به گزارش یکشنبه شب ایرنا، فصل جدید لیگ برتر انگلیس در شرایطی از ۳۰ مرداد آغاز میشود که پس از ۱۰ فصل، پپ گواردیولا که سیتی را تبدیل به غول فوتبال دنیا کرد، دیگر روی نیمکت سیتیزنها در ورزشگاه اتحاد نمینشیند. جدایی او به عنوان یکی از مربیان مولف لیگ جزیره سبب شده این رقابتها یکی دیگر از مربیانی که به عنوان نمادی از این لیگ شناخته میشدند را از دست بدهد.
الشرق الاوسط در گزارشی در این باره نوشت: لیگ برتر انگلیس، تقریبا یک دهه تحت سلطه مربیانی بود که فلسفههای فوتبالی متمایزی را شکل میدادند و حالا این مسابقات، پس از جدایی برجستهترین چهرههایی که هویت مدرن آن را شکل دادند، وارد مرحله متفاوتی میشود.
اکنون لیگ برتر انگلیس با سوالی روبهرو است که سالها پیش مطرح نمیشد: کدام مربی خواهد توانست عصر جدید را رهبری کند؟
در طول دهه گذشته، رقابت برای قهرمانی لیگ برتر چیزی بیش از یک نبرد بین منچستر سیتی و لیورپول یا هر یک از باشگاههای برتر دیگر بوده است. این رقابت، تقابل مربیانی بوده است که هم در زمین و هم در خارج از زمین، تأثیر خود را گذاشتهاند.
پپ گواردیولا مفهوم فوتبال مبتنی بر مالکیت توپ را متحول کرد، در حالی که یورگن کلوپ فوتبال مستقیم و پرسینگ را از نو تعریف کرد. علاوه بر این، مربیانی مانند کارلو آنچلوتی، خوزه مورینیو، آنتونیو کونته و مائوریسیو پوچتینو، همگی به درجات مختلف در شکلدهی به هویت این لیگ نقش داشتند و تاثیرگذار بودند.
با این حال، با نزدیک شدن به فصل جدید، چشمانداز به طرز چشمگیری تغییر کرده است. گواردیولا پس ازکسب عنوان قهرمانی داخلی ممکن، به دوران حضور خود در منچستر سیتی پایان داده است، کلوپ ۲ سال پیش پس از بازگرداندن این باشگاه به اوج فوتبال انگلیس و اروپا، لیورپول را ترک کرده است و آنچلوتی هدایت تیم ملی برزیل را بر عهده گرفته است. بنابراین، برای اولین بار در سالهای اخیر، لیگ برتر فصلی را بدون مربیانی آغاز میکند که نامشان مترادف با این رقابت شده است.
این تغییر فقط به معنای رفتن سه مربی برتر نیست؛ بلکه پایان یک دوره کامل تحت سلطه چهرههای خاص در گفتمان فنی و رسانهای است. در سالهای اخیر، اکثر باشگاهها پروژههای خود را بر شکستن سلطه منچسترسیتی تحت هدایت گواردیولا یا برابری با موفقیت لیورپول تحت هدایت کلوپ بنا نهادند. با این حال، امروزه هیچ مربیای از همان سطح نفوذ یا میراث مشابه در این رقابت برخوردار نیست.
بسیاری از ناظران معتقدند که به نظر میرسد میکل آرتتا، اسپانیایی، محتملترین کاندیدا برای رهبری این مرحله جدید باشد. از زمان روی کار آمدن در آرسنال، او ب تیم را به تدریج بازسازی کرده و آنها را برای کسب عنوان قهرمانی لیگ در چندین فصل هدایت کرده است. این امر از طریق یک پروژه بلندمدت متمرکز بر توسعه بازیکنان جوان و حفظ ثبات فنی، به جای تغییرات مکرر، محقق شده است.
با رفتن گواردیولا، آرتتا دیگر صرفا شاگرد مربی سابق خود نیست. او اکنون وظیفه دارد توانایی خود را برای تبدیل شدن به مرجع فنی جدید در لیگ برتر انگلیس اثبات کند. با این حال، مسیر پیش رو آسان نخواهد بود، زیرا تنها دستاوردها میتوانند به مربیان، جایگاه استثنایی در انگلیس بدهند.
با وجود تحسین گسترده از پروژه آرسنال و قهرمانی توپچیها در فصل گذشته، قضاوت نهایی در مورد دوران آرتتا زود است.
در همین حال، پروژههایی که توسط باشگاههایی مانند چلسی، نیوکاسل و استون ویلا رهبری میشوند را نمیتوان نادیده گرفت. این تیمها همچنان در ایجاد هویتهای فنی پایدار سرمایهگذاری میکنند و از راهحلهای سریع گذشته فاصله میگیرند. این نشان دهنده تغییر آشکار در طرز فکر باشگاههای لیگ برتر است که اکنون به مربیان زمان بیشتری برای ساختن پروژههای بلندمدت میدهند، نه اینکه صرفاً بر نتایج فوری تمرکز کنند.
این تغییر محدود به نام مربیان نیست؛ بلکه به ماهیت رقابت نیز گسترش مییابد. در دهه گذشته، حضور گواردیولا یا کلوپ برای تغییر خودکار کفه ترازو به نفع منچستر سیتی یا لیورپول کافی بود. امروزه، هویت مدعی قهرمانی کمتر مشخص است، که این امر در را به روی فصلی رقابتیتر باز میکند و به باشگاههای بیشتری فرصت واقعی برای رقابت میدهد.
در حالی که فقدان چهرههای مولف در لیگ برتر ممکن است به عنوان پایان یک دوران طلایی تلقی شود اما بسیاری آن را فرصتی برای یک مرحله جدید و متنوعتر میدانند.
لیگ برتر انگلیس از نظر تاریخی، هر زمان که بزرگترین ستارگانش از آن جدا میشوند، خود را از نو ساخته است، از دوران سر الکس فرگوسن و آرسن ونگر گرفته تا دوران مورینیو، گواردیولا و کلوپ، و نسل فعلی که تلاش میکند داستان خود را بنویسد.
شاید جذابیت فصل جدید در این واقعیت نهفته باشد که قهرمانی دیگر حول یک مربی واحد که بر همه تسلط دارد، متمرکز نیست، بلکه حول گروهی از پروژهها با جاهطلبیها و قابلیتهای مشابه است که رقابت را در محیطی بازتر نزدیکتر میکند و این عنصر عدم قطعیت را که همیشه یکی از بزرگترین رازهای جذابیت لیگ برتر بوده است، به این مسابقات بازمیگرداند.