20:08 - 1405/04/30
کد خبر: 86215743

شعر صور خیال هنرمندان تجسمی را تقویت می‌کند

۲۱ مهر ۱۴۰۳، ۱۵:۵۲
کد خبر: 85625529
شعر صور خیال هنرمندان تجسمی را تقویت می‌کند

تهران-ایرنا- عضو هیات علمی دانشگاه هنر گفت: هنرمندان تجسمی می‌توانند با شعرهای تصویری شعرایی چون حافظ، مولانا، عطار، سنایی و سعدی، صور خیالشان را تقویت کنند. تصویر، اول در این شعرها ساخته می‌شود، بعد روی بوم نقاشی می‌آید.

به گزارش ایرنا، نهمین نشست حکمت هنر ایرانی به صورت هفتگی و به همت کتابخانه و مرکز اسناد فرهنگستان هنر برگزار می‌شود و هر جلسه از آن به بررسی یکی از زوایای مباحث مربوط به حکمت هنر اختصاص دارد. در این جلسه که امروز سه‌شنبه سی تیرماه در فرهنگستان هنر برگزار شد، سید حسن شهرستانی، مشاور هنری رئیس فرهنگستان هنر، عضو هیات علمی دانشگاه هنر و ادیب و شاعر با موضوع زبان مشترک هنر و ادبیات با محوریت عشق به سخنرانی پرداخت.
شهرستانی در این نشست گفت: ارسطو درست گفت که شعر مادر هنرها است، از دل سخن، همه چیز آفریده شده و شعر بیان هنری و عالی‌ترین شکل سخن است.
وی افزود: بستر بحث‌های ما این است که بدانیم با امور ذوقی در ارتباطیم. البته امور ذوقی کار ادیبانِ حکیم چون مولانا، حافظ و عطار است. آنها علاوه بر امور ذوقی، حکیم‌اند، معرفت دانایی و آگاهی و مطالعه دارند. این‌ها به ذوقیات شکل استدلالی می‌بخشند که ادراکات تنها به آن نزدیک بشود.
این اسناد دانشگاه با اشاره به اینکه خود عشق همچون عرفان، یک امر دریافتی است، توضیح داد: عشق آمدنی است نه آموختنی. ضوابط آن با ضوابط ادراکات علمی فرق دارد. خود این امر مطرح نیست، بلکه ویژگی‌های آن را در ادبیات فارسی مطرح می‌کنیم. ادبیات به دریافت این امر کمک می کند تا پلی بزنیم از علم حضوری به علم حصولی و یک نشاطی در خودمان ایجاد کنیم.
شهرستانی تصریح کرد: کار هنر این است که علم را تجسم ببخشد تا با تمام وجود، آن را حس کنیم.
وی افزود: اگر عالِمی بخواهد که علمش تجلی بیابد باید شاگردی داشته باشد و تربیت کند، معلمی بدون شاگرد معنا نمی‌یابد. بنابراین زمانیکه عرفا، مباحث ذوقی را در عرفان نظری بیاورند، همان فلسفه می‌شود.
این ادیب اضافه کرد: دوم اینکه هدف زندگی و آرمان ما، عشق است، مادیات لازمه زندگی است، تمام موجودات این لازمه را دارند و مزیت نیست، تفاوت در عشق است.
شهرستانی به ویژگی‌های عشق، اشاره کرد و گفت: مفسر عشق هم عشق است. فکر می‌کنیم تفسیر یک کار علمی است، خب کار علمی را با علم تفسیر می‌کنند، اما کار ذوق را که با ذوق تفسیر نمی‌کنند.
وی ادامه داد: از اشکالاتی که از مولانا در شعر می‌گیرند، این است که مولوی گاهی از ادبیات تند استفاده می‌کند. بی تعارف می‌گوید، اما نتیجه‌گیری اخلاقی دارد. مولانا در واژه شناسی بی همتا است و هیچ شاعری به اندازه او، گوشه‌های موسیقی ایرانی را نمی‌شناسد. مثنوی یک دایره‌المعارف بشری در قرن هفتم است. یک دانشمند تمام عیاری امور ذوقی را بیان می‌کند. مولانا حقیقت شعر را می‌فهمد، می‌خواهد با شعر با معشوق حرف بزند. تِز مثنوی این است که "این‌ها که می‌گوییم و می‌شنویم، جان بگیرند و پرواز کنند. اگر به کار نیاید سخن بیهوده است".
شهرستانی افزود: اینجا وارد کیفیات می‌شویم و کمیت‌ها دیگر مهم نیست. عشق را اگر می‌خواهید شرح کنید با خود عشق باید شرح کرد.
ستون خیمه آفرینش، عشق است
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اینکه عشق ستون خیمه آفرینش، حتی در امور مادی، است، توضیح داد: نظامی گنجوی به این موضوع می‌پردازد. می‌گوید همه جهان بازی است جز عشق. و استدلال هم می کند اگر بینش کنید نه دانش، به عشق می‌رسید، پایگاه بینش دل است و پایه دانش علم است. البته مقدمه لازمه بینش، علم است. او در شعر، بسیار تصویری است و تفسیر به سادگی جریان دارد. مولانا نیز در اشعارش می‌گوید، جاذبه اصلی، حرکت و انگیزه از عشق است.
شهرستانی با اشاره به اینکه عشق وجه امتیاز انسان از حیوان است، گفت: این را عرفا می‌گویند. ارسطو گفت انسان حیوانی ناطق است. حرف ضعیفی هم نیست، نطق از شعور بر می‌خیزد. برخی هم سخن دکارت که می‌اندیشم پس هستم در مقابل ارسطو آوردند. اما عرفا می‌گویند این عشق است، کسی که عشق نداشته باشد انسان نیست.
وی افزود: سعدی می‌گوید عشق آدمیت است، و اگر این ذوق را نداشته باشیم مثل حیوانات هستیم. همچنین شیخ بهایی در شعر، عاشق مولانا و حافظ است. غزل‌هایش را به سبک حافظ می‌گوید. متاسفانه نسبت به وجوه ادبی او کم لطفی کرده‌اند.
این دین پژوه عشق را وجه امتیاز انسان زنده از مرده دانست و اظهار داشت: نظامی گنجوی می‌گوید کسی که از عشق خالی بشود، حتی اگر صدها جان داشته باشد، مرده است. همچنین حافظ همه بیت الغزل معرفت است، مولانا هم می‌گوید؛ از نظر من زنده کسی است که جوهر وجودش از عشق ساخته شده باشد وگرنه مرده است.
در ادامه شهرستانی با اشاره به اینکه عشق وجه امتیاز انسان از فرشته هم هست، تصریح کرد: فرشته‌ها پاکیزه‌ترین آفریده‌های خداوند هستند، ولی عشق ندارند. عشق خاص آدم با تمام عیب‌هایش است. عظمت و کرامت پرودگار در دادن اراده به آدم بوده، وقتی خدا همه چیز را آفرید، جای عشق خالی بود، پس آدم را خلق کرد.
وی افزود: حافظ می‌گوید، فرشته نمی‌داند عشق چیست و سعدی می‌گوید، انسان می‌تواند به جایگاهی برسد که هیچ‌کس جز خداوند را نبیند و فقط پروردگار مقام انسان کامل را درک کند، مگر مقام پیامبر رسول الله در بین انسان‌ها درک می‌شود. همچنین مولانا می‌گوید از مردن نترسید، یعنی از مرحله‌ای به مرحله دیگر رفتن است.
عشق هنر است
در ادامه این استاد دانشگاه گفت: عشق هنر است، عرفا هنر حقیقی را عشق می‌دانند. سعدی می‌گوید، آدم‌های کم مایه من را عیب می‌کنند که همه عمر عاشقم، اما این چه عیبی دارد؟ چون عشق هنر است.
شهرستانی افزود: حافظ مکرر به این مطلب اشاره می‌کند. هنرهای دیگر به پای عشق نمی‌رسند که صاف و خالص است و نجات دهنده خواهد بود. توکل حقیقی، عشق واقعی است که باید دستگیری کند. و می‌گوید هنر، فقط عشق است و غم عشق دوست داشتنی‌ترین چیز است.
وی ادامه داد: سعدی متخصص حل تناقض و پارادوکس‌هایش در جهان بی‌همتا است. هنر شما را از علم الیقین به عین الیقین می‌آورد. حقایق های عالم را به شما ثابت نمی‌کند بلکه نشان می‌دهد.
تقویت صور خیال هنرمندان تجسمی با شعر
در ادامه شهرستانی خاطرنشان کرد: هنرمندان تجسمی می‌توانند با شعرهای تصویری این شعرا، صور خیالشان را تقویت کنند. تصویر، اول در این شعرها ساخته می‌شود، بعد روی بوم نقاشی، روی پرده سینما یا آرشه ویلون می‌آید. این ایده‌ها، از هوا که نمی‌آید. این‌ها را که می‌خوانیم، از صور پر می‌شویم.
این استاد دانشگاه در پایان گفت: مورد دیگر اینکه از نظر عرفا عشق درمان همه دردها است. در آغاز مثنوی در نی نامه، دفتر اول، آمده که عشق، درمان هم جسمی و هم روحی، درمان زمینی و آسمانی است. معقول را به محسوس نزدیک می‌کند.
شهرستانی افزود: حافظ می‌گوید، عشق طبیب است، در امور معنوی هر چه فقیرتر باشیم بهتر است و عطار می‌گوید خود درد عشق، درمان است.