آگهی را که گذاشتم، فکر میکردم چند روز بعد ماشینم را به قیمت واقعی میفروشم، اما در کمتر از یک ساعت بی خبر از همه جا در تور دلالهایی افتادم که با یک قرار صوری و تبانی ماهرانه با کارشناس تشخیص رنگ، قیمت خودرویم را نه براساس واقعیت، بلکه با جکزنی به شکلی مصنوعی شکستند تا در عرض چند دقیقه، میلیونها تومان از سرمایهام را پیش چشم خودم بالا بکشند.
سر قرار، دو نفر بودند نه یک نفر. یکیشان بیشتر حرف میزد، یکی دیگر فقط نگاه میکرد و گاهی زیر لب چیزی میگفت. همان اول، با لحن رفاقتی گفتند؛ نگران نباش، ما قولنامه را مینویسیم، میرویم تشخیص رنگ، اگر بیشتر از چیزی که گفتید دربیاید، طبق قرارداد ضرر و زیانش با شماست. من هم با خودم گفتم خب راست میگوید؛ ماشینم که چیزی ندارد، نهایت همان لکه رنگ. زیر فشار عجلهشان امضا کردم؛ جمله هر چی کارشناس بگه ملاکه هم رفت وسط برگه، بیآنکه درست بفهمم معنایش در آن لحظه چیست؟
من را بردند جایی که گفتند؛ کارشناس خودمونه، مطمئنتره. کارشناس حتی درست دور ماشین نچرخیده بود که شروع کرد به حرف زدن؛ اینجا دو رنگه… اینجا هم دستخوردهست… شاسی هم مشکوکه. انگار از قبل متن را حفظ بود. خشکم زد. گفتم؛ آقا این ماشین دست خودم بوده، فقط همان کفدست رنگه. خندید و گفت؛ این را به من نگو...
وقتی برگشتیم، آن آدم خوشبرخورد اول ناگهان طلبکار شد؛ خب حالا طبق قرارداد یا ضرر و زیان بده یا ماشین را با این قیمتِ جدید بفروش. عددی گفت که انگار زیر پایم را خالی کردند؛ ماشینی که میخواستم ۸۰۰ میلیون بفروشم، یکدفعه شد۶۵۰، تازه تهدید هم میکرد اگر نفروشی باید چند۱۰میلیون خسارت بدهی. همانجا فهمیدم این معامله نیست؛ تله است. بعد هم همان جملهای را گفت که هنوز توی گوشم میپیچد: دادگاه رفتن نداره… خودت میدونی… وقتت را میگیرد.
مانده بودم بین دو انتخاب بد: یا کوتاه بیایم و ببازم یا بروم دنبال شکایت و ماهها بدوم، آن هم برای پولی که شاید آخرش هم پس نگیرم. اینجا بود که فهمیدم اسمش را بیخود جکزنی نگذاشتهاند؛ قیمت ماشین را با یک جک دروغی بالا نمیبرند، زندگی آدم را پایین میآورند.
این روایت یک قربانی واقعی جک زنی است، مردی میانسال با درآمدی متوسط و گرفتار. صدای لرزانش هنوز در گوشم میپیچد، مردی که اکنون زخمی شده است؛ زخمی از تلهای به نام جکزنی. اینجا نه پای معاملهای منصفانه که پای یک سناریوی از پیش نوشته شده در میان بوده است. دلالانی که با پرسه در آگهیهای آنلاین، بوی نیاز مالی فروشنده چون کبابی به مشامشان رسیده و سیری ناپذیرند. این شیادان با تکیه بر ضعف نظارتها و پیچ و خم نفسگیر دادگاهها، نبض ضعیف یک معامله را در دست میگیرند تا با فشاری حسابشده بر ضرر و زیانهای خیالی، سرمایه مردم را به یغما ببرند.
جکزنی چگونه جیب فروشندگان را خالی میکند؟
این روزها بازار خرید و فروش خودرو در پلتفرمهای آنلاین، به بستری برای جولان افرادی تبدیل شده که با ترفندهای پیچیده، تحت عنوان جکزنی، جیب فروشندگان ناآگاه را هدف قرار میدهند. این گزارش به سراغ لایههای پنهان این کلاهبرداری رفته است.
