19:28 - 1405/04/03
کد خبر: 86191891
از عاشورا تا استارتاپ؛ خوانشی متفاوت از «روز واقعه»

یاسوج- ایرنا- گاهی یک فیلم با صحنه‌های باشکوهش به یاد می‌ماند؛ گاهی با موسیقی، قاب‌بندی یا دیالوگ‌هایش. اما گاهی، تمام آنچه در ذهن مخاطب رسوب می‌کند، نه قهرمان است، نه نبرد و نه حتی پایان داستان؛ بلکه عبور کوتاهِ شخصیتی است که در ظاهر، کمترین سهم را در روایت دارد.

به گزارش ایرنا، نشست تحلیل فیلم «روز واقعه» در ادامه سلسله نشست‌های تحلیل فیلم با رویکرد استارتاپی، شامگاه دوشنبه در مرکز رشد جامع پارک علم و فناوری کهگیلویه و بویراحمد برگزار شد؛ نشستی که در ظاهر قرار بود پیوند میان سینما، رشد فردی، توسعه و تجربه زیسته را واکاوی کند، اما در عمل به پرسشی عمیق‌تر ختم شد: انسان در لحظه مواجهه با حقیقت چگونه تغییر می‌کند؟
در روزهایی که فضای فرهنگی و مذهبی کشور در روزهای حزن انگیز محرم قرار داد، مجموعه نوآوری آزادگان یاسوج میزبان نشستی بود که در نگاه نخست، تفاوت چندانی با ده‌ها کارگاه تخصصی دیگر نداشت؛ نشستی با موضوع تحلیل یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار سینمای دینی ایران؛ فیلم «روز واقعه».
اما آنچه در این برنامه رخ داد، صرفاً مرور یک اثر سینمایی یا نقد فنی یک فیلم نبود. از همان آغاز، برگزارکنندگان تلاش کردند چارچوبی متفاوت برای گفت‌وگو تعریف کنند؛ چارچوبی که در آن، سینما نه یک هنر مستقل، بلکه پلی میان فرهنگ، علوم شناختی، توسعه فردی و حتی زیست‌بوم نوآوری تلقی می‌شد.
مرکز رشد جامع پارک علم و فناوری کهگیلویه و بویراحمد که مسئولیت برگزاری این برنامه را برعهده داشت، از زاویه‌ای متفاوت به «روز واقعه» نگاه کرد؛ زاویه‌ای که کمتر در نقدهای مرسوم سینمایی دیده می‌شود. در این نگاه، داستان عبدالله یا وهب نصرانی تنها یک روایت تاریخی و مذهبی نیست؛ بلکه نمونه‌ای از فرآیند تغییر نگرش، تحول هویت و بازآفرینی نظام ارزشی انسان در شرایطی است که همه‌چیز او را به سمت انتخابی دشوار سوق می‌دهد.
همین رویکرد سبب شد ترکیب حاضران در پنل نیز فراتر از منتقدان سینما باشد. پژوهشگران علوم شناختی، متخصصان فرهنگ و رسانه، اساتید دانشگاه، فعالان توسعه فردی و مدیران مراکز نوآوری در کنار یکدیگر نشستند تا از دریچه‌های مختلف به فیلم بنگرند.
در طول نشست، هر سخنران بخشی از این پازل را کامل کرد.
برخی از منظر فلسفه هنر سخن گفتند و برخی از منظر روان‌شناسی. گروهی بر ابعاد انسان‌شناختی روایت تأکید کردند و گروهی دیگر از نشانه‌شناسی و زبان تصویر سخن به میان آوردند.
بحث‌ها به تدریج از خود فیلم فراتر رفت و به پرسش‌های بنیادین درباره انسان رسید؛ اینکه چگونه یک تلنگر می‌تواند مسیر زندگی فرد را تغییر دهد؟ چگونه انسان در بزنگاه‌های تاریخی یا شخصی، میان آسایش و حقیقت یکی را انتخاب می‌کند؟ و اساساً منشأ این دگرگونی‌ها کجاست؟
در میان سخنان مطرح‌شده، مفهوم «تحول» بیش از هر واژه دیگری تکرار شد.
