15:44 - 1405/05/23
کد خبر: 86234689
ایران در دوئل زمانی با ترامپ؛ معادله پیچیده تهران و واشنگتن در آستانه انتخابات

تهران- ایرنا- یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل با تشریح چشم‌انداز رویارویی ایران و آمریکا، گفت: ایران در فرصت پیش‌رو به دنبال کسب امتیاز و تضمین عدم تکرار جنگ است، در حالی که رئیس جمهور آمریکا با تداوم فشارها، «دیپلماسی اجبار» را دنبال می‌کند.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، با تداوم تقابل میان ایران و ایالات متحده و ورود آن به فازی جدید، ابهامات درباره آینده این رویارویی و احتمال وقوع توافق یا تشدید درگیری نظامی افزایش یافته است. در حالی که اظهارات ترامپ نشان‌دهنده تداوم دیپلماسی اجبار و فشار اقتصادی است، محاسبات زمان‌بندی دو طرف در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا، نقش تعیین‌کننده‌ای در تعیین مسیر آتی بحران ایفا می‌کند.
رحمان قهرمان‌پور، تحلیل‌گر و پژوهشگر ارشد مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا دورنمای این رویارویی پس از ۶ ماه پرداخته‌است. وی معتقد است که محاسبات ایران بر پایه فشار افکار عمومی بر ترامپ تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای استوار شده تا حداکثر امتیاز ممکن و تضمین عدم شروع مجدد جنگ را از واشنگتن اخذ کند؛ در مقابل، ترامپ نیز با حفظ فشارها و تلاش برای بازسازی ذخایر تسلیحاتی خود، استراتژی «دیپلماسی اجبار» را دنبال می‌کند.
قهرمان‌پور در این گفت‌وگو همچنین ابعاد مختلف دست‌یابی به «تضمین» در سیاست بین‌الملل، ضرورت حرکت از توازن نظامی به سمت «وابستگی متقابل اقتصادی و اعتمادسازی»، و سردرگمی کشورهای منطقه میان «ایران ضعیف» و «ایران قدرتمند» را تشریح می‌کند.
مشروح گفت‌وگوی ایرنا را با رحمن قهرمان‌پور، تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در ادامه می‌خوانید:

تلاش ایران برای اخذ امتیاز در فرصت طلایی پیش از انتخابات
شرایط فعلی رویارویی ایران و آمریکا وارد فاز تازه‌ای شده است. از یک‌سو دونالد ترامپ بر ادامه فشارهای اقتصادی و دیپلماسی اجبار تأکید دارد و از سوی دیگر به نظر می‌رسد طرفین به دنبال تثبیت موقعیت خود در این نبرد هستند. تفاوت اصلی این دوره از درگیری‌ها با دوره‌های گذشته را در چه می‌بینید؟
به نظر می‌رسد محاسبات جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر این فرض است که ترامپ تا زمان انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا (در اواخر مهرماه) تحت فشار افکار عمومی و نگران از واکنش‌های داخلی و حزب جمهوری‌خواه است؛ بنابراین در این مقطع دست به اقدام نظامی بزرگ یا تعیین‌کننده‌ای نخواهد زد. بر همین اساس، اصرار ایران بر مواضع خود بیشتر با این هدف صورت می‌گیرد که امتیاز بزرگ‌تر و بیشتری از طرف مقابل بگیرد.
از سوی دیگر، به نظر می‌رسد ترامپ نیز بی‌میل نیست که امتیازی بدهد، اما سقف و حداکثر امتیازاتی که او مد نظر دارد، طبیعتاً با آن سطح از امتیازاتی که جمهوری اسلامی می‌خواهد برابر نیست. اکنون باید دید آیا میزان امتیازاتی که ترامپ حاضر به واگذاری آن است، ایران را برای توافق متقاعد خواهد کرد یا خیر.
نکته دوم این است که جمهوری اسلامی ایران بر اساس همین محاسبه، تلاش می‌کند تا طی یک یا دو ماه آینده از این «فرصت طلایی» استفاده کند تا مطمئن شود جنگ جدیدی آغاز نخواهد شد. در واقع، آن اطمینان و تضمینی که ایران از ترامپ می‌خواهد بسیار حیاتی است؛ تهران می‌خواهد تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، تعهد یا تضمینی دریافت کند که پس از پایان انتخابات، درگیری نظامی جدیدی رخ ندهد.
تکاپوی پنتاگون برای بازسازی ذخایر دفاعی؛ الگوی ونزوئلایی ترامپ در دیپلماسی زور
در مقابل این محاسبات ایران، چارچوب ذهنی و استراتژی ترامپ برای مدیریت این بحران تا زمان انتخابات چیست؟
چارچوب ذهنی ترامپ همچنان همان الگوی «دیپلماسی زور» و فشارهای مشابه پرونده ونزوئلا است. بر این اساس، ترامپ ترجیح می‌دهد فعلاً تا زمان انتخابات میان‌دوره‌ای، اوضاع را کج‌دارومریز پیش ببرد، تحریم‌ها و محاصره دریایی را حفظ کند تا ایران را مجبور به تن دادن به یک توافق سازد. اگر توافقی حاصل شود، اوضاع وارد فاز مذاکره و دیپلماسی خواهد شد و در آنجا نیز ترامپ دوباره تلاش خواهد کرد بگوید یا خواسته من را تأمین کنید یا گزینه اقدام نظامی روی میز خواهد بود.
در این میان یک نکته مهم وجود دارد که نباید از آن غفلت کرد: یکی از عواملی که از نگاه ایران می‌تواند اقدام نظامی را به تأخیر بیندازد یا ابزار چانه‌زنی ترامپ را تضعیف کند، مسئله کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا است. بر اساس اخباری که شنیده می‌شود، دولت ترامپ و وزارت دفاع آمریکا با شرکت‌های بزرگ اسلحه‌سازی قراردادهایی بسته‌اند تا سرعت تولید را تا سه برابر افزایش دهند.
معنای این اقدام آن است که ممکن است ظرف دو ماه آینده، کمبود ذخایر دفاعی آمریکا (به‌ویژه سامانه‌های رهگیر مانند پاتریوت و تاد) تا حدی برطرف شود. بنابراین ترامپ ممکن است در اواخر مهر یا آبان‌ماه در موقعیت بهتری برای تهدید یا حمله نظامی قرار گیرد. پس بازی ایران این است که تا جای ممکن در شرایط فعلی مقاومت کرده و امتیاز بگیرد، و ترامپ هم ممکن است امتیازی موقت بدهد تا این فاز بگذرد؛ اما بعید می‌دانم ترامپ در این فاز و بدون حل کامل مسئله هسته‌ای، تضمینی قطعی برای عدم شروع جنگ ارائه دهد.
چرا راهکار نظامی پایدار نیست و اعتمادسازی اقتصادی اهمیت می‌یابد؟
شما به موضوع تلاش ایران برای اخذ تضمین یا اطمینان درباره عدم تکرار جنگ اشاره کردید. با توجه به سوابق تفاهمنامه‌های قبلی (مانند توافق اسلام‌آباد)، ایران اصولا چه نوع تضمینی می‌تواند از واشنگتن دریافت کند؟
بحث تضمین در ادبیات روابط بین‌الملل به دو حالت کلی تقسیم می‌شود:

حالت اول، تضمین نظامی است؛ یعنی قدرت نظامی شما باید در آن حدی باشد که هزینه درگیری و حمله را برای طرف مقابل به شدت افزایش داده و محاسبات هزینه-فایده او را تغییر دهد.
حالت دوم، تضمین از طریق اعتمادسازی و همگرایی اقتصادی است؛ یعنی از طریق ادغام اقتصادی، همکاری و اعتمادسازی مطمئن شوید که حمله مجددی صورت نخواهد گرفت.

اگر به وضعیت ایران نگاه کنیم، در حالت اول ما هر اقدامی هم انجام دهیم، از نظر قدرت نظامی مطلق نمی‌توانیم به سطحی برسیم که آمریکا احساس کند دیگر توانایی ضربه زدن نظامی به ما را ندارد. آنچه اکنون رخ می‌دهد یک درگیری ناهمتراز (نامتقارن) است؛ ایران مقاومت می‌کند و آمریکا حمله می‌کند. این وضعیت موجب شده تعیین برنده قطعی به تأخیر بیفتد؛ به تعبیر دیگر، نه آمریکا پیروز مطلق می‌شود و نه ایران. اما این وضعیت به معنای وجود «توازن قدرت نظامی» نیست.
چون جمهوری اسلامی ایران حداقل در کوتاه مدت نمی‌تواند توازن قدرت کامل نظامی ایجاد کند، لاجرم شیوه دوم یعنی اعتمادسازی اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. این شیوه بر پایه وابستگی متقابل، همکاری اقتصادی، اعتمادسازی و کاهش تنش‌ها استوار است.
همکاری متقابل برای تثبیت عدم جنگ
فرآیند اجرای این مدل اعتمادسازی و همگرایی اقتصادی چگونه می‌تواند کلید بخورد؟
ایران می‌تواند وارد یک مسیر گام‌به‌گام برای حل بحران اعتماد شود. به عنوان مثال:

