گروه جامعه ایرنا- سالها در دل طبیعت ایستاد، ۲۵ سال در گرما و سرما، زیر آفتاب سوزان و سرمای استخوان سوز با گام هایی استوار پیش رفت تا حیوانات در امان بمانند، جایی که هر روز مأموریتش با حفاظت از بخشی از یک جنگل، نجات یک حیوان گرفتار یا پاسداری از زیستگاهی که زبان دفاع از خود نداشت، معنا پیدا میکرد. حیدر حیدری محیطبان بود، مردی که وظیفهاش حفاظت از حیات بود و زندگی حرفهایاش را برای طبیعت و حیاتوحش گذاشت. او سالها در طبیعت منطقه حفاظت شده سفیدکوه لرستان گام برداشت تا آب در دل حیوانات تکان نخورد، حالا دیگر فقط ردپایی از این مردم فداکار در سفیدکوه باقی مانده است.
طبیعت برای حیدر فقط یک محل مأموریت نبود، بخشی از زندگی او بود، گرمای طاقتفرسا، سرمای استخوانسوز، ساعتها گشت و کنترل در دل مناطق و روزهایی که باید برای حفاظت از حیات وحش پشت سر میگذاشت، برایش معنای دیگری داشت، او باور داشت کسی که میخواهد از طبیعت حفاظت کند، باید سختیهای آن را لمس کرده باشد.
این محیطبان باسابقه و توانمند لرستان، سالها در کنار محیطبانان و نیروهای یگان حفاظت محیط زیست خدمت کرد، محیطبانی باتجربه که همکارانش او را در حوزه کاری خود یک متخصص و صاحب تجربه میدانستند، کسی که در مأموریتهای گشت و کنترل مناطق، پیشرو گروه بود و با تکیه بر سالها تجربه، فرماندهی میدان را بر عهده میگرفت.
کامران فرمانپور مدیر کل محیط زیست استان لرستان درباره حیدر می گوید: کمتر کسی با سابقه و تجربه حیدری در محیط زیست کشور وجود دارد، کسی که علاوه بر تجربه عملی، میتوانست دانستهها و آموختههای خود را به دیگران منتقل کند و برای نیروهای جوانتر یک الگو باشد.
وی افزود: او همیشه به همکارانش میگفت یک شکارچی و یک محیطبان، هر دو انساناند، هر دو جان دارند و هر دو خانواده دارند. بنابراین در مواجهه با افراد، باید ابتدا جان انسانها را در نظر گرفت و بعد برای حفاظت از حیات وحش اقدام کرد.
اما این بار، خبری که از حیدری رسید، از جنس مأموریتهای همیشگی نبود، خبری که برای همکارانش به یک شوک سنگین تبدیل شد.
حیدر حیدری سکته مغزی کرد و پس از آن دچار مرگ مغزی شد، مردی که سالها برای حفاظت از جان حیات وحش و طبیعت تلاش کرده بود، این بار در شرایطی قرار گرفت که خانوادهاش باید درباره آخرین تصمیم زندگی او تصمیم میگرفتند، و خانواده، تصمیم گرفتند زندگی او را به شکل دیگری ادامه دهند.
با رضایت خانواده، اعضای بدن حیدری اهدا شد تا شاید این اعضا، فرصتی دوباره برای انسانهایی باشند که در انتظار پیوند و نجات جان خود هستند.
این نخستین بار است که اعضای بدن یک محیطبان برای اهدای عضو اهدا میشود، تصمیمی که خانواده حیدری آن را ادامه راه او میدانند. آنها معتقد بودند مردی که تمام عمر خود را برای طبیعت و حیات وحش گذاشت، حالا میتواند با اهدای اعضای بدنش، جان انسانهای دیگری را نجات دهد.
این تصمیم، شاید ادامه همان نگاهی باشد که حیدری سالها در مأموریتهایش بر آن تأکید داشت؛ نگاهی که برای او جان انسان، پیش از هر چیز اهمیت داشت.
فرمانپور میگوید: حیدری در حوزه کاری خودش یک متخصص بود، کسی که میشد به تجربهاش تکیه کرد و از او آموخت، مرگش برای محیط زیست لرستان و همکارانش فقط از دست دادن یک نیروی باسابقه نبود، جای خالی انسانی است که سالها در میدان حضور داشت و تجربهاش را به دیگران منتقل میکرد.
شاید یکی از ماندگارترین تصویرها از حیدری، ویدئویی باشد که بعد از مرگش در فضای مجازی دست به دست می شود ، در این فیلم او به به همراه چند محیط بان دیگر عازم مأموریت بود، گرمای هوا شدید بود، اما او به جای گلایه از سختی شرایط، از همکارانش میخواست این گرما را تحمل کنند تا روزی که به مناطق گرمتری مانند خوزستان رفتند، بدانند محیطبانان آنجا چه شرایطی را تحمل میکنند.
او باور داشت محیطبان باید طبیعت را همانگونه که هست تجربه کند؛ با گرما و سرما، با سختی و آسودگی، با آفتاب و سایه.
حیدری می گوید: «گرما جزو کار ماست. باید این گرما را تحمل کنیم تا وقتی به منطقه گرمتری مثل خوزستان رفتیم، بدانیم بچههای آنجا چه کار میکنند. باید سرما را هم حس کنی تا بدانی اشترانکوه چیست. این گرما و سختی جزو کار ماست، نباید بگوییم گرم است، سرد است یا آفتاب است. طبیعت یعنی همین، طبیعت اگر همیشه سایه باشد که طبیعت نیست.» اما حالا صدای او در آن ویدئو، رنگ دیگری دارد، گویی تصویری از روزهایی است که دیگر تکرار نمیشوند.
حالا همان مردی که تحمل گرما و سرما را بخشی از وظیفه خود میدانست، دیگر در میان همکارانش نیست، اما شاید نگاهش به زندگی، طبیعت و انسان همچنان ادامه داشته باشد.
او سالها برای حیات وحش جنگید، از طبیعت حفاظت کرد و به همکارانش آموخت که در کنار حفاظت از حیوانات، جان انسانها را نیز ببینند و در آخرین مأموریت زندگی، خودش به یکی از بزرگترین مصداقهای بخشیدن زندگی تبدیل شد.
حیدر حیدری رفت، اما خانوادهاش اجازه ندادند پایان زندگی او، پایان همه چیز باشد. اعضای بدنش اهدا شد تا زندگی در بدن انسانهای دیگری ادامه پیدا کند، گویی محیطبانی که سالها پاسدار حیات بود، در آخرین قدم نیز نگهبان زندگی ماند.
اما مأموریت او به روزهای زندگیاش محدود نماند، او در یکی از روزهایی که برای ماموریت رفته بود در یک جلسه کاری دچار عارضع مغزی شد و این درد او را به مرگ مغزی کشاند و خانوادهاش در میان سنگینترین لحظات زندگی، تصمیمی گرفتند که ادامه همان مسیر بود، اهدای اعضای بدن او به بیماران نیازمند.
محیطبان لرستانی که سالها برای حفظ جان حیوانات و طبیعت تلاش کرده بود، این بار نیز با مرگ خود به زندگی بخشیدن ادامه داد، گویی آخرین مأموریتش نه در دل کوه و جنگل، بلکه در میان انسانهایی بود که چشمانتظار عضوی برای ادامه زندگی بودند.
مردی که زندگی حرفهایاش را با حفاظت از حیات در طبیعت گذراند، در پایان نیز از این مسیر فاصله نگرفت، حیدر حیدری پس از مرگ هم به زندگی خدمت کرد و بخشی از وجودش را برای ادامه زندگی انسانهای دیگری بخشید، او تا زمانی که توان داشت، نگهبان طبیعت بود و وقتی دیگر امکان بازگشت به مأموریت را نداشت، خانوادهاش آخرین مأموریت او را به فرصتی برای نجات جان دیگران تبدیل کردند.
شینا انصاری معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در پیامی درگذشت این محیط بان فداکار را تسلیت گفت.
وی گفت: خبر درگذشت محیطبان فداکار، مرحوم حیدر حیدری، از محیطبانان استان لرستان، موجب تأثر و اندوه فراوان شد، محیطبانان، پاسداران گمنام و فداکار میراث طبیعی این سرزمیناند که با عشق و مسئولیتپذیری، در سختترین شرایط برای حفاظت از تنوع زیستی، زیستبومها و سرمایههای طبیعی کشور تلاش میکنند. از دست دادن هر یک از این عزیزان، ضایعهای دردناک برای خانواده بزرگ محیط زیست و همه دوستداران طبیعت ایران است.
انصاری افزود: اهدای اعضای بدن آن مرحوم به بیماران نیازمند، اقدامی ارزشمند و انساندوستانه است که جلوهای زیبا از ایثار و نوعدوستی را به نمایش می گذارد و نام و یاد ایشان را برای نجات جان انسانهای دیگر ماندگار خواهد کرد.
همچنین سردار رضا رستگار فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست در پیامی ضمن تسلیت درگذشت این محیط بان گفت: خبر درگذشت جانکاه و تأسفبار همکار گرانقدر محیطبان حیدر حیدری، موجب تأثر و اندوه عمیق اینجانب و خانواده بزرگ یگان حفاظت محیط زیست کشور شد.
وی افزود: محیطبانان، پاسداران بیادعای طبیعت و سرمایههای ارزشمند ملی هستند که با ایثار، شجاعت و ازخودگذشتگی، در راه صیانت از حیاتوحش و محیط زیست کشور خدمت میکنند. بیتردید تلاشها و خدمات ارزشمند این همکار فقید که در حین خدمت و با لباس مقدس محیط بانی دارفانی را وداع گفت در حافظه خانواده بزرگ محیط زیست کشور ماندگار خواهد بود.