حسین خلیلی، مدیر مراکز رشد پارک علم و فناوری استان، کوشید میان جهان استارتاپ‌ها و جهان فیلم «روز واقعه» پیوند برقرار کند. او معتقد بود همان‌گونه که شخصیت اصلی فیلم در پی ندایی ناشناخته راهی سفری دشوار می‌شود، کارآفرینان نیز اغلب با جرقه‌ای درونی یا ایده‌ای الهام‌بخش مسیر تازه‌ای را آغاز می‌کنند؛ مسیری که با تردیدها، بحران‌ها و آزمون‌های متعدد همراه است.
در بخش دیگری از نشست، سخن به حوزه روان‌شناسی کشیده شد. محسن سعیدی با استناد به نظریات یونگ، تحول شخصیت اصلی فیلم را در قالب حرکت «ایگو» به سمت «خویشتن» تفسیر کرد. از نگاه او، صدایی که وهب در آغاز فیلم می‌شنود، صرفاً یک ندای بیرونی نیست؛ بلکه پژواکی از عمیق‌ترین لایه‌های وجود انسان است؛ همان نقطه‌ای که یونگ آن را مرکز هویت و معنا می‌داند.
در همین حال، سیدصاحب موسوی، رئیس دانشگاه فرهنگیان استان، توجه حاضران را به جنبه‌ای دیگر جلب کرد. او تأکید داشت که کربلا در این فیلم صرفاً یک رخداد تاریخی نیست، بلکه الگویی برای تصمیم‌های روزمره انسان معاصر است؛ جایی که هر فرد ناگزیر می‌شود میان حقیقت اخلاقی و منفعت شخصی انتخاب کند.
بحث‌ها ادامه یافت. پرسش‌ها یکی پس از دیگری مطرح شد. مخاطبان نیز وارد گفت‌وگو شدند و جلسه آرام‌آرام از یک تحلیل سینمایی به یک تأمل جمعی درباره زندگی، حقیقت، انتخاب و مسئولیت تبدیل شد.
اما در میان ده‌ها نکته‌ای که درباره فیلم مطرح شد، موضوعی وجود داشت که کمتر کسی انتظار داشت به محور اصلی نشست تبدیل شود.
نه شخصیت اصلی فیلم.
نه واقعه عاشورا.
و نه حتی سفر پررنج عبدالله به سوی کربلا.
در این برنامه، محسن جبارنژاد، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان، به شخصیتی اشاره کرد که حضورش در فیلم کوتاه، اما تأثیرش ماندگار است؛ همان مرد مجنونی که زنده‌یاد حسین پناهی نقش او را بازی می‌کند.
شخصیتی که شاید در نگاه نخست، تنها رهگذری عجیب در مسیر قهرمان داستان به نظر برسد.
اما به گفته جبارنژاد، تمام تحول شخصیت اصلی فیلم در همان چند جمله کوتاه نهفته است.
او یادآور شد که نقطه انفجار معنوی داستان نه در میدان نبرد، نه در لحظه دیدن حقیقت بر سر نیزه و نه حتی در آغاز سفر شکل می‌گیرد؛ بلکه در همان گفت‌وگوی کوتاه با مردی است که جامعه او را «مجنون» می‌پندارد.
همان کسی که تنها یک جمله می‌گوید:
«اگر راه کوفه را می‌خواهی، باید از بی‌راهه بروی.»
و شاید شگفت‌انگیزترین نتیجه این نشست نیز همین بود؛ اینکه پس از ساعت‌ها تحلیل فلسفی، روان‌شناختی، فرهنگی و شناختی، بسیاری از حاضران به این جمع‌بندی رسیدند که کلید فهم «روز واقعه» نه در قهرمان داستان، بلکه در کوتاه‌ترین حضور فیلم نهفته است؛ در سخن مردی که ظاهراً دیوانه بود، اما مسیر رسیدن به حقیقت را بهتر از همه می‌شناخت.
روز واقعه یک فیلمِ درامِ تاریخی به کارگردانیِ شهرام اسدی است که سالِ ۱۳۷۳ از روی فیلم‌نامه‌ای به همین نام از بهرام بیضایی ساخته شد و در جشنوارهٔ فیلمِ فجرِ همان سال جایزه‌ها گرفت.