گروه جامعه ایرنا- نظام سلامت کشور در سالهای اخیر همزمان با افزایش هزینههای درمان، کمبود نیروی انسانی، رشد تقاضا برای خدمات پزشکی و محدودیت منابع مالی با چالشهای پیچیدهای مواجه شده است. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند ریشه مشکلات موجود تنها در کمبود بودجه خلاصه نمیشود، بلکه ناکارآمدی برخی ساختارها، ضعف نظام ارجاع، پراکندگی دادههای سلامت و هدررفت منابع، فشار مضاعفی بر این حوزه وارد کرده است.
یدالله سهرابی عضو شورایعالی نظام پزشکی کشور، درباره پاسخ به اینکه آیا مشکل اصلی نظام سلامت کشور کمبود بودجه است، گفت: کمبود منابع قطعاً یک مسئله اساسی و مهم است، اما مشکل اصلی صرفاً بودجه نیست. چالش اساسی نظام سلامت ترکیبی از کمبود منابع و ناکارآمدی ساختاری است. اگر اصلاحات بنیادی در حکمرانی داده، نظام ارجاع و مدل پرداخت انجام نشود، هر میزان افزایش بودجه فقط نقش مُسکن موقت خواهد داشت.
سهرابی درخصوص اینکه فرسودگی شغلی چه تأثیری بر بهرهوری نظام سلامت دارد هم توضیح داد: فرسودگی شغلی مستقیماً بهرهوری را کاهش میدهد. وقتی پزشک یا کادر درمان دچار خستگی مزمن و فشار کاری بالا باشد، کیفیت خدمات افت میکند، انگیزه کاهش مییابد و احتمال مهاجرت نیز افزایش پیدا میکند. این موضوع یک زنجیره اثرگذار است که نهایتاً به کاهش کارآمدی کل سیستم منجر میشود.
این عضو شورای عالی نظام پزشکی کشور در پاسخ به اینکه برای ارتقای بهرهوری چه الزامات و اصلاحاتی ضروری است، گفت: اصلاح نظام پرداخت و حرکت به سمت مدلهای مبتنی بر عملکرد مانند DRG یکی از این روشها است. در این روش (گروههای تشخیصی همگن) بیماران بر اساس تشخیص نوع بیماری، سن، عوارض و عوامل مشابه در گروهها قرار میگیرند. یک روش دیگر Capitation است که پرداخت به پزشک یا مراکز درمانی بر اساس تعداد افراد تحت پوشش، نه تعداد خدمات ارائه شده صورت میگیرد، روش دیگر استقرار واقعی پزشک خانواده و نظام ارجاع مؤثر است.
وی ادامه داد: یکپارچهسازی دادههای سلامت برای تصمیمگیری دقیق، شفافیت مالی در گردش منابع، استفاده از هوش مصنوعی برای پایش الگوی مصرف خدمات و تمرکز جدی بر پیشگیری به جای درمانمحوری از دیگر اصلاحاتی است که بدون آنها، افزایش بودجه به تنهایی تحول ایجاد نمیکند.
آینده نظام سلامت در صورت ادامه روند کنونی
سهرابی در ادامه در پاسخ به اینکه اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، آینده نظام سلامت را چگونه پیشبینی میکنید، خاطرنشان کرد: در صورت تداوم شرایط فعلی، با پیامدهایی چون افزایش پرداخت از جیب مردم، کاهش کیفیت خدمات، افزایش نارضایتی حرفهای، مهاجرت نیروی انسانی خصوصا مهاجرت نخبگان و نیروهای ماهر و حرفهای و گسترش نابرابری در سلامت مواجه خواهیم شد. این روند میتواند سرمایه انسانی نظام سلامت را تضعیف کند که جبران آن بسیار هزینهبر خواهد بود.
وی در پاسخ به اینکه ارتباط بهرهوری با جلوگیری از خروج نخبگان چیست، توضیح داد: افزایش بهرهوری فقط به معنای کاهش هزینه نیست؛ بلکه به معنای بهبود شرایط کاری است. وقتی کار اداری غیرضروری کاهش یابد، درآمدها عادلانهتر شود، محیط کاری قابل پیشبینیتر باشد و فشارهای فرسایشی کاهش پیدا کند در نتیجه رضایتمندی بیشتر خواهد شد و طبیعتاً انگیزه ماندگاری افزایش مییابد. اگر نظام سلامت به سمت «کارآمدی و عدالت» حرکت کند، بخش مهمی از میل به مهاجرت کاهش خواهد یافت که این موضوع برای نظام سلامت کشور بسیار مهم و حیاتی است.