دیگر کار از آگهی دادن در دیوار و برنامههای مشابه گذشته است؛ حالا بازار فروش خودرو به میدانی برای شکارچیان تبدیل شده است. وقتی خودروی خود را برای فروش میگذارید، در میان تماسهای انبوه، بهندرت با یک مشتری واقعی مواجه میشوید. بیشتر تماسگیرندگان، دلالان جکزن هستند که با کمین در فضای مجازی، منتظرند تا با ترفندهای پیچیده، قیمت خودروی شما را با فشار خسارتهای ساختگی بشکنند. این روند، مانند یک قارچ سمی در بازار رشد کرده و حالا به یکی از دغدغههای اصلی فروشندگان تبدیل شده است.
یکی از دلایل موفقیت جکزنها، روایت فرسایشی کردن روند شکایت است. آنها با علم به اینکه شاکی باید برای حکم جلب دوندگی کند تا لحظه آخر مقاومت میکنند. در نهایت، وقتی میبینند شاکی سمج به در خانه آنها رسیده، با پرداخت مبلغی ناچیز بهعنوان توافق رضایت میگیرند و دوباره سراغ طعمه بعدی میروند. این یعنی دلال همیشه برنده است یا با کلاهبرداری کامل، یا با پرداخت بخشی از خسارت برای خلاصی از دادگاه.
ناگفتههای قربانیان جکزنی
بسیاری از شهروندان که در این تله گرفتار شدهاند از ناباوری اولیه میگویند. یکی از مالباختگان جوانی ۳۰ ساله است، میگوید: اولش فکر میکردم طرف یک خریدار معمولی است که پولش نقد است و میخواهد زود معامله کند اما وقتی به مرکز تشخیص رنگ پیشنهادی خودش رفتیم، همه چیز عوض شد. کارشناس طوری با اطمینان درباره رنگشدگیهای خیالی ماشین حرف میزد که شک کردم شاید واقعا ماشینم ایراد دارد در همان لحظه خریدار با خونسردی قولنامه را جلویم گذاشت و گفت باید به خاطر اطلاعات غلطی که در آگهی دادهام، خسارت سنگینی بپردازم.
برخی دیگر از شهروندان که هوشیارتر هستند، نسبت به این رویه آگاهی یافتهاند. یک شهروند در این باره میگوید: این روزها همه درباره جکزنی صحبت میکنند؛ دلالها در سایتهای آنلاین میگردند و دنبال آدمهایی هستند که میدانند اهل دادگاه رفتن نیستند. آنها با شناسایی وضعیت مالی طرف مقابل کاری میکنند که فرد از ترس درگیریهای قانونی، قید قیمت واقعی ماشینش را بزند و با ضرر ۵۰ یا ۱۰۰ میلیونی و حتی راضی شدن به مبلغ ناچیز، ماشین را به آنها بفروشد. اینها قارچهای سمی بازار هستند که هر روز بیشتر میشوند.
در نهایت، کسانی که تجربه شکایت دارند، از پیچیدگی مسیر دادرسی نیز میگویند: وقتی خواستم از دست این جکزنان شکایت کنم، فهمیدم که دلال از قبل تمام راههای فرار را باز گذاشته است. آدرس نمایشگاه صوری است و فرد کلاهبردار هر روز یکجا پنهان میشود. در آخر هم میبینی که برای اینکه به حقات برسی باید ماهها دوندگی کنی و در نهایت خودت خسته میشوی و مجبور میشوی با پرداخت باج به آنها، پرونده را ببندی.
کالبدشکافی انتظامی؛ از شناسایی طعمه تا ماستمالی شکایت
در همین رابطه، یک کارشناس ارشد انتظامی که نخواست نامش فاش شود در گفت و گو با خبرنگار ایرنا تهران با اشاره به پیچیدگی این پروندهها میگوید: پدیده جکزنی مانند یک قارچ سمی در بدنه بازار خودرو رشد کرده است. علل اصلی این ناهنجاری را باید در وضعیت اقتصادی نامناسب، سودجویی برخی نمایشگاهداران و صد البته، ضعف در نظارتهای بازدارنده جستجو کرد. این افراد با تبانی در مراکز تشخیص رنگ، به صورت زنجیرهای کار میکنند. آنها میدانند که فرآیند رسیدگی قضایی برای فروشنده، طولانی و پرهزینه است و این نقطه ضعف اصلی است که کلاهبرداران از آن بهره میبرند.
