14:28 - 1405/03/18
کد خبر: 86176699
رقابت صنعتی اروپا و چین؛ بروکسل در مسیر محدودسازی واردات فناوری‌ محورپکن

تهران - ایرنا - رقابت صنعتی میان اتحادیه اروپا و چین وارد مرحله ای تازه شده است؛ مرحله ای که در آن بروکسل با استناد به نگرانی های امنیتی، صنعتی و ژئوپلیتیکی به دنبال محدودسازی واردات برخی محصولات فناوری محور چینی است و پکن نیز این رویکرد را تهدیدی برای تجارت آزاد و همکاری اقتصادی می داند.

به گزارش روز دوشنبه ایرنا بسیاری از تحلیلگران هشدار می دهند که تداوم این روند می تواند به شکل گیری یکی از مهم ترین رویارویی های تجاری جهان در سال های آینده منجر شود.


از پایگاه خبری تحلیلی آسیا تایمز نوشت ، تعرفه‌های هدفمند و سایر موانع تجاری می‌توانند برای محافظت از صنایع راهبردی اروپا در برابر افزایش رقابت واردات با قیمت‌های پایین، به ویژه توسط رقبای ژئوپلیتیکی، مورد استفاده قرار گیرند اما تعرفه‌های گسترده‌ای مانند آنچه ترامپ اعمال کرده است، عموماً بد هستند زیرا آنها با گران‌تر کردن کالاهای واسطه‌ای به تولید داخلی آسیب می‌رسانند و مقیاس شرکت‌های داخلی را محدود می‌کنند.
کارشناسان بر این باورند هستند که به رغم همه مسایل، اروپا باید موانع تجاری بسیار بالاتری چه موانع تعرفه‌ای و چه موانع غیرتعرفه‌ای در برابر کالاهای صادراتی تولید شده با فناوری پیشرفته چین ایجاد کند زیرا معتقدند محافظت از صنعت دفاعی مدرن و نوپای اروپا مهم است اما نباید فراموش شود که مسدود کردن صادرات چین ممکن است چین را به تغییر مدل اقتصادی خود به مدلی که بیشتر به نفع مردم عادی چین باشد، سوق دهد.
در چند سال گذشته، دولت چین سیل بی‌سابقه‌ای از یارانه‌ها را برای صنایع تولیدی با فناوری پیشرفته به راه انداخته است و این امر منجر به افزایش سهم بازار جهانی چین در صنایعی مانند خودرو، داروسازی و کشتی‌سازی شده است.
هیچ کس نمی‌داند که چه مقدار از افزایش سهم بازار چین نتیجه حمایت دولت است، اما همانطور که سازمان همکاری و توسعه اقتصادی تخمین می‌زند بیش از نیمی از این افزایش سهم بازار ناشی از حمایت دولت است.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی روز دوشنبه اعلام کرد که یارانه‌های دولتی بیشترین عامل افزایش سهم بازار جهانی کسب‌وکارهای چینی در دو دهه گذشته بوده‌اند، زیرا آنها سه تا هشت برابر بیشتر از رقبای خود حمایت دریافت کرده‌اند.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اعلام کرد: شرکت‌های صنعتی مستقر در چین یارانه‌های بیشتری نسبت به رقبای خود در هر جای دیگر دریافت می‌کنند با این حال، برای کسب‌وکارهای چینی، سهم [سهم بازار] که توسط یارانه‌ها توضیح داده می‌شود ۶۰ درصد است.
راهبرد صنعتی چین، در حال سیستماتیک‌تر و فراگیرتر شدن است و در تمام لایه‌های تولید، از نهاده‌های بالادستی و تجهیزات صنعتی گرفته تا کاربردهای پایین‌دستی، خدمات و فناوری‌های پیشرو، گسترش می‌یابد.
سیاست صنعتی نسل بعدی چین نشان‌دهنده تغییر از مداخله هدفمند بخشی، ‌بر مجموعه‌ای تعریف‌شده از صنایع نوظهور راهبردی تحت عنوان "ساخت چین ۲۰۲۵ متمرکز بود.
حتی در صنایع بالغ که با ظرفیت مازاد و فشارهای شدید قیمتی مواجه هستند، پکن به جای کاهش ظرفیت، به حمایت خود ادامه می‌دهد و شرکت‌ها را به ارتقاء فناوری‌های تولید برای به دست آوردن سهم بازار و کاهش هزینه‌های تولید سوق می‌دهد و خدمات، که در دوره‌های قبلی سیاست‌های صنعتی نسبتاً نادیده گرفته شده بودند، توجه بیشتری را به خود جلب می‌کنند.
