افول نقدپذیری و دانش در بین برخی صاحبان تریبون‌های مذهبی؛ اعتماد عمومی رکن مهم دینداری است

ساری- ایرنا- در گذشته، کسانی که قصد تبلیغ و ترویج آموزه‌های دینی را داشتند، سالیان طولانی در محضر استادان گوناگون به تحصیل، پژوهش، تهذیب نفس و کسب تجربه می‌پرداختند تا بتوانند به‌عنوان مبلغانی آگاه، اخلاق‌مدار و عملگرا در خدمت دین و جامعه قرار گیرند. جایگاه روحانیت نیز بیش از آنکه بر قدرت و موقعیت اجتماعی استوار باشد، بر پایه دانش، تقوا، ساده‌زیستی و اعتماد عمومی شکل می‌گرفت.

با این حال، در دهه‌های اخیر و به‌ویژه پس از پیوند گسترده‌تر نهاد دین با ساختارهای حکومتی، بخشی از این سرمایه اجتماعی دچار آسیب شده است. یکی از مهم‌ترین این آسیب‌ها، ظهور افرادی است که با برخورداری از دانشی محدود، خود را صاحب‌نظر در حوزه‌های مختلف دینی، فرهنگی، اجتماعی و حتی علمی می‌دانند. این پدیده که می‌توان آن را «توهم دانایی» نامید، موجب شده است برخی افراد، بدون برخورداری از پشتوانه علمی و تجربی کافی، در جایگاه ارشاد و هدایت جامعه قرار گیرند.
مشکل زمانی عمیق‌تر می‌شود که چنین افرادی نه‌تنها پذیرای نقد و گفت‌وگو نباشند، بلکه با نوعی خودبرتربینی و خودشیفتگی، دیدگاه‌های خود را حقیقت مطلق تلقی کنند. در چنین شرایطی، نخبگان دانشگاهی، پژوهشگران، متخصصان و حتی دیندارانی که سال‌ها در مطالعه و فهم متون دینی تلاش کرده‌اند، با بی‌اعتنایی یا برخوردهای تحقیرآمیز مواجه می‌شوند. نتیجه این وضعیت، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف گفت‌وگوی سازنده میان دین و جامعه است.
از سوی دیگر، بخشی از مداحی‌های معاصر نیز با آسیب‌هایی مواجه شده است. هرچند در میان مداحان، افراد فرهیخته، اخلاق‌مدار و آگاه کم نیستند، اما حضور برخی چهره‌های کم‌مطالعه که بیش از معرفت دینی بر هیجان، احساسات و جلب توجه تکیه دارند، موجب نگرانی شده است. هنگامی که تریبون‌های عمومی به‌جای ترویج معرفت، اخلاق، عقلانیت و معنویت، به عرصه بیان مطالب غیرمستند، خرافات، توهین، تخریب شخصیت‌ها ــ از جمله ریاست محترم جمهوری ــ و دوقطبی‌سازی اجتماعی تبدیل شوند، اعتبار دین و نهادهای مذهبی آسیب می‌بیند.

تجربه تاریخی نشان داده است که دین زمانی بیشترین نفوذ و ماندگاری را در جامعه دارد که با عقلانیت، اخلاق، صداقت، آزاداندیشی و کرامت انسانی همراه باشد. در مقابل، هرگاه دین با جزم‌اندیشی، خودحق‌پنداری، انحصارطلبی و بهره‌برداری ابزاری از احساسات مردم پیوند بخورد، به‌تدریج بخشی از جامعه، به‌ویژه نسل جوان، از آن فاصله می‌گیرد.
امروزه یکی از مهم‌ترین چالش‌های فرهنگی جامعه، نه کمبود شعارهای دینی، بلکه نیاز به بازسازی اعتماد عمومی است. این اعتماد زمانی احیا خواهد شد که صاحبان تریبون‌های مذهبی، بیش از سخن گفتن، به دانش، اخلاق، صداقت، نقدپذیری و رفتار عملی پایبند باشند. نسل جوان بیش از هر زمان دیگری به‌دنبال الگوهای صادق، آگاه و فروتن است و نمی‌توان با تکرار شعارها یا برخوردهای آمرانه، آنان را به دین و معنویت نزدیک کرد.
اگر هدف، حفظ و تقویت جایگاه دین در جامعه است، باید شجاعانه آسیب‌های درونی را شناخت و اصلاح کرد؛ زیرا بزرگ‌ترین تهدید برای دین، نه منتقدان بیرونی، بلکه عملکرد نادرست کسانی است که به نام دین سخن می‌گویند اما در عمل، تصویری غیرجذاب، غیرعقلانی و گاه غیراخلاقی از آن ارائه می‌کنند.
*مدرس و پژوهشگر