به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، روابط ایران و آمریکا همچنان یکی از مهمترین و در عین حال پیچیدهترین محورهای تحولات سیاسی و امنیتی خاورمیانه به شمار میرود. در شرایطی که گفتوگوهای مستقیم میان دو کشور در سالهای اخیر به شدت محدود شده است، مجموعهای از عوامل از جمله پرونده هستهای ایران، تحریمها، تحولات منطقهای و رقابت ژئوپلیتیک، فضای روابط دو طرف را بیش از پیش حساس و شکننده کرده است. از یک سو، واشنگتن همچنان سیاست فشار، بازدارندگی و مدیریت بحران را در قبال تهران دنبال میکند؛ سیاستی که ریشه در نگرانیهای از شکلگیری یک ایران قدرتمند در منطقه دارد که در تلاش است بر پایه تقویت «سیاست همسایگی» شبکهای از روابط گسترده را در منطقه ایجاد کند و فراتر از آن متحد استراتژیک رقبای ایالات متحده آمریکا - چین و روسیه - باشد.
مجموعهای از عوامل در نهایت دو جنگ را تنها در یک سال رقم زد اما این جنگها نتوانست هیچ یک از اهداف زیاده خواهانه آنها را تامین کند. از سوی دیگر، ایران نیز با تکیه بر راهبرد مقاومت و کاهش وابستگی به توافقهای شکننده، تلاش کرده است هزینههای فشار خارجی را کاهش دهد و در عین حال اهرمهای خود از جمله عدم عقبنشینی از برنامه هستهای صلح آمیز و گسترش توان دفاعی و حفظ کنترل تنگه هرمز را در مذاکرات حفظ کند.
به منظور دستیابی به پاسخ این ابهامات خبرگزاری جمهوری اسلامی، با حجتالسلام «رسول منتجبنیا» دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی به بحث و گفتوگو پرداخته است. آنچه در ادامه میآید مشروح این گفتگو است.
ایرنا: تیم مذاکره کننده ایران در یک فرایند جمعی و به شکل فراجناحی انتخاب شده است؛ این روزها شاهد اظهارات وحدت شکنانه برخی افراد تندرو هستیم، بهتر نیست همانطور که برای منافع ملی از میدان حمایت کردیم از مذاکره کنندگان کشورمان نیز حمایت کنیم؟
منتجبنیا: همه ما باید تابع قانون باشیم، قانون اساسی، حدود اختیارات و مسئولیتهای مدیران و مقامات عالی کشور را مشخص کرده است. در چارچوب قانون اساسی مشخص شده است که موضوع «جنگ و صلح» در اختیار چه نهادی است و بر این اساس تصمیمگیری نهایی درباره آن در اختیار رهبر انقلاب قرار دارد. طبیعی است که افراد مختلف ممکن است پیشنهادها، دیدگاهها و تحلیلهای متفاوتی داشته باشند، اما قانون تصمیم گیر نهایی را تعیین کرده است.
رهبر انقلاب نیز در هر مقطع، مشاوران و نهادهای تخصصی مختلفی از جمله «شورای عالی امنیت ملی» در کنار خود دارند، این مشاوران موضوعات را از همه ابعاد بررسی میکنند و سپس جمعبندی و نظرات کارشناسی خود را به ایشان ارائه میدهند تا تصمیم نهایی اتخاذ شود. بارها گفتهام اگر کسی پیشنهاد، نظر یا انتقادی دارد، باید پیش از تصمیمگیری نهایی، آن را حتی الامکان بهصورت محرمانه، مسئولانه و حتماً محترمانه مطرح کند. اما پس از آنکه تصمیمی در چارچوب قانونی کشور اتخاذ شد، دیگر جای چونوچرا باقی نمیماند؛ زیرا قانون اساسی، رأی مردم و مصالح و منافع ملی را مشخص کردهاست و اینکه چه کسانی مسئول تصمیمگیری هستند.
در چنین شرایطی، تندروی، فضاسازی، دوقطبیسازی یا چندقطبیسازی اقدامی نادرست و زیانبار است. در مقابل، مسئولان نیز باید گوش شنوا برای شنیدن پیشنهادها داشته باشند و پس از بررسی همهجانبه و دقیق، تصمیم لازم را اتخاذ کنند. متأسفانه برخی افراد نه پیشنهاد مشخصی دارند، نه راهکار عملی و نه مسئولیتی میپذیرند؛ تنها فضای تردید و تشویش ایجاد میکنند و افکار عمومی را دچار نگرانی میسازند.
