به گزارش ایرنا از روابط عمومی گروه بین المللی هندیران، شامگاه دوشنبه پنجم مرداد، یادواره ادبی «علی جان فدای سید علی»، با حضور جمعی از اهالی ادب و فرهنگ کشورهای ایران، ترکیه، پاکستان، هند و افغاستان، با اجرا و دبیری سید مسعود علوی تبار با میزبانی گروه بین المللی هندیران برگزار شد.
سیدمحمدرضا موسوی صابری شاعر پارسی زبان، پژوهشگر و مترجم از شهر کارگل هندوستان در ابتدای این مراسم عنوان کرد: شهیدان در میان اقوام و ملتهای خود جایگاهی ویژه دارند. در روزگار ما نیز مقاومت مردم ایران و حضور آنان در خیابان، در کنار ایستادگی نیروهای نظامی و مدافعان کشور، تحسین بسیاری از آزادگان جهان را برانگیخته است. ایرانیان با امکاناتی محدود در برابر قدرتهای بزرگ و زورگویان عصر ایستادند و با شجاعت و استقامت، دشمن را به سوی ناامیدی و شکست سوق دادند.
این پژوهشگر افزود: امروز با نام شهید علی کیانی، جوانی که دختری یکساله از او به یادگار مانده است، آشنا شدم.
وی ادامه داد: آنگونه که نقل شده، در جریان درگیریهای منطقه کوه سیاه کهگیلویه، هنگامی که نیروهای متجاوز آمریکا واسرائیل به آن منطقه نزدیک شدند، ایشان به همراه جمعی دیگر برای دفاع از سرزمین و مردم خود به میدان رفتند، از این میان چند نفر به فیض شهادت نائل آمدند که یکی از آنان شهید علی کیانی بود. مردم این منطقه نیز با امکانات محدود و سلاحهای بومی مانند برنو، از سرزمین و ارزشهای خود دفاع کردند و جلوهای از غیرت و مقاومت را به نمایش گذاشتند.
شهید علی کیانی باتفنگ برنو
شهید کیانی در برابر تجاوز هواگردهای آمریکایی ایستادگی کرد
سیدمسعود علوی تبار پژوهشگر و کارشناس تاریخ تمدن ملل اسلامی بیان کرد: شهید علی کیانی، جوانی بسیجی بود که در منطقه کوه سیاه کهگیلویه، همراه با دیگر همرزمانش، در برابر تجاوز هواگردهای آمریکایی ایستادگی کرد و در روزی که «برنوهای لرتباران به جنگ جنگندهها و سوخت رسانهای آمریکایی رفتند»، با شجاعت از میهن دفاع کرد.
علوی تبار در ادامه عنوان کرد: شهید علی کیانی با جانفشانی و اخلاص خود نشان داد که بسیجی واقعی، هر کجا که احساس مسئولیت کند، با تمام وجود در صحنه حاضر میشود و برای انجام وظیفه از هیچ تلاشی دریغ نمیکند.
وی در پایان بیان کرد: منطقه کهگیلویه و بویراحمد، با مردمانی از تبار لر که در طول تاریخ به دلاوری، غیرت و رشادت شهره بودهاند، برای نخستین بار نبود که طعم تلخ حملات هوایی را تجربه میکرد. پیش از این نیز، در سال ۱۳۴۲، هواپیماهای رژیم پهلوی با یورش به این منطقه، عشایر و مردم بیگناه را هدف قرار داده و آنان را به خاک و خون کشیدند.
