11:00 - 1405/04/25
کد خبر: 86209224
حفاظت از هویت فرهنگی کودکان در برابر پلتفرم‌های دیجیتال

تهران- ایرنا- حفاظت از هویت فرهنگی کودکان را باید یکی از حقوق نوظهور و بنیادین عصر دیجیتال دانست، این حق نه درباره بازگشت به گذشته است و نه درباره محدود کردن ارتباطات جهانی؛ بلکه درباره تضمین آن است.

یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ معاصر آن است که برای نخستین بار در زندگی بشر، فرایند جامعه‌پذیری و شکل‌گیری هویت کودکان دیگر فقط در خانواده، مدرسه، محله و جامعه ملی رخ نمی‌دهد. کودکان امروز در فضایی رشد می‌کنند که مرزهای جغرافیایی، فرهنگی و زبانی تا حد زیادی در آن کمرنگ شده است. تلفن‌های همراه، شبکه‌های اجتماعی، سکوهای انتشار محتوا، بازی‌های دیجیتال و سامانه‌های هوشمند، جهان تازه‌ای را پیش روی نسل جدید گشوده‌اند؛ جهانی که در آن کودک ایرانی، عرب، هندی، آفریقایی یا اروپایی می‌تواند در معرض مجموعه‌ای مشابه از تصاویر، الگوهای رفتاری، سبک‌های زندگی، ارزش‌ها و نمادهای فرهنگی قرار گیرد. این تحول اگرچه فرصت‌های گسترده‌ای برای آشنایی با فرهنگ‌های مختلف ایجاد کرده است، اما هم‌زمان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های نوظهور حوزه حقوق کودک را نیز پدید آورده است؛ دغدغه‌ای که به مساله حفاظت از هویت فرهنگی کودکان مربوط می‌شود.
در طول تاریخ، فرهنگ همواره یکی از مهم‌ترین بسترهای رشد کودک بوده است. کودک پیش از آنکه شهروند یک کشور یا عضوی از جامعه جهانی باشد، در دل یک فرهنگ متولد می‌شود. زبان مادری را از خانواده می‌آموزد، داستان‌ها و افسانه‌های بومی را می‌شنود، آیین‌ها و سنت‌ها را تجربه می‌کند و از خلال این فرایند، به تدریج احساس تعلق، معنا و هویت پیدا می‌کند. فرهنگ تنها مجموعه‌ای از رسوم یا نمادها نیست؛ بلکه چارچوبی است که انسان به واسطه آن جهان را درک می‌کند، روابط خود را سامان می‌دهد و جایگاه خویش را در جامعه می‌شناسد.
به همین دلیل، در اسناد بین‌المللی حقوق کودک نیز بر حقوق فرهنگی کودکان تاکید شده است. کودکان حق دارند زبان، سنت‌ها، میراث فرهنگی و هویت جمعی خود را بشناسند و حفظ کنند. این حق صرفا به حفظ گذشته مربوط نیست، بلکه به آینده نیز ارتباط دارد، کودکی که از ریشه‌های فرهنگی خود جدا می‌شود، ممکن است در فرایند شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی خود با دشواری‌های جدی روبه‌رو شود.
در گذشته، مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر هویت فرهنگی کودک خانواده، مدرسه، رسانه‌های ملی و محیط اجتماعی بودند. اما در عصر دیجیتال، بازیگران جدیدی وارد این عرصه شده‌اند. سامانه‌های پیشنهاد محتوا، موتورهای جست‌وجو، شبکه‌های اجتماعی و سکوهای دیجیتال به تدریج به یکی از مهم‌ترین منابع تاثیرگذار بر نگرش‌ها، علایق و الگوهای رفتاری کودکان تبدیل شده‌اند. این سامانه‌ها بر اساس سازوکارهای فنی خاص خود، محتواهایی را در معرض دید کودکان قرار می‌دهند که بیشترین جذابیت و احتمال تعامل را داشته باشند. نتیجه آن است که بخش مهمی از تجربه فرهنگی کودکان دیگر توسط خانواده یا جامعه محلی شکل نمی‌گیرد، بلکه از طریق نظام‌های پیچیده انتخاب و توزیع محتوا هدایت می‌شود.

