به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، در پی افزایش تحرکات و انتقادهای تند برخی جریانهای سیاسی داخلی علیه دستگاه دیپلماسی و هیئت مذاکرهکننده ایران در هفتههای اخیر، غلامرضا انصاری، معاون پیشین وزارت امور خارجه در گفتوگو با ایرنا با تشریح وظایف دستگاه دیپلماسی در دوران بحران، طرح مسائلی چون «تضعیف میدان توسط دیپلماسی» یا «عدم نیاز به مذاکره در زمان جنگ» را بحثهایی کاملاً انحرافی و ناشی از عدم شناخت دقیق کارکرد وزارت امور خارجه دانست.
وی با تاکید بر اینکه دیپلماسی و توان دفاعی دو ابزار مکمل و غیرقابل تفکیک برای تامین منافع ملی هستند، تاکید کرد که وظیفه اصلی دستگاه دیپلماسی در زمان مواجهه با تجاوز خارجی، کاهش هزینهها، صیانت از منافع کشور در عرصه بینالمللی و تبیین مواضع برحق نظام برای افکار عمومی جهان است. انصاری همچنین خاطرنشان کرد که در طول تاریخ هیچ جنگی بدون مذاکره به پایان نرسیده و حتی در سختترین شرایط جنگی نیز کشورها کانالهای ارتباطی خود را حفظ میکنند.
معاون پیشین وزارت امور خارجه با دفاع از عملکرد سیدعباس عراقچی و تیم دیپلماسی کشور، توان و نفوذ کلام دستگاه دیپلماسی را مستقیماً منوط به حمایت یکپارچه حاکمیت و افکار عمومی دانست و یادآور شد که بر اساس قانون اساسی، تصمیمگیری درباره آغاز یا پایان جنگ بر عهده نهادهای بالادستی نظام است و مسئولیت اصلی وزارت امور خارجه، اجرای پرقدرت سیاستهای مصوب در عرصه بینالمللی است.
در ادامه متن کامل گفتوگوی ایرنا را با غلامرضا انصاری، معاون پیشین وزارت امور خارجه و سفیر پیشین ایران در روسیه، انگلیس و هند را مطالعه میکنید.
طرح مباحثی مبنی بر جدایی «میدان» از «دیپلماسی»، کاملاً انحرافی است
در دوران بحران و زمان جنگ، مسئولیتها و وظایف اصلی دستگاه دیپلماسی و وزارت امور خارجه چیست؟
اجازه دهید ابتدا تعریفی کلی از ذات و کارکرد وزارت امور خارجه داشته باشیم تا بتوانیم نقش آن را در شرایط بحرانی مانند جنگ بهتر تحلیل کنیم. در تمام دنیا، وزارت امور خارجه خط مقدم دفاع از منافع ملی کشورها در روابط دوجانبه، چندجانبه و در سازمانهای بینالمللی است. این یک ماموریت شناختهشده جهانی برای همه نهادهای دیپلماتیک است و هیچ جایگزینی نیز برای آن وجود ندارد؛ یعنی تمام جوامع بینالمللی تنها وزارت امور خارجه را متولی این نقش میشناسند.
بر همین اساس، وزرای امور خارجه دارای اختیارات بسیار گستردهای هستند. حتی در مواردی اگر رئیس یک دولت موضعی اتخاذ کند که دقیق نباشد یا خارج از سیاستهای قطعی آن کشور باشد، این وزارت امور خارجه است که آن موضع را تعدیل یا اصلاح میکند. نمونه اخیر آن را در اقدامات و اظهارات مقامات اوکراین دیدیم؛ جایی که پس از مواضع رئیسجمهور اوکراین، وزیر امور خارجه این کشور وارد عمل شد و در تماس با وزیر امور خارجه ایران موضع این کشور را اصلاح کرد. اینکه این اقدام وزیر خارجه اوکراین تا چه اندازه مورد پذیرش ایران قرار بگیرد، بحث مجزایی است، اما نهایتا آنچه در گفتوگوی تلفنی وزیر خارجه اوکراین با همتای ایران مطرح شد، موضع رسمی این کشور تلقی میشود که ممکن است با موضعگیری ابتدایی رئیس جمهور اوکراین متفاوت باشد. حتی در آمریکا نیز بارها شاهد بودهایم که پس از سخنان دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، وزیر امور خارجه توضیحات تکمیلی ارائه میداد تا مواضع را توجیه و تبیین کند. این نقش دستگاه دیپلماسی در تمام دنیاست.
