12:00 - 1405/04/05
کد خبر: 86191472
از «سفر به لیمونیا» تا گلایه از فراموشی هنرمندان؛ جای آثار کودک در تلویزیون خالی است

تهران- ایرنا- ابراهیم شفیعی، بازیگر که این روزها با فیلم سینمایی «سفر به لیمونیا» در سینماها حضور دارد، از تجربه کار برای کودک و نوجوان، ماندگاری آثار کودک در ذهن نسل‌ها، خلأ برنامه‌های خانوادگی در تلویزیون و وضعیت معیشتی هنرمندان گفت و تاکید کرد: هنرمندی که برای مردم خاطره ساخته، نباید یک‌باره و بدون توجه رها شود.

به گزارش خبرنگار ایرنا، ابراهیم شفیعی از آن چهره‌هایی است که نامش برای بخشی از مخاطبان، فقط یادآور یک نقش یا یک برنامه نیست؛ برای بسیاری از کودکان دیروز و جوانان امروز، او بخشی از خاطره جمعی تلویزیون، دوبله، برنامه‌های کودک، آثار طنز و شخصیت‌هایی است که در خانه‌ها دیده شدند و در ذهن‌ها ماندند.
شفیعی که این روزها با فیلم سینمایی «سفر به لیمونیا» به کارگردانی کمال مقدم روی پرده سینما حضور دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا از علاقه‌اش به دنیای کودک، تجربه حضور در این فیلم، اهمیت آثار خانوادگی، جای خالی برنامه‌هایی مانند «محله گل و بلبل»، خاطره همکاری با آرش میراحمدی و همچنین دغدغه‌های معیشتی هنرمندان سخن گفت.
این بازیگر و صداپیشه در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به علاقه‌اش به فعالیت در حوزه کودک و نوجوان گفت: کار کردن برای کودک و حتی کار کردن با خود کودکان برای من لذت‌بخش است. من علاوه بر اینکه در حوزه تلویزیون و سینما فعالیت داشته‌ام، در حوزه تئاتر هم کار کودک انجام داده‌ام. تا دی‌ماه سال گذشته نمایشی با عنوان «باب اسفنجی» داشتم که آن هم برای بچه‌ها بود و حدود سه ماه اجرا رفت.
وی ادامه داد: قرار بود اجرای این نمایش ادامه پیدا کند اما بنا به شرایطی، ادامه پیدا نکرد. امیدوارم پس از ایام سوگواری دوباره آن اجرا را خواهیم داشت. من در این حوزه هم بازخوردهای خیلی خوبی گرفته‌ام و هم واقعاً از کار کردن در این فضا لذت می‌برم؛ چون فضای کودک بسیار صادق، صاف و بی‌آلایش است.
شفیعی تاکید کرد: البته این‌طور نیست که بگویم در حوزه‌های دیگر کار نمی‌کنم. کار کرده‌ام و کار می‌کنم، اما بازخوردهایی که از بچه‌ها گرفته‌ام برایم پررنگ‌تر بوده است. به همین دلیل هم تهیه‌کننده‌ها و برنامه‌سازانی که در حوزه کودک کار می‌کنند، بیشتر به سراغ من آمده‌اند.

«سفر به لیمونیا» قصه دوست‌داشتنی داشت
شفیعی درباره حضورش در فیلم سینمایی «سفر به لیمونیا» و روند پذیرش این نقش توضیح داد: آقای کمال مقدم با توجه به پیشینه کاری من در مجموعه‌های مختلف کودک، تشخیص دادند که من برای این نقش می‌توانم موثر باشم، وقتی پیشنهاد مطرح شد، فیلمنامه را خواندم و دیدم فیلمنامه جذابی دارد و قصه آن دوست‌داشتنی است، به همین دلیل کار را پذیرفتم و در این فیلم حضور پیدا کردم.
وی با اشاره به اینکه سینمای کودک و نوجوان نیازمند توجه جدی‌تر است، گفت: کار برای کودک فقط ساخت یک اثر سرگرم‌کننده نیست. اثری که برای کودک ساخته می‌شود، اگر درست باشد، می‌تواند در ذهن او بماند و تبدیل به خاطره شود. من همیشه به این اثرگذاری باور داشته‌ام.

