در استعدادهای درخشان دانشگاه علوم پزشکی شیراز از سال ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۱، کسب دیپلم افتخار از فرهنگستان علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۴، رتبه ۲ کشوری در آزمون جامع علوم پایه دکترای حرفهای داروسازی در سال ۱۳۹۳ است.
سوابق پژوهشی او نیز شامل نگارنده بیش از ۴۰ مقاله اوریجینال و مروری در مجلات معتبر بینالمللی و دارای H-index=۲۰ مطابق Google Scholar و همکاری در بیش از ۱۲ پروژه تحقیقاتی است.
متن کامل گفتوگوی ایرنا با پریسا قاسمیه به شرح زیر است:
به لطف خدا اولین بار در ۲۹ سالگی پژوهشگر ۲ درصد برتر دنیا شدم
ایرنا: معرفی اجمالی از خودتان به عنوان یک نخبه داشته باشید
قاسمیه: من پریسا قاسمی هستم. سال ۹۱ وارد دانشگاه علوم پزشکی شیراز شدم در رشته داروسازی دکترای حرفهای داروسازی و سال ۹۷ هم از این رشته در مقطع عمومی فارغالتحصیل شدم. در دوران تحصیل دکترای حرفهای موفق شدم به لطف خدا رتبه اول را در تقریبا تمامی ترمهای تحصیلی کسب کنم و بعد از اتمام دوره عمومی بلافاصله یعنی همان سال ۹۷ وارد دوره دکترای تخصصی یا پیاچدی داروسازی بالینی شدم.
در آن دوران هم در امتحان تخصص رتبه دوم کشوری را کسب کردم و همین طور در علوم پایه هم رتبه دوم را کسب کردم و همین باعث شد که از طرح دوران عمومی معافیت بگیرم. بعد از آن سال ۹۷ دکترای تخصصی پیاچ را شروع کردم و در آن دوره این افتخار را داشتم که با اساتید خبره در رشته خودم و در رشته آیسییو و داروسازی بالینی (فارماسیوتیکس) همکاری داشته باشم. در نهایت این شد که ما تقریبا در دوران تخصص که چهار سال بود، حدودا افزون بر ۲۵ مقاله را توانستیم چاپ کنیم.
تز (پایاننامه) پیاچدی من روی بیماران آیسییو بود که در واقع برای اولین بار در شیراز و حالا شاید بتوانم بگویم در ایران، ما توانستیم یک روشی را توسعه بدهیم و با یک روش دقیق و کمی، داروی ونکومایسین را در بیماران آیسییو آنالیز کنیم که از بروز عوارض سمیت کلیوی در این بیماران (برای اینکه بعدا در آینده بروند به سمت دیالیز و چالشهای زیادی داشته باشند) جلوگیری کنیم.
ایرنا: استارت کارهای پژوهشی شما از کجا زده شد؟
قاسمیه: تحت نظارت استاد به عنوان دستیار پژوهشی کار میکردم. این منجر شد که استارت آن کارهای پژوهشی و تحقیقهای مختلف زده شود. من از بنیاد ملی نخبگان و بنیاد نخبگان فارس هم کمال تشکر را دارم که چنین مسیری را باز میکنند که ما فقط تکبعدی نباشیم و فقط در یک رشته خاص کار کنیم؛ این در واقع مسیری را باز کرد که به صورت مالتیدیسیپلینری یا بینرشتهای پروژهها تعریف بشوند و ما امکان همکاری با اساتید رشتههای مختلف (از داروسازی، رشتههای پزشکی و حتی رشتههای علوم پایه) را داشته باشیم.
در نهایت سال ۱۴۰۱ بود که من دوران پیاچدی را تمام کردم و فکر میکنم در آن سال افزون بر ۳۰ مقاله توانسته بودیم چاپ کنیم و اچایندکس من به بالای ۱۰ رسیده بود. در آن سال، بعد از آن در طرح پسادکتری شهید چمران (باز هم تحت نظارت بنیاد ملی نخبگان) بلافاصله بعد از فارغالتحصیلی (فکر میکنم حدود یکی دو ماه بعد) ثبتنام کردم و برگزیده شدم.