گویی صرفاً میخواهند این تصور را القا کنند که مذاکرهکنندگان به مصالح کشور بیتوجه هستند! متأسفانه این فضاسازیها در مقاطعی حتی به تجمعات خیابانی نیز کشیده شد و روی برخی پلاکاردها و نوشتهها مطالبی مطرح شد که توجیه قانونی و شرعی نداشت. بنابراین، توصیه من به همه افراد، جریانها و گروههای سیاسی این است که اگر نظری دارند، با شجاعت و مسئولیتپذیری آن را به مسئولان کشور ارائه کنند، اما زمانی که تصمیم نهایی گرفته شد، همه از آن حمایت کنند و در چارچوب قانون حرکت کنند. پس از تصمیمگیری رسمی، دیگر جای اما و اگر و تشکیک وجود ندارد.
نتیجه چنین رفتارهایی این است که جامعه دچار دوقطبی میشود، افکار عمومی مشوش میشود و اراده مردم تضعیف میگردد؛ در حالی که زیان این وضعیت مستقیماً متوجه کشور خواهد شد. دوستان و دلسوزان نظام که قطعاً رضایت ندارند کشور آسیب ببیند، نباید سخنی بگویند یا اقدامی انجام دهند که باعث ایجاد شبهه و نگرانی میان مردم شود؛ مردمی که تا نیمههای شب در خیابانها حضور دارند، باید همچنان امیدوار، متحد و پشتیبان کشور باقی بمانند تا رزمندگان، مسئولان و دیپلماتهای ما بتوانند وظایف خود را بهدرستی انجام دهند.
ایرنا: مهمترین تغییری که این جنگ در سطح منطقه و جهان ایجاد کرد چه بود و چقدر توانست ذهنیت جهان را نسبت به توانمندی و قدرت ایران تغییر دهد؟
منتجبنیا: به اعتقاد من، مهمترین نتیجه این جنگ آن بود که هیمنه و ابهت قدرتی که آمریکا سالها برای خود ساخته بود، شکسته شد. ترامپ و دیگر مقامات آمریکایی همواره از آمریکا بهعنوان بزرگترین قدرت جهان یاد میکردند و انتظار داشتند همه کشورها در برابر آنها تسلیم باشند اما این جنگ نشان داد که آن هیمنه بیش از هر چیز یک تصور و توهم بوده است. همانگونه که انقلاب اسلامی در سالهای ابتدایی خود آمریکا را به فرمایش حضرت امام (ره) تحقیر کرد، دفاع مقدس اخیر نیز ضربهای جدیتر به اعتبار آمریکا وارد کرد و آن را تحقیر کرد.
جنگ نشان داد قدرت آمریکا محدودتر از آن چیزی است که تبلیغ میکرد
پیش از جنگ رمضان، وقتی آمریکا کشورها را تهدید میکرد، بسیاری از دولتها و ملتها دچار هراس میشدند؛ اما امروز جهان بهخوبی درک کرده است که آمریکا توانایی انجام هر کاری را ندارد و قدرتش محدودتر از چیزی است که تبلیغ میکرد. بهویژه پس از اتفاقاتی مانند ماجرای ونزوئلا، بسیاری از کشورها دریافتند که بخش بزرگی از این قدرتنماییها بر پایه ترس و توهم بنا شده است. حتی برخی کشورهای همسایه ما و حاشیه خلیج فارس که تا حد زیادی به آمریکا تکیه کرده بودند و تصور میکردند آمریکا میتواند امنیت آنها را تضمین کند، امروز دریافتهاند که این تصور، بیش از آنکه واقعیت باشد، ناشی از نوعی توهم سیاسی است و این اولین نتیجه این جنگ بود.
نتیجه دوم این جنگ، آشکار شدن قدرت پنهان ایران بود. رسانههای صهیونیستی و برخی جریانهای خارجی تلاش میکردند این تصویر را القا کنند که جمهوری اسلامی در حال افول و فروپاشی است و بارها به مخالفان خود وعده داده بودند که سقوط نظام نزدیک است. اما این جنگ و دفاع جانانه مردم و نیروهای مسلح، نشان داد که ملت ایران کنار کشور و نظام خود ایستادهاند. امروز دنیا فهمیده است که مردم ایران حامی کشورشان هستند، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، دیپلماتها و مسئولان کشور با وحدت و انسجام در برابر هر قدرتی ایستادگی میکنند.