هویت یکی از بنیادی‌ترین نیازهای انسانی است
در اینجا مساله‌ای بنیادین مطرح می‌شود. این سامانه‌ها معمولا به دنبال تقویت تنوع فرهنگی نیستند؛ بلکه هدف اصلی آنان افزایش تعامل و جذب مخاطب است. به همین دلیل، محتواهایی که بیشترین مخاطب جهانی را دارند، بیشتر دیده می‌شوند و در نتیجه احتمال گسترش الگوهای فرهنگی مشابه افزایش می‌یابد. به تدریج نوعی همسان‌سازی فرهنگی شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که در آن کودکان در نقاط مختلف جهان، موسیقی مشابه گوش می‌دهند، شخصیت‌های مشابه را دنبال می‌کنند، الگوهای رفتاری مشابه می‌آموزند و حتی آرزوها و سبک زندگی مشابهی را در ذهن خود پرورش می‌دهند.
این فرایند لزوما به معنای نابودی کامل فرهنگ‌های بومی نیست، اما می‌تواند به تدریج جایگاه آنها را تضعیف کند. هنگامی که کودک ساعات طولانی از روز را در معرض محتوایی قرار می‌دهد که ارتباط اندکی با زبان، تاریخ، ادبیات، هنر و ارزش‌های فرهنگی جامعه خود دارد، احتمال فاصله گرفتن او از میراث فرهنگی بومی افزایش می‌یابد. این مساله به ویژه در مورد کودکان خردسال اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا بخش مهمی از هویت آنان هنوز در حال شکل‌گیری است.
از منظر روان‌شناسی رشد، هویت یکی از بنیادی‌ترین نیازهای انسانی است. انسان نیاز دارد بداند که کیست، به کجا تعلق دارد و چه پیوندی با گذشته و جامعه خود دارد. هویت فرهنگی بخشی جدایی‌ناپذیر از این فرایند است. کودکی که ارتباط خود را با زبان، تاریخ و فرهنگ خویش از دست می‌دهد، ممکن است با نوعی سرگشتگی هویتی مواجه شود. او نه کاملا به فرهنگ بومی خود تعلق دارد و نه لزوما در فرهنگ جهانی جایگاهی روشن پیدا می‌کند. نتیجه این وضعیت می‌تواند احساس بی‌ریشگی، سردرگمی یا ضعف تعلق اجتماعی باشد.
البته دفاع از هویت فرهنگی به معنای مخالفت با آشنایی کودکان با فرهنگ‌های دیگر نیست. جهان امروز نیازمند گفت‌وگوی فرهنگی، احترام متقابل و شناخت متنوع‌ترین اشکال زندگی انسانی است. مساله اصلی آن است که تعامل فرهنگی نباید به حذف یا تضعیف هویت‌های بومی منجر شود. کودک باید بتواند در عین آشنایی با جهان، ریشه‌های خود را نیز بشناسد و حفظ کند. جهانی شدن زمانی ارزشمند است که بر پایه تنوع فرهنگی استوار باشد، نه بر اساس یکسان‌سازی فرهنگی.

خانواده نخستین نهاد انتقال فرهنگ است
در این میان، نقش خانواده اهمیتی اساسی دارد. خانواده نخستین نهاد انتقال فرهنگ است. زبان مادری، روایت‌های خانوادگی، خاطرات جمعی، آیین‌ها و ارزش‌های فرهنگی پیش از هر چیز در محیط خانواده منتقل می‌شوند. والدین نمی‌توانند کودکان را از جهان دیجیتال جدا کنند، اما می‌توانند پیوند آنان را با فرهنگ بومی تقویت نمایند. کتاب‌خوانی، قصه‌گویی، آشنایی با ادبیات و هنر ملی، حضور در مناسبت‌های فرهنگی و گفت‌وگو درباره تاریخ و هویت جمعی، از جمله راه‌هایی است که می‌تواند این پیوند را استحکام بخشد.
نظام آموزشی نیز مسئولیتی سنگین بر عهده دارد، مدرسه نباید صرفاً محلی برای انتقال دانش علمی باشد. یکی از وظایف بنیادین آموزش و پرورش، انتقال میراث فرهنگی و تقویت هویت جمعی است. کودکان باید با ادبیات، هنر، موسیقی، تاریخ و ارزش‌های فرهنگی جامعه خود آشنا شوند. این آشنایی نباید به صورت تحمیلی یا شعاری باشد، بلکه باید به گونه‌ای انجام شود که حس افتخار، تعلق و مسئولیت نسبت به میراث فرهنگی را در آنان تقویت کند.
در سطح کلان‌تر، دولت‌ها نیز باید نسبت به پیامدهای فرهنگی تحولات دیجیتال حساس باشند. حمایت از تولید محتوای فرهنگی برای کودکان، تقویت زبان ملی در فضای دیجیتال، توسعه برنامه‌های آموزشی مرتبط با سواد فرهنگی و حمایت از صنایع فرهنگی بومی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به حفظ تنوع فرهنگی کمک کند. سیاست‌گذاری فرهنگی در عصر دیجیتال دیگر محدود به رسانه‌های سنتی نیست؛ بلکه باید به فضای مجازی و نظام‌های توزیع محتوا نیز توجه داشته باشد.
افزون بر این، لازم است مفهوم جدیدی از سواد فرهنگی در میان کودکان توسعه یابد. کودکان باید بیاموزند که چگونه محتوای فرهنگی را تحلیل کنند، چگونه تفاوت میان فرهنگ‌ها را بشناسند و چگونه در عین بهره‌مندی از فرصت‌های جهانی، هویت خود را حفظ کنند. چنین آموزشی می‌تواند آنان را به شهروندانی تبدیل کند که هم به فرهنگ خویش وفادارند و هم توانایی گفت‌وگو با جهان را دارند. در نهایت، شاید یکی از مهم‌ترین چالش‌های حقوق کودک در دهه‌های آینده آن باشد که میان دو ارزش مهم تعادل برقرار کند؛ از یک سو حق کودکان برای دسترسی به جهان و بهره‌مندی از فرصت‌های ارتباطی و فرهنگی گسترده، و از سوی دیگر حق آنان برای حفظ هویت فرهنگی و تعلق به میراثی که بخشی از وجودشان را شکل می‌دهد. اگر این تعادل از میان برود، ممکن است نسلی پرورش یابد که به همه جهان دسترسی دارد، اما ارتباط خود را با ریشه‌های خویش از دست داده است.
از این رو، حفاظت از هویت فرهنگی کودکان را باید یکی از حقوق نوظهور و بنیادین عصر دیجیتال دانست. این حق نه درباره بازگشت به گذشته است و نه درباره محدود کردن ارتباطات جهانی؛ بلکه درباره تضمین آن است که کودک بتواند در میان امواج پرشتاب جهانی شدن، ریشه‌های خود را حفظ کند، زبان خود را بشناسد، فرهنگ خود را درک کند و با اعتماد به نفس در جهان حضور یابد.
حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان