به گزارش ایرنا، دکتر محمدحسین مختاری در بخش یازدهم از سلسله یادداشتهای خود برای ایرنا درباره رهبر شهید انقلاب اسلامی نوشت: یکی از بنیادیترین ویژگیهای اندیشه سیاسی و تمدنی آیتالله سید علی خامنهای، پیوند میان «حاکمیت ارزشهای الهی» و «حضور آگاهانه مردم» است. این پیوند، در قالب مفهوم «مردمسالاری دینی» صورتبندی شده است؛ مفهومی که از نگاه ایشان، نه صرفاً یک شیوه اداره حکومت، بلکه یکی از ارکان اساسی تمدن نوین اسلامی به شمار میآید. اگر تمدن اسلامی قرار است بر پایه کرامت انسان، عدالت، عقلانیت و مسئولیت اجتماعی شکل گیرد، نمیتواند بدون مشارکت فعال مردم به حیات خود ادامه دهد. از اینرو، مردمسالاری در اندیشه آیتالله خامنهای صرفاً یک سازوکار انتخاباتی نیست، بلکه جلوهای از مسئولیت تاریخی امت اسلامی در ساختن آینده خویش است.
در بسیاری از نظریههای سیاسی جدید، مردمسالاری عمدتاً بر محور انتقال قدرت و سازوکارهای حقوقی انتخابات تعریف میشود. در این رویکرد، نقش مردم غالباً به انتخاب دورهای زمامداران محدود میگردد و پس از آن، مسئولیت اصلی بر عهده نهادهای رسمی قرار میگیرد. اما در منظومه فکری آیتالله خامنهای، مردم نه فقط «انتخابکنندگان حکومت»، بلکه «سازندگان جامعه و تمدن» هستند. به همین دلیل، حضور مردم تنها در صندوق رأی خلاصه نمیشود، بلکه در علم، اقتصاد، فرهنگ، جهاد تبیین، خدمت اجتماعی، نوآوری، تولید، تربیت نسل آینده و دفاع از هویت جامعه استمرار مییابد (خامنهای، ۱۳۸۰؛ ۱۳۹۷).
این نگاه، ریشه در آموزههای قرآن کریم دارد. خداوند درباره مسئولیت عمومی مؤمنان میفرماید:
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ»
«مردان و زنان مؤمن، یاور یکدیگرند؛ به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناپسند بازمیدارند.» (توبه: ۷۱)
این آیه نشان میدهد که مسئولیت اجتماعی در اسلام، وظیفه گروهی خاص نیست، بلکه همه مؤمنان در اصلاح جامعه شریکاند. آیتالله خامنهای نیز با الهام از همین منطق قرآنی، جامعه اسلامی را جامعهای میدانند که در آن هر فرد خود را در برابر سرنوشت جامعه مسئول احساس میکند.
مردم؛ سرمایه اصلی تمدن
یکی از نکات مهم در اندیشه تمدنی آیتالله خامنهای، تغییر نگاه از «منابع طبیعی» به «سرمایه انسانی» است. ایشان بارها تأکید کردهاند که بزرگترین سرمایه هر ملت نه نفت، معادن یا موقعیت جغرافیایی، بلکه انسانهای مؤمن، آگاه، متخصص و باانگیزه آن ملت هستند (خامنهای، ۱۳۹۸). این نگاه با نظریههای جدید سرمایه انسانی در علوم توسعه نیز همخوانی دارد، اما تفاوت مهم آن در این است که سرمایه انسانی در منظومه اسلامی، تنها به مهارت و تخصص محدود نمیشود؛ بلکه ایمان، اخلاق، مسئولیتپذیری و روحیه خدمت نیز بخشی از این سرمایه به شمار میآید.
از این منظر، حکمرانی تمدنی وظیفه دارد زمینه شکوفایی استعدادهای مردم را فراهم آورد. جامعهای که در آن نخبگان مجال اندیشیدن، جوانان فرصت نوآوری، کارآفرینان امکان تولید و خانوادهها امنیت تربیتی داشته باشند، به تدریج سرمایه اجتماعی خود را افزایش میدهد و این سرمایه، مهمترین پشتوانه تمدن خواهد بود.
مردمسالاری؛ فراتر از رقابت سیاسی
یکی از تفاوتهای اساسی مردمسالاری دینی با برخی الگوهای رایج، آن است که مشروعیت مشارکت مردم صرفاً از اراده فردی آنان ناشی نمیشود، بلکه با مسئولیت اخلاقی و الهی آنان پیوند میخورد. در این نگاه، رأی دادن، نظارت بر عملکرد مسئولان، مطالبه عدالت، دفاع از منافع عمومی و مشارکت در حل مسائل جامعه، همگی مصادیقی از ادای تکلیف اجتماعی هستند.
آیتالله خامنهای در مناسبتهای مختلف تأکید کردهاند که مشارکت مردم باید آگاهانه، مسئولانه و مبتنی بر بصیرت باشد. از دیدگاه ایشان، حضور گسترده مردم هنگامی میتواند به استحکام جامعه کمک کند که با شناخت، اخلاق و مسئولیت همراه باشد؛ زیرا مشارکت بدون آگاهی، ممکن است به ابزار سوءاستفاده جریانهای قدرت یا تبلیغات رسانهای تبدیل شود (خامنهای، ۱۳۸۸؛ ۱۳۹۲).
در همین راستا، قرآن کریم مؤمنان را به مشورت و مشارکت فرا میخواند:
«وَأَمْرُهُمْ شُورَیٰ بَیْنَهُمْ»
«کارهای آنان با مشورت میان خودشان انجام میشود.» (شوری: ۳۸)
مفسران این آیه را یکی از پایههای مشارکت اجتماعی در اسلام دانستهاند. آیتالله خامنهای نیز شورا، گفتوگو و بهرهگیری از خرد جمعی را از الزامات حکمرانی مطلوب میشمارند. از این منظر، مشارکت مردمی تنها به رأیگیری محدود نیست، بلکه در فرآیند تصمیمسازی، سیاستگذاری و اصلاح مستمر جامعه نیز استمرار دارد.
اعتماد عمومی؛ سرمایه پنهان حکمرانی
از منظر حکمرانی تمدنی، اعتماد عمومی یکی از ارزشمندترین سرمایههای هر جامعه است. تمدنها تنها با ابزارهای قانونی اداره نمیشوند؛ بلکه بخش بزرگی از نظم اجتماعی بر پایه اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت شکل میگیرد. اگر این اعتماد آسیب ببیند، حتی کارآمدترین ساختارهای اداری نیز با دشواری مواجه خواهند شد.
آیتالله خامنهای بارها بر ضرورت صداقت مسئولان، شفافیت، پاسخگویی، سادهزیستی و پرهیز از فساد تأکید کردهاند؛ زیرا این ویژگیها نه فقط فضایل اخلاقی، بلکه عوامل تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومیاند (خامنهای، ۱۳۸۰؛ ۱۳۹۰). در نگاه ایشان، حکمرانی موفق، حکمرانیای است که بتواند اعتماد مردم را حفظ کند و آنان را شریک واقعی در پیشرفت جامعه بداند.
این معنا با سیره امیرالمؤمنین علی(ع) نیز هماهنگ است. آن حضرت در نامه به مالک اشتر میفرماید:
«فَإِنَّ رِضَا الْعَامَّةِ یُجْحِفُ بِرِضَا الْخَاصَّةِ، وَإِنَّ سَخَطَ الْخَاصَّةِ یُغْتَفَرُ مَعَ رِضَا الْعَامَّةِ»
«رضایت توده مردم، نارضایتی خواص را جبران میکند؛ اما نارضایتی مردم با رضایت خواص جبرانپذیر نیست.» (نهجالبلاغه، نامه ۵۳)
این سخن، اهمیت جایگاه مردم را در حکمرانی اسلامی نشان میدهد و بیانگر آن است که پایداری حکومت، بیش از هر چیز به پیوند آن با مردم وابسته است.
مشارکت مردمی و تمدن آینده
یکی از ابعاد کمتر بررسیشده اندیشه آیتالله خامنهای، ارتباط میان مشارکت مردمی و آیندهپژوهی تمدنی است. ایشان معتقدند تمدن نوین اسلامی از بالا و صرفاً با تصمیم نهادهای رسمی ساخته نمیشود، بلکه به حرکت عمومی جامعه نیاز دارد. هر شهروند، هر معلم، هر پژوهشگر، هر هنرمند، هر کارآفرین و هر خانواده میتواند سهمی در این فرآیند ایفا کند. بدین ترتیب، تمدن به پروژهای همگانی تبدیل میشود؛ پروژهای که در آن، همه اقشار جامعه در ساخت آینده شریکاند.