حتی بنده شخصاً به یاد دارم که رهبر معظم شهید انقلاب نیز در یکی از دیدارها با سفرا تاکید فرمودند که ۵۰ درصد ماموریت دولت در خارج از کشور بر عهده وزارت امور خارجه است. این یعنی اینکه در حالیکه نهادهای مختلف در کشور همواره روابط تجاری، اقتصادی، فرهنگی، علمی، نظامی، اطلاعاتی و امنیتی با خارج از کشور دارند، اما بار اصلی روابط ایران با جهان خارج بر عهده وزارت امور خارجه است. این نشاندهنده جایگاه والا و پراهمیت این دستگاه حتی در زمان صلح و آرامش است.
در زمان جنگ، این ماموریت بسیار پیچیدهتر، حساستر و حیاتیتر میشود. جنگ خود ابزاری برای دستیابی کشورها به اهداف و منافعشان است. در نتیجه هدف دیپلماسی و جنگ در واقع تأمین منافع و امنیت ملی است. بنابراین دیپلماسی و جنگ در زمان بحران، دو مقوله جدا از هم نیستند، بلکه یک کل واحد را تشکیل میدهند. دیپلماسی توسط وزارت امور خارجه و جنگ توسط نیروهای نظامی مدیریت میشود. طرح مباحثی مبنی بر جدایی «میدان» از «دیپلماسی»، کاملاً انحرافی است. دیپلماسی و جنگ هر دو ابزارهایی برای تامین منافع کشور هستند، بهویژه در شرایطی که جنگی تحمیلی بر کشور صورت گرفته باشد. در چنین شرایطی، دیپلماسی و ارکان دفاعی باید کاملاً هماهنگ و یکپارچه عمل کنند تا منافع ملی به بهترین شکل پیش برود.
یکی از نقش های مهم وزارتخارجه جلوگیری شکل گیری اجماع علیه کشور است و وزارتخارجه توانسته با تماس های فعال در پنهان و آشکار از این اقدام خطرناک علیه کشور جلوگیری کند و دشمن را در صحنه بین الملل متجاوز و زور گو معرفی کند.
هیچ منازعهای بدون مذاکره و دیپلماسی به پایان نمیرسد
تعطیل شدن مذاکره و دیپلماسی، نه فقط با طرف متخاصم، بلکه با کل دنیا، چه آسیبها و مضراتی میتواند در زمان جنگ برای کشور به همراه داشته باشد؟
نقش وزارت امور خارجه در دوران جنگ نه تنها کاهش نمییابد، بلکه پررنگتر میشود و وظیفه اصلی آن، کاهش آسیبهای ناشی از جنگ برای کشور است. هر جنگی، چه تحمیلی و چه غیرتحمیلی، هزینهها و خسارات گستردهای به همراه دارد. مهمترین کارویژه دستگاه دیپلماسی در زمان جنگ این است که از طریق روشنگری در سطح بینالمللی و سازمانهای منطقهای و جهانی، هزینهها را به حداقل رسانده و منافع کشور را به حداکثر برساند.
وزارت خارجه در طول جنگ اخیر توانسته با دوستان ایران و کشور های همسو نیز ارتباط فعالی را حفظ کند و در عین حال در حوزه همکاریهای اقتصادی هم تلاشهای خوبی داشته و گشایش هایی را فراهم کردهاست.
