15:17 - 1405/03/13
کد خبر: 86170356

ای نرفته از دل؛ اندرآ شاد آمدی

۲۱ مهر ۱۴۰۳، ۱۵:۵۲
کد خبر: 85625529
ای نرفته از دل؛ اندرآ شاد آمدی

اصفهان - ایرنا - کهن رود نصف جهان دگر بار از راه رسید؛ شادمانه‌ای تاریخی که خنکای دل انگیز و خروش نوازشگرانه‌اش نو آفرینش ناب ترین حس‌های خاطره انگیز است؛ گرچه رهگذران نشسته در جوارش خوب می دانند این وصال را دیر یا زود دوباره فراغی تلخ و جانکاه در پیش است.

به گزارش ایرنا، بی گمان زاینده رود خودِ زندگیست؛ خوانش واج هایش با خود بهار می آورد، سمفونی جانفزای تاریخ است که شبنم طراوتش قلب ایرانیان و جهانیان را تسخیر کرده و به مثابه جان در کالبد بی رمق فلات مرکزی پیام آور زایندگی و شوریده حالی است. کهن رودخانه ای که فراتر از جاری ماندن برای زیست بوم، کشاورزی و منظر شهری در بردارنده مفاهیم و کارکردهای عمیق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بسیاری است.
وقتی زاینده رود در بستر تاریخی خود جریان می یابد گویی به یک باره در سوت زندگانی دمیده می شود؛ از آبزیان و ماهیان و مرغان اساطیر گرفته تا کشت های فصلی کشاورزان و فرونشاندن غبار و ریزگردهای لجوج همه چیز آنطور می شود که در همه روزهای سال باید باشد اما دریغا که نیست.

بر اساس مصوبه کارگروه ملی و استانی سازگاری با کم‌آبی مبنی بر افزایش خروجی سد زاینده رود، آب در بستر این رودخانه برای تأمین نیاز زیست محیطی و توزیع آب در شبکه‌های آبیاری مدرن و سنتی باغ‌ها و اراضی کشاورزی جاری شده است. در این میان چشمان نگران تالاب گاوخونی نیز خیره به قدم های زاینده رود است و باید دید تدبیر مسوولان برای آن چه خواهد بود.
قصه زاینده رود هنوز از جوار پل هایش می گذرد؛ وقتی مردمان اهل دل اصفهان در حریم این بناهای تاریخی گرد هم می آیند و گاه با آوازهای غمگنانه و گاه با هلهله و شادی غبار از گنجینه هنرهای موسیقایی در سکوت خفته‌ این رودخانه می تکانند. گویی زلال آب زنگار از دل ها می شوید و غوغای حنجره ها به مثابه پیشکش آکنده از ذوق نثار رود تازه از سفر برگشته می شود.

صدای پای زاینده رود در گذار از روزهای آشوب و جنگ و دلهره، نوید احیای گردشگری اصفهان را نیز می دهد، موضوعی که تا پیش از این در سایه جنگ تحمیلی خراش برداشته بود.
معنای زایندگی این رود تنها به حرکت در آمدن در مسیر طبیعی اش نیست، حالا تبلور رویدادها و جشنواره های متنوع فرهنگی و هنری در کنار راه اندازی دوباره مسیرهای پیاده گردی، دوچرخه سواری و قایق سواری؛ رخسار جنگ زده دیار نصف جهان و حافظه جمعی مسافران مشتاق این دیار را ترمیم می کند، خاصه اینکه مکان های تاریخی و تفریحی منتهی به زاینده رود از جمله گذر چهارباغ و شهرهای حاشیه رودخانه هم رنگ و بوی تازه ای به خود می گیرد.
از سوی دیگر جریان زاینده رود با جذب و ماندگاری گردشگر، زمینه رونق دوباره مجموعه های وابسته به گردشگری اصفهان از جمله تورگردانان داخلی و خارجی، آژانس های مسافرتی، اقامتگاه ها و هتل ها را به دنبال دارد، مقوله ای که بر اثر جنگ آسیب زیادی دیده است.

