12:00 - 1405/07/05
کد خبر: 86270733
کتابت ۲۴ جلد قرآن کریم؛ از میراث پدر تا جست‌وجوی معرفت در شیراز

شیراز-ایرنا- استاد محمد نعمتی، خطاط، هنرمند و کاتب قرآن کریم، از دوران کودکی در محله بازارچه فیل شیراز، تاثیر عمیق پدر مدرس و روحانی‌اش بر مسیر زندگی و پیوند ناگسستنی خود با هنر خطاطی سخن گفت؛ او که تاکنون ۲۴ جلد قرآن کامل را کتابت کرده و زیارت‌نامه‌های بسیاری از اماکن مقدس کشور به خط اوست، معتقد است ماندگاری نام‌ها در گروی کار با صفاست و تطهیر دل، پیش‌شرط مواجهه با قرآن است.

به گزارش خبرنگار ایرنا، استاد محمد نعمتی کاتب ۲۴ جلد قرآن کامل و خوشنویسی که دست‌خط‌های او تا آن سوی مرزها نیز رفته و باید قدر وجود ارزشمند او را شناخت؛ خطاطی که نسخ و ثلث را خوش می‌نویسد و از متقدمین هنر خطاطی در این استان است.
زیارت‌نامه‌های بسیاری از اماکن مقدس کشور بویژه در استان فارس به خط این استاد هنرمند است؛ از امامزاده صالح تا شاهچراغ (ع) خطی از او را می‌توان دید و بی‌راه نیست اگر بگوییم استاد محمد نعمتی در خیر و آرامش بسیاری از زیارت‌های روحانی مردم مسلمان سهیم است.
محمد نعمتی در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا، از دوران کودکی در محله بازارچه فیل، تاثیر عمیق پدر مدرس و روحانی‌اش بر مسیر زندگی و پیوند ناگسستنی خود با هنر خطاطی سخن گفت.
در ادامه پای سخنان این هنرمند پیشکسوت می‌نشینیم.
ایرنا: چطور به هنر علاقه‌مند شدید و وارد این عرصه شدید؟
استاد نعمتی: من محمد نعمتی هستم، البته بنا بود که اسم من محمود باشد، شناسنامه‌چی اسم محمد را ثبت کرد؛ اسم برادر بزرگ‌تر من محمدعلی بود، دو تا محمد در یک خانه نمی‌گنجید، این بود که در منزل مرا محمود صدا زدند، بین دوستان هم گاهی محمود بودیم و گاهی محمد، ولی به هر حال از نظر شناسنامه نام من محمد است.
سال ۱۳۲۳ اول شهریور در شیراز، در محله بازارچه فیل به دنیا آمدم، از پدر و مادری که باید جدا جدا وصف آن‌ها را تعریف کرد.
هم مادرم که مربی من و برادران و خواهر من بود و هم پدرم که مدرس، حافظ قرآن و یک روحانی بسیار باسواد بود، اما قدرش به شدت ناشناخته ماند، حتی برای آشنایان، برای خانواده و فرزندانش قدر او شناخته نشد.
نمی‌دانستیم او در چه حد و مرحله‌ای از دانش است، هوش سرشار و حافظه بسیار عجیبی داشت و من از خرمن وجود او اندک خوشه‌ای چیدم.
من دوران کودکی، جوانی و میانسالی را در همین شهر و اکنون هم که پا به سن گذاشته‌ام نیز در همین شهر زندگی می‌کنم. زمانی در کشور فرانسه در پاریس سخنرانی داشتم، اول سخنرانی‌ام بیان کردم که هیچ کجای دنیا ایران نمی‌شود و هیچ کجای ایران شیراز نمی‌شود.
واقعا شیراز، فقط آب و هوا و باغات آن نیست، نباید حد و اندازه شیراز را پایین آورد.
حافظ می‌گوید «شیراز معدن لب لعل است و کان حسن» و در جای دیگر می‌گوید «به شیراز آی و فیض روح قدسی / بجوی از مردم صاحب کمالش».
