علی اشرف افخمی تحلیلگران اقتصادی و بانکی در یادداشتی اختصاصی با عنوان «بریکس؛ فرصت یک نظم اقتصادی جدید» برای ایرنا با طرح این پرسش که آیا بریکس میتواند قدرت اقتصادی خود را به یک شبکه واقعی اقتصادی، مالی و بانکی تبدیل کند؟ نوشت: اجلاس هجدهم گروه بریکس در روزهای ۱۲ و ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در دهلینو برگزار شد. نشست سران بریکس در دهلینو در شرایطی برگزار شد که اقتصاد جهان بیش از هر زمان دیگری با نااطمینانی، جنگ، تحریم، رقابت قدرتهای بزرگ و اختلال در زنجیرههای تأمین روبهروست. در چنین شرایطی، بریکس دیگر صرفاً یک تشکل سیاسی از کشورهای در حال ظهور نیست؛ این گروه میتواند به تدریج به یکی از مهمترین مراکز کانونی اقتصاد جهانی تبدیل شود.
بریکس اکنون ۱۱ عضو دارد: برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی، مصر، اتیوپی، ایران، امارات متحده عربی، اندونزی و عربستان سعودی. این کشورها حدود نیمی از جمعیت جهان، ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی و حدود ۲۶ درصد تجارت جهانی را در اختیار دارند.
شاخص
جایگاه بریکس
تعداد اعضا
۱۱ کشور
سهم از جمعیت جهان
حدود ۴۹.۵ %
سهم از تولید ناخالص (GDP) جهان
حدود ۴۰ %
سهم از تجارت جهانی
حدود ۲۶ %
صادرات کالائی (۲۰۲۴)
حدود ۶۰۰۰ میلیارد دلار
صادرات درون گروهی (۲۰۲۴)
حدود ۱۲۰۰ میلیارد دلار
این ارقام یک واقعیت مهم را نشان میدهد بریکس دیگر گروهی حاشیهای در اقتصاد جهان نیست و با گروه ۷ یا همان (G۷) برابری می کند.
مسئله اصلی؛ دلار یا وابستگی به دلار؟
یکی از بحثهای داغ درباره بریکس، ایجاد یک ارز مشترک و کنار گذاشتن دلار است. اما به نظر میرسد این بحث بیش از آنکه عملیاتی باشد، سیاسی و رسانهای است. اقتصاد کشورهای عضو بریکس BRICS بسیار متفاوتاند؛ ساختارهای اقتصادی، سیاستهای پولی، نرخ تورم، نظام بانکی و حتی منافع ژئوپلیتیکی آنها یکسان نیست. از اینرو، ایجاد یک ارز مشترک در چنین شرایطی بسیار دشوار است. اما راه دیگری وجود دارد که هم عملیتر و هم سریعتر است: تجارت با ارزهای ملی، اتصال نظامهای پرداخت، ایجاد سازوکارهای تسویه بینبانکی، توسعه بانکهای کارگزار و تأمین مالی پروژهها با ارزهای محلی.
به بیان دیگر، هدف واقعبینانه بریکس می تواند «حذف دلار» نباشد؛ بلکه باید کاهش اجبار به استفاده از دلار باشد. این دو مفهوم کاملاً متفاوتاند. اگر یک صادرکننده بتواند با پول ملی خود تجارت کند، یک بانک بتواند بدون عبور کامل از شبکههای مالی تحت سلطه دلار تسویه کند و یک پروژه بتواند با ارز محلی تأمین مالی شود، انتخابهای اقتصادی بیشتری ایجاد شده است. قدرت واقعی اقتصادی بریکس نیز دقیقاً از همین «انتخاب» به وجود میآید.
قدرتی که پشت بانکها و پرداختهای بریکس قرار دارد
قدرت بریکس فقط در حجم GDP یا تجارت آن خلاصه نمیشود؛ پشت این اقتصاد، شبکهای عظیم از بانکها و زیرساختهای پرداخت قرار دارد. برای درک مقیاس آن کافی است بدانیم ICBC چین، بزرگترین بانک جهان، در پایان ۲۰۲۵ بیش از ۷،۹۰۰ میلیارد دلار دارایی داشت. از طرف دیگر فقط دو بانک از دو کشور عضو بریکس در سال ۲۰۲۵، به تنهایی بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار دارایی دارند که عبارتند از Dhabi Bank) (First Abu حدود ۳۸۲ میلیارد دلار دارایی و (Saudi National Bank) حدود ۳۲۳ میلیارد دلار دارائی دارند.
در هند، سامانه UPI در آگوست ۲۰۲۶ حدود ۲۵ میلیارد تراکنش در یک ماه، ثبت کرد. در سال ۲۰۲۵ نیز در برزیل سامانه Pix نزدیک به ۸ میلیارد تراکنش در ماه انجام داد. مجموع رقم تراکنش سامانه های یاد شده بالا در هند و برزیل در ۱۲ ماه گذشته از ۱۰،۰۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. این ارقام نشان میدهد که بحث اتصال نظامهای پرداخت بریکس در حد یک شعار سیاسی نیست؛ زیرا، زیرساختهای لازم برای شکلگیری یک شبکه مالی بزرگ در حال حاضر وجود دارند. قدرت مالی و بانکی بریکس در اتصال دهها بانک بزرگ و چندین سیستم پرداخت عظیم به یکدیگر می باشد.
گام مهمتر: بانک و نظام پرداخت
اهمیت بریکس زمانی قابل توجه میشود که همکاری سیاسی به همکاری مالی واقعی در جهت توسعه تبدیل شود. بانک توسعه جدید بریکس یا ( New Development Bank = NDB) در پایان سال ۲۰۲۵ دارای ۱۱۵ پروژه با ارزش حدود ۳۶ میلیارد دلار در سبد خود بود و ۱۹ پروژه جدید به ارزش ۲/۳ میلیارد دلار را تصویب کرد. همچنین سهم تأمین مالی با ارزهای محلی در تصویبهای NDB در سال ۲۰۲۴ به حدود ۵/۴۳ درصد رسید و بانک برای سالهای آینده نیز هدف بالایی برای افزایش تأمین مالی با ارزهای محلی در نظر گرفته است.
این شاید از شعار «ارز مشترک بریکس» مهمتر باشد. اقتصاد با شعار تغییر نمیکند؛ با بانک، اعتبار، پرداخت و سرمایه گذاری تغییر میکند. اگر بریکس بتواند یک شبکه کارآمد پرداخت و تسویه ایجاد کند، همکاری بانکهای مرکزی و بانکهای تجاری را گسترش دهد و منابع NDB را به پروژههای واقعی هدایت کند، آنگاه یک ساختار اقتصادی جدید می تواند شکل بگیرد. امّا یک خطر جدّی وجود دارد! بزرگترین نقطه ضعف بریکس نه اقتصادی، بلکه سیاسی است.
چین و هند در کنار همکاری اقتصادی، رقابتهای جدی دارند. اعضای بریکس در برابر آمریکا و اروپا مواضع یکسانی ندارند. روابط ایران با برخی اعضا پیچیدگیهای خاص خود را دارد. میان برخی کشورهای خلیج فارس نیز اختلافات سیاسی و امنیتی همچنان وجود دارد. از سوی دیگر، جنگها و تنشهای منطقهای میتواند هزینه حملونقل، بیمه، انرژی و تجارت را افزایش دهد و حتی بهترین توافقهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین اگر بریکس بخواهد صرفاً به یک جبهه سیاسی علیه غرب یا دلار تبدیل شود، احتمالاً فرصت استفاده از ظرفیت اقتصادی عظیم خود را از دست خواهد داد. بریکس زمانی قدرتمند خواهد شد که اقتصاد را بر سیاست مقدم بداند، نه اینکه اقتصاد را قربانی اختلافات سیاسی کند.
فرصت تاریخی ایران در بریکس
برای ایران، بریکس یک فرصت معمولی نیست؛ یک فرصت ژئواقتصادی تاریخی است. ایران در نقطه اتصال چین، هند، روسیه، آسیای مرکزی و خلیج فارس قرار گرفته و همزمان دارای انرژی، بازار، صنایع، نیروی انسانی و ظرفیت ترانزیتی قابل توجه است.
اگر ایران بتواند روابط بانکی خود را با اعضای بریکس توسعه دهد، تجارت با ارزهای ملی را گسترش دهد، در پروژههای مشترک حملونقل و انرژی فعال شود، از ظرفیت NDB استفاده کند و کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب را به مزیت اقتصادی تبدیل کند، عضویت در بریکس را میتواند از یک عنوان سیاسی به یک ابزار واقعی توسعه اقتصادی تبدیل نماید. اما این اتفاق خودبهخود رخ نخواهد داد. عضویت در بریکس به تنهایی برای ایران سرمایه، فناوری یا رشد اقتصادی ایجاد نمیکند. آنچه اهمیت دارد، توانایی ایران در تبدیل این عضویت به قرارداد، سرمایهگذاری، تجارت، انتقال فناوری و اشتغال است. فرصت وجود دارد؛ مسئله، ظرفیت استفاده از فرصت است.
از آنجا که نام ایران هنوز در فهرست رسمی عضویت در بانک NDB قرار ندارد، ضروریست که هرچه زودتر نسبت به این مهم اهتمام ورزد و سپس پروژه های زیر ساختی اش را به بانک NDB معرفی و پیگیر اخذ موافقت بانک مزبور برای فاینانس آنها باشد.
آینده بریکس چه خواهد بود؟
آینده بریکس در نهایت نه در بیانیههای سیاسی، بلکه در عملکرد اقتصادی آن مشخص خواهد شد. اگر این گروه بتواند تجارت درونگروهی را افزایش دهد، نظامهای پرداخت را به هم متصل کند، استفاده از ارزهای ملی را توسعه دهد، بانکهای خود را فعالتر و بصورت یک شبکه کارآمد درآورد، و سرمایه را به سمت پروژههای واقعی ببرد، به تدریج شاهد شکلگیری یک قطب اقتصادی جدید در جهان خواهیم بود. اما اگر اختلافات سیاسی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و منافع ملی کوتاهمدت بر همکاری اقتصادی غلبه کند، بریکس نیز ممکن است به یک ائتلاف بزرگ با ظرفیت اقتصادی عظیم اما با اثرگذاری محدود تبدیل شود. به نظر میرسد آینده اقتصاد جهان در مسیر حذف یک ارز و جایگزینی آن با ارزِ دیگر حرکت نمیکند؛ بلکه به سوی چندقطبی شدن نظام مالی بانکی و افزایش گزینههای اقتصادی پیش میرود.
و شاید مهمترین پیام نشست دهلینو همین باشد: قدرت اقتصادی آینده بریکس نه از جنگ با دلار، بلکه از ایجاد گزینههای اثربخش در کنار دلار بوجود خواهد آمد و برای ایران، هنر اصلی نه صرفاً عضویت تشریفاتی در این نظم جدید، بلکه استفاده از ظرفیت تبدیل عضویت به سرمایه گذاری در توسعه کشور است و برای دستیابی به چنین هدف ارزشمند و مهمی، بایستی از صدور بیانیه و شعارهای بی خاصیت خودداری نمود و در عوض به ترسیم نقشه راه و تدوین برنامه عملیاتی همراه با زمانبندی مشخص و سپردن کارها به افراد کاربَلَد، کاردان و کارآمد اهتمام ورزید. این امر با تمرکز و اهتمام بر حکمرانی خوب در دسترس خواهد بود.