این عضو شورای عالی نظام پزشکی در پایان تصریح کرد: اصلاح نظام سلامت نیازمند تحول ساختاری است، نه صرفاً تزریق منابع مالی. بدون اصلاح مدل حکمرانی، نظام ارجاع و پرداخت، هیچ افزایش بودجهای پایدار نخواهد بود. همه صاحبین فرآیند برای ارتقاء نظام سلامت که مایه فخر کشورمان در منطقه است از تصمیمسازان و تصمیمگیران باید با همگرایی، همدلی، کوشش و اهتمام، این سرمایه اجتماعی را حفظ و به بالندگی برسانیم.
هدررفت منابع به دلیل نبود سامانهها و نظام ارجاع کارآمد
حانیه باقرشاهی متخصص قلب و عروق هم با بیان اینکه نظام سلامت کشور امروز با محدودیتهای مالی، افزایش هزینههای تأمین تجهیزات و دارو، کمبود نیروی انسانی موثر و رشد روزافزون تقاضا برای خدمات درمانی مواجه است، گفت: در این وضعیت، مدیریت صحیح منابع به یکی از مهمترین مسئولیتهای مدیران مراکز درمانی تبدیل شده است.
باقرشاهی تأکید کرد: در چنین شرایطی، هرگونه ناکارآمدی در فرآیندهای درمانی و اداری میتواند منجر به اتلاف منابع ارزشمند، افزایش هزینههای عملیاتی و کاهش کیفیت خدمات ارائهشده به بیماران شود.
این متخصص بیماریهای قلب و عروق خاطرنشان کرد: بررسی فرآیندهای جاری در مراکز درمانی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از منابع مالی، انسانی و تجهیزاتی نه به دلیل کمبود امکانات، بلکه در نتیجه ضعف ساختارهای مدیریتی، نواقص سامانههای اطلاعاتی و نبود نظام ارجاع کارآمد هدر میرود. این مسئله ضرورت بازنگری جدی در برخی رویههای موجود را بیش از پیش آشکار میسازد.
وی یکی از مهمترین عوامل کاهش بهرهوری در مراکز درمانی را نبود نظام ارجاع مؤثر و استاندارد عنوان کرد و گفت: در بسیاری از موارد، بیماران بدون ارزیابی اولیه مناسب و بدون وجود اندیکاسیون مشخص، مستقیماً به متخصصین و فوقتخصصین ارجاع داده میشوند. این روند موجب افزایش غیرمنطقی مراجعات به درمانگاهها و بخشهای تخصصی شده و ظرفیت ارائه خدمات به بیماران واقعاً نیازمند را محدود میکند.
تشدید نارضایتی عمومی به دلیل چالشهای نظام سلامت
باقرشاهی با بیان اینکه در عمل، حجم قابل توجهی از زمان متخصصین صرف بررسی مواردی میشود که میتوانست در سطوح اولیه درمان مدیریت گردد، افزود: این مسئله علاوه بر ایجاد ازدحام در کلینیکها، زمان انتظار بیماران را افزایش داده و موجب نارضایتی عمومی میشود. همچنین مراجعات غیرضروری به متخصصین معمولاً با درخواست آزمایشها، تصویربرداریها و اقدامات تشخیصی بیشتر همراه است که به افزایش هزینههای مستقیم و غیرمستقیم نظام سلامت منجر میشود.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، نبود سازوکار مشخص برای بازخورد متخصص به پزشک ارجاعدهنده، باعث گسست در فرآیند درمان و کاهش اثربخشی مراقبتهای پزشکی شده است. در شرایط محدودیت منابع، ادامه چنین روندی میتواند فشار مضاعفی بر زیرساختهای درمانی وارد کرده و بهرهوری کل مجموعه را تحت تأثیر قرار دهد.
نقص بزرگ سیستم اطلاعات بیمارستانی
این متخصص قلب و عروق در ادامه خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین نقاط ضعف موجود که سهم قابل توجهی در هدررفت منابع دارد، نواقص سیستم اطلاعات بیمارستانی (HIS) است. علیرغم سرمایهگذاریهای انجامشده در حوزه فناوری اطلاعات، بسیاری از قابلیتهای مورد انتظار از یک سامانه جامع مدیریت اطلاعات بیمارستانی هنوز به شکل مطلوب در دسترس نیست.