شکست دو کشور اتمی، نشاندهنده اقتدار درونی کشور است
دنیا دیگر فهمیده است که وقتی ایران توانسته در برابر دو قدرت اتمی یعنی آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند و آنها را شکست دهد، این مسئله نشاندهنده اقتدار درونی و قدرت واقعی کشور است. امروز بسیاری از ملتها و دولتهای دیگر به این نتیجه رسیدهاند که اگر مردم خود را همراه کنند و به خواستههای آنان احترام بگذارند، میتوانند با عزت و اقتدار در برابر آمریکا ایستادگی کنند. من همواره این پرسش را مطرح کردهام که چرا برخی حاکمان منطقه بهجای تکیه بر مردم خود، دشمنان ملتهایشان را به داخل کشورهایشان راه میدهند و از خاک و امکانات کشورشان در خدمت قدرتهای خارجی استفاده میکنند؟
اگر کشورهای منطقه به مردم خود اعتماد کنند و به خواستههای آنان احترام بگذارند، مردم نیز از حکومتهایشان حمایت خواهند کرد؛ به شرط آنکه آن حکومتهای آنها مستقل باشند و منافع ملت خود را حفظ کنند. در آن صورت، آنها نیز میتوانند به استقلال و اقتدار واقعی در برابر آمریکا و اسرائیل دست پیدا کنند.
ایرنا: آیا آمریکا پس از جنگ برای تهدید ایران باز هم میتواند از عبارت «همه گزینهها روی میز است»، استفاده کند؟
منتجبنیا: رؤسایجمهور آمریکا سالها چنین تهدیدی را تکرار میکردند و گزینه جنگ را مطرح میساختند، اما امروز دیگر شرایط تغییر کرده است. آنها هر آنچه در توان داشتند به میدان آوردند، اما در نهایت شکست خوردند. اکنون آمریکا تلاش میکند دستاوردی ولو محدود به دست آورد تا بتواند در برابر افکار عمومی خود ادعا کند که شکست نخورده است. در حالی که تقریباً همه کارشناسان اتفاقنظر دارند که نه آمریکا و نه نتانیاهو در این جنگ شکست خوردهاند، هرچند حاضر نیستند این شکست را بهصراحت بپذیرند.
شکست آنها فقط نظامی نبود، بلکه سیاسی و اقتصادی نیز بود. در مقابل، ایران توانست در برابر این فشارها مقاومت کند و این مسئله نشاندهنده اقتدار واقعی کشور است. در موضوع مذاکره نیز طبیعی است که ایران مطالبات بهحق و مشروعی دارد و باید با نگاه دقیق، گسترده و همهجانبه از منافع ملی خود دفاع کند. نباید اجازه داد دشمنانی که در میدان جنگ شکست خوردند، در میدان توافق و مذاکره امتیاز ناحق بگیرند یا شکست خود را جبران کنند. آنچه برای کشور ما اهمیت اساسی دارد، منافع ملی است و آمریکا و اسرائیل دیگر توان اقدام مؤثر جدیدی ندارند. آنها هر آنچه در اختیار داشتند بهکار گرفتند و در نهایت شکست خوردند.
بنابراین، ایران باید بر مواضع اصولی و قانونی خود پافشاری کند. امروز ایران در جهان سربلند است؛ زیرا هم دفاعش مشروع، قانونی، مردمی و اخلاقی بوده و هم توانسته تا این لحظه مواضع خود را حفظ کند. در این چارچوب عقبنشینی و کوتاه آمدن در برابر مطالبات ناحق هیچ معنایی ندارد. اگر خواستهای غیرمنطقی و ناعادلانه مطرح شود، نباید آن را پذیرفت یا دنبال کرد.
ایرنا: با توجه به اینکه ترامپ نتوانست به اهدافی که برای جنگ طراحی کرده بود ـ از جمله تغییر نظام جمهوری اسلامی یا تحقق اهداف نظامی خود در موضوع تنگه هرمز ـ دست پیدا کند، این پرسش مطرح میشود که وی چگونه میخواهد به افکار عمومی آمریکا بقبولاند که در این جنگ پیروز شده است؟ چه دستاوردی میتواند به مردم آمریکا ارائه کند تا هزینههای سنگین جنگ را توجیه کند؟
منتجبنیا: واقعیت این است که امروز قضاوت عمومی، چه در سطح جهانی و چه حتی در داخل آمریکا، نسبت به عملکرد ترامپ و اسرائیل در این جنگ عمدتاً منفی است. برداشت عمومی این است که این جنگ اقدامی غیرعقلانی بود و ترامپ نتوانست به اهداف خود برسد و اکنون در موقعیتی همراه با شکست و شرمندگی قرار دارد.