ما در شیراز دو تا مهمان غریب داریم که اقامت در شیراز را بر همه دنیا ترجیح دادند؛ یکی «شیخ ابوذرعای اردبیلی» که مردم ایشان را کم می‌شناسند، نزدیک فلکه مصدق کوچه‌ای به نام صابونی‌ها وجود دارد و مقبره این عارف بزرگوار که از اردبیل به شیراز آمد و در این شهر مقیم شد، در آن واقع شده است؛ این عارف بزرگ به شیراز آمد، دل از این شهر نکند و دل به آن سپارد و در آخر جان به شیراز داد.
«خواجوی کرمانی» عارف دیگری است که او را همه می‌شناسند و در کنار دروازه قرآن بر بالای کوه مدفون است. به شیراز آمد و به این شهر دل و تن سپرد.
نکته‌ای که باید به آن توجه کرد این است که این افراد در شیراز چه چیزی جست‌وجو کردند؟ آیا سرو و چمن و گل و بلبل دیدند و ماندند؟ خیر! معرفت در شیراز دیدند و دل سپردند.
ایرنا: چگونه وارد عرصه هنر و خطاطی شدید و چه کسی از شما حمایت کرد؟
استاد نعمتی: حافظ می‌گوید «حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس». مرحوم پدرم در جوانی با اواخر عمر مرحوم «محمد شفیع ارسنجانی» هم‌دوره بود.
محمد شفیع ارسنجانی مشهورترین خوش‌نویس خط نسخ در ۱۵۰ سال اخیر ایران است، خوش می‌نوشت، باسواد بود و بسیار ارزشمند.
پدر من نابینا بود و خط ندیده بود، اما تحت تاثیر شهرت این هنرمند دلش می‌خواست که یکی از فرزندانش و چه بهتر که عزیزترین فرزندش خطاط شود، با اینکه پدر و مادرم فرزندان متعددی داشتند اما من عزیزترین فرزند آن‌ها بودم.
ما مجموعا ۱۲ دختر و پسر از دو همسر پدر و مادرم بودیم، چون پدرم و مادرم هر دو همسران قبلی داشتند که از دنیا رفته بودند، بنابراین من برای آن‌ها خیلی عزیز بودم و این شد که از کودکی پدرم به من القا کرد که خوش بنویسم.
یادم نمی‌رود روزهای یکشنبه که به بازار می‌رفت از مرحوم حاج ملاحی یک بسته ۲۴ ورقی کاغذ می‌خرید و به خانه می‌آورد و به من می‌داد، مادرم گلایه می‌کرد که محمود پول همه چیز را از من می‌گیرد اما پدرم می‌گفت می‌خواهم کاغذ سیاه کند و دور بریزد.
همین دست باز من برای داشتن کاغذ باعث شد که بنویسم. در کلاس کم‌کم به خوش‌نویسی مشهور شدم، برای بچه‌ها سرمشق می‌دادم و حتی بعضی از معلمان که خودشان خط خوبی نداشتند به من می‌گفتند که روی تابلو برای بچه‌ها سرمشق بنویسم، بنابراین از همان دوران دبستان من به سمت خوش‌خطی رفتم و در نهایت بعد از ترک تحصیل آنچه برای من ترک نشد دو چیز بود؛ یکی مطالعه که از کودکی عجیب غرق مطالعه می‌شدم و دوم نوشتن و نگارش.
هنر خطاطی میراث دعای پدر بود
ایرنا: ماجرای اولین اثر شما و تاثیری که دعای پدر بر مسیر هنری‌تان داشت، چیست؟
استاد نعمتی: سال ۱۳۴۰ قرار شد من برای شخصی زیارت‌نامه حضرت زینب(ع) بنویسم تا چاپ کند. این زیارت‌نامه را نوشتم و برای غلط‌گیری به پدرم مراجعه کردم، پدرم پرسید این نوشته برای چیست؟ گفتم که قرار است چاپ شود. پدرم از خوشحالی به گریه افتاد و برای من دعا کرد. او احساس می‌کرد نهالی که نشانده به ثمر نشسته است.
من فکر می‌کنم اگر توانستم این آثار را به وجود بیاورم و موفق شوم همه مرهون دعای پدرم است. او برای من دعا کرد و به قلب من نشست.