شهید کیانی در راه دفاع از میهن و ارزشهای اسلامی قدم گذاشت
فاطمه بتول سایوز شاعر و مترجم از کشور ترکیه دیگر سخنران این یادواره اظهار کرد: نام پاک شهید علی کیانی و دیگر همرزمان شهید او، با ولایت پذیری، غیرت، ایمان، شجاعت و عشق به وطن گره خورده است. شهید کیانی به صورت داوطلب و با قلبی سرشار از عقیده، در راه دفاع از میهن و ارزشهای اسلامی قدم گذاشت و در منطقه کوه سیاه، هنگام مقابله با هواپیما و هواگردهای آمریکایی، با افتخار به شهادت رسید. حماسه کوه سیاه کهگیلویه، بخشی از مبارزه مردم عشایر لر ایران بود که حتی ترامپ و دیگر مقامات سفاک آمریکایی با تعجب و شگفتی اقرار داشتند، در این منطقه هر کس با هر اسلحه ای که در دست داشت به سمت هواپیماهای ما تیر اندازی می کرد.
در این مراسم شاعرانی چون علیرضا قزوه، غلامرضا کافی، سید مسعود علوی تبار، سید حکیم بینش، علی مزمل لاهوری، مهدی باقرخان، سید مهدی بنی هاشمی لنگرودی، نغمه مستشار نظامی، پروانه نجاتی، زهرا پرویزی، عینی رضوی حضور داشتند.
در این یادواره ادبی اشعار زیر توسط شاعران ارجمند در مدح و رثای شهید علی کیانی قرائت شد.
کمیل کاشانی
هر نفس در هوای سید علی/ گوش جان بر صدای سید علی
در مسیر شرف به شوق گذاشت/ پای خود جای پای سید علی
پاسدار کیان میهن بود/ یار دیر آشنای سید علی
شیر دهدشت و آرش یاسوج/ لایق مرحبای سید علی
آنچنان که دل خودش می خواست/ شد «علی جانفدای سید علی»
با شهادت به آرزوش رسید/ همسفر شد برای سید علی
پروانه نجاتی
از کوه بالا رفت، فکری در سرش افتاد/ باید مواظب بود، یاد دخترش افتاد
برنو، سلاح دوش پرتاب، ایده آرش/ این بار یاد قصه های مادرش افتاد
از آریوبرزن ندایی در سرش پیچید/ آن وقت یاد اقتدار کشورش افتاد
محو شکار یک هواگرد تجاوزگر/ ناگاه یک پرتابه در دور و برش افتاد
چشم «کیانی» آسمان را زیر و رو می کرد/ شوق شهادت سخت در بال و پرش افتاد
«کوه سیاه» و انعکاس نعره و شلیک/ سنگینی یک سایه روی سنگرش افتاد
این «جان فدای حضرت سیدعلی» انگار/ ققنوس بود و شعله در خاکسترش افتاد!
نجمه پور ملکی
خوشا رزمنده ای که باورش سیدعلی باشد/ نماد اقتدار کشورش سیدعلی باشد
شبی که آسمان شهر از جنگنده می لرزد/ دعاگوی سپاه و لشکرش سیدعلی باشد
خوشا وقتی که می آید به میدان ها بویراحمد/ نشان فتح هر نام آورش سیدعلی باشد
خوشا کوه سیاهی که ز فتنه رو سفید آمد/ به دهدشتی که حرف آخرش سیدعلی باشد
خوشا بر غیرت برنو به دستان عشایر که/ تمام این حماسه مظهرش سیدعلی باشد
به سرداران اسکندر بگو چون آریو برزن/ کسی که ایستاده در برش سیدعلی باشد
خوشا نام شهیدی که سفارش کرده جای او/ همیشه قهرمان دخترش سیدعلی باشد
برای سنگ قبرش هیچ عنوانی نمی خواهد/ «علی که جانفدای رهبرش سیدعلی» باشد
سیده کبری حسینی بلخی(افغانستان)
دختر زبان گشوده و شیرین زبان شده است/ افتاده راه صاحب حرف و بیان شده است