ترامپ در برابر مردم آمریکا سرافکنده شده است
البته ترامپ همچنان تلاش میکند با فضاسازی رسانهای، خود را پیروز میدان معرفی کند؛ در حالی که اظهارات وی آنقدر متناقض، سخیف و غیرمنطقی است که هیچ فرد عاقلی در دنیا برای سخنانش اعتبار قائل نیست. امروز افکار عمومی جهان به این جمعبندی رسیده که آمریکا و اسرائیل در این معرکه نه پیروز شدند و نه به اهداف اصلی خود دست یافتند. آنها هزینههای سنگین مالی و انسانی به منطقه تحمیل کردند، اما دستاورد ملموسی به دست نیاوردند و مخصوصا ترامپ در این خصوص در برابر مردم آمریکا سرافکنده شده است.
ایرنا: بایدها، نبایدها و الزامات بازسازی کشور پس از جنگ چیست؟ توان داخلی برای بازسازی این آسیبها وجود دارد؟
منتجبنیا: بدون تردید، جنگ هزینههای فراوانی به همراه دارد. در کنار تلاش برای تامین کالاهای اساسی مردم، به عنوان اولین پیشنهاد باید بگویم دولت باید در دوران بازسازی پساجنگ با ایجاد برنامهای مدون، در راستای بهبود شرایط اقتصادی اهتمام ورزد.
اقتصاد پساجنگ بسیار مهمتر از خودِ دوران جنگ است
در این چارچوب معتقدم اقتصاد پساجنگ بسیار مهمتر از خودِ دوران جنگ است. البته همانطور که گفتم حل این مشکلات در یکی دو روز ممکن نیست و نیازمند برنامهریزی جدی است. از همین حالا وزرا و مسئولان اقتصادی باید برای دوران جدید پیشرو برنامهریزی کنند؛ همزمان با مدیریت جنگ، باید برای کاهش تورم، افزایش قدرت خرید مردم و ساماندهی اقتصاد نیز اقدام شود. دولت باید از همین حالا برنامهای منظم و دقیق برای پس از جنگ آماده کند؛ برنامهای که بلافاصله پس از پایان درگیریها اجرا شود و مردم بتوانند آثار آن را در زندگی خود ببینند. همانطور که مقام معظم رهبری تأکید کردند، در شرایط جنگی باید فعالیتها چند برابر شود. در دوران جنگ، دولت باید تولید را افزایش دهد، معیشت مردم را تقویت کند.
پیشنهاد دوم، مقابله با رانت و دلالی است. اقتصاد کشور بیش از آنکه بر مبنای قانون اداره شود، تحت تأثیر واسطهگری قرار گرفته است. پیشنهاد دیگر من نیز این است که ایران باید حتی در دوران جنگ نیز روابط اقتصادی خود را با کشورهای همسایه تقویت کند و پس از جنگ، این روند با شدت بیشتری ادامه پیدا کند. دیپلماسی اقتصادی کشور باید بسیار فعالتر شود و سفارتخانههای ما باید اولویت اصلی خود را مسائل اقتصادی، تجارت، صادرات و واردات قرار دهند.
همچنین پیشنهاد دیگر نیز استفاده از ظرفیت نخبگان است؛ همواره بر این مسئله تأکید کردهام که چه اشکالی دارد که دولت و مسئولان رسماً از اقتصاددانان، اساتید دانشگاه، نخبگان اجتماعی و سیاسی بخواهند نظرات و راهکارهای خود را ارائه دهند؟ البته نباید صرفاً به تعارفات و جلسات تشریفاتی بسنده کرد. تقریباً هر هفته با برخی از نخبگان و متخصصان دیدار دارم و میبینم که بسیاری از آنها راهکارهای عملی و مؤثری دارند. باید از ظرفیت نخبگان دانشگاهی، مدیران اجرایی و حتی نظرات مردم استفاده شود. کشور برای عبور از این شرایط، بیش از هر زمان دیگری به خرد جمعی و استفاده از همه ظرفیتهای ملی نیاز دارد.
مردم امروز ممکن است نقدها و گلایههایی داشته باشند، اما بزرگواری، نجابت و احساس مسئولیت آنان باعث شده است که در شرایط کنونی، بهجای طرح این گونه مسائل، همگی دست در دست یکدیگر از کشور حمایت کنند. این رفتار مردم بسیار ارزشمند است و ما موظف هستیم حق مردم را رعایت کنیم و فضایی فراهم آوریم تا آنها خواستههای خود را مطرح کنند و مسئولان نیز آنها را با دقت بشنوند. مردم در همه شرایط، چه در دوران جنگ و چه در دوران صلح، صاحبان اصلی کشور و تصمیمگیرندگان نهایی هستند. امیدوارم قوای سهگانه بتوانند به بهترین شکل رضایت مردم را تأمین کنند، چرا که رضایت خداوند در رضایت مردم است.