طنین فرحزای زاینده رود اگرچه دوباره جلوه های پرتکرار از نشاط اجتماعی و همنشینی های مسرت بخش را خلق می کند که شاید راهبردی ترین نیاز جامعه پس از پشت سرگذاشتن رخدادهای تلخ اخیر است اما در سایه این شادمانه موقت رویای دیرین احیای دائمی این رودخانه نباید به حاشیه رانده شود.
بازگشت زاینده رود به هویت و اصالت خویش، دغدغه مشترک دوستداران محیط زیست و اندیشمندان هنر و فرهنگ دیار اصفهان است؛ این رودخانه هرگز کانال آبرسانی نبوده و نیست این را تاریخ و تمدن پدبدآمده پیرامون آن گواهی می دهد.
در گذار از چندین بار قطع و بازگشایی جریان زاینده رود شاید برخی گمان کنند دوره شیدایی برای پاگشایی عروس آب های ایران گذشته اما حقیقت آن است این رودخانه پیش از آنکه در مسیر پر فراز و نشیب اش جاری باشد یا نباشد در جان و اندیشه و شعر مردمان اصفهان حیاتی جاودانه دارد.

راز این پیوند ناگسستنی را می توان در همان خصیصه زایش وجودی زاینده رود دانست؛ شاید جریان دائمی این زیست بوم پر رمز و راز همان حقیقتی است که هرگز در حافظه تاریخی گذشته و آینده نسل های متفاوت تغییر نخواهد کرد اگرچه بی مهری های زمانه بر جوهره این رود دستبرد زده و هر بار تداوم سرزندگی آن را به یغما می برد.
سالهاست خشکی زاینده رود زخمی است که هر بار تازه می شود؛ غمبارتر اینکه هنگامه بازگشایی آن که به مثابه نوبهار دیگریست شانه ها هنوز از سوز زمستانش می لرزد؛ آن هنگام که دیر یا زود قاب پهناوری از کویر با ترک های عمیق در بستر رودخانه پیش چشم رهگذران پدیدار می شود.

با وجود بارها قطع و وصل زاینده رود طی دهه های اخیر، پر واضح است اصالت این رود دستخوش کمترین تغییر یا بدعتی در اندیشه دوستدارانش نشده بلکه همواره به ویژگی غیرقابل انکار و کلیدی اش یعنی جریان دائمی شهره است. انبوه مطالبه گری های تخصصی و کارشناسی برای برقراری جریان دائمی زاینده رود در همه سال هایی که گذشت و در پیش است؛ این موضوع را به خوبی اثبات می کند.
زاینده رود به همان اندازه در شاهرگ های ذهن جمعی اصفهانی ها جاریست که در معماری مادی ها و نهرهای مشابه آن تکثیر شده است؛ گویی هیچ جایی از تاریخ این خطه را نمی توان یافت که نشانی از زاینده رود در آن نباشد.
اینک که بهار زاینده رود فرا رسیده است؛ شعر از حوضچه قریحه می چکد، به تعبیر سهراب «این آب روان می رود پای سپیدار تا فرو شوید اندوه دلی»؛ آری حقیقت این است که دگر بار در سایه طغیان زنده رود اصفهان واژه ها به غلیان آمده است.

زاینده رود در روزها و شب هایی که نبود از یادها نرفت؛ خروشان و جاری در خاطره ها مانده و دل ها برایش غنج زده است. زاینده رود اما این بار شاید می داند باید میان آن همه دلداده وصالش سنگ صبور رهگذرانی هم باشد که روحشان از رخدادهای تلخ اخیر آزرده است، می آید تا شاید غبار برجای مانده از آوار آن ایام را با خود بشوید و ببرد.
خجسته است که زنده رود؛ خرامان در سایه سار وطن و در میانه روزهای بحران از فرسنگ ها دورتر به قلب اصفهان رسیده و موجی از شادی با خود آورده است.
اگرچه دلگیر اگرچه دلتنگ؛ اما هنوز هم می توان گفت: ای نرفته از دل؛ اندرآ شاد آمدی.