اساساً، چین نمی‌خواهد در یک سیستم تجاری که در آن کالاها با کالاهای دیگر مبادله می‌شوند قرار گیرد بلکه چین می‌خواهد همه کالاها را خودش تولید کند و کشورهای دیگر هزینه آن کالاها را با بدهی بپردازند.
دو دلیل اساسی برای انجام این کار توسط چین وجود دارد دلیل اول، مرکانتیلیسم محض است؛ چین در تلاش است تا با صادرات، راه خود را از رکود اقتصادی ناشی از رکود مسکن باز کند و دلیل دوم، قدرت است، اگر چین بخش‌های کلیدی زنجیره‌های تأمین سایر کشورها را کنترل کند، می‌تواند از تهدید کنترل صادرات برای به زانو درآوردن آن کشورها استفاده کند.
اکنون سوال این است که اروپا و دیگر کشورهای توسعه‌یافته که فرآیندهای تصمیم‌گیری نسبتاً منطقی‌تری نسبت به آمریکا و اعمال تعرفه های غیرمنطقی دارند در مورد تلاش چین برای تسلط بر تمام صنایع قابل تجارت چه خواهند کرد؟
مثلا آلمان کاری انجام نمی دهد دهد و به سادگی اجازه می دهد چین تمام اشیاء فیزیکی جهان را بسازد اما به جای آن بر خدمات تمرکز می‌کند و این اساساً پیشنهاد تج پاریخ است که می‌نویسد چین «در سیاست صنعتی خود مزیت نسبی دارد» و بنابراین تلاش برای رقابت با چین در هر صنعت تولیدی محکوم به شکست است.
در نظریه مزیت نسبی، تجارت متوازن است اما در دنیای واقعی، مازاد تجاری عظیم چین به این معنی است که تجارت متوازن نیست؛ اغلب اوقات، چین کالا را با کالای دیگر مبادله نمی‌کند، بلکه کالا را با بدهی (IOU) مبادله می‌کند و این نوع تجارت نامتوازن چیزی است که در نظریه مزیت نسبی اتفاق نمی‌افتد.
واقعیت تلخ و ناخوشایند این است که اروپا باید کاری انجام دهد یا اینکه خطر از دست دادن حاکمیت خود را به نفع فاتحان خارجی بپذیرد.
چین سربازان روسی را آموزش می‌دهد، در جنگ علیه اوکراین به روسیه اطلاعات میدانی می‌دهد، به تولیدکنندگان دفاعی روسیه کمک می‌کند و حتی برخی تولیدات دفاعی را برای روسیه انجام می‌دهد علاوه بر این، نفت روسیه را می‌خرد و اقتصاد روسیه را سرپا نگه می‌دارد.
وابستگی اروپا به چین برای تولید بسیاری از نهاده‌های کلیدی دفاعی، آن را در معرض خطر چین قرار می‌دهد این یک جنبه منفی تجارت آزاد است که طرفداران عقب‌نشینی اروپا از تولید، به سادگی از پرداختن به آن یا پذیرش آن خودداری می‌کنند و این امر، توجیه محکمی برای ایجاد موانع تجاری علیه واردات برخی کالاهای واسطه‌ای فراهم می‌کند.
سیاست صنعتی چین در حال دستیابی به هدف اصلی خود یعنی عظمت ملی است سطح فناوری چین در حال پیشرفت است، شرکت‌های آن سهم بازار جهانی را به دست می‌آورند و این کشور در حال به دست آوردن کنترل بر نقاط کلیدی و راهبردی فناوری است اما کارگران، سرمایه‌گذاران و حتی کارآفرینان چین در شرایط سختی قرار دارند و قادر به لذت بردن از ثمرات تسلط صنعتی کشور خود نیستند.
موانع تجاری اروپا می‌تواند چین را از این اقتصاد سیاسی سمی بیرون بکشد اگر شی جین پینگ و شرکا ببینند که نمی‌توانند با یارانه دادن به صادرات بی‌پایان، غرب را به زور غیرصنعتی کنند، محاسبات هزینه - سود آنها ممکن است تغییر کند.
بنابراین اروپا باید نه تنها برای امنیت خود، بلکه به خاطر مردم عادی چین، در برابر سیل واردات چین مقاومت کند خوشبختانه، نشانه‌هایی وجود دارد که رهبران اروپایی از بازی رئیس جمهور چین خسته شده‌اند و در حال آماده شدن برای انجام اقدامات واقعی هستند.