14:47 - 1405/04/04
کد خبر: 86192633
جنگ با ایران و پرسش‌هایی که ترامپ پاسخ آنها را نمی‌دانست/ ریسک‌های تفاهم ایران-آمریکا

تهران- ایرنا- «لیندسی نیومن» پژوهشگر چتم هاوس در این یادداشت با اشاره به یک اصل شناخته‌شده در حرفه وکالت مبنی بر اینکه «هیچ‌گاه نباید سوالی را مطرح کرد که پاسخ آن را نمی‌دانید» می‌نویسد: «دونالد ترامپ در آغاز عملیات نظامی علیه ایران این اصل را نادیده گرفت.»

به گزارش سیاست خارجی ایرنا، اندیشکده چتم هاوس در تحلیلی درباره جنگ اخیر آمریکا و ایران نوشت: دونالد ترامپ با این تصور وارد درگیری نظامی شد که فشار نظامی گسترده می‌تواند ایران را وادار به پذیرش خواسته‌های واشنگتن کند اما نتیجه نهایی نشان داد که آمریکا اگرچه به برخی موفقیت‌های تاکتیکی دست یافت، در تحقق اهداف راهبردی خود ناکام ماند.
«لیندسی نیومن» پژوهشگر چتم هاوس در این یادداشت با اشاره به یک اصل شناخته‌شده در حرفه وکالت مبنی بر اینکه «هیچ‌گاه نباید سوالی را مطرح کرد که پاسخ آن را نمی‌دانید»، می‌نویسد: ترامپ در آغاز عملیات نظامی علیه ایران این اصل را نادیده گرفت.
به نوشته این تحلیلگر، دولت ترامپ در آغاز جنگ تصور می‌کرد که با یک عملیات نظامی چند هفته‌ای و با همکاری اسرائیل می‌تواند ایران را به پذیرش مطالبات آمریکا وادار کند؛ مطالباتی که شامل نابودی توان موشکی و دریایی ایران، تضعیف شبکه متحدان منطقه‌ای تهران و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود.
چتم هاوس معتقد است یکی دیگر از اهداف اعلام‌نشده دولت آمریکا، ایجاد شرایط برای تغییر نظام سیاسی در ایران بود. ترامپ امیدوار بود فشار نظامی به زنجیره‌ای از تحولات منجر شود که در نهایت به فروپاشی جمهوری اسلامی بینجامد.
رئیس‌جمهور آمریکا در آغاز جنگ حتی این پرسش را نیز مطرح کرده بود که آیا مردم ایران از فرصت ایجاد شده برای سرنگونی حکومت استفاده خواهند کرد یا خیر؛ اما به اعتقاد نویسنده، سرنوشت جنگ هرگز در اختیار شهروندان عادی ایران قرار نگرفت.
به نوشته چتم هاوس، با وجود ضربه‌های اولیه به ساختار فرماندهی ایران، حاکمیت ایران توانست خود را بازسازی کند و رویکردی مبتنی بر «چیزی برای از دست دادن وجود ندارد» در پیش بگیرد. ایران سپس دامنه درگیری را به سطح منطقه گسترش داد و با استفاده از موشک‌ها و پهپادها و همچنین ایجاد اختلال در عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز، توانست بخشی از اهرم فشار خود را بازسازی کند. چنین تحولاتی موجب شد آمریکا با وجود برخی دستاوردهای نظامی، در سطح راهبردی به اهداف اصلی خود دست پیدا نکند.
تفاهم‌نامه‌ای با پرسش‌های فراوان
چتم هاوس در ادامه به تفاهم‌نامه اخیر میان ایران و آمریکا اشاره می‌کند که بر اساس آن آتش‌بس تمدید شده و چارچوبی برای ادامه مذاکرات میان دو کشور فراهم شده است.
با این حال نویسنده معتقد است که دو طرف همچنان درک مشترک محدودی از اهداف و انتظارات یکدیگر دارند و به همین دلیل، توافق فعلی با تردیدهای جدی روبه‌رو است. به نوشته این گزارش، حتی در داخل جامعه اطلاعاتی آمریکا و همچنین در اسرائیل نسبت به چشم‌انداز موفقیت این تفاهم‌نامه تردیدهایی وجود دارد.
مهم‌ترین آزمون پیش روی طرفین، تضمین عبور و مرور ایمن و پایدار در تنگه هرمز است اما موضوعات حل‌نشده دیگری نیز باقی مانده‌اند؛ از جمله سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، آینده برنامه هسته‌ای، رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدود شده و همچنین مسائل مرتبط با تحولات لبنان و منطقه.
بحران بی‌اعتمادی و آینده‌ای نامشخص برای مذاکرات
سطح پایین اعتماد میان تهران و واشنگتن باعث شده سناریوهای مختلفی برای آینده مذاکرات مطرح باشد. از نگاه نویسنده، احتمال فروپاشی مذاکرات در دوره تمدید آتش‌بس وجود دارد؛ همان‌گونه که امکان تمدید مجدد آتش‌بس یا دستیابی به توافقی محدود نیز مطرح است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که اعلام تفاهم‌نامه برای ترامپ یک دستاورد سیاسی محسوب می‌شود زیرا رئیس‌جمهور آمریکا در شرایطی قرار دارد که افکار عمومی این کشور بیش از مسائل خاورمیانه نگران وضعیت اقتصادی و تورم است.
چتم هاوس با اشاره به کاهش حمایت عمومی از جنگ علیه ایران در آمریکا می‌نویسد هرگونه کاهش قیمت انرژی و مهار فشارهای تورمی ناشی از توافق اخیر می‌تواند به سود دولت ترامپ و حزب جمهوری‌خواه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره باشد.
این اندیشکده در پایان پیش‌بینی می‌کند که طی ماه‌های آینده مقایسه‌های فراوانی میان توافق جدید و توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام) صورت گیرد، اما ارزیابی دقیق موفقیت یا شکست سازوکار جدید هنوز زودهنگام است و نتیجه نهایی آن به روند مذاکرات آینده و میزان پایبندی طرفین به تعهداتشان بستگی خواهد داشت.