08:12 - 1405/07/09
کد خبر: 86276440
شهید ثقفی‌فر؛ خادمِ پنهانِ ولایت از بشرویه تا معراج در کنار رهبر شهید

بیرجند - ایرنا - همسر پاسدار شهید «محمدرضا ثقفی‌فر» از فرزندان غیور شهرستان بشرویه در خراسان جنوبی با اشاره به سه دهه خدمت خالصانه همسرش در بیت رهبری گفت: محمدرضا از محافظت و خدمت در بیت تا دستیاری ویژه رهبر شهید انقلاب، تمام عمرش را وقف ولایت کرد و همواره آرزو داشت تا واپسین نفس در کنار مقتدایش بماند، آرزویی که سرانجام با شهادت در کنار مولای خود به حقیقت پیوست.

به گزارش ایرنا، نهم اسفندماه ۱۴۰۴ یکی از جان‌گذازترین روزهای تاریخ معاصر کشور رقم خورد روزی که بیت رهبری در تهران هدف حمله ددمنشانه رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار قرار گرفت و خادمانی مخلص در جوار مولای خویش به فیض عظیم شهادت نائل آمدند.
در این میان، نام شهید سردار «محمدرضا ثقفی‌فر»، دستیار ویژه و محافظ امین رهبر شهید انقلاب چون نگینی درخشان بر تارک ایثار و وفاداری می‌درخشد، فرزندی از خطه کویری روستای غنی‌آباد بشرویه (متولد چهارم مردادماه ۱۳۴۸) که پس از سال‌ها مجاهدت در لباس سبز پاسداری، بیش از سه دهه از عمر پربرکتش را در گمنامی محض، صرف خدمت در بیت رهبری کرد و حتی پس از بازنشستگی نیز به عنوان دستیار ویژه در کنار مقتدایش ماند تا در همان سنگر آسمانی شود.
اکنون در آستانه گذشت بیش از هفت ماه از آن واقعه تلخ، دیار خراسان جنوبی در ایام گرامیداشت هفته دفاع مقدس، عطرآگین به یاد لاله‌های گلگون‌کفن است، هم‌زمان با برگزاری یادواره ۲ هزار و ۴۰۰ شهید والامقام استان، خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در گفت‌وگویی تفصیلی با «فاطمه قنبری»، همسر این شهید والامقام به بازخوانی ابعاد ناگفته‌ای از زندگی، سیره تربیتی و اخلاص شهید ثقفی‌فر پرداخته است که مشروح آن در ادامه می‌آید:
پیوند دوباره با ایثار و شهادت؛ از شلمچه تا تهران
فاطمه قنبری با اشاره به پیشینه خانوادگی و پیوند خود با مسیر سرخ شهادت گفت: ما پسرخاله و دخترخاله بودیم وابتدا با برادر بزرگوار ایشان، شهید والامقام ثقفی‌فر پیوند ازدواج بستم اما دست تقدیر چنین بود که ایشان در سال ۱۳۶۵ در جریان عملیات غرورآفرین کربلای پنج در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت رسیدند و پس از گذشت سه سال از شهادت ایشان، تقدیر الهی پیوند بنده را با برادر گرامی‌شان آقا محمدرضا رقم زد و زندگی مشترک ما آغاز شد.
وی با اشاره به ورود همسرش به عرصه خدمت در بیت رهبری افزود: شهید والامقام نزدیک به ۳۰ سال در مجموعه بیت رهبری توفیق خدمت داشت و در طول این سال‌ها، حفاظت و تمشیت امور خانواده مکرم حضرت آقا را بر عهده داشت.

وی ادامه داد: ایشان به طور مداوم و شبانه‌روزی همراه خانواده معظم له بودند، از برنامه‌ریزی‌های روزمره گرفته تا سفرهای زیارتی و سیاحتی و هر برنامه‌ای که برای خانواده حضرت آقا و فرزندان و حاج‌خانم پیش می‌آمد، شهید ثقفی‌فر با دلسوزی و وفاداری کامل در خدمت این خانواده بزرگوار بود.
بازنشستگی و شگفتی انتصاب به عنوان «دستیار ویژه»
همسر شهید ثقفی‌فر با یادآوری دوران پایان ۳۰ سال خدمت همسرش بیان کرد: پس از سه دهه خدمت شبانه‌روزی، زمان بازنشستگی محمدرضا فرا رسید و شهید، خدمت حضرت آقا رفتند تا تسویه و خداحافظی کنند اما حضرت آقا به ایشان فرموده بودند: «آقای ثقفی! شنیدم بازنشست شدی؟» شهید در جواب گفته بودند: «بله آقا جان؛ ۳۰ سال خدمت کردم، اگر بدی و کاستی دیدید حلال بفرمایید، دیگر وقت رفتن من است». اما رهبر شهید انقلاب در پاسخی محبت‌آمیز فرموده بودند: «آقای ثقفی! ۳۰ سال به خانواده خدمت کردی، حالا کجا می‌خواهی بروی برادر؟! الان تازه باید بیایی کنار خودم باشی. شما باید به عنوان دستیار ویژه و مشاور خودم مستقیما در اتاق من و کنار خودم خدمت کنید».
وی اضافه کرد: شهید پس از کارهای اداری، وقتی به خانه آمد بسیار دگرگون و گریان بود، به قدری حالش منقلب بود که سراسیمه پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟ نشست و با اشک گفت: «حاج‌خانم! با خودم فکر می‌کردم بعد از ۳۰ سال خدمت، دیگر وقت آسایش شماست، شما در این سال‌ها در تهران غریب بودید، از پدر و مادر و خواهر و برادرتان در شهرستان دور بودید و من خوشحال بودم که با بازنشستگی بالاخره دست شما را می‌گیرم و به شهرستان خودمان برمی‌گردیم اما امروز حضرت آقا مرا خواستند و فرمودند باید بیایی کنار خودم باشی.»
قنبری ادامه داد: من به ایشان گفتم خب خداروشکر، خوشا به سعادتت! اما شهید با همان تواضع و شکسته‌نفسی همیشگی‌اش گفت: «نه، من اصلا لیاقت ندارم در کنار حضرت آقا باشم». من در جواب گفتم: «حتما حضرت آقا در طول این ۳۰ سال خلوص و خدمت چیزی در وجود شما دیده‌اند که چنین مسئولیتی را به شما سپردند.»
رازداری کم‌نظیر؛ «من فقط یک چای‌ریز در دفتر آقا هستم»

این همسر شهید با تاکید بر اخلاص و پرهیز جدی شهید ثقفی‌فر از هرگونه نام و عنوان، تصریح کرد: شهید به‌شدت اهل کتمان و اخلاص بود، در تمام این سال‌ها هر زمان در منزل از ایشان سؤال می‌کردیم که مسئولیت و وظیفه شما دقیقا در کنار حضرت آقا چیست، هیچ‌گاه عنوان واقعی‌اش را نگفت، همیشه می‌گفت: «من آنجا کاره‌ای نیستم، فقط یک چای‌ریزم کنار حضرت آقا!»
وی تاکید کرد: شهید ثقفی‌فر بی‌نهایت امین حضرت آقا بود و هرگز درباره مسائل و عناوین کاری‌اش در خانه کلمه‌ای سخن نمی‌گفت، کار به جایی رسید که تا زمان شهادت ایشان، نه من و نه دخترانم و نه هیچ‌یک از بستگان و فامیل، هیچ‌کدام اطلاع نداشتیم که ایشان دستیار ویژه و مشاور رهبر انقلاب است، تنها پس از شهادت مظلومانه‌اش بود که از رسانه‌ها و مراجع رسمی فهمیدیم ایشان مشاور و دستیار ویژه حضرت آقا بوده و چنین جایگاه حساس و امینی داشته است.

قنبری با مرور روزهای دشوار و حوادث ماه‌های پایانی عمر شهید، عنوان کرد: شهید بزرگوار در دوران جنگ ۱۲ روزه و پس از آن اصلا و ابدا در خانه آرام و قرار نداشت، حال و هوایش دگرگون شده بود و اصلا تمایلی نداشت دور از محل خدمت باشد.
وی افزود: او بعد از جنگ ۱۲ روزه حتی تمایلی به آمدن به شهرستان نداشت تا اینکه یک بار گفتند دلم برای مادرم تنگ شده و همراه هم آمدیم. در طول آن چند روز هم نه اهل تفریح بود و نه بیرون می‌رفت، مدام دلتنگ و نگران حضرت آقا بود و با همکارانش تماس می‌گرفت و پیگیر اوضاع بود. قرار بود یک هفته بمانیم اما چهار پنج روز بیشتر دوام نیاورد و گفت: «دخترخاله جان، بلند شوید برگردیم.» او آرامش واقعی‌اش را فقط در محل کار و در جوار رهبری پیدا می‌کرد.
همسر شهیدان ثقفی‌فر بیان کرد: شهید در همان ایام بارها با التماس به من می‌گفت: «دخترخاله جان! فقط دعا کنید اگر قرار است اتفاقی بیفتد یا یک تار مو از سر حضرت آقا کم شود، من در شیفت خدمتی خودم باشم و فدای ایشان شوم».
وی ادامه داد: من گاهی می‌گفتم مگر محل استقرار آقا امن نیست؟ مردم در کوچه و بازار می‌گویند ایشان در هفت طبقه زیر زمین در نهایت امنیت نگهداری می‌شوند! شهید با شنیدن این حرف‌ها برمی‌آشفت و می‌گفت: این شایعات بی‌اساس را باور نکنید؛ کی چنین حرفی زده است؟! آقای ما، این نایب امام زمان(عج) و این علیِ مظلوم ما، هرگز صحنه را ترک نکرده و هیچ‌کجا نرفته‌اند، ایشان دقیقا در همان جای همیشگی مستقر هستند.

قنبری اضافه کرد: شهید برایم تعریف می‌کرد که تیم حفاظت بارها به حضرت آقا اصرار کرده بودند شما را به مکانی امن‌تر منتقل کنیم اما آقا قاطعانه رد کرده و فرموده بودند: «مگر امام حسین(ع) صحنه کربلا را ترک کرد که من ترک کنم؟! مگر اباعبدالله(ع) نمی‌دانستند که اهل‌بیتشان به اسارت می‌روند و تمام یارانشان به شهادت می‌رسند؟ آیا ایشان زمین کربلا را رها کرد که ما رها کنیم؟» آقا ذره‌ای از جای خود تکان نخوردند و همسر شهیدم نیز با تمام وجود عاشق این بود که تا واپسین نفس پروانه‌وار گرد شمع وجود ایشان بگردد.
عروج لب‌تشنه و روزه‌دار در خلوت انس قرآن
همسر شهید ثقفی‌فر در توصیف نحوه شهادت همسرش و لحظه اصابت موشک به محل استقرار رهبری، یادآور شد: وقتی در ابتدا خبرهایی منتشر شد که بیت را هدف قرار داده‌اند باور نمی‌کردیم اما لحظه‌ای که خبر رسمی شهادت را از قاب تلویزیون دیدم، بی‌اختیار بر خاک افتادم و سجده شکر به جا آوردم. در همان سجده شروع به نجوا با امام زمان(عج) کردم و گفتم: «یا صاحب‌الزمان! این هدیه ناچیز و ناقابل را از ما قبول بفرما، من دو همسر را در این مسیر فدا کرده‌ام، از ما بپذیر تا در روز قیامت در محضر عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب(س) سرمان را به اندازه سر سوزنی بالا بگیریم و بگوییم بی‌بی جان، ما هم سهمی در این راه داده‌ایم.

وی با حزن و افتخاری توام افزود: شهید تا آخرین ثانیه حیات، غرق در عشق به ولایت و اهل‌بیت(ع) بود، او همیشه غصه می‌خورد و می‌گفت: «کاش مردم این علیِ زمان را می‌شناختند و همه سختی‌ها و کمبودها را به پای ایشان نمی‌نوشتند.» سرانجام نیز تقدیر چنین رقم خورد که در آن لحظه موعود، در اتاقی که هزاران پاسدار و نیرو می‌توانستند باشند، فقط و فقط شهید ثقفی‌فر در کنار مولایش حضور داشت.
قنبری بیان کرد: ساعت ۹ صبح با دهان روزه و لب‌های تشنه در حالی که رهبر شهید انقلاب مشغول تلاوت قرآن بودند و شهید نیز روبه‌روی ایشان روی صندلی به قرآن نگریسته و همراهی می‌کرد هر دو با هم و در یک اتاق مورد حمله قرار گرفته و آسمانی شدند، این نهایت افتخار ماست که با زبان روزه و تلاوت قرآن به دیدار پروردگار شتافت.
نقل قولی ماندگار از رهبر معظم انقلاب درباره اخلاص شهید
وی به نقل خاطره‌ای تکان‌دهنده از لسان فرزند رهبری پرداخت و گفت: یکی از برادران حفاظت نقل می‌کرد که آقا سید مجتبی خامنه‌ای تعریف می‌کردند: روزی از پدرم پرسیدم که شما در آقای ثقفی چه دیده‌اید که حتی در مهمانی‌ها و دعوت‌های خانوادگی هم تاکید دارید آقای ثقفی حتما حضور داشته باشند و در همه کارها به ایشان تکیه می‌کنید؟ حضرت آقا در پاسخ به آقا سید مجتبی فرموده بودند: «بابا! کاش خداوند متعال اخلاصِ آقای ثقفی را در وجود من هم قرار می‌داد!» این سخن نشان‌دهنده عمق زلالی و اخلاص باطنی آن شهید بزرگوار بود.
قنبری اظهار کرد: پس از شهادت محمدرضا وقتی به روستای غنی‌آباد می‌رویم تازه پرده از راز بسیاری از کارهای خیرش برداشته می‌شود. اهالی و نیازمندان روستا یکی‌یکی می‌آیند و می‌گویند وی در سفرهایش شبانه به درب منازل ما می‌آمد و کمک‌های مالی و معیشتی می‌رساند، کارهایی که ما در خانواده حتی از یکی از آن‌ها هم خبر نداشتیم.
همسر شهید با بیان اینکه داغ شهیدان ثقفی‌فر بسیار سنگین است اما حضور معنوی شهید هرگز قطع نشده، یادآور شد: اکنون بیش از هفت ماه از شهادتشان می‌گذرد اما ما هنوز باور نکرده‌ایم که در بین ما نیستند، حضورش در خانه کاملا احساس می‌شود، حتی دختر کوچکم هر روز صبح می‌گوید: «مامان، من هنوز حس می‌کنم بابا مثل همیشه پشت درِ اتاقم می‌آید و در می‌زند و مرا برای نماز صبح صدا می‌زند».

وی افزود: یکی از آشنایان در خواب از طرف شهید برای من پیغام آورد که: «به حاج‌خانم بگویید این‌قدر بی‌تابی نکند هر وقت دلتنگ شد، سجاده مرا پهن کند، عکسم را در دست بگیرد و با من حرف بزند، من تمام حرف‌ها و دغدغه‌هایش را می‌شنوم.» مزار شهید در روستای غنی‌آباد نیز امروز ملجأ و پناه مردم شده و بسیاری برای توسل و گرفتن حاجت و شفا به آنجا می‌آیند.

قنبری تصریح کرد: هرگاه دلتنگی امانم را می‌برد، چشمانم را می‌بندم و به گودال قتلگاه و مصیبت‌های حضرت زینب کبری(س) فکر می‌کنم. با خود می‌گویم غم من در برابر داغ عقیله بنی‌هاشم هیچ است من یک «حسین» در کربلای ۵ و یک «محمدرضا» در کنار رهبر انقلاب تقدیم کرده‌ام و فریاد می‌زنم جان هر دوی آن‌ها فدای یک تار موی حضرت اباعبدالله الحسین(ع).
نسل جوان و نقشه راهِ سعادت؛ وصایای عملی شهید ثقفی‌فر
همسر شهید محمدرضا ثقفی‌فر با یادآوری دغدغه‌های همیشگی این شهید والامقام برای آینده جوانان، توصیه‌های او را در قالب یک منشور اخلاقی و رفتاری این‌گونه بازخوانی کرد: شهید همواره دغدغه هدایت جوانان را داشت و ریشه بسیاری از انحرافات امروزی را در "بی‌بصیرتی" می‌دید. او خطاب به جوانان تأکید می‌کرد: جوانی که امروزه گمراه می‌شود از بی‌آگاهی است، جوانان باید مطالعه خود را افزایش دهند، بصیرتشان را بالا ببرند و پیرو خط رهبری باشند.
وی ادامه داد: از نگاه او، معیار موفقیت در زندگی، رعایت دقیق فاصله با ولایت بود، او همیشه می‌گفت: «ما اگر از ولایت نه یک قدم عقب‌تر باشیم و نه یک قدم جلوتر، در تمام ابعاد زندگی موفق خواهیم بود.»
قنبری بیان کرد: همسرم معتقد بود بسیاری از مشکلات جوانان ریشه در سخت‌گیری‌های بی‌جا دارد، او همیشه می‌گفت: «جوانان باید زندگی را ساده بگیرند، مگر ما وقتی ازدواج کردیم چه داشتیم؟ با توکل به خدا همه مشکلات حل می‌شود». او این نگاه را با کلام رهبر معظم انقلاب پیوند می‌داد و تاکید داشت که با تکیه بر ایمان و توکل به ذات اقدس الهی است که ما به قله‌های پیروزی و موفقیت خواهیم رسید.
وی اظهار کرد: یکی دیگر از تاکیدات همیشگی شهید، مسئله صله رحم بود، او از محدود شدن ارتباطات به خانواده درجه‌یک گلایه داشت و معتقد بود: «باید به اقوام دور هم سر زد، صله‌رحم عمر انسان را زیاد می‌کند و دل امام زمان(عج) را شاد می‌سازد».
همسر شهید ثقفی‌فر ادامه داد: شهید ثقفی‌فر همچنین بر فریضه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان وظیفه‌ای اجتماعی تاکید داشت که جوانان باید با گذشت، کمک به دیگران و رعایت اخلاق، آن را در جامعه پیاده کنند.
نماز اول وقت؛ میراثِ بندگی
وی یادآور شد: اما شاید مهم‌ترین توصیه او برای جوانان، توجه به نماز اول وقت بود، وی با حساسیتی ویژه نسبت به نماز صبح می‌گفت: « بچه‌ها! نماز صبح قضاشده، مال امام زمان(عج) و امام حسین(ع) است.» او خودش از لحظه اذان صبح، بیدار بود و اهل خانه را هم برای اقامه نماز بیدار می‌کرد چرا که معتقد بود این نمازهاست که انسان را در برابر طوفان‌های زندگی حفظ می‌کند و صراط مستقیم را برای جوانان روشن می‌سازد.

پیکر مطهر سردار شهید حاج محمدرضا ثقفی‌فر دستیار ویژه و یاور رهبر شهید انقلاب روز یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ باحضور اقشار مختلف مردم در شهرستان بشرویه تشییع و در زادگاهش روستای غنی‌آباد این شهرستان خاکسپاری شد.