چون پدرم عاشق قرآن بود، همان سال تصمیم گرفتم یک قرآن بنویسم؛ اولین قرآنم را سال ۱۳۴۶ دست گرفتم، تا پدر زنده بود سه جزء آن را نوشتم و پیش او تصحیح کردم، پس از آن پدرم از دنیا رفت. امروز که خدمت شما هستم، ۲۴ جلد از کلام خدا را کامل نوشتم.
ایرنا: کتابت قرآن با خطاطی تفاوت دارد؟ تفاوت کاربردی خطوط در چیست؟
استاد نعمتی: خطاطی معمولی، یعنی با خودکار نوشتن که یکی از عوامل بدخطی ما ایرانی‌هاست. یکی از مشکلات خودکار این است که حالت پهن و باریک خط را ایجاد نمی‌کند و ظرافت خط در آن وجود ندارد.
اگر قلم‌های قدیمی را نگاه کنید، می‌بینید که یک طرف آن‌ها پهن و طرف دیگرشان نازک است؛ در واقع، این تفاوت ضخامت در نوشتن است که به خط زیبایی و حالت خاص خودش را می‌دهد.
اما باید به مناسبت هر خط با هر متنی نیز دقت کرد. برای مثال، اشعار را معمولا باید با خط نستعلیق بنویسیم؛ خطی زیبا و ابداعی که برای نوشتن شعر مناسب است.
ایرانی‌ها از تلفیق دو خط، یعنی تلفیق خط نسخ (از خطوط قدیم اسلامی و عربی) و خط تعلیق که در دوره‌های بعد به وجود آمد، خط نستعلیق را به وجود آوردند؛ خطی زیبا و دلنشین که برای نوشتن شعر بسیار مناسب است.
اما یکی از اشکالات این خط این است که جای اعراب‌گذاری ندارد، فضای آن تنگ است و جای کافی برای گذاشتن اعراب و تنوین‌ها ندارد و به همین دلیل بود که برای نوشتن قرآن از خطوط دیگری نیز استفاده شد.
یکی از این خطوط، خط محقق بود. خط محقق شبیه خط ثلث است، با این تفاوت که کلمات به هم نمی‌چسبند و با فاصله از یکدیگر قرار می‌گیرند؛ این خط جای اعراب دارد، اما فضای زیادی می‌خواهد و برای نوشتن روی کاغذ گران قدیم، استفاده از آن چندان صرف نمی‌کرد.
خط نسخ خطی است که فضای باز دارد، خیلی درشت نیست و جای اعراب نیز دارد؛ از حدود قرن ششم هجری، خط نسخ به نگارش قرآن اختصاص پیدا کرد و امروزه در تمام عالم اسلام تقریبا قرآن را با خط نسخ می‌نویسند، چون خطی باز، روشن و خواناست، جای اعراب دارد و همه امت اسلام با این خط آشنا هستند.
ماندگاری نام‌ها در گروی کار باصفاست
ایرنا: برای کتابت قرآن چه اصولی نیاز است؟
استاد نعمتی: سلطان‌علی مشهدی، از اساتید بزرگ نستعلیق در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم، در کلیات خود توصیه‌های مهمی به خوش‌نویسان دارد؛ او می‌گوید «ای که خواهی که خوش‌نویس شوی، خلق را مونس و انیس شوی / خطه خط مقام خود سازی، عالمی پر ز نام خود سازی / ترک آرام و خواب باید کرد، وین به عهد شباب باید کرد / روز و شب همچو خامه فرسودن، زین عمل روز و شب نیاسودن».
او از سویی بر ممارست فنی و مادی تاکید می‌کند و از سوی دیگر، خوش‌نویس را به پرهیز از دروغ، غیبت، بهتان و حسد فرا می‌خواند «همه وقت اجتناب واجب دان، از دروغ و غیبت و بهتان / از حسد دور باش که زهر حسد، کز حسد صد بلا رسد به جسد / داند آنکس که آشنای دل است، که صفای خط از صفای دل است / خط نویسی شعار پاکان است، هرزه‌گردی ز هرزه‌کاران است».