اگرچه وظیفه اول دیپلماسی پیشگیری از وقوع جنگ است، اما زمانی که جنگی تحمیلی رخ میدهد، کارکرد آن به تبیین اهداف، مظلومیت و مواضع برحق کشور برای افکار عمومی جهان و سازمانهای بینالمللی معطوف میشود تا هزینههای جنگ کاهش یابد. از این رو، جنگ و دیپلماسی غیرقابل تفکیک هستند و نمیتوان گفت در شرایطی به دیپلماسی نیاز داریم و در شرایطی دیگر خیر. کسانی که از عدم نیاز به دیپلماسی یا تفکیک آن سخن میگویند، با مفهوم پایه و کارکرد واقعی وزارت امور خارجه ناآشنا هستند.
مذاکره به معنای سیگنال ضعف نیست؛ ابزار پیشبرد منافع است
برخی جریانات ادعا میکنند که مذاکره در شرایط بحرانی ارسال «سیگنال ضعف» به دشمن است و باعث جسورتر شدن طرف مقابل میشود. ارزیابی شما از این تحلیل چیست؟
ما نه اولین کشوری هستیم که وزارت امور خارجه دارد و نه اولین کشوری هستیم که درگیر جنگ شده است. در طول تاریخ و قرنهای اخیر، کشورهای مختلف بارها وارد منازعات پیچیده و سنگین شدهاند، اما هیچ کشوری در طول جنگ، دیپلماسی را تعطیل نکرده است. دیپلماسی ابزاری غیرقابل جایگزین و دائمی دولتها، چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ است.
کسانی که مذاکره را معادل ضعف میدانند، از روند شکلگیری سیاست خارجی ناآگاهند. در ساختار جمهوری اسلامی ایران، سیاست خارجی در نهادهای عالی حاکمیتی تصمیمگیری و تدوین میشود و وزارت امور خارجه مجری این سیاستهاست؛ اگرچه در روند تصمیمسازی و ارائه تحلیل نیز نقش کلیدی دارد. بنابراین، ارتباطی تنگاتنگ میان نهادهای تصمیمگیر و دستگاه مجری وجود دارد.
مذاکره، بخشی از فرایند دیپلماسی است و واقعیت این است که هیچ جنگی در تاریخ، بدون مذاکره و دیپلماسی به پایان نرسیده است. نمیتوان تا نابودی کامل طرفین فقط جنگید؛ کارکرد دیپلماسی دقیقاً این است که با روشنگری و رایزنی، آثار مخرب جنگ را کاهش داده، منافع را حداکثری و هزینهها را کم کند. ما باید با کشورهای همسایه، منطقه و جهان گفتگو کنیم و مظلومیت و مواضع خود را توضیح دهیم. تصور اینکه مذاکره موجب تضعیف توان دفاعی یا خواستههای کشور میشود، کاملاً اشتباه است و در هیچ جای دنیا چنین دیدگاهی وجود ندارد.
سیدعباس عراقچی از باتجربهترین و متخصصترین چهرههای دیپلماسی کشور است
عملکرد شخص سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی را در طول دوران مدیریتشان و بهویژه در این ۱۴ ماه شرایط ویژه کشور چگونه ارزیابی میکنید؟
سیاست خارجی و دیپلماسی یک دانش تخصصی است. آقای عراقچی دارای بالاترین سطح دانش، تخصص و تجربه در سازمانهای بینالمللی و روابط دوجانبه و منطقهای بوده و از چهرههای شناختهشده دیپلماسی ایران هستند. ایشان حتی در دوره مرحوم شهید امیرعبداللهیان نیز از مشاوران و همراهان نزدیک بودند و پس از آن نیز شایستهترین گزینه برای تصدی وزارت امور خارجه به شمار میرفتند. چه از لحاظ دانش، چه از لحاظ تجربه عملی و چه از این نظر که شخصاً درگیر مهمترین موضوعهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در ۱۰-۱۵ سال اخیر بودند.
در این مدت نیز ایشان چه در حوزه دیپلماسی آشکار و چه در دیپلماسی پنهان، از ظرفیتها و ارتباطات گسترده بینالمللی خود در بالاترین سطوح استفاده کردهاند تا هزینه جنگ را برای کشور کاهش دهند. به عقیده من، ایشان بیشترین میزان فعالیت و بهترین عملکرد ممکن را داشته و به شایستگی از بدنه کارشناسی و ظرفیت نمایندگیهای ایران برای پیشبرد اهداف نظام بهره بردهاند.
حفظ کانالهای دیپلماتیک در سختترین شرایط جنگی، یک اصل پذیرفتهشده جهانی است
در طول ۸ سال دفاع مقدس نیز سفارتخانههای ایران، حتی در خاک دشمن و کانالهای دیپلماتیک فعال بودند، آیا شرایط جنگ امروز تفاوتی با آن زمان دارد که گروههای درخواست توقف دیپلماسی یا مذاکره دارند؟
در طول ۸ سال دفاع مقدس، تمام سفارتخانهها و کنسولگریهای ما، حتی در خاک عراق فعال بودند و ارتباطات ضروری برقرار بود. در هیچ جای دنیا در زمان جنگ روابط دیپلماتیک را بهطور کامل تعطیل نمیکنند. حتی کشورهایی که روابط رسمی ندارند، از طریق کشور ثالث (حفاظت منافع) کانالهای ارتباطی خود را حفظ میکنند تا پیامها تبادل شود. این یک روال معمول بینالمللی است که در راستای منافع ملی و کاهش هزینههای منازعه انجام میشود.
اختیار آغاز یا پایان جنگ بر اساس قانون اساسی با نهادهای بالادستی است، نه وزارت خارجه
با توجه به تجربه شما در وزارت امور خارجه، آیا تیم مذاکرهکننده یا شخص وزیر، اختیارات قانونی برای اتخاذ تصمیم درباره توقف جنگ یا مسائل کلان نظامی را دارد؟
طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تصمیمگیری درباره آغاز یا پایان جنگ بر عهده نهادهای بالادستی حاکمیت است و در صلاحیت وزارت امور خارجه نیست. وظیفه وزارت خارجه صرفاً اعلام، تبیین یا پیگیری سیاستهای مصوب نظام است. بنابراین هرچه اعتماد و حمایت نهادهای کشور از دستگاه دیپلماسی بیشتر باشد، اقتدار کشور در عرصه بینالمللی برای عبور از این شرایط حساس بیشتر خواهد شد.
تیم و مشاوران آقای عراقچی از زبدهترین و با تجربهترین نیروهای کشور هستند که بر اساس تدابیر ابلاغی از سوی نهادهای عالی، ماموریتهای خود را به بهترین نحو ایفا میکنند.
نکته مهم این است که قدرت و نفوذ کلام وزارت امور خارجه مستقیماً به میزان حمایت دولت، نهادهای حاکمیتی و در راس آن مقام معظم رهبری و همچنین پشتیبانی مردم بستگی دارد. وزارت خارجه نه بانک مرکزی است که منابع ارزی داشته باشد و نه دارایی مادی مستقل دارد؛ تمام قدرت دستگاه دیپلماسی در پشتیبانی ملی و حاکمیتی نهفته است.
وزارت امور خارجه پرقدرت وزارت امور خارجهای است که همه نهادهای نظام به ویژه در دوران جنگ بیشترین اعتماد را به آن بکنند و بیشترین حمایت را از آن داشتهباشند. امیدوارم که همانگونه که تا به حال وزارت امور خارجه خوب حمایت شده همچنان حمایت مردم و حمایت نهادهای ذیربط، چه نهادهای نظامی، چه مجلس شورای اسلامی و چه نهادهای بالادستی را پشت خود داشتهباشد تا اینکه انشالله بتوانیم این شرایط حساس را با توفیق پشت سر بگذاریم.