ایرنا: آیا موفقیت چشمگیری در این کارهای پژوهشی داشتید؟
قاسمیه: آنجا هم تحت نظارت استاد خیلی خوبم که من خیلی از او یاد گرفتم (آقای دکتر محمدی سامانی) توانستم طرح پسادکتری را شروع کنم. طرح خیلی جالبی بود؛ ما روی بیمارهای ملاسما یا لکه پوستی یک کارآزمایی بالینی را شروع کردیم. حدود یک سال یا یک سال و نیم این طرح طول کشید و نتایج خیلی خوبی هم داشت که در ژورنال نیچر ریپورت ما توانستیم این کار را چاپ کنیم.
اکنون به لطف خدا حدود ۴۵ مقاله در ژورنالهای معتبر علمی پژوهشی توانستیم چاپ کنیم و دو سال پیاپی در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به عنوان پژوهشگر دو درصد پراستناد دنیا برگزیده شدم.
ایرنا: از چندسالگی به عنوان پژوهشگر ۲ درصد پراستناد دنیا معرفی شدید؟
قاسمیه: معمولا این چیزی است که در سنین بالاتر و بیشتر همکارانی که تجربه بیشتری دارند (به عنوان هیات علمی، استاد دانشگاه) میتوانند به آن برسند. ولی به لطف خدا من اولین بار در ۲۹ سالگی توانستم این افتخار را کسب کنم. این را مدیون همکاری پدر و مادرم، خانواده عزیزم و استادهایی که این لطف را داشتند و به من اعتماد کردند هستم و توانستم با آنها همکاریهای خیلی خوبی در این حیطه داشته باشم و از همگی ممنونم.
همان طور که میدانید تحقیقات حیطهای است که چالشها و سختیهای زیادی دارد و اگر در ایران باشد، این چالشها قطعا خیلی مضاعف خواهد بود با توجه به تحریمها و منابعی که ما اینجا خیلی محدود داریم و هزینهها، نرخ ارز و همه اینها چالشهایی بودند که در این مسیر است. ولی به لطف خدا ما توانستیم اینها را پشت سر بگذاریم.
ایرنا: متولد چه سالی هستید و چند سال است که مدام مشغول درس و تحقیقات هستید؟
قاسمیه: من متولد ۱۳۷۳ هستم و از ۱۸ سالگی وارد دانشگاه شدم (ورودی ۹۱ بودم، دانشکده داروسازی). ماهیت داروسازی این طور است که علاوه بر مباحث پایهای و تئوری، تحقیقات و کارهای عملی هم خیلی مهم است و خودشان را نشان میدهند. فکر میکنم از سال ۲ ورودم به دانشگاه بود که من بابت علاقه زیادی که به بحث تحقیقات داشتم، تحقیقات را شروع کردم. اوایلش هنوز پایاننامه نبود و در یک سری کارهای تحقیقاتی و پروژههای تحقیقاتی شرکت میکردم و از ۱۹ سالگی (در واقع از سال دوم دانشگاه) تحقیقات را شروع کردم.
از موفقیت در آیسییو تا درمان لکههای پوستی؛ پژوهشهایی که جان و کیفیت زندگی را نجات داد
بعد از آن پایاننامه را شروع کردم. دوره داروسازی خودش یک دوره نسبتا طولانی است (۶ سال دوران مقطع دکترای عمومی داروسازی زمان میبرد) و به صورت حرفهای پایاننامه را از سال سه شروع کردم. پایاننامه مقطع عمومی هم روی دارورسانی اختصاصی به فولیکولهای مو بود. من در مجموع دارورسانی حیطههای پوستی را خیلی علاقه داشتم و سعی کردم که این کارها ادامهدار باشند، پشت هم باشند و در یک حیطه خاص متمرکز باشد. ولی این افتخار را داشتم که کارهای بینرشتهای هم انجام بدهم و با اساتید مختلف از رشتههای مختلف سابقه همکاری دارم و این باعث افتخارم است که از همه آنها خیلی یاد گرفتم. بعد هم رفتم در بیمارستان و داروسازی بالینی را شروع کردم.
آنجا هم برای من یک دنیای جدید بود؛ چیزهای جدید. شاید در دوران عمومی بیماریها و مباحث تئوری را خوانده بودیم، ولی آن چهار سال برای من یک تجربه جدید بود که همه اینهایی را که خوانده بودم در بیمارها ببینم و بتوانم از چیزهایی که تئوریک میدانستم به پزشک کامنت یا پیشنهاد بدهم و کمک کنم که دارورسانی را بهتر بکنیم و دارو درمانی (رژیمها) را بهتر کنیم که هم عوارض جانبی کمتر شود و هم اینکه بیمار رژیم درمانی موثرتری بگیرد.
