12:00 - 1405/06/16
کد خبر: 86254206
آمریکا در جنایت سیریک باز هم فرافکنی کرد/ حمله نظامی نشانه ناکامی محاصره اقتصادی بود

تهران - ایرنا - مشاور رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس حمله نظامی اخیر آمریکا را نشانه ناکامی در اهداف محاصره اقتصادی دانست و تصریح کرد: آمریکا در جنایت سیریک باز هم فرافکنی کرد و گفت یک مرکز مخابراتی هدف آنها بوده است در حالی‌که با توجه به ادعای نظامیان این کشور در نقطه‌زنی، نمی‌توان پذیرفت که چنین میزانی از اشتباه رخ داده باشد، در واقع آنها به نوعی از خودشان رفع مسئولیت کردند.

«محمدرضا طالبی‌نژاد» در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا درباره این پرسش که اگر محاصره اقتصادی به ادعای آمریکا کارآمد است، چرا به دنبال تشدید تنش و درگیری سخت با ایران است؟ گفت: اولا مسائلی که آمریکا از ابتدای این جنگ و جنگ ۱۲روزه در پیدایش آن نقش داشت با تناقض‌ها و تضادهای مختلف در گفتار و عمل همراه بوده است. ترامپ و مجموعه همراه وی که جنگ را آغاز کردند تاکنون به اهداف خود نرسیده‌اند و طبیعی است که تناقض‌های مختلفی از خود بروز دهند.
مشاور رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس ادامه داد: در چنین شرایطی ممکن است گاهی از جنگ تمام عیار و گاهی از صلح سخن بگویند و مدعی شوند که به آن نزدیک هستند. این اعوجاج و تزلزل در مواضع، گفتارها و رفتارهای آمریکایی‌ها و به‌خصوص شخص ترامپ چیز جدیدی نیست. مثلا وی بارها گفته است، «همین امشب تمدن ایران را نابود می‌کنیم» و چند روز بعد اعلام کرده است «به توافق بزرگ نزدیک شدیم!»
وی اظهار داشت: بنابراین نباید از اینکه می‌گویند محاصره اقتصادی یا دریایی، بهترین گزینه است و دیگر به گزینه نظامی یا حملات فراگیر نظامی نیاز ندارند و سپس این ادعا را نقض کرده و به جنوب ایران حمله می‌کنند، تعجب کرد.
حمله نظامی نشان می‌دهد محاصره دریایی نتوانسته است اهداف آمریکا را تامین کند
طالبی‌نژاد افزود: همچنین، علاوه بر این سردرگمی، حمله نظامی نشان می‌دهد که محاصره دریایی تاکنون نتوانسته است اهداف آمریکایی‌ها را تامین کند، همچنان که جنگ ۴۰ روزه نیز نتوانست اهداف آنها را تامین کند، البته این مساله نافی زیان‌بار بودن محاصره دریایی برای ایران نیست.
مشاور رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس ادامه داد: یکی دیگر از دلایل این قبیل اقدامات آمریکا ناشی از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است؛ آمریکایی‌ها به زعم خودشان، متناسب با پیش‌بینی‌های خودشان و تهدیدهای ما، تصمیم‌گیری می‌گیرند. مثلا تهدیدی که اخیرا شد مبنی بر اینکه «اگر آمریکا محاصره نظامی دریایی را برندارد، ما عملیات نظامی می‌کنیم، چون محاصره دریایی را مصداق عملیات نظامی و جنگ می‌دانیم» از جمله این موارد است بنابراین حملات کور به جنوب ایران در همین راستا ارزیابی می شود.

طالبی‌نژاد در جمع‌بندی چرایی اقدامات پارادوکسیال ترامپ علیه ایران اظهار داشت: بخشی از این اقدامات منبعث از یک خوانش تاکتیکی و نظامی است، بخش دیگر معلول ابهام در وضعیت فعلی و سردرگمی ناشی از آن و بخشی نیز مولود مدل شخصیتی و نوع رویکرد ترامپ است.
این تحلیلگر سیاسی با تاکید بر اینکه در جنگی که آمریکا آغاز کرده است، چند طرف درگیر شده‌اند و صرفا شاهد یک بازی یک طرفه یا دو طرفه نیستیم، گفت: وقتی یک کشور عملیات نظامی را آغاز می‌کند، متغیرهای پیش‌بینی نشده‌ای در ماجرا دخیل می‌شوند و خطاهایی در زمان و شدت حمله و به طور کلی محاسبات کشور مهاجم رخ می‌دهد. مجموعه این عوامل باعث می‌شود تا اگر به صحبت‌های ترامپ در روزهای نخست جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه و چند هفته اخیر برگردیم، می‌بینیم که او پایان بازی را نمی‌داند یا به قول شهید سلیمانی، «بازی را آن‌ها آغاز می‌کنند، اما پایانش با آن‌ها نیست.»
وی ادامه داد: البته فقط بحث دانستن یا ندانستن پایان بازی مطرح نیست؛ بلکه موضوعاتی مانند هدف بازی، نوع بازی و واکنش به آن نیز مطرح است. خود جنگ و واقعیت‌های این‌چنینی نیز در نهایت برخی محاسبات غلط را به دنبال دارد. آنچه روی کاغذ پیش‌بینی می‌شود، لزوما در عمل اتفاق نمی‌افتد، جغرافیای گسترده و مواضع مختلف نیز در این مسئله تأثیرگذار است.
شکست‌های استراتژیک و محاسبات غلط پایان بازی را برای آمریکا پیش‌بینی ناپذیر کرده است
طالبی‌نژاد با اشاره به تاثیر بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهان گفت: جنگی که با محوریت تنگه هرمز اتفاق افتاده است، طبیعتا بر بازار انرژی و مبادلات اقتصادی تأثیر می‌گذارد. شاید بتوان گفت چند ده کشور درگیر پیامدهای چنین اتفاقی می‌شوند و طبیعتا همه این موارد در محاسبات آمریکایی‌ها نبوده است. بنابراین مجموعه‌ای از شکست‌های استراتژیک و همچنین محاسبات غلط را در عدم پیش‌بینی پایان بازی از سوی آمریکا دخیل می‌دانم.
وی در تحلیل سکوت مجامع حقوقی بین‌المللی برابر جنایات آمریکا در میناب و لامرد و سیریک گفت: داستان مظلومیت حقوق بشر، حقوق کودکان و حقوق غیرنظامیان، به‌خصوص کسانی که با ترور، عملیات غافلگیرانه یا عملیات نظامی مورد هدف قرار می‌گیرند، در مجامع جهانی و مجامع بین‌المللی موضوع تازه‌ای نیست و قبلاً هم شاهد این بی‌تفاوتی‌ها، بدواکنشی‌ها و سکوت‌ها بوده‌ایم.
آمریکا در جنایت سیریک باز هم فرافکنی کرد
این تحلیلگر سیاسی افزود: آمریکا در جنایت شهر کوهستک سیریک باز هم فرافکنی کرد و گفت یک مرکز مخابراتی هدف آنها بوده است در حالی‌که با توجه به ادعای نظامیان این کشور در نقطه‌زنی، نمی‌توان پذیرفت که چنین میزانی از اشتباه رخ داده باشد، در واقع آنها به نوعی از خودشان رفع مسئولیت کردند. متأسفانه مجامع حقوقی بین‌المللی - حداقل مجامعی که در غرب شکل گرفته‌اند - به نوعی تطهیرکننده یا در واقع صحه‌گذار این‌گونه مردم‌کشی و کشتار غیرنظامیان و فجایعی شده‌اند که هیچ عقل سلیم و منطق اخلاقی و وجدان بیدار انسانی، فارغ از جغرافیا، مذهب و نژاد آن را نمی‌پذیرد. با این حال شاهد واکنش جدی نبوده‌ایم و حتی گاهی واکنش‌ها حتی به صدور یک بیانیه یا اظهار تأسف محدود شده و بازدارندگی لازم را ایجاد نکرده است.

طالبی‌نژاد در انتقاد از بی‌عملی نهادهای حقوقی جهانی برابر جنایات زنجیره‌ای آمریکا در ایران، گفت: در فجایع مدرسه شجره طیبه میناب، ورزشگاه لامرد یا حمله به هواپیمای غیرنظامی در گذشته، از مجامع قانونی و حقوقی هیچ کنش بازدارنده‌ای ندیدیم. به نوعی آنجا هم با یک تبعیض مواجه هستیم و نظام سلطه کار خودش را انجام می‌دهد.
مشاور رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، فلسفه شکل‌گیری سازمان ملل متحد را دفاع از صلح جهانی دانست و اظهار داشت: به رغم چنین مانیفستی اما پرسش بنیادین این است که در پی دستبرد به مفاهیمی چون صلح و حقوق بشر در جنگ‌های متعدد، شورای امنیت سازمان ملل با تمام ظواهر انسان دوستانه‌ای که دارد چه کرده است؟ چه عملکرد قاطعی به معنای مقابله با تهدیدکنندگان صلح، امنیت انسانی و جنگ علیه غیرنظامیان انجام داده‌اند؟ به نظر می‌رسد بود و نبود آنها یکی است و مابه ازای مثبتی ندارند.
شنیده شدن ندای دفاع از انسانیت در مجامع بین‌المللی محل تردید است
طالبی‌نژاد در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی مستندسازی این جنایات و استیفای حقوق مردم از سوی مسئولان کشورمان، گفت: وزارت امور خارجه طبق روالی که وجود دارد، حتما اعتراض‌ها و شکایت‌هایی را به مجامع حقوقی بین‌المللی و مدعی دفاع از حقوق بشر، حقوق کودکان، زنان و... انجام می‌دهند. این اقدام هم منطق حقوقی دارد و هم منطق عرفی و اخلاقی، اما اینکه ندای دفاع از انسان و انسانیت تا چه اندازه مورد توجه قرار گیرد و باعث شود که مجامع حقوقی موضعی بگیرند که در عمل مابه‌ازای مثبت داشته باشد، محل تردید است.
این تحلیلگر سیاسی در تحلیل راهکارهای مقابله با فشار اقتصادی آمریکا، گفت: از قبل این پیش‌بینی وجود داشت که به موازات جنگ نظامی آمریکایی و اسرائیلی و به‌خصوص پس از ناکامی آنها در رسیدن به اهدافی که از این جنگ داشتند؛ دو، سه موضوع در دستور کار آمریکایی‌ها قرار گیرد که عبارت است از شیطنت و دسیسه تا تهدید و ارعاب و در واقع تدوام سایه جنگ.

وی ادامه داد: یکی از این دسیسه‌ها، ورود به صف متحد مردم و برهم زدن اتحاد و انسجام ملت است؛ همچنین تقسیم مسئولان به تندرو و کندرو نیز در همین دسته قرار می‌گیرد. کاشتن بذر نفاق و برداشت محصول آن قطعا در جنگ اقتصادی نیز تاثیر دارد. خود جنگ اقتصادی هم که البته برای ما تازگی ندارد؛ بیش از چند دهه است که تحت تأثیر تحریم‌های ظالمانه آمریکایی‌ها و دیگران هستیم و این غم تازه‌ای نیست.
مقدمه فشار حداکثری اقتصادی، جنگ روانی، رسانه‌ای و شناختی است
این تحلیلگر سیاسی جنگ روانی را مقدمه تغییر شیفت از جنگ نظامی فراگیر به جنگ اقتصادی دانست و گفت: مقدمه فشار حداکثری اقتصادی، جنگ پیچیده روانی، رسانه‌ای و شناختی است و شاید اثر این جنگ روانی از آنچه در واقعیت وجود دارد، بسیار بیشتر باشد مثلاً هیجاناتی در بازار شکل می‌گیرد، خریدهای آن‌چنانی انجام می‌شود و البته عده‌ای شیاد و دلال هم از این فضا سوءاستفاده می‌کنند در واقع کاسبی شرایط جنگی راه می‌اندازند و مردم عادی هم نگران می‌شوند. زیرا ممکن است دارایی‌های خود را در خطر از دست دادن تصور کنند یا ممکن است خودشان را در معرض مشکلات معیشتی و اقتصادی ببینند که این‌ها قابل انکار نیست. بنابراین اثر جنگ روانی از جنگ نظامی و عملیات اقتصادی بیشتر است.
طالبی‌نژاد تلاش مسئولان برای افزایش اعتماد عمومی جامعه را یکی از راهکارهای پیشگیری از این وضعیت دانست و تصریح کرد: اولا باید تاب‌آوری افراد و خانواده‌ها افزایش یابد و این مساله الزامات خاص خودش را دارد و با توصیه، نصیحت و سفارش میسر نیست بلکه باید همراه با راهکارهای عملیاتی باشد. ثانیا کشور باید در عرصه اقتصادی آرایش جنگی به خود گیرد و مسئولان با تدابیر لازم در سیاست‌ها و اولویت‌ها بازنگری کنند و جایگزینی بعضی از کدهای بودجه را در دستور کار قرار دهند.

مشاور رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس ادامه داد: در این آرایش جدید باید ببینیم که آیا شرکت‌های دولتی ما با انضباط بیشتری کار می‌کنند؟ آیا اولویت‌بندی ما منطبق با شرایط جنگی و محاصره اقتصادی است؟ اگر در جایی خلاف این یافت شد باید اصلاح شود تا بتوانیم آرایش جدید به خود گیریم زیرا ثروت‌های عظیمی در این کشور وجود دارد؛ جغرافیای گسترده، منابع طبیعی خوب و نیروی انسانی باهوش فراوان داریم که می‌توانند استقامت اقتصادی را تقویت کنند.
آرایش جنگی اقتصاد کشور مستلزم افزایش نظارت است
وی این آرایش جنگ اقتصادی را مستلزم افزایش نظارت دانست و گفت: اولا نظارت بر شرایط اقتصادی باید برای مردم ملموس باشد و ثانیا این شرایط صرفا معلول جنگ نیست بلکه بخشی از آن به محاسبات اقتصادی کلان ما بازمی‌گردد. باید بخش‌های نظارتی و تعزیراتی فعال‌تر عمل کنند. ولی بارها شاهد بوده‌ایم که در رسانه‌ها گفته شده فلان مقدار کالای احتکار شده کشف شده اما مردم نمی‌دانند که این کالای کشف شده کجا مصرف می‌شود؟ توضیح این موارد برای جامعه در این شرایط ضروری است. اینکه در پاسخ به پرسش‌های مردم صرفا به عبارت «جنگ است دیگر»، اکتفا کنیم نه شایسته جامعه ما است نه حکمرانی ایران.

طالبی‌نژاد با تاکید بر اینکه جنگ ایران و آمریکا به مرحله‌ای رسیده که تاب‌اوری مردم تعیین‌کننده است، گفت: تاب‌آوری مردم تاکنون برگ برنده جنگ بوده و در صورت تدوام، موفقیت‌ها را درو خواهد کرد. افزایش تاب‌آوری تا حد زیادی مستلزم جابه‌جایی اولویت‌های بودجه، اولویت‌های برنامه، کم کردن هزینه‌های بیهوده برخی نهادهای دولتی و غیردولتی دیگر و به عبارتی کم کردن بار کشور است. بنابراین به مجموعه‌ای از اقدامات سیاست‌گذاری، اجرایی، راهبردی و نظارتی برای مقابله با جنگ اقتصادی دشمن نیاز داریم.
در روایت نقاط قوت و موضوعات حائز اهمیت برای مردم عملکرد ضعیفی داریم
وی در پاسخ به این پرسش که آیا در حوزه اقدامات اقتصادی با خلأ روایت مواجهیم و این خلأ چگونه باید برطرف شود؟ تصریح کرد: متاسفانه اولا در روایت نقاط قوت و موضوعاتی که برای مردم مهم است، بسیار ضعیف عمل می‌کنیم یا فکر می‌کنیم اگر بعضی واقعیت‌ها را بپوشانیم، مشکل حل می‌شود، یا اینکه مثلاً روایت‌های دست‌چندم دشمن را تئوریزه می‌کنیم و به خورد مردم می‌دهیم.
این تحلیلگر سیاسی افزود: ثانیا برخی افراد در فضای مجازی پالس‌های متعددی درباره افزایش قیمت ارز و ... می‌دهند که حالا یا می‌خواهند هیجان رسانه‌ای ایجاد کنند؟ یا خبر دست اول را بدهند؟ اما همه اینها دمیدن در آتشی است که دشمن روشن کرده است و عمدتا معلول ضعف رسانه‌ای می‌باشد.
مشاور رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در پایان تاکید کرد: کلی‌گویی مسئولین و ضعف مدیریتی نیز به این وضعیت دامن می‌زند. یک بخش از فضای رسانه‌ای کشور در این موارد هیجانی عمل می‌کند و بخشی دیگر از آن روی واقعیت‌ها سرپوش می‌گذارد. در صورتی که اگر از سویی هماهنگی میان اظهارات مسئولین و از سوی دیگر پیش‌گیری از وایرال شدن اخبار منفی در فضای رسانه‌ای انجام شود، مسیر جنگ روانی دشمن دشوار می‌شود.