ماهیت نظام اسلامی در مبارزه با استعمار غرب و استکبار آمریکا در دهه گذشته وارد مرحله جدیدی شده است که عملاً اندیشمندان و متفکران جهان را تحت تأثیر قرار داده است؛ هر چند که در ایران هنوز برخی از افراد گرفتار نوعی روشنفکری بیمار گونه هستند که موفقیت یک کشور را در وابستگی به غرب و همراهی با آنها می داند. این در حالی است که نگاه نظام جمهوری اسلامی ایران در این که سازمانهای بین المللی دکور تشریفاتی برای اهداف استکباری آمریکا و بلوک غرب هستند، در عرصه افکار عمومی جهان عملاً اثبات شد که سازمان ملل، یونسکو، یونیسف و حقوق بشر، ابزارهای استکبار برای اهداف شوم ظلم و تجاوز است و عملاً هیچ دغدغه و توانی برای حمایت از مظلومان و مبارزه با ظالمان ندارند.
جریان جنایات جنگی رژیم صهیونستی در غزه با همراهی و چراغ سبز آمریکا و اروپا نشان داد که سازمانهای بین المللی بهجای اینکه به اهداف و مأموریت خود عمل کنند، در منطق عملی، تابع قانون قدرت و سلطه و زور آمریکا هستند که ابزار اعمال فشار بر کشورهای ضعیف و مستقل دنیا میباشند. یعنی جهان بشری با تمامی ادعاهای توسعه و پیشرفت، همچنان بر مدار قانون جنگل حرکت میکند. چرا که جهان شاهد این واقعیت است که جهان امروز در مقایسه با نیم قرن قبل، شاهد زورگویی و ظلم و تجاوز آشکار ظالمانه و جنایات جنگی است که این سازمانهای بین المللی کمترین توان مقابله با آنها را ندارند.
هر چند که در عصر حاضر موازنه قدرت در جهان تغییر فراونی کرده است و بهجای آمریکا و غرب که تا دهها سال یکهتاز قدرت سلطه و توطئه و براندازی و کودتا در دیگر کشورهای جهان بودهاند، دیگر فاقد قدرت و سلطهگری هستند. در عصر حاضر جهان شاهد شکلگیری قدرت در بلوک شرق با اتحاد استراتژیک ایران، روسیه و چین است و این نشان میدهد که نه جنگ و نه سایه جنگ و نه تحریمها توان سقوط نظام اسلامی و براندازی در ایران اسلامی را ندارند. چرا که در جهان جدید تمامی سیاستمداران، دانشمندان و ثروتمندان، شاهد تغییر موازنه قدرت در جهان هستند. همانطور که آمریکا و غرب یا همان ناتو در حمایت از اوکراین عملاً شکست خوردند و اتحاد بلوک غرب بر مدار پیمان ناتو دیگر معنایی ندارد. همانطور که در جریان داعش نیز با حضور حماسی و قدرت مدیریت نظامی شهید عزت و افتخار ملت ایران سردار حاج قاسم سلیمانی عزیز نیز شکست خوردند.
اینکه در چند سال اخیر دیکتاتوری غرب و خودکامگی آمریکا در جریان جنگ هفت اکتبر اسرائیل با مردم بی پناه غزه، عملاً با شکست مواجه شدند و مردم و رسانههای و افکار عمومی ملتهای مختلف جهان شاهد شکست قدرتهای سیاسی و پیروزی افکار عمومی بودند و عملاً فصل جدیدی از موازنه قدرت در جهان شکل گرفت. چرا که در عصر حاضر این رسانه های، فضای مجازی و افکار عمومی هستند که توان مهار قدرت استکباری و ظالم و ستمگر را دارند.