در گام اول: توافقی صورت گیرد که در ازای لغو تحریم‌ها، موانع یا محاصره تنگه هرمز برداشته شود.

در گام دوم: سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی (مثلاً در چارچوب همان توافق اسلام‌آباد و صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری) افزایش یابد و گسترده‌تر شود.
این همان الگوی مورد تأکید نظریات لیبرالی در روابط بین‌الملل است که بر همکاری متقابل اقتصادی، همگرایی، هم‌سویی و رفع تدریجی اختلافات تاکید دارد. گرچه این مسیر زمان‌بر است، اما از آنجا که راهکار صرفاً نظامی نمی‌تواند در بلندمدت وضعیت پایداری ایجاد کند، شیوه اعتمادسازی اقتصادی می‌تواند اوضاع را بهبود بخشد و اطمینان خاطر بیشتری برای ایران ایجاد کند که جنگ دیگری رخ نخواهد داد؛ زیرا در عرصه سیاست بین‌الملل، دریافت تضمین ۱۰۰ درصدی و مطلق اصولاً امکان‌پذیر نیست.
چرا همسایگان نه ایران خیلی قوی را می‌خواهند و نه ایران خیلی ضعیف را؟
نقش بازیگران منطقه‌ای را در این معادله چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا کشورهای منطقه همچنان به دنبال نقش‌آفرینی برای پایان دادن به بحران هستند یا از این روند ناامید شده‌اند؟
در آمریکا بحث‌هایی مطرح شد مبنی بر اینکه به ابتکارعمل‌های منطقه‌ای اعتماد شود؛ مشابه آنچه در بحران غذایی یا بحران غزه رخ داد و کشورهایی مثل ترکیه، مصر و قطر تلاش کردند ابتکار عمل را به دست بگیرند. درباره ایران نیز پیشنهادهایی مطرح شد، اما از آنجا که موضوع هسته‌ای یک مسئله میان قدرت‌های بزرگ است، به ثمر نشستن ابتکارات منطقه‌ای بسیار دشوار است.
اما در مورد خواست کشورهای منطقه، واقعیت این است که آن‌ها دچار یک «پارادوکس» و مخمصه سخت شده‌اند: از یک‌سو، ایران قدرتمند به ضرر آن‌هاست، زیرا نگرانند که ایران قدرتمند اراده خود را بر آن‌ها تحمیل کند. از سوی دیگر، ایران ضعیف نیز به ضرر آن‌هاست؛ زیرا ایران ضعیف می‌تواند منشأ سرایت بحران و بی‌استقراری باشد و پروژه‌های توسعه بلندمدت این کشورها را به چالش بکشد.
بنابراین، کشورهای منطقه (به‌ویژه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس) تمایل دارند ایده‌آل‌ترین حالت برقرار باشد: یک «ایران کنترل‌شده و مهارشده» که نه خیلی ضعیف باشد و نه خیلی قوی، تا توازن قدرت منطقه‌ای برهم نخورد.
نگرانی آن‌ها این است که اگر ایران بسیار ضعیف شود، اسرائیل بیش از حد قوی می‌شود که این به ضرر منطقه‌ است؛  اگر ایران بسیار قوی شود و اسرائیل ضعیف گردد، باز هم توازن برهم می‌خورد. کشورهای خلیج فارس فضای تنفسی خود را در شرایطی می‌بینند که میان قدرت‌های منطقه‌ای (ایران، ترکیه و اسرائیل) نوعی توازن برقرار باشد. این همان مخمصه‌ای است که کشورهای منطقه در آن گرفتار شده‌اند و اکنون تلاش می‌کنند با کمک آمریکا و قدرت‌های منطقه‌ای نظیر ترکیه و پاکستان، به نوعی این معضل را مدیریت کنند.