09:18 - 1405/05/21
کد خبر: 86233148
آیا پیمان جدید، خطر گسترش بحران بین هند و پاکستان را افزایش می‌دهد؟

تهران - ایرنا - پیمان دفاعی جدید پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی، پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده رقابت هند و پاکستان و موازنه شکننده میان قدرت‌های هسته‌ای جنوب آسیا ایجاد کرده است؛ توافقی که به گفته تحلیلگران، حتی بدون ورود مستقیم اعضای آن به یک درگیری، می‌تواند محاسبات امنیتی دهلی‌نو و خطر گسترش یک بحران منطقه‌ای را پیچیده‌تر کند.

به گزارش روز چهارشنبه ایرنا از سایت خبری ساوت چاینا مورنینگ پست، هفته گذشته، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی پیمانی را در مکه امضا کردند که که بر اساس آن حمله نظامی به یکی از آنها را حمله به همه بدانند و این سه دولت آن را دفاعی توصیف کرده‌ و هیچ کشور خاصی را هدف قرار نداده‌اند.
تحلیلگران می‌گویند اهمیت اصلی آن برای هند در این است که چگونه می‌تواند موقعیت راهبردی پاکستان و همچنین تعادل بین سه قدرت هسته‌ای ( پاکستان، هند و چین) را تغییر دهد.
به گفته برهما چلانی، تحلیلگر راهبرد مستقر در دهلی نو، «این توافق، یک چارچوب سه‌جانبه را نهادینه می‌کند که سرمایه عربستان، فناوری دفاعی ترکیه و جغرافیای راهبردی پاکستان را با هم ترکیب می‌کند.»
او در یک پست در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «صرف نظر از اینکه آیا چنین مفادی هرگز مورد استناد قرار می‌گیرند یا خیر، وجود [این پیمان] می‌تواند با ایجاد عدم قطعیت بیشتر در برنامه‌ریزی بحران و بازدارندگی، محاسبات راهبردی هند را پیچیده تر کند.»
این عدم قطعیت مهم است زیرا هند در حال حاضر با دو چالش امنیتی عمده شامل اختلافات مرزی طولانی مدت با پاکستان در غرب و چین در شمال مواجه است.
این کشور از سال ۱۹۴۷، علاوه بر درگیری سال گذشته، چهار جنگ با پاکستان و یک جنگ تمام عیار با چین در سال ۱۹۶۲ داشته است.
همچنین یک سری درگیری‌های مرزی مرگبار با چین در امتداد مرز هیمالیایی آنها رخ داده است، که جدیدترین آنها درگیری دره گالوان در سال ۲۰۲۰ بود که منجر به کشته شدن ۲۰ سرباز هندی و چهار سرباز چینی شد.
چلانی پیمان دفاعی مشترک را به پیامدهای عملیات نظامی هند علیه پاکستان در سال گذشته مرتبط دانست.
در این درگیری که پس از حمله به گردشگران در کشمیر تحت کنترل هند آغاز شد، دهلی نو همسایه خود را مسئول آن دانست و پاکستان اعلام کرد که تعدادی از جنگنده‌های هندی را سرنگون کرده است ...
چلانی استدلال کرد که تصمیم دهلی نو برای پایان دادن به خصومت‌ها تنها پس از ۳.۵ روز، «به احیای وجهه بین‌المللی پاکستان، به ویژه در جهان اسلام، کمک کرد».
وی گفت که این برداشت، اهمیت راهبردی اسلام‌آباد را افزایش داده و به هموار کردن راه برای یک پیمان دفاعی مشترک با عربستان سعودی در سال گذشته و سپس گسترش اخیر آن با شامل کردن ترکیه کمک کرده است.
با این توافق جدید، پاکستان، نزدیکترین شریک راهبردب چین، وزن دیپلماتیک بیشتری پیدا می‌کند و احتمالاً به تجهیزات نظامی متنوع‌تری از ترکیه، عضو ناتو، دسترسی پیدا می‌کند.
یک پاکستان نسبتاً قوی‌تر، توجه هند را بین جبهه‌های غربی و شمالی خود تقسیم خواهد کرد، نتیجه‌ای که مدت‌هاست برای منافع چین مطلوب بوده است.
به گفته فروه عامر از موسسه سیاست‌گذاری انجمن آسیا، یک اندیشکده در نیویورک، این توافق «پاکستان را جسورتر می‌کند».
وی ادامه داد: «پاکستان بیشتر در معماری امنیتی منطقه‌ای گسترده‌تر جای گرفته است و برای پکن جالب است که پاکستان در موقعیتی امن‌تر و باثبات‌تر باشد.»
وی گفت: «این [سیاست] هم به منافع سرمایه‌گذاری اقتصادی و هم به منافع ژئوپلیتیکی در منطقه خدمت می‌کند.»
کانوال سیبال، وزیر امور خارجه سابق هند، نیز گفت: هند اکنون باید «با جایگاه سیاسی و امنیتی بالاتر پاکستان در منطقه‌ای که منافع عمده‌ای در آن داریم، مقابله کند».