اثر کودک اگر شیرین باشد، تا آخر عمر در ذهن مخاطب می‌ماند
شفیعی که سابقه فعالیت در دوبله را نیز در کارنامه دارد، درباره ماندگاری آثار کودک در ذهن مخاطبان بیان کرد: در حوزه دوبله هم کارهایی که برای من شاخص شده و مردم آنها را دنبال کرده‌اند، بیشتر در حوزه کودک بوده است. انیمیشن‌هایی که برای کودک و نوجوان دوبله شده و تیپ‌هایی که من در آنها کار کرده‌ام، بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.
او افزود: من در دوبله فیلم و سریال هم فعالیت داشته‌ام اما این بخش از کارهایم در حوزه کودک بیشتر در ذهن مردم مانده است. البته این موضوع فقط درباره من نیست. خیلی از گوینده‌های پیشکسوت هم کارهایی که در حوزه کودک انجام داده‌اند، بیشتر برای مردم ماندگار شده است.
این بازیگر با اشاره به نمونه‌ای از خاطره جمعی مخاطبان دوبله گفت: مرحوم منوچهر والی‌زاده می‌گفت من این همه نقش گفته‌ام و به جای هنرمندان درجه یک دنیا صحبت کرده‌ام، اما چون به جای «لوک خوش‌شانس» حرف زده‌ام، مردم من را به عنوان گوینده لوک خوش‌شانس می‌شناسند. این خاصیت کار کودک است.
شفیعی ادامه داد: کودک و نوجوان اگر با چیزی ارتباط بگیرد و آن را دوست داشته باشد، خاطره شیرین آن تا آخر عمر در ذهنش می‌ماند. برای خود ما هم همین‌طور است. ما هم کارها و کاراکترهایی را که در کودکی دیده‌ایم، هنوز به یاد داریم. حتی بازیگرانی که آن زمان در آثار کودک حضور داشتند، هنوز برای من محترم‌اند و نسبت به آن‌ها محبت و احترام خاصی دارم؛ چون کار کودک روی روح و روان بچه‌ها اثر می‌گذارد و این تأثیر با کار بزرگسال متفاوت است.

در پلتفرم‌ها اکیپ‌های تکراری همه جا هستند
شفیعی در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره اینکه چرا با وجود تجربه طولانی در حوزه کودک، به سمت ساخت فیلم یا مجموعه‌ای برای کودک و نوجوان نرفته است، گفت: من در حوزه تئاتر این کار را انجام داده‌ام. طراحی و کارگردانی یک کار را خودم برعهده داشتم و بازیگر آن هم خودم بودم اما در سینما یا پلتفرم، بالاخره باید از طرف تهیه‌کننده پیشنهادی مطرح شود یا طرحی پذیرفته شود.
وی افزود: البته من خودم هم طرحی در حوزه کودک به پلتفرم‌ها داده‌ام اما شرایط حال حاضر به شکلی شده که به قول عامیانه، باندبازی زیاد شده است. یکسری گروه‌ها و اکیپ‌های تکراری همه جا هستند و فعلاً نوبت ما نرسیده است؛ حالا اینکه کی زمان ما برسد، نمی‌دانم.
این هنرمند با بیان اینکه هنرمندان حوزه کودک نباید فقط در یک قالب محدود شوند، اظهار کرد: در ایران این نگاه جا افتاده که وقتی کسی در حوزه کودک فعالیت می‌کند؛ بازی می‌کند، کارگردانی می‌کند یا به هر شکلی در این حوزه حضور دارد، انگار دیگر باید همان‌جا بماند و نباید وارد حوزه‌های دیگر شود، چنین هنرمندی خیلی جدی گرفته نمی‌شود.
شفیعی ادامه داد: بودجه زیادی هم به کار کودک تخصیص داده نمی‌شود، مگر اینکه یک سوپراستار در آن پروژه حضور داشته باشد و بودجه‌ها به خاطر حضور او به کار تعلق گیرد. در حالی که هیچ جای دنیا این‌طور نیست، کار کودک اتفاقاً یکی از مهم‌ترین حوزه‌هاست، چون با ذهن و احساس نسل‌های بعدی سروکار دارد.

جای برنامه‌هایی مثل «محله گل و بلبل» در تلویزیون خالی است
شفیعی با اشاره به تجربه حضور در آثاری که برای کودکان و خانواده‌ها ساخته شده‌اند، درباره خلأ برنامه‌های کودک و نوجوانِ خانواده‌محور در تلویزیون امروز گفت: واقعاً جای این برنامه‌ها و این جنس سریال‌ها خیلی خالی است. نمی‌دانم سیاست‌هایی که امروز در سازمان وجود دارد یا مدل‌هایی که برای تولید برنامه در نظر گرفته می‌شود چیست. شاید نگاهشان این باشد که الان نباید چنین کارهایی تولید شود؛ واقعاً نمی‌دانم چرا چنین فکری می‌کنند.
او ادامه داد: وجود چنین برنامه‌هایی یک نعمت بود و هنوز هم جامعه به آنها بسیار نیاز دارد. برنامه‌هایی مثل «محله گل و بلبل» فقط برای کودک نبودند؛ خانواده را کنار هم می‌نشاندند. کودک می‌دید، پدر و مادر هم می‌دیدند و حتی بزرگ‌ترهای خانواده هم با آن ارتباط می‌گرفتند، امروز جای چنین آثاری در تلویزیون خالی است.
شفیعی با تاکید بر اینکه کودک و نوجوان امروز هم به آثار شاد، خانوادگی و خاطره‌ساز نیاز دارد، گفت: اگر اثری برای کودک درست ساخته شود، فقط همان لحظه مصرف نمی‌شود، ممکن است سال‌ها بعد، وقتی آن کودک بزرگ شد، باز هم از آن یاد کند، همان‌طور که نسل‌های مختلف هنوز از آثار کودکی خودشان حرف می‌زنند.