همراهی مردم جهان با رویکرد نیم قرن اخیر ایران در دفاع از مردم مظلوم فلسطین، عملاً نشان داد که موازنه قدرت بر علیه نظام استکبار و نوچههای وابسته آن در غرب آسیاست. جهان در حال تغییر و تحول استراتژیک است. در چنین جهانی آمریکا اگر چه تلاش میکند که با زور و سلطه، افکار و خواستههای خود را به دنیا تحمیل کند ولی در مقابل افکار عمومی با همین قدرت فضای مجازی و شبکههای اجتماعی دنیا بیدار شد و عملاً افکار عمومی ملتهای مختلف جهان به اهداف جنایتکارانه آنها واقف شدهاند و به همین دلیل آمریکا و اسرائیل بازنده جنگ با غزه در منظر افکار عمومی هستند؛ ضمن اینکه قدرت مقاومت بر مدار ایمان به هدف، دفاع از وطن، دین و جامعه به نصرت الهی بر مدار پیروزی تثبیت شد و مردم شاهد بودند که نه مردم یمن شکست خورند و نه حزب الله لبنان خلع سلاح شد و نه ملت ایران زیر با سلطه و زور رفتتند.
در چنین فرایندی است که نظام استکبار در آخرین حربه و حیله خود، دست به دامن اراذل و اوباش و انسانهای خودباخته وطنفروش و عوامل موساد و سازمانهای تروریستی غرب شدهاند تا با ایجاد جنگ خیابانی و ایجاد رعب و وحشت بخواهند نظام اسلامی را به چالش بکشند؛ غافل از اینکه مکر و حیله آنها توسط خداوند خنثی شد. اینکه در قرآن خداوند فرمودند «و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین»، بیانگر همین واقعیت است که باید با چشم بینا و قلب سلیم این حقایق را مشاهده کرد. این حقیقت که فرآورده وضعیت کنونی جامعه جهانی این است که بلوک غرب در دو حرکت تهاجم نظامی و جنگ خیابانی با ملت ایران شکست خورد.
یک) تهاجم نظامی و جنگ ۱۲ روزه:
به شهادت سازمانهای بین المللی و مشاهده افکار عمومی جهان و مطابق با تمامی ادله و شواهد فراوان بعد از اصابت موشکهای ایرانی و اثبات توان دفاعی و تهاجمی نظام اسلامی، این اسرائیل و آمریکا بودند که متقاضی آتشبس شدند. البته ثمره این جنگ ناجوانمردانه که در زمان مذاکره به دروغ و کلک آمدند و جنگ بهراه انداختند، این بود که ملت ایران متحد و یکپارچه شد و حتی جامعه شاهد رویش بخشی از مردم و نسل جوانی بود که تازه به قدرت نظام و توان دفاعی کشور واقف شدند و غرور ملی و غیرت دینی آنها باعث شد که از طرفداران و حامیان نظام اسلامی شوند. البته در این پیروزی و دفاع ۱۲ روزه و جنگی که رخ داد، عملاً خاورمیانه و کشورهای جهان، قدرت نظام ایران را باور کردند و همین از الطاف خفیه خداوند بود که عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد. چرا که اسرائیل و آمریکا عملاً قدرت دفاعی و توانمندی ایران اسلامی را نمایان ساختند.
دو) جنگ خیابان بر مدار مدل داعش:
اما در جنگ خیابانی چند روزه ۱۷ تا ۲۱ دی، عوامل موساد و تروریستهای مواجببگیر که با تحریک تفالههای رژیم مفلوک و بیچاره پهلوی و دولت آمریکا و دشمنان ایران و برخی از خودباختگان آغاز شد و با حمله به مراکز عمومی، تخریب اموال عمومی مردم و قتل و کشتار مردم بیپناه، کار را به جایی رساندند که حتی مخالفان و منتقدان نظام جمهوری اسلامی ایران در ۲۲ دی آمدند تا به دنیا غیرت و هویت ملی و دینی مردم ایران را نشان دهند.
رویش ۲۲ دی ۱۴۰۴ در کنار ۲۲ بهمن سال ۵۷، یک انقلاب دیگری از افکار عمومی ملت ایران بر علیه دشمنان ایران بود که نشان داد ملت ایران متحدتر از گذشته حامی و پشتیبانه نظام اسلامی هستند. حماسه و رفراندم ۲۲ دی نشان داد که ملت ایران کجای کار هستند و مخالفان و دشمنان در کدام طرف ایستادهاند. البته این سابقه حضور مردم توطئههای فراوانی را خنثی کرده است. نمونه آن در حوادث مختلف ۱۸ تیر ۷۸ با موضوع کوی دانشگاه تهران بود که با حضور ۲۳ تیر همان سال خنثی شد. نمونه دیگر جریان تخریب نظام اسلامی با شعار تقلب در انتخابات فتنه ۸۸ بود که با حضور ملت ایران در ۹ دی خنثی شد و به همین ترتیب شورشهای سالهای ۹۶ و ۹۸ بدون هیچگونه هدف و رویکردی محکوم به شکست شدند.