وی افزود: «[پاکستان] برای دنبال کردن دیپلماسی تهاجمی خود علیه هند جسارت بیشتری پیدا خواهد کرد و می‌تواند در جبهه تروریسم ریسک کند.»
سایرا بانو، از دانشگاه تامپسون ریورز در کانادا، در تحلیلی برای اندیشکده موسسه لووی نوشت: «پاکستان با دو کشوری که منابع مالی، فناوری و نفوذ دیپلماتیک عمیقی دارند، یک چارچوب امنیتی رسمی به دست آورده است.»
وی تا ادامه داد: «این در کنار روابط عمیق‌تر راهبردی و دفاعی پاکستان با چین قرار می‌گیرد و آنچه را که هند زمانی عمدتاً به عنوان یک رقابت دوجانبه می‌دید، به شبکه‌ای گسترده‌تر از اتحادها تبدیل می‌کند.»
وی افزود که پیمان دفاعی مشترک به طور خودکار یک بلوک ضد هند ایجاد نمی‌کند یا به چین برتری نامحدودی نمی‌دهد.
بانو استدلال کرد که «مهم‌ترین ویژگی» آن شباهتش به ناتو نیست، که اعضای آن نیز حمله به یکی را حمله به همه می‌دانند، بلکه شیوه‌ای است که «فاصله راهبردی بین خلیج فارس، شرق مدیترانه و جنوب آسیا را از بین می‌برد».
وی افزود: «این آزمایشی در خوداتکایی منطقه‌ای است که سه عرصه راهبردی را که معمولاً جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند، به هم پیوند می‌دهد.»
سیما افضل، محقق متخصص در امنیت جنوب آسیا، در تحلیلی برای پلتفرم آمریکایی کانتر پانچ نوشت که حضور پاکستان به معنای یک شبکه دفاعی متمرکز در خلیج فارس است که «اکنون به محیطی که توسط رقابت هند و پاکستان، نقش منطقه‌ای چین و بازدارندگی هسته‌ای شکل گرفته است، می‌رسد».
برای هند، خطرات چندلایه هستند و فضای مانور آن به دلیل عدم قطعیت ناشی از خطر پیوستن متحدان جدید پاکستان به هرگونه درگیری، لزوم حفاظت از منافع خود در خلیج فارس و چشم‌انداز اتحاد نزدیک‌تر با رژیم اسرائیل، محدود شده است.
جمعیت زیاد مهاجران این کشور در خلیج فارس، هم برای اقتصاد آن، به شکل حواله‌های مالی، و هم برای راهبرد امنیت انرژی حیاتی است.
هرگونه بحران آینده هند و پاکستان ممکن است خطر دخالت عمیق‌تر کشورهای حوزه خلیج فارس یا تهدید این منافع را به همراه داشته باشد.
چلانی اظهار داشت که هر سه عضو پیمان جدید در امتداد خطوط دریایی حیاتی قرار دارند و این به هند «دلیل تازه‌ای برای اولویت‌بندی گسترش نیروی دریایی» می‌دهد.
بانو نیز گفت: «در بحران آینده هند و پاکستان، عدم قطعیت در مورد اینکه چه چیزی «حمله» به پاکستان محسوب می‌شود، می‌تواند محاسبات هند را پیچیده کند، حتی اگر ریاض و آنکارا قصد دخالت نداشته باشند.»
عامر هم گفت که هند پیش از این مشارکت‌های دفاعی خود را از جمله با رژیم اسرائیل، اندونزی و امارات متحده عربی گسترش داده است و «همچنین به تعامل با عربستان سعودی برای فرصت‌های تجاری ادامه خواهد داد».
وی افزود، کشورها با ایجاد شبکه‌های مشارکتی گسترده‌تر به عنوان سپرهایی در برابر خطرات اقتصادی و امنیتی آینده، به طور فزاینده‌ای «راهبردهای متنوع‌سازی و پوشش ریسک گسترده‌تر» را دنبال می‌کنند.
سوال کلیدی این است که آیا پیمان دفاعی مشترک موازنه قدرت را تغییر می‌دهد یا صرفاً محاسبات راهبردی را تغییر خواهد داد؟
حسین حقانی از موسسه هادسون آن را «بیشتر نمادین تا واقعی» توصیف کرد.
وی افزود: «یک دشمن مشترک اولین عنصر یک توافق دفاعی مشترک است و این عنصر در اینجا وجود ندارد.»
پاکستان و عربستان سعودی همچنین تمایلی به دخالت در مناقشات یکدیگر، مانند مناقشات مربوط به افغانستان، ایران یا سایر نشان نداده‌اند.
بانو گفت اولویت هند باید حفظ نفوذ [خود] در ریاض» و تقویت مشارکت‌های دفاعی خود باشد، در حالی که نقش پاکستان در چارچوب جدید «نمی‌تواند کاملاً از سلاح‌ها، فناوری و زیرساخت‌های چینی جدا شود.