وی اظهار کرد: عدم یکپارچگی اطلاعات بیمار، ثبت ناقص سوابق پزشکی، نبود دسترسی سریع به نتایج اقدامات قبلی و محدودیت در تبادل اطلاعات بین بخشهای مختلف یک بیمارستان و بیمارستانهای مختلف، موجب شده است که بسیاری از اقدامات تشخیصی و درمانی به صورت تکراری انجام شوند.
سیاهچالههای نظام سلامت
محمدامین رضایی فوق تخصص جراحی پلاستیک هم در مورد چالشهای نظام سلامت کشور با بیان اینکه نظام سلامت در همهجای دنیا، یکی از پرهزینهترین بخشهای حاکمیتی است، گفت: اما مسئله اینجاست که تزریق بودجه بیشتر، لزوماً به معنای ارتقای کیفیت درمان نیست. کارشناسان اقتصاد سلامت معتقدند بخش بزرگی از منابع مالی و انسانی در بیمارستانها، نه صرفِ درمان بیماران، که در «سیاهچالههای ساختاری» بلعیده میشود.
رضایی خاطرنشان کرد: یکی از بزرگترین این سیاهچالهها، تکرار چرخههای باطل تشخیصی است. بیماری را تصور کنید که در یک ماه، سه بار تصویربرداری مشابه انجام میدهد؛ نه به دلیل نیاز بالینی، بلکه صرفاً چون بیمارستانها و کلینیکهای مختلف به یک شبکه داده یکپارچه و هوشمند متصل نیستند. این گسست اطلاعاتی، علاوه بر تحمیل هزینه به جیب بیمار و بیمهها، باعث استهلاک زودهنگام تجهیزات گرانقیمت پزشکی و خستگی کادر درمان میشود.
وی تصریح کرد: از سوی دیگر، فقدان یک نظام ارجاع استاندارد و فرهنگ نادرست در دریافت خدمات درمانی، صفهای طولانی را در مطب پزشکان متخصص و فوقتخصص ایجاد کرده است.
رضایی با بیان اینکه در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، فیلتر «پزشک خانواده»، بار مراجعات غیرضروری به سطوح تخصصی را تا حد زیادی کاهش میدهد، گفت: اما در غیاب این سیستم، وقت طلایی متخصصان صرف بیماریهای سادهای میشود که در سطح اول درمان قابل مدیریت بودند. این ازدحام، کیفیت ویزیت برای بیمارانِ واقعاً نیازمند را به شدت کاهش میدهد.
وی در پاسخ به اینکه راهکار رفع این معضل در نظام سلامت چیست، با تأکید بر لزوم حرکت به سمت مراقبت مبتنی بر ارزش، گفت: برای برونرفت از این چرخه معیوب، نظام سلامت نیازمند یک جراحی ساختاری است. اتصال واقعی و سراسری پروندههای الکترونیک سلامت (EHR)، اجرای دقیق راهنماهای بالینی (Clinical Guidelines) برای جلوگیری از تجویزهای سلیقهای و «پزشکی تدافعی»، و آموزش عمومی برای ارتقای سواد سلامت، سه بازوی اصلی در افزایش بهرهوری هستند. مدیران درمانی باید بپذیرند که در عصر محدودیت منابع، مدیریت هوشمندِ دادهها و اصلاح فرآیندها، بسیار حیاتیتر از خرید تجهیزات جدید است.
آنچه از دیدگاه کارشناسان برمیآید این است که آینده نظام سلامت بیش از آنکه به میزان بودجه وابسته باشد، به کیفیت مدیریت منابع و اصلاح ساختارها گره خورده است. تداوم وضعیت فعلی میتواند به افزایش هزینههای درمان، تشدید نارضایتی عمومی، مهاجرت نیروهای متخصص و کاهش کیفیت خدمات منجر شود.
در مقابل، استقرار نظام ارجاع مؤثر، یکپارچهسازی دادههای سلامت، توسعه پرونده الکترونیک، بهرهگیری از هوش مصنوعی و اصلاح مدلهای پرداخت میتواند مسیر افزایش بهرهوری و پایداری نظام سلامت را هموار کند. به باور متخصصان، عبور از چالشهای کنونی تنها با تزریق منابع مالی امکانپذیر نیست و نیازمند یک تحول ساختاری در مدیریت و حکمرانی نظام سلامت کشور است.