در این چارچوب، مفهوم «مردمسالاری دینی» از سطح یک نظریه سیاسی فراتر میرود و به الگویی برای مشارکت تمدنی بدل میشود؛ الگویی که در آن، مردم نه تنها صاحبان حق، بلکه صاحبان مسئولیتاند و نقش آنان در ساخت تمدن، به اندازه نقش دولت و نهادهای رسمی تعیینکننده است.
مردمسالاری دینی؛ نظریهای برای تولید قدرت اجتماعی
یکی از ابعاد کمتر مورد توجه در تحلیل اندیشه سیاسی آیتالله خامنهای، نگاه ایشان به مردمسالاری دینی به عنوان سازوکار «تولید قدرت اجتماعی» است. در بسیاری از نظریههای کلاسیک سیاست، قدرت عمدتاً در نهاد دولت متمرکز است و جامعه نقشی تبعی یا محدود در تولید آن دارد. اما در منظومه فکری آیتالله خامنهای، قدرت حقیقی یک نظام سیاسی پیش از آنکه از ابزارهای رسمی حکومت سرچشمه بگیرد، از ایمان، اعتماد، مشارکت و حضور مردم ناشی میشود.
این تلقی از قدرت، ریشه در نگرش اسلامی به جامعه دارد. در اندیشه اسلامی، جامعه صرفاً مجموعهای از افراد پراکنده نیست، بلکه پیکرهای زنده و دارای هویت مشترک است. هر اندازه پیوندهای اجتماعی، اعتماد عمومی و احساس مسئولیت جمعی تقویت شود، توان جامعه برای حل مسائل و عبور از بحرانها افزایش مییابد. از همین رو، آیتالله خامنهای بارها تأکید کردهاند که حضور مردم در صحنه، بزرگترین پشتوانه امنیت، استقلال و پیشرفت کشور است (خامنهای، ۱۳۹۰؛ ۱۳۹۷).
در این چارچوب، مردمسالاری دینی را میتوان الگویی برای تبدیل ظرفیتهای پراکنده اجتماعی به قدرت تمدنی دانست. تمدنها زمانی شکل میگیرند که میلیونها انسان در مسیر اهدافی مشترک حرکت کنند. هیچ تمدنی صرفاً با تصمیم نخبگان یا برنامههای دولتی ساخته نشده است. آنچه تمدنها را به وجود آورده، مشارکت گسترده مردم در تولید علم، فرهنگ، اقتصاد و ارزشهای اجتماعی بوده است.
امت اسلامی و بازتعریف مفهوم شهروندی
یکی از تفاوتهای بنیادین مردمسالاری دینی با بسیاری از الگوهای مدرن، تفاوت در مبانی انسانشناختی و اجتماعی آن است. در بخش قابل توجهی از نظریههای سیاسی جدید، شهروند عمدتاً فردی مستقل تعریف میشود که بر اساس منافع شخصی خود در عرصه عمومی حضور مییابد؛ اما در اندیشه اسلامی، انسان افزون بر هویت فردی، دارای هویت اجتماعی و امتمحور نیز هست.
آیتالله خامنهای بارها بر مفهوم «امت اسلامی» تأکید کردهاند. این مفهوم صرفاً یک اصطلاح مذهبی نیست، بلکه چارچوبی برای فهم مسئولیت اجتماعی مسلمانان است. در این نگاه، افراد تنها در برابر منافع شخصی خود مسئول نیستند، بلکه در برابر سرنوشت جامعه نیز وظیفه دارند. به همین دلیل، مشارکت سیاسی و اجتماعی از سطح یک حق فردی فراتر میرود و به مسئولیتی اخلاقی و دینی تبدیل میشود.
این برداشت از مشارکت، پیامدهای مهمی برای حکمرانی تمدنی دارد. هنگامی که شهروندان خود را بخشی از یک پروژه بزرگ تاریخی بدانند، میزان تعهد آنان به منافع عمومی افزایش مییابد و ظرفیت جامعه برای پیشبرد اهداف بلندمدت تقویت میشود. در واقع، تمدن نوین اسلامی بدون شکلگیری چنین احساسی از تعلق و مسئولیت جمعی امکان تحقق نخواهد داشت.