هنرمندانی که خاطره ساخته‌اند، راحت کنار گذاشته می‌شوند
این بازیگر در ادامه گفت‌وگو، بحث کار کودک را به وضعیت معیشتی و امنیت شغلی هنرمندان پیوند زد و گفت: مساله فقط فرهنگی نیست، یک مساله معیشتی هم هست. ما این همه کار انجام داده‌ایم و برای بخشی از مردم خاطره ساخته‌ایم. میلیون‌ها نفر ممکن است از این آثار خاطره داشته باشند، اما آیا چون من کار کودک کرده‌ام باید هفت، هشت یا نه ماه بیکار در خانه بنشینم و درآمدی نداشته باشم؟
وی افزود: من کار طنز هم انجام داده‌ام. آن زمان مثلاً می‌گفتند آیتم کار کرده‌اید و طبقه‌بندی‌هایی از این جنس وجود داشت. حتی سر «خنده‌بازار» هم یکسری مشکلات و نگاه‌ها وجود داشت. در حالی که هنرمندانی هستند که برای مردم خاطره ساخته‌اند و بخشی از فرهنگ کودکان و حتی بزرگسالان بوده‌اند، اما خیلی راحت کنار گذاشته می‌شوند.
شفیعی ادامه داد: کسی سراغشان نمی‌آید و نمی‌پرسد شما چطور زندگی می‌کنید، خانواده‌تان چطور امرار معاش می‌کند و وضعیت‌تان چگونه است. به نظر من بعد از این همه سال فعالیت، باید امنیت شغلی برای هنرمند وجود داشته باشد.
او با انتقاد از بی‌توجهی برخی سیاست‌گذاران فرهنگی به وضعیت هنرمندان گفت: انگار مسئولان و سیاست‌گذاران فرهنگی به این موضوع فکر نمی‌کنند، گاهی به نظر می‌رسد برای آنان مهم نیست که یک هنرمند چه کاری انجام داده یا چه تاثیری گذاشته است. یک هنرمند ممکن است یک‌باره و بدون هیچ توضیح و دلیلی رها شود. همین مساله باعث دلسردی می‌شود.
شفیعی تصریح کرد: من که این همه سال کار کرده‌ام و کارم را تا حدی یاد گرفته‌ام و آن را انجام می‌دهم، به جایی می‌رسم که می‌گویم اصلاً دیگر نمی‌خواهم کار هنری انجام بدهم.

آرش میراحمدی بی‌نظیر بود؛ شوخی‌هایش نظیر نداشت
شفیعی در بخش دیگری از این گفت‌وگو از همکاری و دوستی با زنده‌یاد آرش میراحمدی یاد کرد و گفت: آرش از دوستان من بود. از همان «خنده‌بازار» با هم بودیم و مخصوصاً من و او خیلی با هم صمیمی بودیم. خیلی از کارهایی که خارج از سازمان انجام می‌دادیم، استیج‌هایی که می‌رفتیم یا برنامه‌های نمایشی که داشتیم، با هم بودیم.
وی افزود: در «محله گل و بلبل» هم از همان بخش اول با هم حضور داشتیم. آرش واقعاً بی‌نظیر بود. خیلی از شوخی‌هایی که داشت، نظیر نداشت و کار کردن با او خیلی خوش می‌گذشت.
شفیعی با اشاره به وضعیت دشوار برخی هنرمندان در سال‌های پایانی فعالیت‌شان اظهار کرد: سوال این است که چطور می‌شود آدمی با آن همه هنر و توانایی، به جایی برسد که از نظر معیشتی به مشکل بخورد و بگوید دیگر این کار را دوست ندارد؟ این وضعیت فقط برای یک نفر نیست. برای خیلی‌ها اتفاق می‌افتد.
او ادامه داد: گاهی برای من هم چنین حسی پیش می‌آید. با خودم می‌گویم شاید اشتباه کردم که ۳۵ سال در این مملکت کار هنری انجام دادم. شاید اگر از اول کارمند بانک می‌شدم یا شغل دیگری داشتم، دست‌کم آینده مشخص‌تری داشتم.

محبت مردم دلگرم‌کننده است اما زندگی فقط با خاطره نمی‌گذرد
شفیعی با وجود گلایه‌هایش، از محبت مردم به عنوان یکی از مهم‌ترین دلگرمی‌های هنرمندان یاد کرد و گفت: من تاثیر کارهایمان بر مردم را قبول دارم. همین موضوع است که ما را سرپا نگه داشته است. اگر این محبت مردم نبود، شاید خیلی وقت پیش ادامه نمی‌دادیم.
وی افزود: وقتی در خیابان راه می‌روم و مردم لطف می‌کنند، جلو می‌آیند، ابراز محبت می‌کنند و از خاطرات آن دورانشان می‌گویند، برای ما هم لذت‌بخش است و هم باعث افتخار. اما نکته اینجاست که زندگی آدم فقط با این چیزها نمی‌گذرد. این هنرمند تاکید کرد: وقتی زندگی نگذرد، این افتخارها هم کم‌رنگ می‌شود. درست است که لطف و محبت مردم وجود دارد و قابل افتخار است، اما بالاخره منِ هنرمند هم زندگی دارم. معیشت من چه می‌شود؟ آینده من چه می‌شود؟ فعلاً کاری ندارم؛ حتی در دوبله هم خبری نیست
شفیعی در پاسخ به این پرسش که آیا این روزها پروژه‌ای در سینما، تلویزیون، تئاتر یا دوبله در دست دارد، با لحنی شوخ اما تلخ گفت: فعلاً کارم این است که به فرش نگاه می‌کنم! روی مبل می‌نشینم و فرش را نگاه می‌کنم. بعضی وقت‌ها هم به لوستر نگاه می‌کنم.
وی سپس با جدیت بیشتری ادامه داد: نه، فعلاً هیچ کاری نیست. حتی در دوبله هم با اینکه سال‌ها کار کرده‌ام، خبری نیست. نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است. این بازیگر با تاکید بر اینکه بیان مشکلات هنرمندان باید همراه با حفظ شأن آنان باشد، گفت: این حرف‌ها را باید طوری گفت که شأن آدم‌ها حفظ شود. ما یک عمر با سر بالا زندگی کرده‌ایم و به قول معروف، با سیلی صورتمان را سرخ نگه داشته‌ایم. وقتی این مسائل گفته می‌شود، باید مراقب بود طوری نباشد که شأن هنرمند پایین بیاید یا برداشت نادرستی شکل بگیرد.
شفیعی ادامه داد: مساله فقط شخص من، ابراهیم شفیعی، نیست. این مساله خیلی از هنرمندان است؛ مخصوصاً در حوزه تئاتر. خیلی‌ها سال‌ها زحمت کشیده‌اند اما با یک بحران، زندگی‌شان به هم می‌ریزد.

خیلی‌ها فکر می‌کنند همه هنرمندان غرق پول‌اند
شفیعی درباره نگاه بخشی از جامعه به وضعیت مالی هنرمندان نیز گفت: از دور خیلی‌ها فکر می‌کنند همه هنرمندان غرق پول، خوشبختی و آرامش هستند. دلیلش این است که تعداد کمی از هنرمندان چنین شرایطی دارند؛ شاید ۱۰ یا ۱۵ نفر. مردم همان تعداد محدود را بیشتر می‌بینند و فکر می‌کنند همه هنرمندان مثل آنها هستند، در حالی که اصلاً این‌طور نیست.
او افزود: لایه‌های دیگری هم در جامعه هنری وجود دارد؛ هنرمندانی که سالیان سال زحمت کشیده‌اند، اما با یک اتفاق کوچک زندگی‌شان از هم می‌پاشد. یک بحران مثل کرونا، جنگ یا شرایط اقتصادی می‌تواند همه چیز را تحت تاثیر قرار دهد.
شفیعی با اشاره به دشواری وضعیت برخی هنرمندان تئاتر گفت: یکی از بازیگران تئاتر با من صحبت می‌کرد و می‌گفت به جایی رسیده که یخچالش را از برق کشیده، چون دیگر توان خرید موادغذایی برای پُر کردن یخچال را ندارد. این واقعیت تلخ زندگی بخشی از هنرمندان است.
وی ادامه داد: هنرمندان زیادی امروز چنین وضعیتی دارند هرچه اعتبار برای خودشان کسب کرده‌اند یا هرچه از نظر مالی داشته‌اند، در بحران‌ها خرج می‌کنند یا مجبور می‌شوند بفروشند. یکی ماشینش را می‌فروشد، یکی پس‌اندازش را خرج می‌کند و در نهایت به نقطه صفر می‌رسد.
شفیعی در پایان گفت: هنرمندی که برای مردم خاطره ساخته، بخشی از فرهنگ چند نسل بوده و سال‌ها کار کرده است، نباید به راحتی فراموش شود. محبت مردم برای ما ارزشمند است، اما در کنار آن، هنرمند هم به امنیت شغلی، احترام حرفه‌ای و امکان ادامه زندگی نیاز دارد.