این روزها بهانه بابا گرفته است/ از چشم او پدر، دو سه روزی نهان شده است
مادر نشسته گفته: که بابا به کوه زد/ بابا مسافر سفر آسمان شده است
بابا به مرزهای وطن جان فدایی است/ در دشت های سبز وطن پاسبان شده است
مادر به زلفهای ترش شانه میزند:/ بابا علی فدای امام زمان شده است
از آسمان مدال شهادت گرفته است/ ارش شده است و شهره به تیر و کمان شده است
دختر به خواب رفته و لبخند بر لبش/ خوشحال از اینکه دختر خوب کیان شده است
عمادالدین ربانی
تو پیداست جانی علی کیانی/ ز چشمم نهانی علی کیانی
شهیدان گذشتند با خنده از جان/ چنین شادمانی علی کیانی
چه عطری نهفتهست در اسم خوبت/ تو چون بوستانی علی کیانی
زمینی شدم از تو دورم، نگاهی/ تو در آسمانی علی کیانی
به آنسوی دریا، به آنجا که خوب است/ مرا میرسانی؟ علی کیانی
چگونه شدی پیر راه ای برادر/ تو خیلی جوانی علی کیانی
از آن چه سرودیم درباره تو/ تو بهتر از آنی علی کیانی
فدایی سید علی گشتهای تو/ فدایت جهانی علی کیانی
تو از روسفیدان کوه سیاهی/ گل ارغوانی علی کیانی
شکستی تو بال هواگردها را/ تو گرد زمانی علی کیانی
ناصر دوستی
شیر لُر، برنو به دوشش عزم میدان کرد و رفت/ باز لب ها را پُر از آیات قرآن کرد و رفت
آیه «انّا فتحنا» را به لب جاری نمود/مژده قرآن دلش را غرق ایمان کرد و رفت
پلّه پلّه رفت بالا یک شب از کوه سیاه/ مثل عنقا سِیر در آفاقِ عرفان کرد و رفت
عزم خود را جزم رزمش کرد یک دم زد به هم/ نظم بزم شوم شیطان را پریشان کرد و رفت
شیر لُر برنو به دوشش سنگرش کوه سیاه/ یک شبیخون زد شیاطین را هراسان کرد و رفت
در نبردش با هواپیمای دشمن شیر کوه/ شیر غُرّان شد، تلاطم کرد و طوفان کرد و رفت
باز زانو زد به پیشِ شیر شیطان بزرگ/ تا ابد دهدشت را زندان شیطان کرد و رفت
شیر ایل بویرِاحمد شد «کیانی» تا ابد/ قوم کافر را از این هجمه پشیمان کرد و رفت
کوه از آتش فشان جان او آگاه بود/ آخرش صد داغ را در سینه پنهان کرد و رفت
چون کیان آن شیر ایرانی دم از غیرت زد و/ جان شیرین را علی تقدیم ایران کرد و رفت
مثل دلواریّ تنگستانی از جانش گذشت/ نام خود را ثبت در برگ دلیران کرد و رفت
او ز دست آریوبرزن مدالش را گرفت/ایل خود را غرق در شوق فراوان کرد و رفت
قهرمان نامی بویراحمد و برنو به دوش/ کاخ استعمار را یکباره ویران کرد و رفت
چون علی یک عمر زیر بیرق عبّاس بود/ نام خود را مرد غیرتمند دوران کرد و رفت
پای عهدش ماند و جانش را نثار عشق کرد/ غرق خون با رهبرش تجدید پیمان کرد و رفت
زد به هم آرامش حیفا و تل آویو را/ خواب اسرائیل را یکجا پریشان کرد و رفت
جانفدای رهبرش سیّدعلی بود این دلیر/ جان شیرین را فدای راه جانان کرد و رفت
نیمه های ماه فروردین فدای عشق شد/ با شهادت اجر و مزدش را دوچندان کرد و رفت
قهرمان نامی دهدشت در کوه سیاه/ اهل کهگیلویه را یکسر رجزخوان کرد و رفت
چشم در راهش نشسته دختر نازش هنوز/ چشم های دخترش را غرق باران کرد و رفت