سرمایه اجتماعی؛ حلقه واسط مردم و حکمرانی
در دهههای اخیر، مفهوم «سرمایه اجتماعی» به یکی از مهمترین مفاهیم علوم اجتماعی تبدیل شده است. اندیشمندانی مانند رابرت پاتنام و فرانسیس فوکویاما نشان دادهاند که اعتماد اجتماعی، مشارکت مدنی و همکاری عمومی نقشی تعیینکننده در موفقیت جوامع دارند. هرچه سطح اعتماد در یک جامعه بالاتر باشد، هزینههای حکمرانی کاهش مییابد و ظرفیت توسعه افزایش پیدا میکند.
اگرچه آیتالله خامنهای از این اصطلاح در چارچوب دانشگاهی آن کمتر استفاده کردهاند، اما بخش مهمی از بیانات ایشان ناظر به همین واقعیت است. تأکید بر اعتماد عمومی، انسجام ملی، همبستگی اجتماعی، مشارکت مردمی و ارتباط صمیمانه مسئولان با مردم، در حقیقت مؤلفههای اصلی سرمایه اجتماعی را تشکیل میدهد.
از منظر ایشان، یکی از بزرگترین آسیبهایی که میتواند یک جامعه را تهدید کند، تضعیف اعتماد عمومی است. هنگامی که مردم احساس کنند میان گفتار و رفتار مسئولان فاصله وجود دارد، یا عدالت به صورت یکسان اجرا نمیشود، سرمایه اجتماعی آسیب میبیند و در نتیجه توان جامعه برای حرکت در مسیر پیشرفت کاهش مییابد.
به همین دلیل، حفظ سرمایه اجتماعی صرفاً یک وظیفه اخلاقی نیست، بلکه ضرورتی تمدنی است. تمدنها بیش از آنکه بر پایه ابزارهای سخت قدرت استوار باشند، بر اعتماد و همکاری میان اعضای جامعه تکیه دارند.
مردمسالاری دینی و نظریه حل مسئله
یکی از مهمترین ویژگیهای اندیشه آیتالله خامنهای، نگاه مسئلهمحور به مشارکت اجتماعی است. در این نگرش، مردم صرفاً ناظران عملکرد دولت نیستند، بلکه بخشی از راهحل مسائل جامعهاند. ایشان بارها بر نقش جوانان، گروههای مردمی، نخبگان، دانشگاهیان، فعالان فرهنگی و مجموعههای جهادی در حل مشکلات کشور تأکید کردهاند.
این نگاه با رویکردهای جدید حکمرانی شبکهای نیز همخوانی دارد. در نظریههای جدید حکمرانی، دولت به تنهایی قادر به حل مسائل پیچیده نیست و باید از ظرفیت جامعه، نهادهای مدنی و شبکههای اجتماعی بهره گیرد. آیتالله خامنهای نیز در عمل، بارها بر فعالسازی ظرفیتهای مردمی به عنوان راهحل مشکلات تأکید کردهاند.
از این منظر، مردمسالاری دینی صرفاً سازوکاری برای توزیع قدرت نیست، بلکه روشی برای بسیج ظرفیتهای اجتماعی در جهت حل مسائل و ساخت آینده است. جامعهای که مردم آن خود را مسئول بدانند، از توان بیشتری برای مواجهه با بحرانها و چالشهای تاریخی برخوردار خواهد بود.
مردمسالاری دینی و آینده تمدن اسلامی
در نهایت، مردمسالاری دینی در اندیشه آیتالله خامنهای را باید بخشی از نظریه کلان تمدن نوین اسلامی دانست. در این نظریه، مردم نه تودههایی منفعل و نه صرفاً رأیدهندگانی دورهای هستند؛ بلکه بازیگران اصلی تاریخاند. آنان در تولید علم، فرهنگ، اقتصاد، امنیت، هویت و پیشرفت جامعه نقش دارند و بدون حضور آنان هیچ تحول تمدنی پایداری شکل نخواهد گرفت.
به همین دلیل، هر اندازه مشارکت آگاهانه مردم افزایش یابد، ظرفیت جامعه برای تمدنسازی نیز بیشتر خواهد شد. تمدن نوین اسلامی از منظر آیتالله خامنهای نه پروژهای دولتی، بلکه پروژهای مردمی است؛ پروژهای که در آن میلیونها انسان مؤمن، آگاه، مسئول و امیدوار، در ساخت آیندهای متفاوت برای جهان اسلام سهیماند. در چنین الگویی، مردمسالاری دینی از سطح یک نظریه سیاسی فراتر میرود و به فلسفهای برای حضور تاریخی امت اسلامی در مسیر ساخت تمدن آینده تبدیل میشود.