16:34 - 1405/04/29
کد خبر: 86214483
مروری بر فیلم‌های «کریشتوف کیشلوفسکی» در کتاب «بدک نیستم»

تهران- ایرنا- کتاب «بدک نیستم» فقط به مرور فیلم‌های کیشلوفسکی نمی‌پردازد، بلکه از خلال گفت‌وگوها، تصویری انسانی از او ترسیم می‌کند.

به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، کتاب «بدک نیستم» مجموعه‌ای از گفت‌وگوها، خاطرات و تاملات کریشتوف کیشلوفسکی فیلم‌ساز برجسته لهستانی در مجموعه «ناداستان» نشر وزن دنیا منتشر شده است و تصویری نزدیک از جهان فکری و هنری خالق آثاری چون «۱۰ فرمان»، «زندگی دوگانه ورونیکا» و سه‌گانه «سه رنگ» ارائه می‌دهد.
گفت‌وگوهای کتاب اندکی پیش از درگذشت کیشلوفسکی انجام شده‌اند و خواننده را با نگاه او به سینما، زندگی، مرگ، اخلاق و مسئولیت هنرمند آشنا می‌کنند.
نسخه انگلیسی «بدک نیستم» در سال ۱۹۹۸ از سوی آکادمی دولتی هنر اشتوتگارت منتشر شد. عنوان کتاب نیز از عبارت «I'm So-So» گرفته شده؛ پاسخی که کیشلوفسکی در یکی از گفت‌وگوهایش برای توصیف حال خود به کار برده بود. به گفته مترجم، انتخاب عنوان «بدک نیستم» علاوه بر حفظ لحن متواضعانه فیلم‌ساز، بازتابی از نگاه خاص و گاه بدبینانه او به زندگی است.
کیشلوفسکی که بسیاری او را یکی از مهم‌ترین فیلم‌سازان اروپا می‌دانند، فعالیت خود را با ساخت مستند آغاز کرد و بعدها با آثاری چون «زخم»، «ده فرمان»، «زندگی دوگانه ورونیکا» و سه‌گانه «سه رنگ» به یکی از چهره‌های تاثیرگذار سینمای جهان تبدیل شد. او پس از ساخت فیلم «قرمز» از فیلم‌سازی کناره گرفت، اما در اندیشه ساخت سه‌گانه‌ای تازه درباره بهشت، دوزخ و برزخ بود که با درگذشت ناگهانی‌اش در سال ۱۹۹۶، این پروژه هرگز به سرانجام نرسید.
کتاب «بدک نیستم» فقط به مرور فیلم‌های کیشلوفسکی نمی‌پردازد، بلکه از خلال گفت‌وگوها، تصویری انسانی از او ترسیم می‌کند؛ هنرمندی که از تردیدها، تجربه زندگی در لهستان کمونیستی، دشواری‌های فیلم‌سازی و مسئولیت اخلاقی هنر سخن می‌گوید.
قسمتی از متن کتاب
فیلم‌سازی ربطی به مخاطب، جشنواره‌ها، نقدها و مصاحبه‌ها ندارد. فیلم‌سازی یعنی هرروز ساعت شش صبح بیدار شدن. یعنی تحمل سرما، باران، خاک‌وخل و به دوش کشیدنِ نورافکن‌های سنگین. فیلم‌سازی کاری اعصاب‌خُردکن است که یک جایی لازم است همه چیز در درجه‌ی دومِ اهمیت قرار گیرد؛ از جمله خانواده، عواطف و زندگی شخصی‌ات. البته رانندگان قطار، بازرگانان یا کارمندان بانک هم همین چیزها را درباره‌ی شغلشان می‌گویند. بی‌تردید هم حق با آن‌هاست، اما من کار خودم را می‌کنم و درباره‌ی کار خودم می‌نویسم. شاید دیگر نباید این کار را انجام دهم. من به پایان همان چیزی رسیده‌ام که برای هر فیلم‌ساز حیاتی است؛ شکیبایی. دیگر حوصله ندارم برای بازیگرها، دستیاران فیلم‌بردار، وضعیت آب‌وهوا، منتظرماندن و خوب پیش‌رفتن اوضاع، آن‌طور که می‌خواهم، صبر کنم. در عین حال، نباید این موضوع را بروز دهم. پنهان کردنِ بی‌صبری‌ام از عوامل فیلم از من خیلی می‌کاهد. به گمانم حساس‌ترها ملتفت‌اند که از این جنبه‌ی شخصیتم چندان راضی نیستم.



جلد کتاب

کتاب «بدک نیستم» نوشته کریشتوف کیشلوفسکی با ترجمه سهیل گلچین در قطع رقعی، جلد شومیز، کاغذ بالکی و شمارگان ۵۰۰ نسخه در سال ۱۴۰۵ توسط انتشارات وزن دنیا منتشر شد.