پایاننامهای هم که تعریف کردیم در همین راستا بود. بحث فارماکوکینتیک داروها یک بحث خیلی چالشی و مهم است و کمتر به آن پرداخته میشود در ایران، مخصوصا فارماکوکینتیک بالینی؛ چون این مطالعات اختصاصی روی بیمارهاست و زمان زیادی میبرد. شاید حدود یک سال فقط ست کردن آن روش تکنیکی برای اندازهگیری دارو در خون بیماران از ما زمان برد و من در کنار آن خیلی چیزها یاد گرفتم. بعد هم که ما این روش را توانستیم در بیمارهای خودمان کاربردی کنیم و وقتی نتایج را میدیدیم و به پزشکها اطلاع میدادیم که مثلا اگر سطح داروی این بیمار از این حد بیشتر یا کمتر بشود، این اصلاح دوز انجام شود، چقدر در نتیجه بالینی بیمار میتوانست تاثیرگذار باشد.
کاهش ۳۰ درصدی مرگ و میر در آیسییو، بزرگترین دستاورد
همین که این نتایج را ما در بیمار میدیدیم و فیدبک (بازخورد) از پزشک و از پرستار میگرفتیم و اینکه در نهایت نتیجه آن پژوهش نشان داد مرگ و میر در بیماران ما حدود ۳۰ درصد کاهش پیدا کرد. کاهش ۳۰ درصدی مرگ و میر خودش یک عدد خیلی بزرگ است؛ یعنی از هر ۱۰ تا اگر مرگ داشتیم، مثلا سه مورد را توانستیم کاهش بدهیم. این عدد خیلی بزرگ و قابل توجه بود و همین باعث میشد که من فکر کنم که این مسیر درست است و در نهایت به این میرسد که من میتوانم (حتی اگه شده) جان یک بیمار را نجات بدهم.
حسادت پژوهشی بزرگترین چالش بود، اما دست نکشیدم
ایرنا: به عنوان یک بانویی که در سن کم بحث تحقیقات را شروع کرده بودید با چه چالشهایی مواجه شدید؟
قاسمیه: در مورد چالشهایی که داشتیم، اول (آن زمانی که تازه شروع کرده بودم) هنوز شرایط یکم بهتر بود؛ هنوز قیمت ارز پایینتر بود، مواد اولیه بیشتر در دسترس بود. ولی به هر حال شناختی که اساتید از من داشتند (چون از همان ترم اول رتبه اول بودم و آنجا تقریبا شناخته شده بودم) از این نظر که به من کار بدهند مشکلی نبود، چون اساتید میشناختند و این لطف را به من داشتند. از نظر اینکه امکانات آزمایشگاهشان را در اختیار من بگذارند، واقعیتش دریغ نمیکردند.
ولی همین که سالها گذشت و وارد رشته تخصص شدم، یک کمی حساسیتها پیش میآمد که چرا این طور است؟ چرا با همه همکاری داریم؟ چرا تعداد مقالهها آنقدر زیاد است؟ یک کمی این حساسیتها پیش میآمد. ولی با وجود این، چون علاقه قلبی من بود و تحقیقات شده بود یک بخشی از زندگی من، در زندگی روزمره مثلا همین هانتا ویروسی که الان پیش آمده (احتمالا دربارهاش شنیدهاید) یا زمان کرونا (فکر میکنم زمان کرونا بیش از ۱۰ مورد مقاله نوشتیم). من خودم دوست دارم و اساتیدی هم که در کنارم هستند خیلی به من کمک میکنند که آپدیت باشم، به روز باشم و از علم روز دنیا عقب نمانم.
ایرنا: چگونه سختیهایی که در مسیر با آنها مواجه شدید را پشت سر گذاشتید؟
قاسمیه: از همان سالی که من تصمیم گرفتم یک کم حرفهایتر و با تمرکز بیشتر روی تحقیقات وقت بگذارم، یک سری حسادتها و چالشهایی برایم پیش میآمد که چطور یک نفر میتواند همزمان هم دانشجوی پیاچدی باشد، هم با بنیاد نخبگان کار کند، هم استادیار پژوهشی باشد و هم در رشتههای مختلف و در حیطههای مختلف مقاله چاپ کند.
این یکی از بزرگترین چالشهایی بود که من از همان سال اول تخصص با آن مواجه بودم و تقریبا تا سال آخری که پیاچدی میخواندم (یعنی چهار سال) با آن روبهرو بودم. یک سری از اساتید گروه انتظار داشتند که من فقط با او و فقط در همان رشته بالینی کار کنم. ولی با توجه به آن سابقه قبلی که من داشتم و اینکه پایاننامه دوران عمومی در رشته ساخت دارو (دارورسانی هدفمند) بود، من آن حیطه را نتوانستم رها کنم و دوست داشتم که علاوه بر اینکه میتوانم به عنوان یک داروساز بالینی، به عنوان فینالی در رژیمهای درمانی کمک کنم (که بیمارمان کمترین عارضه و بهترین و مؤثرترین درمان را بگیرد)، همزمان آن بحث ساخت دارو و فرمولاسیون داروها را هم بتوانم دنبال کنم و از بحث تحقیق فاصله نگیرم. چون همان طور که میدانید وقتی در رشتههای بالینی و بیمارستانی (پزشکی مخصوصا) نگاه کنید، تحقیقات (حداقل در ایران) کمی کمرنگتر میشود. من نمیخواستم به واسطه اینکه وارد رشته بالین شدم، آن بحث تحقیق و پژوهش را کنار بگذارم و میخواستم که این دو همزمان و گام به گام با هم پیش بروند و همین باعث یک سری چالشها برای من شد. ولی با وجود اینکه حرف و حدیثها زیاد بود، من هیچ وقت کوتاه نیامدم و دست نکشیدم.
ایرنا: در این مسیر ناامید هم شدید؟
قاسمیه: قطعا ناامیدی هست، مخصوصا آن سالهای آخری که دیگر به دفاع و دوران تخصص نزدیک شده بودم، این فشارها و این حساسیتها خیلی بیشتر هم شده بود. ولی به لطف خدا توانستم پشت سر بگذارم.
از داروخانه تا مرزهای علم؛ هشدار درباره هانتا ویروس و لزوم واکسن
ایرنا: در مورد هانتا ویروس تحقیقاتی انجام دادهاید و از این ویروس که سبب هراس جهانی شده میتوانید برای ما صحبت کنید؟
قاسمیه: هانتا ویروس همان طور که میدانید ویروسی است که به صورت زئونوتیک است؛ یعنی از قدیم این ویروس بوده، این طور نیست که جدید باشد. از سالها قبل وجود داشته، ولی راه انتقالش از حیوان و از جوندهها به انسان است و چون یک ویروس خیلی کشنده است، معمولا انسان به عنوان خط نهایی در نظر گرفته میشود که انسان میگرفته و از بین میرفته. ولی همان طور که میدانید ویروسها در روزها خیلی تغییر شکل میدهند. در مورد کرونا هم ما این مورد را داشتیم؛ به واسطه آن تغییر شکل میتواند انتقالش بیشتر شود و کشندگی کمتر شود. ویروسهایی که کشندگی خیلی بالایی دارند، مرگ و میر بالایی ایجاد میکنند، چون آن فرد میگیرد و از بین میرود، راه انتقالش تمام میشود. ولی الان این تغییر شکلی که در ویروس اتفاق افتاده، یک ویروس جدید به نام ویروس آندز (در واقع یک نوع هانتا ویروس) است.
ایرنا: چه توصیهای به مردم کشورمان در خصوص هانتا ویروس دارید؟
قاسمیه: چیزی که در مورد مردم ایران میتوانم توصیه کنم این است که در حال حاضر نگرانی وجود ندارد، چون هنوز موردی در ایران شناسایی نشده و در دنیا هم تحت کنترل است. بهترین راه حل این است که ما برویم سراغ واکسن تا بتوانیم یک پیشگیری بزرگ داشته باشیم که از انتقال این بیماری از فرد به فرد جلوگیری کنیم یا کاهشش بدهیم.
با وجود دعوتهای غیرمستقیم، ماندن در ایران را انتخاب کردم
ایرنا: از کشورهای دیگر دعوتنامه داشتید که بروید آنجا خدمت کنید؟
قاسمیه: دعوتنامه (شاید مثل قبل دیگر نباشد) این طور است که هر کسی بخواهد مهاجرت کند، باید اپلیکیشن فرم پر کند و اپلای کند برای کشورهای دیگر (حالا در حیطههای مختلف از پسادکترا تا هیات علمی)، بعد آنها یا تأیید میکنند یا تایید نمیکنند. این درخواست باید از طرف ما باشد. من راستش زیاد این مسیر را امتحان نکردم چون آن وابستگی به خانواده بود که نتوانستم. یک بحث دیگر هم این است که اینجا به هر حال کشور و خانهمان است. دوست داشتم که بتوانم خدمت کنم. ولی چالشهای زیادی هست که خیلیها به این مسیر کشیده میشوند.
تیر جنگ بر داروخانهها؛ از تخریب تا قطع اینترنت
ایرنا: تاثیر جنگ بر دارو رسانی به مردم تا چه اندازه میتواند بحرانی باشد؟
قاسمیه: همان دورانی که جنگ شدت داشت، خیلی از داروخانهها تخریب شده بودند، خیلی از مراکز بهداشت، اورژانس، بیمارستانها آسیب دیدند. این طور نبود که فقط مراکز نظامی آسیب ببینند. همین باعث شد که آسیب به سیستم سلامت (از جمله داروخانهها، شبکههای بهداشت) زده بشود و این آسیب به سیستم سلامت، آسیب مستقیم به جان مردم است. لویی پاستور آسیب دیده که یک مرکز خیلی مهم برای ساخت واکسن و ساخت داروهایی است که بیسشان بایوتک است. آسیبهایی که واقعا جبرانناپذیرند. متاسفانه ما این تاثیر را در سطح داروخانه هم میتوانیم ببینیم که قیمتها بالا رفته است و شاید برای مردم قدرت خرید آن داروی ضروری را نداشته باشند.
ایرنا: در مسیر تحقیقاتتان هم با مشکل مواجه شدید؟
قاسمیه: در این ایام قطع اینترنت را داشتیم. همان طور که میدانید ما برای چاپ مقالههایمان و برای سفارش مواد با کشورهای دیگر و حتی موضوع مقالهها باید در ارتباط باشیم. در این مدتی که ما اینترنت نداشتیم، کلا هیچ کدام از اینها را نمیتوانستیم فالو و دنبال کنیم. حتی ایمیل هم نداشتیم در این مدت.
نقدی بر طرحهای نخبگانی و لزوم تناسب علم با جایگاه شغلی
ایرنا: اگر سخن پایانی دارید، با مسئولان، دانشجویان، مردم و نخبگان استان فارس بفرمایید.
قاسمیه: من خودم اخیرا در یک طرح بنیاد نخبگان شرکت کردم تحت عنوان «طرح جهت». در این طرح در واقع به فارغالتحصیلان پیاچدی این امکان را میدهد که ثبتنام کنند و بتوانند به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه انتخاب بشوند (حالا یک ظرفیت مازاد بر ظرفیتی که دانشگاهها در نظر میگیرند). در آن هم برگزیده شدم، ولی متاسفانه نظارت بر آن تسهیلاتی که بنیاد نخبگان ارائه میدهد به نخبهها یا آنهایی که برگزیده هستند، شاید خیلی خوبی بر آن نباشد.
یک چالش دیگر این بود که به دارندگان مدرک نخبگانی پیاچدی، یک سری سمتها تحت عنوان سمتهای کارشناسی میدادند. این بهتر است که تجدید نظر بشود، یک سری اصلاحاتی انجام بشود که هر کسی در رشته خودش بتواند واقعا خدمات مؤثرتری ایفا کند. شاید بهتر است که آن علم افراد با جایگاه شغلی که میگیرند با همدیگر همخوانی داشته باشد. خیلی خوب است که ما بتوانیم واقعا از حداکثر تواناییها و ظرفیت یک فرد استفاده کنیم و این طور نباشد که یک نفر با مدرک پیاچدی بتواند به عنوان یک کارشناس کار کند. ما کارشناسهای زیادی هم داریم که میتوانند آن جایگاههای شغلی را پر کنند. بهتر است که این تناسب واقعا برقرار باشد که هم خود فرد که در جایگاه شغلی است رضایت شغلی خوبی و حس خوبی داشته باشد و هم بتواند واقعا خدمات مؤثرتر و بهتری برای کشورمان، جامعهمان و مردم ارائه کند.