این کارشناس انتظامی میگوید: فردی که قربانی جکزنی شده است برای احقاق حق خود باید مسیر بسیار دشواری را طی کند؛ از دوندگیهای طولانی برای گرفتن حکم جلب گرفته تا مواجهه با متهمی که هیچ مکان ثابتی ندارد و بهراحتی محل کار خود را تخلیه میکند. در نهایت نیز بسیاری از شاکیان به دلیل خستگی و فرسایشی شدن پروسه قضایی به مبالغ ناچیزی برای رضایت تن میدهند. این وضعیت باعث شده است که جکزنی مانند یک قارچ سمی بهسرعت در بازار گسترش یابد.
وی اضافه میکند: ضرورت اولویتبخشی به مصرفکننده واقعی است اینکه باید مردم ماشینهایشان را به مصرفکننده واقعی بفروشند.تجربه نشان میدهد بسیاری از تماسهایی که با آگهیهای دیوار یا سایر اپلیکیشنها گرفته میشود نه از سوی مصرفکننده بلکه از سوی دلالان جکزن است. فروشندگان بهویژه کسانی که به پول حاصل از فروش نیاز دارند، گاهی ناچار به اعتماد به این افراد میشوند. برای پیشگیری از این دام، بهتر است اولویت فروش با اطرافیان، دوستان و آشنایان باشد چرا که معرفی شدن از طریق یک واسطه معتبر، ضریب امنیت معامله را بهمراتب افزایش میدهد.
این کارشناس انتظامی میگوید: وقتی طرف میگوید من این مرکز تشخیص رنگ را قبول ندارم، باید به مرکز تشخیص رنگی برویم که هیچکدام از طرفین با آن هماهنگ نباشند.برای جلوگیری از تبانی و سناریوهای ساختگی در مراکز کارشناسی، ضروری است که فروشنده در انتخاب مرکز تشخیص رنگ مشارکت فعال داشته باشد. پیشنهاد میشود کارشناسی در مرکزی انجام شود که مستقل باشد و هیچگونه وابستگی به دلال نداشته باشد. در چنین شرایطی، ارزیابی وضعیت فنی خودرو و قیمتگذاری بهصورت واقعی و عادلانه صورت میگیرد و از بروز ترفندهای سودجویانه جلوگیری میشود.
شناسایی طعمهها از میان مرفهین
وی ادامه میدهد: دلالان جکزن با رصد پلتفرمهای آگهی، فروشندگانی را هدف قرار میدهند که از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردارند. آنها با بررسی آدرسها، مناطقی از جمله سعادتآباد، شهرک غرب و صادقیه را برای شکار طعمههای خود انتخاب میکنند چرا که میدانند این افراد به دلیل مشغله کاری یا عدم تمایل به درگیریهای دادگاه و پاسگاه در صورت بروز اختلاف، پیگیریهای قضایی را رها میکنند.مالک نمایشگاه با همکاری 2 تا سه نفر از عوامل خود، پس از برقراری تماس با فروشنده از او میخواهند برای عقد قرارداد در محلی خارج از منطقه سکونت فروشنده (مثلاً میدان ابوذر یا فلاح) حضور یابد. دلالان با درج بندهای سختگیرانه در خصوص ضرر و زیان در قولنامه، فروشنده را متقاعد میکنند که در صورت مغایرت وضعیت فنی خودرو با اظهارات وی باید خسارت بپردازد.
استراتژی گوشت را از بغل استخوان بریدن
این کارشناس انتظامی میگوید: استراتژی گوشت را از بغل استخوان بریدن استراتژی دلالان است. این استعارهای است از رویکرد این شبکه در کسب حداکثر سود از فروشنده. آنها با ارزیابی وضعیت مالی و روحی فروشنده، حد تحمل او را میسنجند. دلالان دقیقا به اندازهای فشار میآورند که فروشنده برای اجتناب از دردسر شکایت، تن به خواستهشان دهد. آنها با اطلاع از اینکه فرد متمول حوصله دوندگی برای حکم جلب را ندارد، هدف خود را محقق میکنند. این استراتژی به آنها اجازه میدهد تا بدون ایجاد تنش قضایی پرهزینه، سود قابل توجهی به دست آورند.
وی اضافه میکند: برخی از کسانی که جکزنی میکنند به قول خودشان میگویند ما انسانهای با مرامی هستیم؛ پیش خود میگویند ما گوشت را از بغل دنبه میبریم، نه از بغل استخون. یعنی چی؟یعنی نگاه میکنند ببینند طرف وضعش خوب است یا نه. آنها در واقع پیش خود میگویند ما نمیرویم سراغ آدمهای ندار و بیچاره که نان شب هم ندارند. گوشت از بغل دنبه میکنیم، یعنی از کسی که دستش به دهنش میرسد نه اینکه از بغل استخون.
تبانی مثلثی
وی اضافه میکند: از کارشناسی صوری تا جعل وضعیت خودرو، دلالان با چهار یا پنج مرکز تشخیص رنگ در منطقه هماهنگ هستند. آنها معمولا خودروهایی را هدف میگیرند که سند آنها دست اول نیست و چند بار دست به دست شده است تا راحت تر بتوانند نقصهای فنی یا رنگشدگیهای بزرگ نماییشده را به فروشنده نسبت دهند. پس از ارجاع به این مراکز هماهنگشده، کارشناس با اعلام ایرادات ساختگی (مانند شاسیخوردگی یا چندرنگ بودن)، فروشنده را در موقعیت اضطرار قرار میدهد تا او ناچار شود خودرویی که مثلا ۸۰۰ میلیون تومان ارزش دارد را با قیمت ۶۵۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان واگذار کند.
راهبرد «ماستمالی»
این کارشناس انتظامی میگوید: راهبرد ماست مالی در مواجهه با شاکیان سمجیک از ویژگیهای مهم این شبکه است، تغییر استراتژی در برابر فروشندگان پیگیر. اگر دلال متوجه شود فروشنده اهل شکایت و پیگیری قضایی است، بلافاصله موضع خود را تغییر داده و با رویکرد ماستمالی سعی میکند با پرداخت بخشی جزئی از خسارت (مثلاً به جای ۱۰۰ میلیون، با ۲۰ میلیون) رضایت او را جلب کند. هدف این است که از درگیری قضایی و افشای فعالیت غیرقانونی نمایشگاه جلوگیری شود.
کارهای پیشگیرانه و توصیههای انتظامی
وی اضافه میکند: فروشندگان باید نسبت به اصرار خریداران برای مراجعه به مراکز تشخیص رنگ معرفیشده از سوی آنها، هوشیار باشند. پیشنهاد میشود ارزیابی فنی خودرو تنها در مراکز معتبر و بیطرف انجام شود که هیچ ارتباطی با طرفین معامله ندارند. اولویتبندی در واگذاری خودرو به افراد شناختهشده یا معرفیشده از طریق شبکه دوستان و آشنایان، ریسک مواجهه با شبکههای جکزنی را به حداقل میرساند. پیش از امضای هرگونه قولنامه، بررسی دقیق بندهای مربوط به خسارت و ضرر و زیان، امری ضروری برای پیشگیری از تلههای حقوقی دلالان است.
پدیده مجرمانه جکزنی در بازار خودرو، الگوی مدرن و سازمانیافتهای از کلاهبرداری است که با بهرهگیری از ضعفهای حقوقی در قولنامهها و تبانی با مراکز فنی، امنیت معاملات را برای فروشندگان سلب کرده است. این جریان مجرمانه با شناسایی طعمههای کمحوصله و تحت فشار قرار دادن آنها در موقعیتهای ساختگی، حاشیه سود غیرمنطقی خود را تأمین میکند و با هوشمندی در فرار از مراجع قضایی، ریسک فعالیت خود را به حداقل میرساند.
مقابله با این ترفند، فراتر از هشدارهای انتظامی، نیازمند آگاهیبخشی به شهروندان برای پرهیز از اطمینان کاذب به خریداران ناشناس و هوشیاری در مراحل حساس کارشناسی و قرارداد است تا امکان جولان این شبکههای دلالی از میان برود بنابراین نباید با پیشداوری مطلق به همه فعالان این صنف نگریست، چرا که اکثریت قریب به اتفاق نمایشگاهداران و کارشناسان فنی، افرادی شریف و قانونمدار هستند. در واقع، این ترفند سیاه، تنها توسط شبکهای از عناصر متخلف و نفوذی انجام میشود که با جعل عنوان و تبانی، چهرهی بازار را مخدوش کردهاند بنابراین، راهکار نهایی برای در امان ماندن از این تله، نه بدبینی عمومی به صنف خودرو، بلکه هوشیاری در انتخاب مرجع کارشناسی و دقت حقوقی در هنگام انعقاد قرارداد است.