10:44 - 1405/08/03
کد خبر: 86302181
ظریف: عقلانیت، متانت و رعایت حق‌الناس از ویژگی‌های برجسته شهید خرازی بود

تهران-ایرنا- محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه، عقلانیت، متانت، دین‌مداری و رعایت حق‌الناس را از ویژگی‌های برجسته شهید سید کمال خرازی دانست و تأکید کرد که انسانیت و دین‌مداری در شخصیت این دیپلمات برجسته جایگاه ویژه‌ای داشت.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا؛ نشست تخصصی «نقش شهید خرازی در اجماع‌سازی سیاست خارجی» روز یکشنبه سوم آبان‌ماه با حضور «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه، «مجید تخت‌روانچی» معاون سیاسی وزیر امور خارجه، «محمدجواد ظریف» وزیر پیشین امور خارجه، «محمدکاظم سجادپور» استاد دانشکده روابط بین‌الملل، «مهدی مصطفوی» دیپلمات پیشین و جمعی دیگر از دیپلمات‌ها، مقامات و مسئولان در مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه آغاز شد و سخنرانان به تشریح و تبیین نقش شهید خرازی وزیر اسبق امور خارجه و دبیر فقید شورای راهبردی روابط خارجی در سیاست خارجی ایران پرداختند.

ظریف: شهید دکتر خرازی به معنای کامل کلمه، انسان بود

«محمدجواد ظریف» وزیر پیشین امور خارجه در این نشست تخصصی گفت: به نظر من، مهم‌ترین ویژگی شهید خرازی، انسانیت ایشان بود. انسان بودن کار دشواری است و شهید دکتر خرازی به معنای کامل کلمه، انسان بود. متانت ایشان مثال‌زدنی بود. به‌ندرت دیده می‌شد که از کوره در برود. برخلاف من، که ممکن است زودتر عصبانی شوم، ایشان با وجود جدیت، همواره آرام و متین بودند و حتی در شرایط دشوار نیز ادب خود را حفظ می‌کردند.

وی ادامه داد: ادب و احترام دکتر خرازی در برخورد با همه افراد، از مردم عادی و همکاران گرفته تا کارمندان و طرف‌های خارجی، کاملاً مشهود بود. من این افتخار را داشتم که در دوره‌هایی در نیویورک و تهران با ایشان همکاری کنم و در این مدت، هیچ‌گاه چیزی جز متانت، ادب و احترام متقابل از ایشان، چه در برخورد با همکاران ایرانی و چه در تعامل با طرف‌های خارجی، ندیدم.

  • دین‌مداری و رعایت حق‌الناس از ویژگی‌های برجسته شهید خرازی بود

وزیر خارجه پیشین ادامه داد: آنچه برادر عزیزم، آقای دکتر عراقچی، درباره عقلانیت و میانه‌روی شهید دکتر خرازی مطرح کرد، کاملاً درست است. در تمام مدتی که با ایشان، چه در داخل وزارت امور خارجه و چه خارج از آن، ارتباط داشتیم و به ایشان ارادت می‌ورزیدیم، همواره عقلانیت بر رفتارشان حاکم بود؛ حتی در روابط شخصی نیز این ویژگی به‌وضوح دیده می‌شد. اما اجازه دهید سخنانم را با این نکته به پایان برسانم که آقای دکتر خرازی فردی دین‌مدار بود. ایشان در تمام رفتارهای خود، رضای خدا، رعایت حق‌الناس و احترام به حقوق مردم را در نظر می‌گرفت. این ویژگی حتی در وصیت‌های ایشان نیز مشهود بود؛ از جمله نگرانی‌ای که درباره محل دفن همسر محترمشان، سرکار خانم شهیده رئیس‌قاسم، داشتند و تأکید بر اینکه ایشان در قطعه عادی شوند، نه در بخش‌های ویژه.

ظریف خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، انسانیت و دین‌مداری شهید دکتر خرازی بر دیگر ویژگی‌های برجسته شخصیتی ایشان برتری داشت؛ هرچند همه این ویژگی‌ها در وجود ایشان برجسته بود. یاد و خاطره ایشان گرامی باد و راهشان همواره پایدار بماند.

  • شهید خرازی هیچ تصمیمی را بدون مشورت و بررسی اتخاذ نمی‌کرد

شهید دکتر خرازی بسیار اهل مشورت و شنیدن دیدگاه‌های دیگران بود. یکی از مشکلات ما این است که زیاد صحبت می‌کنیم و کمتر گوش می‌دهیم؛ اما آقای دکتر خرازی همواره شنونده خوبی بودند و بیشتر از آنکه صحبت کنند، به سخنان دیگران گوش می‌دادند.

به همین دلیل، سیاست‌هایی که ایشان دنبال می‌کردند، بسیار حساب‌شده بود. آقای مصطفوی نیز به‌درستی اشاره کردند که شهید خرازی هیچ کار بی‌حسابی انجام نمی‌داد؛ زیرا پیش از هر تصمیمی و حرفی بارها مشورت می‌کرد و با دوستان و همکاران خود به گفت‌وگو می‌پرداخت.

در جریان جنگ ایران و عراق و پس از پایان آن، زمانی که مذاکرات تازه آغاز شده بود، شهید خرازی وارد نیویورک شدند. در آن زمان، دو مسیر مذاکراتی را دنبال می‌کردیم: یک مسیر، مذاکرات مربوط به قطعنامه ۵۹۸ بود که از طریق دبیرکل سازمان ملل متحد پیگیری می‌شد؛ مسیر دیگر، مذاکرات دوجانبه ایران و عراق بود که از طریق نمایندگی‌های دائم دو کشور در ژنو انجام می‌شد. در این مذاکرات، همکار و دوست عزیزمان، آقای سیروس ناصری، از طرف ایران و برزان تکریتی، برادر صدام حسین، از طرف عراق حضور داشتند.

برای ما بسیار مهم بود که مذاکرات مستقیم با عراق موجب کم‌رنگ‌شدن نقش سازمان ملل متحد نشود. شهید خرازی نیز نسبت به این موضوع حساسیت ویژه‌ای داشتند. به یاد دارم در اوت ۱۹۹۰، هم‌زمان با حمله عراق به کویت، من و آقای دکتر خرازی به جزیره گاتلند در سوئد رفتیم. آقای یان الیاسون، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور جنگ ایران و عراق، برای تعطیلات به این جزیره رفته بود. به اصرار شهید خرازی به آنجا رفتیم تا مقام‌های سازمان ملل را در جریان مذاکرات دوجانبه قرار دهیم و از این موضوع اطمینان حاصل کنیم که سازمان ملل از روند رسیدگی به پرونده جنگ ایران و عراق کنار گذاشته نشود.

مذاکرات در ادامه مسیر خود دنبال شد و سازمان ملل متحد نیز نقش مهمی در پایان جنگ، پایان اشغال سرزمین ایران و آزادی اسرای ایرانی ایفا کرد. بخش مهمی از این موضوعات از طریق مذاکرات دوجانبه پیگیری شد و به نتیجه رسید.

شهید خرازی همواره بر حفظ نقش سازمان ملل متحد تأکید داشتند. یکی از پرونده‌هایی که افتخار داشتم از نزدیک با ایشان درباره آن همکاری کنم، اجرای بند ۶ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد بود؛ موضوعی که به مذاکرات دشوار با سازمان ملل درباره شناسایی صدام به عنوان مسئول آغاز جنگ مربوط می‌شد.

این مذاکرات فراز و نشیب‌های زیادی داشت، اما شهید خرازی با آرامش و متانت مثال‌زدنی خود آن را پیگیری کردند. تلاش مستقیم ایشان، همکاری و حمایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و نظر مثبت رهبر شهید انقلاب، در نهایت به دستیابی کشور به پیروزی مهم در این زمینه کمک کرد. واقعیت این بود که بسیاری در جهان، صدام حسین را آغازگر تجاوز به ایران می‌دانستند، اما سازمان ملل متحد تا آن زمان به‌طور رسمی به این واقعیت اقرار نکرده بود. پیگیری این پرونده و دستیابی به نتیجه در آن، دستاوردی مهم برای جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رفت.

  • شهید خرازی برای تاریخ روابط دیپلماتیک و خارجی کشور اهمیت بسیاری قائل بودند

آخرین خاطره من از شهید دکتر خرازی نیز به همین موضوع مربوط می‌شود. ایشان معمولاً در آخر هفته‌ها، چه در دوران وزارت من و چه پس از آن، هر زمان کاری داشتند، از من دعوت می‌کردند و من به منزل ایشان می‌رفتم؛ متأسفانه همان منزلی که ایشان در آن به شهادت رسیدند.

در آخرین دیدارمان، ایشان تعدادی کاغذ به من دادند که یادداشت‌های خودم از مذاکرات با سازمان ملل متحد درباره اجرای بند ۶ قطعنامه ۵۹۸ بود. در آن زمان، مذاکرات بسیار جدی بود و یادداشت‌هایی که برداشته بودم، مربوط به جلسات و گفت‌وگوهایی بود که خودم در آن‌ها حضور داشتم. شهید خرازی از من خواستند به منزلشان بروم و این یادداشت‌ها را برای ایشان بخوانم؛ زیرا دست‌خط من به‌گونه‌ای بود که خواندن آن دشوار بود. من هم رفتم و یادداشت‌ها را برای ایشان خواندم.

این خاطره نشان می‌دهد که آقای دکتر عراقچی چه اقدام ارزشمندی انجام داده‌اند که مرکز اسناد وزارت امور خارجه را به نام شهید خرازی نام‌گذاری کرده‌اند. دکتر خرازی برای تاریخ روابط دیپلماتیک و تاریخ روابط خارجی کشور اهمیت بسیاری قائل بودند. آقای دکتر آصفی و آقای دکتر آهنی نیز می‌دانند که ایشان چه تعداد کتاب و اثر درباره خاطرات دوران وزارت و سفارت خود نوشته‌اند؛ شاید ۱۰ تا ۱۲ جلد.

ایشان در حال تدوین خاطرات دوران سفارت خود نیز بودند و این یادداشت‌ها را از من می‌خواستند تا در سوابق وزارت امور خارجه باقی بمانند. هدفشان صرفاً انتشار عمومی این مطالب نبود؛ بلکه می‌خواستند این خاطرات ارزشمند در اسناد وزارت امور خارجه ثبت و حفظ شوند.

از این رو، اقدام آقای دکتر عراقچی و آقای دکتر خطیب‌زاده در نام‌گذاری مرکز اسناد وزارت امور خارجه به نام شهید خرازی، اقدامی بسیار ارزشمند است. در اینجا لازم می‌دانم از برادر عزیزمان، آقای صادق خرازی، نیز یاد کنم؛ ایشان در شکل‌گیری این مرکز نقش مهمی داشتند. شهید خرازی از پایه‌گذاران مرکز اسناد بود و خود نیز برای اسناد و تاریخ دیپلماسی ارزش فراوانی قائل بود.

نکته قابل‌توجه این است که ایشان حتی حدود دو هفته پیش از شهادتشان، همچنان مشغول تصحیح و تکمیل همان یادداشت‌ها و خاطرات دوران سفارت خود بودند تا این مطالب ارزشمند و درس‌آموز برای دیپلمات‌های جوان کشورمان آماده شود. بار دیگر برای ایشان علو درجات را از درگاه خداوند مسئلت می‌کنم و امیدوارم ما نیز بتوانیم از راه و منش ایشان پیروی کنیم و عاقبت نیکی همچون ایشان داشته باشیم.

عراقچی: شهید خرازی در هزینه‌کرد بیت‌المال حساسیت و دقت ویژه‌ای داشت

سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه در پنل تخصصی «نقش شهید خرازی در اجماع‌سازی سیاست خارجی» گفت: آقای دکتر ظریف نیز به‌درستی خصلت انسانیت را به ویژگی‌های شخصیتی شهید دکتر خرازی اضافه کردند. من در سه سالی که به‌طور مستقیم و هر روز در شورای راهبردی روابط خارجی با ایشان کار می‌کردم، این ویژگی‌ها را از نزدیک مشاهده و احساس کردم. تعهد ایشان به اعتقاداتی که داشتند، کاملاً مشهود بود.

وی ادامه داد: یکی دیگر از ویژگی‌های ایشان که برای من بسیار جالب بود، تقید و حساسیتشان نسبت به مسائل مالی و حفظ بیت‌المال بود. ایشان اجازه نمی‌دادند هزینه‌های غیرضروری صورت بگیرد و بر تمام هزینه‌های شورا نظارت و دقت ویژه‌ای داشتند تا حتی یک مقدار ناچیز از بودجه، بیهوده یا در جایی که نباید، هزینه نشود. به تعبیر خودشان، پولی که متعلق به بیت‌المال است، نباید در جای دیگر مصرف شود.

رئیس دستگاه دیپلماسی در ادامه خاطرنشان کرد: افرادی که در این جلسه حضور دارند، حتماً شهادت می‌دهند که شهید خرازی در مسائل مالی شورای راهبردی روابط خارجی تا چه اندازه حساس، دقیق و مسئولیت‌پذیر بودند. به نظر من، همان دقت و حساسیتی که ایشان در مسائل سیاست خارجی داشتند، در تمام امور زندگی شخصی و کاری‌شان نیز وجود داشت. این ویژگی ممتازی بود که متأسفانه این روزها کمتر می‌توان نمونه‌ای از آن را در افراد دیگر پیدا کرد؛ اینکه فرد در همه زمینه‌ها، چه در زندگی شخصی و چه در مسائل مربوط به کار و مسئولیت‌های حرفه‌ای، تا این اندازه مقید و دقیق باشد.

  • شهید خرازی تا آخرین لحظه به فکر کشور، نظام و مردم بود

من روز قبل از شهادت شهید دکتر خرازی با ایشان تلفنی صحبت کردم. روزهای پایانی جنگ بود و مذاکرات ما همچنان ادامه داشت. در آن روزها، به‌طور مرتب با آقای طاهری در تماس بودم و درباره وضعیت جسمانی ایشان جویا می‌شدم. روز قبل از شهادت، آقای طاهری با من تماس گرفت و گفت حال آقای دکتر کمی بهتر شده و امکان صحبت تلفنی با ایشان وجود دارد. پس از برقراری تماس، خوشبختانه صدای ایشان بسیار سرزنده بود و مشخص بود که حالشان بهتر شده است.

پس از احوالپرسی، ایشان درباره مذاکرات سؤال کردند و در همان شرایط نیز چند رهنمود به من دادند. به‌ویژه به یادآوری گزارشی پرداختند که پیش‌تر با یکدیگر در شورای راهبردی روابط خارجی درباره موضوعی مشخص تهیه کرده بودیم و گفتند: «یادت هست آن زمان گزارشی را با هم در شورای راهبردی نوشتیم؟ حتماً یک بار دیگر آن را بخوان؛ نکاتی در آن وجود دارد که در مذاکرات فعلی به کارت می‌آید.»

از ایشان تشکر کردم و گفتم حتماً این کار را انجام می‌دهم و حالا که وضعیتشان بهتر شده است، برای دیدار حضوری و ارائه گزارشی دقیق‌تر از روند مذاکرات خدمتشان خواهم رسید. متأسفانه روز بعد خبر رسید که ایشان به مقام شهادت نائل شده‌اند. این خاطره به‌خوبی نشان می‌دهد که شهید خرازی تا آخرین لحظات زندگی، حتی در شرایط دشوار بیماری و در روزهای پایانی جنگ، همچنان به فکر کشور، نظام و مردم بود و مسائل کشور و روند مذاکرات را با جدیت دنبال می‌کرد.

  • شهید خرازی مذاکرات هسته‌ای را با جزئیات دنبال می‌کرد و گزارش‌های آن را به رهبری ارائه می‌داد

در موضوع هسته‌ای، زمانی که برجام را مذاکره می‌کردیم، فکر می‌کنم به‌طور مرتب، شاید حداقل ماهی یک بار، من یا آقای روانچی که در آن زمان معاون بودیم، خدمت آقای دکتر ظریف می‌رسیدیم و آخرین وضعیت را به ایشان گزارش می‌دادیم. دو سه بار نیز ایشان ما را به شورای راهبردی دعوت کردند. من یا آقای مجید شرکت کردیم و توضیح دادیم. ایشان به‌طور مرتب در جریان امور بودند و برای رهبری گزارش تهیه می‌کردند. این گزارش‌ها مثمرثمر بود.

در دوره‌ای هم که من در شورای راهبردی در خدمت ایشان بودم، دیگر از مذاکرات منفک شده بودم، اما ایشان همچنان موضوع را با جزئیات دنبال می‌کردند. از آقای دکتر باقری و آقای دکتر امیرعبداللهیان دعوت کردند که به شورا آمدند. در آنجا نیز این جلسات به تهیه گزارش‌هایی برای رهبری در حمایت از مذاکرات منجر شد. ایشان به دلیل منش و رویکردی که داشتند و اینکه واقعاً ملی فکر می‌کردند، در دوره مذاکرات آقای دکتر روحانی و همچنین در دوره آقای دکتر رئیسی، درباره اصلاح امور و مواردی از این دست، به‌خوبی تذکر می‌دادند. در دوره آقای دکتر پزشکیان نیز ارتباطات ما به همین ترتیب مستمر بود.

  • شهید خرازی به تعبیری پدر علوم شناختی ایران بود

شهید دکتر خرازی در سال‌های پایانی عمر خود، توجه ویژه‌ای به توسعه روابط ایران و اعراب و گسترش ارتباطات علمی و پژوهشی کشور با مراکز بین‌المللی مانند مرکز پژوهش های الجزیره داشتند. ایشان هیچ فرصتی را برای خدمت به کشور از دست نمی‌دادند و در حوزه‌های مختلف، از دیپلماسی و روابط خارجی گرفته تا علم و پژوهش، فعالانه نقش‌آفرینی می‌کردند.

در حوزه علم نیز شهید خرازی اقدامات مهمی انجام دادند. ایشان پژوهشگاه علوم شناختی را تأسیس کردند و نقش برجسته‌ای در معرفی و توسعه علم علوم شناختی در ایران داشتند؛ به‌گونه‌ای که می‌توان ایشان را به تعبیری پدر علوم شناختی ایران دانست.

شهید خرازی شخصاً برخی کتاب‌های این حوزه را ترجمه کردند و استادان و متخصصانی را برای همکاری دعوت کردند. دوستانی که با این پژوهشگاه آشنایی دارند، از اقدامات مهمی که در آن، به‌ویژه در زمینه مطالعات مغز و علوم شناختی، انجام شد، اطلاع دارند.

ایشان همچنین در دوران فعالیت خود در شورای راهبردی روابط خارجی، وقت و انرژی زیادی را صرف بررسی مسائل علمی و توسعه ارتباطات علمی کشور با مراکز و دانشگاه‌های خارجی کردند. به یاد دارم گزارشی نیز درباره موانع ارتباطات علمی دانشگاه‌های ایران با مراکز علمی خارج از کشور تهیه شد که در پی آن، رهبر شهید انقلاب دستورهای مهمی در این زمینه صادر کردند. در مجموع، شهید خرازی در هر حوزه‌ای که احساس می‌کردند می‌توانند به کشور کمک کنند، با جدیت وارد عمل می‌شدند و برای پیشبرد امور وقت می‌گذاشتند. یاد و خاطره ایشان گرامی باد.

تخت‌روانچی: صداقت، دین‌داری و ایران‌دوستی از ویژگی‌های ماندگار شهید خرازی بود

«مجید تخت روانچی» معاون سیاسی وزیر امور خارجه در پنل تخصصی «نقش شهید خرازی در اجماع‌سازی سیاست خارجی» گفت: من چند سال در نیویورک در خدمت ایشان بودم و چند سال نیز در تهران به‌عنوان دستیار ایشان فعالیت کردم. پس از آن هم ارتباط کاری و شخصی‌ام با ایشان به‌طور مستمر ادامه داشت. زمانی که آقای دکتر خرازی به نیویورک رفتند، حدود ۴۷ یا ۴۸ سال داشتند و هنگام شهادت ۸۱ ساله بودند. در تمام این سال‌ها، از دوران جوانی تا پایان عمر، ویژگی‌هایی همواره در شخصیت ایشان ثابت ماند که مهم‌ترین آن‌ها صداقت، دین‌داری و ایران‌دوستی بود. دوستانی که از نزدیک با شهید دکتر خرازی همکاری کرده‌اند، می‌توانند این موضوع را تأیید کنند.

وی ادامه داد: ایشان در عین پایبندی عمیق به اعتقادات دینی و مذهبی، ایران‌دوستی برجسته‌ای داشتند. شهید خرازی در خانواده‌ای سنتی و مذهبی رشد کرده و در مدرسه علوی تحصیل کرده بودند و به همین دلیل، با معارف اسلامی و اخلاق و منش اسلامی انس داشتند. در عین حال، برای ایشان بسیار مهم بود که نام ایران در بالاترین سطوح بین‌المللی مطرح باشد و کشورمان جایگاه شایسته‌ای در جهان داشته باشد.

معاون وزیر خارجه خاطرنشان کرد: همان‌طور که آقای دکتر عراقچی نیز اشاره کردند، شهید خرازی دیپلماتی برجسته، مؤمن و ایران‌دوست بودند که دغدغه ایران و اعتبار نام کشور را داشتند. در اینجا می‌خواهم یادی هم از همسر ایشان داشته باشم که در تمام این سال‌ها همراه و پشتیبان ایشان بودند. اگر به کارنامه شهید خرازی از سال‌های ابتدایی انقلاب، مسئولیت‌های مختلف ایشان در دوران جنگ تحمیلی و پس از آن، حضور در نیویورک و فعالیت در شورای راهبردی روابط خارجی نگاه کنیم، بخشی از موفقیت‌ها و خدمات ایشان به کشور را باید مرهون همراهی و حمایت‌های همسرشان دانست. همسر ایشان نیز انسانی بسیار شریف و مهربان بودند. هر دو بزرگوار از انسان‌های شریف و ارزشمندی بودند که سرانجام به شهادت رسیدند.

  • شهید خرازی معتقد بود ورود به جنگ با طالبان به مصلحت کشور نیست

در ابتدای دوران وزارت شهید دکتر خرازی بود که دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف به شهادت رسیدند. این حادثه در سراسر کشور، نه‌تنها در وزارت امور خارجه، بلکه در سطح کلان سیاسی، بحث‌های گسترده‌ای ایجاد کرد. پرسش اصلی این بود که در برابر این اتفاق چه باید کرد؟ آیا باید در برابر آن سکوت می‌کردیم؟ طبیعتاً نمی‌توانستیم نسبت به شهادت همکارانمان، به‌ویژه دیپلمات‌های کشور، بی‌تفاوت باشیم. از سوی دیگر، ورود به جنگ با طالبان نیز می‌توانست پیامدهای گسترده‌ای برای کشور داشته باشد.

همان‌طور که اشاره کردم، در تابستان ۱۳۷۷ بحث‌های جدی و گسترده‌ای درباره این موضوع، هم در وزارت امور خارجه و هم در سطح کشور و شورای عالی امنیت ملی، مطرح شد. شهید دکتر خرازی نیز به‌عنوان وزیر امور خارجه، مسئولیت سنگینی در این زمینه بر عهده داشتند؛ هم به دلیل جایگاه حقوقی ایشان و هم به واسطه اعتماد رهبر شهید انقلاب و رئیس‌جمهور وقت به ایشان. البته نمی‌خواهم بگویم که هر نظر یا پیشنهادی از سوی ایشان الزاماً مبنای تصمیم نهایی قرار می‌گرفت، اما دیدگاه‌های ایشان می‌توانست در تعیین مسیر تصمیم‌گیری کشور تأثیرگذار باشد.

شهید خرازی معتقد بود که نباید وارد جنگ با طالبان شویم؛ زیرا چنین جنگی به مصلحت کشور نبود. در آن زمان، نیروهای مسلح کشور نیز در مرزها آماده‌باش بودند، اما در نهایت تصمیم نظام بر این قرار گرفت که وارد جنگ نشویم؛ جنگی که می‌توانست تبعات گسترده‌ای برای کشور به دنبال داشته باشد.

البته دیپلماسی ایران در آن دوران بسیار فعال بود. یکی از دغدغه‌های اصلی شهید خرازی، همان سیاستی بود که امروز از آن با عنوان سیاست همسایگی یاد می‌کنیم؛ یعنی تلاش برای برقراری بهترین روابط ممکن با همه همسایگان، بدون تفاوت میان کشورهای همسایه در جنوب، شرق، غرب یا شمال ایران.

ایشان در آن دوران نیز به‌طور جدی پیگیر این رویکرد بودند. به همین دلیل، با وجود اهمیت و حساسیت موضوع شهادت دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف، تلاش داشتند این مسئله به‌گونه‌ای مدیریت شود که بر سیاست همسایگی ایران و روابط کشور با همسایگان تأثیر منفی نگذارد.

  • شهید خرازی بر خروج نیروهای آمریکایی از عراق تأکید داشت

من در دوران حضور شهید دکتر خرازی در نیویورک و پس از آن، زمانی که دستیار ایشان بودم، در بسیاری از دیدارهایشان حضور داشتم. به‌جرئت می‌توانم بگویم در میان همکارانمان در نیویورک، من از جمله افرادی بودم که در بیشترین تعداد ملاقات‌های ایشان شرکت می‌کردم. البته در برخی موضوعات خاص، ترکیب حاضران متفاوت بود، اما می‌خواهم تأکید کنم که مسئله همسایگان، هم در دوران سفارت ایشان و هم در دوران وزارتشان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

در همین چارچوب، به موضوع عراق می‌پردازم. حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی، در دوران وزارت شهید دکتر خرازی اتفاق افتاد. پس از مداخله آمریکا در افغانستان، بحث‌های گسترده‌ای در سطح بین‌المللی درباره احتمال گسترش دامنه اقدامات نظامی آمریکا و احتمال هدف قرار گرفتن کشورهای دیگر، از جمله ایران، مطرح بود. در آن شرایط، برای ما بسیار مهم بود که بتوانیم با فشارهای سیاسی آمریکا مقابله کنیم و مواضع و دیدگاه‌ها و مظلومیت ایران را به‌درستی در سطح بین‌المللی تبیین کنیم. البته هدف ما این نبود که برای دور کردن خطر از کشورمان، آن را به سمت عراق هدایت کنیم.

هنگامی که آمریکا به عراق حمله کرد، موضع جمهوری اسلامی ایران از همان ساعات نخست روشن بود. شهید دکتر خرازی به‌صراحت این حمله را محکوم کردند. این موضع با دیدگاه اصولی ایران درباره حضور نیروهای خارجی در منطقه نیز هم‌خوانی داشت؛ دیدگاهی که امروز هم بر آن تأکید می‌کنیم. مقام‌های جمهوری اسلامی ایران، از جمله شهید دکتر خرازی، بارها بر ضرورت خروج نیروهای آمریکایی از عراق تأکید کردند و خواستار آن شدند که آمریکا اداره امور این کشور را به مردم عراق واگذار کند. این موضوع یکی از محورهای مهم سیاست خارجی ایران در دوران وزارت شهید خرازی بود.

سجادپور: شهید خرازی تا پایان عمر روحیه معلمی و علاقه به آموزش را حفظ کرد

محمدکاظم سجادپور، استاد دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه در پنل تخصصی «نقش شهید خرازی در اجماع‌سازی سیاست خارجی» گفت: شهید دکتر خرازی معلمی درجه‌یک بود؛ البته ایشان استاد دانشگاه نیز بودند، اما ویژگی برجسته‌شان این بود که به هر فرصتی به چشم فرصتی برای آموزش، تربیت و یادگیری نگاه می‌کردند. به یاد دارم زمانی که در نیویورک درباره بازگشت ایشان بحث‌هایی مطرح بود، ایشان می‌گفتند: «نیویورک یک دانشگاه است و ما باید این فرصت را برای همه فراهم کنیم که به آنجا بروند و یاد بگیرند.» این نگاه نشان‌دهنده اعتقاد ایشان به یادگیری مستمر و تشویق دیگران به کسب دانش بود.

وی ادامه داد: فکر می‌کنم نکته‌ای که با اشاره به آن می‌توانم سخنانم را به پایان برسانم، همین علاقه عمیق ایشان به آموزش است. هرگاه بحث آموزش را مطرح می‌کردیم، به‌ویژه با توجه به پیشینه ایشان در مدرسه علوی، احساس می‌کردم با شور و اشتیاق بیشتری وارد بحث می‌شوند و گویی به دنیای دیگری قدم می‌گذارند. این علاقه پیوسته به دانش، تعلیم و تربیت، تا پایان عمر در ایشان وجود داشت. راه‌اندازی یکی از مراکز مهم تحقیقاتی در حوزه علوم شناختی، به نظرم نمونه‌ای از همین ویژگی برجسته است. شهید خرازی تا آخرین مراحل زندگی، روحیه معلمی و دغدغه آموزش و یادگیری را حفظ کردند.

به گزارش ایرنا؛ آیین گشایش مرکز اسناد و موزه شهید سید کمال خرازی و نشست تخصصی «نقش شهید خرازی در اجماع‌سازی سیاست خارجی»، هم‌زمان با بازگشایی کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه پس از بازسازی آسیب‌های ناشی از تجاوز رژیم صهیونیستی، صبح امروز در دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت خارجه برگزار شد.