ایرنا: یکی از موضوعاتی که درباره بازسازی پس از جنگ مطرح میشود، استفاده از ظرفیتهای مردمی است. شاهد بودیم که بیش از ۳۰ میلیون نفر در پویش دفاع از کشور ثبتنام کردند؛ هرچند آن پویش بیشتر جنبه نظامی داشت. آیا میتوان در دوران بازسازی نیز از این ظرفیت برای پیشرفت کشور استفاده کرد؟
منتجبنیا: بسیاری از این افراد شاید توان حضور مستقیم در میدان نظامی و کار با سلاح را نداشته باشند، اما هرکدام تخصص، مهارت و توانایی خاصی دارند و میتوان از ظرفیتهای آنان در مسیر بازسازی و توسعه کشور استفاده کرد. در دوران جنگ تحمیلی، زمانی که بنده در دزفول مسئولیت داشتم و ارتش صدام شهر را بهطور مداوم موشکباران میکرد، برای اینکه مردم در شهر بمانند، مقاومت کنند و شهرها خالی نشود، با مسئولان منطقه جلسه گذاشتیم و تصمیم گرفتیم همزمان با موشکباران، بازسازی شهر را آغاز کنیم.برخی ممکن است بپرسند چگونه این کار انجام شد، بهویژه در شرایطی که امکانات مالی محدود بود. اما واقعیت این است که ما حتی یک ریال هم از دولت دریافت نکردیم، بیش از یک سال عملیات بازسازی را ادامه دادیم. به یاد دارم که با شهید رجایی تماس گرفتم و موضوع را توضیح دادم، وی گفت کار بسیار خوبی انجام دادهاید. من نیز عرض کردم که فقط یک درخواست داریم؛ اینکه مصالح ساختمانی با قیمت دولتی در اختیار ما قرار گیرد.
شهید رجایی بلافاصله دستور لازم را صادر و تأکید کرد که حتی اگر در و پنجره خانهها ده بار هم تخریب شود، باز هم باید آنها را بازسازی کنیم. پس از آن، به دوستان و نیروهای مردمی در شهرهای مختلف مانند شیراز، قم، تهران و دیگر نقاط کشور اعلام کردیم که هرکس مایل است در بازسازی شرکت کند، به دزفول بیاید. جمعیت عظیمی از اقشار مختلف جامعه ـ از دبیر و استاد دانشگاه گرفته تا دانشجو، کارمند و کارگر ساده ـ به آنجا آمدند و مشغول کار شدند. مردم منطقه نیز از دیدن این صحنهها بسیار خوشحال بودند و خودشان نیز در کنار نیروهای داوطلب همکاری میکردند. هر خانهای که تخریب شده و یا آسیب می دید، بلافاصله گروههای بازسازی وارد عمل میشدند. من شخصاً بر روند کار نظارت میکردم و فرماندار و سایر مسئولان منطقه نیز حضور فعال داشتند.
اگر بسیج عمومی شکل بگیرد، سرعت بازسازی چند برابر خواهد شد
جمعیت بزرگی که اکنون برای دفاع از کشور اعلام آمادگی کردهاند، دارای تخصصها و مهارتهای متنوع هستند و میتوان از توانایی آنان در مسیر بازسازی کشور استفاده کرد. اگر بخواهیم فقط منتظر بمانیم که شهرداریها یا وزارت مسکن بهتنهایی همه امور را انجام دهند، روند بازسازی بسیار طولانی خواهد شد. اما اگر بسیج عمومی شکل بگیرد، سرعت کار چندین برابر خواهد شد. پیشنهاد من این است که پس از پایان جنگ، مسئولان کشور از مردم دعوت کنند که هرکس به هر نحوی که میتواند، برای بازسازی کشور وارد میدان شود و با افتخار مشارکت کند.
تجربه دزفول را نیز به همین دلیل مطرح کردم تا نشان دهم این کار کاملاً عملی و امکانپذیر است. ما آن زمان در شرایطی این کار را انجام دادیم که شهر زیر موشکباران بود؛ امروز که انشاءالله جنگ رو به پایان است و فضا آرامتر خواهد شد، قطعاً امکان انجام چنین اقداماتی بیشتر نیز خواهد بود. ضمن اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تصریح شده است که حتی نیروهای مسلح در دوران صلح موظفاند در بازسازی و توسعه کشور مشارکت و همکاری داشته باشند. بنابراین، نهادهای انقلابی، نیروهای مسلح و میلیونها نفری که برای دفاع از کشور اعلام آمادگی کردهاند، میتوانند با یک بسیج ملی، بخش بزرگی از خسارتها و ویرانیها را در مدت کوتاهی جبران کنند.