به گزارش ایرنا، حامد شکیبانیا در گفتوگو با خبرنگار ایرنا درباره شکلگیری مستند «باید برخاست» که با محوریت آیین وداع و بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامی در حال تولید است، اظهار کرد: شغل من مستندسازی است و طبیعی است که مستندساز در بزنگاههای تاریخی، پیش از آنکه صرفاً به کار حرفهای خود فکر کند، با این پرسش روبهرو میشود که آیا میتواند درگیر ثبت و تولید مستمر درباره آن رویداد شود یا نه.
وی افزود: سال گذشته و سالهای پیش از آن، سالهای پرحادثهای بود و جامعه همواره با این پرسش روبهرو بوده است، من نیز در مقاطع مختلف، از اتفاقات دیماه تا برخی رخدادهای مرتبط با مقاومت، تلاش کردم کارهایی انجام دهم؛ گاهی در حد ثبت کوتاه و گاهی در قالب تولید مستند.
شکیبانیا با اشاره به اهمیت تاریخی آیین وداع با رهبر شهید انقلاب گفت: در این ماجرا به این فکر میکردم که با رویدادی متفاوت مواجه هستیم؛ رهبر یک کشور و شخصیتی با پیروان و طرفداران بسیار در ایران و جهان، ترور شده و این اتفاق در برابر چشم جهانیان رخ داده است. فارغ از نگاه شخصی یا حتی سیاسی، این یک رخداد مهم تاریخی است که باید ثبت شود.
این مستندساز ادامه داد: ایشان ایدهای را در جهان نمایندگی میکرد که در برابر نظم تحمیلی قدرتهای بزرگ قرار داشت؛ ایدهای درباره خاورمیانهای که مردم و ملتهای منطقه درباره سرنوشت آن تصمیم بگیرند، نه قدرتهایی که برای منافع خود برای منطقه نسخه مینویسند. از این منظر، آیین وداع با ایشان صرفاً یک مراسم رسمی نیست، بلکه مواجهه مردم با یک اندیشه و یک مسیر است.
وی با یادآوری تجربه شخصی خود از رحلت امام خمینی(ره) و آیین بدرقه ایشان تصریح کرد: من در ۱۷ سالگی تجربه مواجهه با رحلت امام و آن بدرقه عظیم را داشتم و آن تجربه برایم بسیار شگفتانگیز بود. اما این رویداد از جهاتی متفاوت است؛ این بار چند ماه از شهادت گذشته و شکل سوگواری، غمگساری و حضور مردم معنای دیگری پیدا کرده است.
شکیبانیا گفت: وقتی چند ماه از فقدان یک شخصیت گذشته، مردم دیگر فقط برای عزاداری نمیآیند، این حضور بیش از آنکه فقط رنگ و بوی سوگ داشته باشد، رنگ و بوی ستایش، تقدیر و بزرگداشت کسی را دارد که مردم خود را پیرو او و آرمانهایش میدانند؛ آرمانهایی در جهت استقلال، مقاومت و ایستادگی در برابر بهرهکشی و استثمار ملتها.
وی درباره نام و ایده محوری مستند توضیح داد: ما به این فکر کردیم که از شعار اصلی این مراسم، یعنی «باید برخاست»، استفاده کنیم. به طور معمول تدفین یک شخص در نگاه رایج، نقطه پایان زندگی اوست؛ در ادبیات ما هم گاهی گفته میشود خاک سرد است و فراموشی میآورد. اما وقتی شعار مراسم «باید برخاست» است، یعنی این خاکسپاری نقطه پایان نیست؛ نقطه آغاز یک حرکت است.
این مستندساز افزود: برای ما مهم است ببینیم آیا میتوانیم معادل تصویری این معنا را در قابهایی که این روزها ثبت میشود پیدا کنیم یا نه؛ اینکه این بدرقه نه دفن شدن در دل زمین، بلکه برآمدن دوباره از دل زمین و ادامه یافتن یک مسیر باشد.