او معتقد است که خوش‌نویسی شعار پاکان است.
جالب اینجاست که در اصول دوازده‌گانه خوش‌نویسی که به حدود ده قرن پیش بازمی‌گردد، علاوه بر قواعد مادی خط، دو شرط «شان» و «صفا» مطرح شده است.
چند سال پیش که به عنوان یکی از برگزیدگان خوش‌نویسی کشور در شورای عالی به تهران دعوت شدم، پرسیدم این شان و صفا را کجا باید منظور داشت؟
این ۲ کلمه یعنی خوش‌نویس نخست متوجه شان و ارزشمندی کارش باشد و دوم با صفای دل به این مسیر قدم بگذارد، نه برای حسن شهرت و اینکه بگوید من بهتر از دیگران می‌نویسم.
بسیاری بودند که در بهتر نوشتن شهرت یافتند، اما از میان رفتند؛ ماندگاری نام‌ها در گروی کار با صفاست.
تطهیر دل، پیش‌شرط مواجهه با قرآن
ما برخی خوش‌نویسان را داریم که خطشان درجه دو محسوب می‌شود اما ماندگاری دارند، در حالی که برخی دیگر بسیار عالی می‌نوشتند اما گمنام ماندند و از بین رفتند.
از این نظر، قرآن که پاکیزه‌ترین کتاب عالم است، خود می‌فرماید «لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» فقط کسانی که پاک هستند به قرآن دست می‌زنند.
بسیاری معتقدند لمس قرآن بدون وضو حرام است و واجب است اگر کسی قصد لمس آن را دارد، وضو بگیرد.
این تطهیر صرفا وضو گرفتن نیست، بلکه تطهیر دل، تطهیر قلب، تطهیر نیت و تطهیر اندیشه است؛ اگر می‌خواهی سراغ قرآن بروی باید پاک و صاف باشی، «پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی / که صفایی ندهد آب تراب‌آلوده».
رفتن به سراغ قرآن فقط به معنای این نیست که خوش‌خط باشی و قرآن بنویسی، خیر! خیلی از مردم عالی می‌نویسند و قرآن هم می‌نویسند اما جایگاهی در دل‌ها ندارد.
باید پاک شد و با صفا به جانب قرآن رفت؛ قرآن خود کمک می‌کند و ان‌شاءالله که همگی عاشقانه، عارفانه و عابدانه سراغ قرآن برویم.
ایرنا: کدام آیه تاثیر بیشتری بر شما داشته است؟
استاد نعمتی: خود خداوند این حقیقت را معین کرده است؛ ما ۱۱۴ بسم‌الله الرحمن الرحیم در قرآن داریم که هیچ آیه‌ای این‌گونه ۱۱۴ بار تکرار نشده است.
۱۱۳ سرفصل سوره‌ها وجود دارد، سوره توبه بسم‌الله ندارد اما به جای آن در سوره نمل دو بسم‌الله آمده است؛ بسم‌الله الرحمن الرحیم همچون دریاست و بالاتر از همه آیات قرآن قرار دارد، این آیه به نام خدایی است که اولا یکتاست و وحدانیت خدا در همین آیه متجلی است.
ثانیا رحمت عام دارد و به همه می‌بخشد؛ همان‌طور که وقتی باران می‌بارد، تفاوتی بین کافر و مسلمان قائل نیست و به همه می‌بارد، رحمت عام خدا در «الرحمن» آمده است، اما برای آنان که یار خدا می‌شوند، رحمت خاصی قرار داده که در بهشت برین به آن‌ها عنایت می‌کند و آن «الرحیم» است.
پس رحمت عام، رحمت خاص و وحدانیت خدا در این چند کلمه که از ۱۹ حرف ترکیب شده، گرد آمده است و جالب است که بدانید اولین آیه قرآن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» دارای ۱۹ حرف عربی است و قرآن مجید از ۱۱۴ سوره تشکیل شده است و این عدد به ۱۹ قابل قسمت است (۱۹×۶).
همه قرآن خوب است اما بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مزه دیگری دارد؛ سلیمان هم وقتی برای بلقیس نامه نوشت، گفت «إِنَّهُ مِن سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ».