09:19 - 1405/06/16
کد خبر: 86257028
ایران برای «امیرحسین» مادری بود که باید جانانه از او دفاع می‌کرد

ساری- ایرنا- همسر شهید سرافراز ناخدادوم، «امیرحسین سلیم‌زاده»، در سخنانی جانسوز و در عین حال پرصلابت، با اشاره به شجاعت و پایمردی این شهید والامقام در سخت‌ترین میدان‌های دفاع از خاک وطن گفت: به فرزند سه ساله‌ام خواهم گفت پدرت می‌توانست به دنبال آسایش و مقام برود، اما ایستاد چون ایران برای او مادری بود که جانانه در آغوشش کشید و از او دفاع کرد.

به گزارش ایرنا، میدان امام خمینی(ره) در یکصد و نودمین شب حضور مردمی، شاهد صحنه‌هایی بی‌بدیل از تجدید میثاق با آرمان‌های شهدا و وداع با یکی از دلاورمردان ارتش جمهوری اسلامی ایران بود؛ شبی که بغض‌های فروخورده و اشک‌های بی‌امان مردم با سخنان پرصلابت و جانسوز همسر شهید مدافع وطن، ناخدا دوم امیرحسین سلیم‌زاده گره خورد تا بار دیگر حماسه ایثار و غیرت در قلب پایتخت طنین‌انداز شود.
همسر این شهید والامقام در جمع پرشور مردم، خانواده‌های معظم شهدا و همرزمان شهید، با قلبی مالامال از دلتنگی اما با بیانی مقتدرانه به روایت دلدادگی، شجاعت و پایمردی این رزمنده شجاع پرداخت و سخنانی را بر زبان جاری کرد که اشک را از دیدگان حاضران جاری ساخت.
وی سخنان خود را با نجواهایی دلتنگ با پیکر همسر شهیدش آغاز کرد و گفت: امیرحسین جانم! نمی‌دانم از کجا آغاز کنم؛ از روزهایی بگویم که حضور داشتی و خانه‌مان به برکت خنده‌ها و مهربانی‌هایت سرشار از زندگی و نور بود، یا از امروزی که جای خالی‌ات قلبمان را به آتش کشیده است؟ حتی زمانی که مجروح شده بودی و برگه مرخصی استعلاجی در دست داشتی، روحت در بند آرامش نماند. هنوز مدت مرخصی‌ات تمام نشده بود که تاب نیاوردی و زودتر از موعد، برای ایستادن در کنار همرزمانت راهی خط مقدم شدی. قرار بود زائر آستان قدس رضوی باشی، اما تقدیر الهی این‌گونه رقم خورد که به جای حرم مطهر امام رضا(ع)، به آسمان‌ها پر بکشی و همنشین اولیاءالله شوی.
لباس ارتش؛ انتخابی از سر عشق و غیرت
همسر شهید سلیم‌زاده با اشاره به شخصیت متعهد و آرمان‌گرایانه این مدافع وطن، تصریح کرد: امروز همه از شجاعت، مردانگی و عشق بی‌پایانت به این خاک می‌گویند. من به همه این رشادت‌ها افتخار می‌کنم؛ اما کاش کسی پیدا می‌شد و به من می‌گفت که با این خانه خالی و سکوت سنگین آن چه کنم؟ چطور باید به دلم بفهمانم که دیگر طنین گرم صدایت را در خانه نخواهد شنید؟
وی افزود: امیرحسین یک ارتشی واقعی و مخلص بود؛ مردی که با تمام وجود به لباس مقدس سربازی وطن افتخار می‌کرد. خدمت به ایران برای او یک وظیفه قلبی و افتخاری بی‌مانند بود، نه نردبانی برای رسیدن به نام، نان، پست و مقام دنیوی.

همسر این شهید مدافع وطن در بخش دیگری از سخنانش به توصیف صلابت و دلیری همسرش در میدان نبرد پرداخت و یادآور شد: امروز مادرت با قامتی خمیده، پدرت با قلبی شکسته، برادرت با بغضی سنگین، خواهرانت با دلی سوخته و من با کوله‌باری از دلتنگی و پسرمان با معصومیت کودکانه‌اش، در انتظار روزی هستیم که در پیشگاه پروردگار و در جایی که هیچ مرزی میانمان نیست، دوباره به دیدارت نائل شویم.
تو از نسل همان شیرمردانی بودی که خواب راحت را بر چشم دشمنان این مرز و بوم حرام کردند. وی با تأکید بر اینکه دلیری شهید سلیم‌زاده ریشه در ایمانی عمیق داشت، گفت: شجاعت تو هرگز ادعا و شعار نبود؛ در سخت‌ترین و پرخطرترین صحنه‌ها وقتی دل خیلی‌ها می‌لرزید، تو نخستین گام را با صلابت به جلو برمی‌داشتی. تو این خاک را امانتی الهی می‌دانستی و ایمان داشتی که امانت را باید حتی به بهای نثار جان حفظ کرد. ایران برای تو یک واژه جغرافیایی یا چند رنگ روی پرچم نبود؛ مادری بود که باید جانانه و فداکارانه در آغوشش می‌کشیدی و از او پاسداری می‌کردی.
بغض‌های معصومانه کودک سه‌ساله در انتظار صدای پدر
وی سپس با اشاره به دشواری‌های دلتنگی فرزند خردسالشان، روایتی تکان‌دهنده از چشم‌انتظاری او بیان کرد و گفت: امروز من مانده‌ام، لباس‌هایت، انبوهی از خاطرات و یک پسر کوچک سه‌سال‌ونیمه. وقتی به سمت خانه می‌آمدیم، با همان لحن شیرین کودکانه‌اش دستم را می‌کشید و می‌گفت: "زنگ بزن به بابا امیر". گوشی تلفنت را که همرزمانت دیشب برایمان آوردند روشن کردم، اما آن را روی حالت بی‌صدا گذاشتم تا متوجه نشود که دیگر جوابی از آن سوی خط نمی‌آید... او هنوز بسیار کوچکتر از آن است که واژه شهادت و ندیدن دوباره پدر را بفهمد. هنوز فکر می‌کند رفته‌ای و زود برمی‌گردی. چطور باید به کودکی که ثانیه‌ها را برای در آغوش کشیدن پدرش می‌شمارَد بگویم که بابا دیگر بازنمی‌گردد.
همسر شهید سلیم‌زاده تأکید کرد: «اما وقتی پسرمان بزرگ‌تر شد و قد کشید، سرم را بالا می‌گیرم و با غرور تمام به او خواهم گفت: پسرم! پدرت می‌توانست مانند خیلی از افراد فقط به فکر زندگی شخصی و آسایش خود باشد؛ می‌توانست پیگیر رفاه و جایگاه باشد؛ می‌توانست عافیت‌طلبی کند و بگوید چرا من باید جلو بروم؟ اما او ماند و از جانش گذشت، چون این آب و خاک و مردمانش را با تمام قلبش دوست داشت.
وی در پایان در حالی که فضای مراسم آکنده از نوای صلوات و ابراز احساسات جمعیت حاضر بود، سخنان خود را با این جملات به پایان رساند: امیرحسین جانم! کاش فقط برای یک بار دیگر در خانه باز می‌شد تا برای آخرین بار در آغوشت می‌کشیدیم و پسرمان با تمام وجودش به تو می‌گفت: "بابا امیر، چقدر دوستت دارم". ای شهید عزیز، در پیشگاه خداوند شفاعت‌گر ما باش.
همزمان با صد و نودمین شب اجتماع پرشور مردمی، آیین وداع با پیکر مطهر شهید دهه هفتادی، خلبان «امیرحسین سلیم‌زاده» با حضور جمعی از مردم شهیدپرور تنکابن برگزار شد.

شهید امیرحسین سلیم‌زاده چندی پیش در جریان حمله دشمن آمریکایی به خوزستان، در راه دفاع از میهن اسلامی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و آسمانی شد.
مردم مؤمن و انقلابی تنکابن در این مراسم با حضور پرشور خود، ضمن ادای احترام به مقام والای این شهید سرافراز، یاد و خاطره شهدای راه وطن را گرامی داشتند و با آرمان‌های شهدا تجدید پیمان کردند.
پیکر مطهر این شهید والامقام پیش از این نیز در میاندورود مورد استقبال و وداع مردم قرار گرفت و شب گذشته آیین وداع با پیکر شهید امیرحسین سلیم‌زاده در میاندورود برگزار شد.
حضور گسترده مردم در این آیین‌ها، جلوه‌ای دیگر از ارادت و دلدادگی مردم مازندران به شهدا و پاسداشت مقام شهدای مدافع وطن است.
شهید سلیم‌زاده از اهالی روستای توساکوتی دهستان سه‌هزار از بخش کوهستان شهرستان تنکابن است که حدود ۱۵ سال در نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران خدمت کرد و در جریان حملات تیرماه جاری در خوزستان مجروح و به درجه جانبازی نائل آمده بود.
وی پس از جراحت، حدود یک ماه مرخصی برای دوران نقاهت داشت و می‌توانست در کنار خانواده و فرزند خردسالش بمان اما تصمیم گرفت دوباره به خط مقدم بازگردد و راهی مناطق عملیاتی شود.
این جوان دهه هفتادی سرانجام ۱۰ شهریور ماه جاری در جریان حملات آمریکا و در مسیر انجام وظیفه به شهادت رسید.