جریاناتی که در سالهای اخیر با به راه افتادن برخی جنبشها از سوی غرب در ایران به راه افتاد صبر و استقامت ملت ایران را محک زد و پشت پرده آن به صورت خیلی ساده رو شد و مردم فهمیدند که عناصر خودفروخته شبکههای ماهوره ای با تحریک عدهای جوان کماطلاع میخواستند اهداف و آرمانهای نظام اسلامی را از بین ببرند. ولی این حماسه ۲۲ دی که بعد از انقلاب ۵۷ و ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی(ره) رخ داد. عملاً کشور بزرگ ایران شاهد، یک رفراندم و انقلابی دیگری از حماسه حضور امت قرآن در صحنه بود. مردم ایران که مشاهده کردند تروریستها چگونه زن و کودک و پرستار و مردم بیگناه را به شهادت میرسانند و چگونه عدهای آموزشدیده با رفتارهای داعشگونه با الگوگیری از شعار «النصر بالرعب» یعنی با ایجاد وحشت و ترس، میتوان پیروز شد، امنیت و آرامش مردم را بههم زدند و با تخریب اموال عمومی و خصوصی، هزاران میلیارد تومان به ملت ایران خسارت وارد کردند و عملاً معلوم شد که نوچههای سلطلنتطلبها و عوامل صهیونیستی با تجمیع تمامی قدرت و عوامل خودشان، مانند جنگ احزاب، آخرین حرکتهای براندازی و سقوط نظام اسلامی را دنبال کردند ولی با حضور مردم در صحنه نظام اسلامی شاهد رویدادی تاریخی نظیر بیعت رضوان یا همان صلح حدیبیه در سال ۶۶ هجرت مسلمانان با نبی مکرم اسلام بودند که چطور اتحاد و یکپارچگی ملت با نظام اسلامی؛ آخرین پروژه دشمنان بر علیه نظام اسلام را به شکست مفتضحانه کشاند.
اکنون که آمریکا نقشه کشیده تا با طرح جنگ و تهدید ایران به باجخواهی بپردازد، جنگی صورت نخواهد گرفت، لیکن آمریکا با سایه جنگ و طولانیتر کردن حلقه محاصره اقتصادی و فشارهای مضاعف به مردم ایران میخواهد، کشور را از روند تولید و توسعه، فرایند کسب و کار خارج کند و عملاً با نوع جنگ روانی، قدرت تصمیمگیری و مدیریت کلان را در کشور فلج کند. این در حالی است که پیر و مراد و مرشد ملت ایران، رهبر معظم انقلاب با ایمان به این حقیقت که خداوند در آیه ۶۲ سوره شعرا از زبان حضرت موسی(ع) در جواب مخالفان فرمود «قال کلا ان معی ربی سیهدین» گفت هرگز این چنین نیست. همانا بی تردید پروردگارم با من است و به زودی مرا هدایت خواهد نمود، راه پیروزی و مدیریت کشور را در پیش روی مسئولان و مدیران خواهند گذاشت.
ایمان راسخ رهبر معظم انقلاب به ایران قوی و مستحکم، نشان میدهد که ملت ایران اگرچه در یک شیب پر خطر و پیچیده و مشکلات اقتصادی گرفتار شدهاند ولی این امید میرود که دشمنان نظام اسلامی به نصرت الهی در یک شکست دیگر قرار بگیرند و ملت و حاکمیت سیاسی ایران، پیروز میدان باشند و البته در این مسیر باید تا حد توان با توزیع عادلانه ثروت و تأمین معیشت مردم و جلوگیری از تورم افسارگسیخته و هوشیاری لازم، مقدمات پیروزی نهایی برای ملت ایران فراهم خواهد آمد. انشاء الله
* محقق و پژوهشگر امور فرهنگی و اجتماعی