شکیبانیا در پاسخ به این پرسش که ساخت این مستند چقدر برای او جنبه شخصی و قلبی دارد، گفت: من به عنوان مستندساز تلاش میکنم از شخص خودم فاصله بگیرم؛ البته این فاصلهگذاری هیچوقت به طور کامل ممکن نیست. کار مستندساز این است که میان آنچه در دلش میگذرد و آنچه جلوی دوربینش رخ میدهد، فاصلهای حرفهای ایجاد کند و بتواند مشاهدهگر باشد.
وی ادامه داد: تلاش من این است که لایههای مختلف معنایی را در تصاویر ببینم. با این حال، من با ایشان بزرگ شدهام؛ از ۱۷ سالگی تا امروز که پنجاهوچند سال دارم، با تصمیمها، سیاستها، ریلگذاریها و خطمشیهایی مواجه بودهام که ایشان در رأس آن قرار داشتند. طبیعی است که در این سالها، مانند بسیاری از مردم، نسبت خودم را با تصمیمات مختلف سنجیدهام؛ گاهی موافق بودهام، گاهی پرسش داشتهام و گاهی هم درگیر بالا و پایینهای ذهنی و عاطفی شدهام.
این مستندساز با اشاره به تجربههای تاریخی چند دهه اخیر گفت: امروز تا حد زیادی امکان قضاوت تاریخی داریم. سالها عدهای میگفتند باید با آمریکا کنار آمد و راهی برای تعامل باز کرد، اما در مقابل، نگاه دیگری میگفت که آمریکا را باید درست شناخت؛ قدرتی که هر زمان اراده کند زیر میز میزند و به تعهدات خود پایبند نمیماند. تجربه سالهای اخیر برای بسیاری از مردم، تجربهای سنگین اما روشنکننده بوده است.
شکیبانیا درباره تجربه دیدار حضوری خود با رهبر شهید انقلاب نیز گفت: من در جلسات عمومی دیدار هنرمندان حضور نداشتم، اما در دوران دانشجویی، در اوایل دهه ۷۰، تجربه شرکت در کلاسهای تفسیر قرآن ایشان را داشتم. آن جلسات برای من تجربهای منحصربهفرد بود؛ جمعی از دانشجویان دانشگاههای مختلف تهران در فضایی نزدیکتر و خلوتتر شرکت میکردند و بعدها چنین تجربهای کمتر تکرار شد.
وی در پایان درباره چشمانداز خود از مستند «باید برخاست» اظهار کرد: دلم میخواهد مستندی ساخته شود که نسلهای بعدی، زمانی که ما نیستیم، اگر برای قضاوت درباره این دوره به سند و مدرک نیاز داشتند، این فیلم یکی از آن اسناد باشد.
شکیبانیا افزود: دوست ندارم این مستند فقط کار من و همکاران نزدیکم باشد. آرزویم این است که همه کسانی که این رویداد را ثبت میکنند، سهمی در آن داشته باشند. صدها نفر در گوشهوکنار کشور در حال ثبت این اتفاق هستند؛ گرچه هسته مرکزی این رویداد در تهران، مشهد، قم، کربلا و نجف است، اما در بسیاری از شهرها نیز به شکلهای مختلف بازنمایی و ثبت میشود.
این مستندساز خاطرنشان کرد: رویای من این است که مستندی جامع و مستقل ساخته شود و من در آن نقش کوچکی داشته باشم؛ مستندی که بتواند نشان دهد مردمی که امروز برای بدرقه یک رهبر به خیابان آمدند، چه در سر داشتند، چه فکر میکردند و نسبتشان با این لحظه تاریخی چه بود. امیدوارم ۵۰ یا ۱۰۰ سال بعد، آدمها بتوانند با تماشای این تصاویر، درباره روزگار ما قضاوت درستتری داشته باشند.