به گزارش ایرنا، فوتبال ایران در غم از دست دادن یکی از چهرههای محبوب و خاطرهساز خود عزادار شد. حمید علیدوستی که در سالهای اخیر با بیماری دستوپنجه نرم میکرد و مراحل درمانی خود را پشت سر میگذاشت، عصر روز گذشته تسلیم تقدیر الهی شد و چشم از جهان فروبست.
در پی درگذشت این مهاجم نامدار فوتبال ایران، با شاهرخ بیانی، همدوره و همبازی او در تیم ملی فوتبال ایران، تماس گرفتیم تا از خاطرات مشترکشان بگوید؛ دو بازیکنی که در اردوهای تیم ملی و رقابتهای مختلف، از جمله جام ملتهای آسیا، روزهای زیادی را در کنار یکدیگر سپری کردند.
بیانی که هنوز باورش نمیشد یکی از دوستان قدیمیاش را از دست داده است، با صدایی گرفته و لحنی آکنده از اندوه، از حمید علیدوستی گفت؛ از روزهایی که هر دو جوان بودند و پیراهن تیم ملی را بر تن میکردند.
خبر درگذشت حمید علیدوستی را شنیدید. چه حسی دارید؟
این یک خبر تلخ است. دوست ندارم این خبر را باور کنم. حمید علیدوستی یکی از بهترین آدمهایی بود که در تمام طول زندگیام دیدهام. حمید یک استثنا بود،هم از نظر اخلاقی و هم از نظر فنی. شاید باور نکنید، اما نهتنها من، بلکه هیچکس از زبان این آدم حتی یک کلمه دروغ نشنید. الان تمام خاطراتی که با یکدیگر داشتیم، مثل یک فیلم از جلوی چشمانم عبور میکند. ما در اردوهای تیم ملی بارها با هم هماتاق بودیم. جام ملتهای آسیا ۱۹۸۸ سنگاپور را به یاد دارم، انگار همین دیروز بود.
هماتاقی بودن شما در اردوهای تیم ملی تکرار میشد؟
بله، سالها این اتفاق در اردوهای تیم ملی تکرار شد. ما دو نفر رابطه بسیار خوب و صمیمانهای با یکدیگر داشتیم. حمید همیشه به من میگفت اگر تو در بازیهای باشگاهی همبازی من بودی، همیشه آقای گل میشدم!
با این رابطه صمیمانه، هیچوقت تلاش نکردید او را استقلالی کنید؟
اتفاقا این کار را انجام دادم. برای نخستین بار میخواهم این موضوع را بگویم. حمید علیدوستی تا یک قدمی پوشیدن پیراهن استقلال پیش رفت و حتی برای حضور در این تیم با او صحبت کرده بودم.
یعنی واقعا احتمال استقلالی شدن او وجود داشت؟
بله، زمانی که در تیم هما بازی میکرد، با او صحبت کردم تا به استقلال بیاید. تقریبا متقاعد شده بود که این انتقال را انجام دهد و پس از سالها پیراهن هما را از تن دربیاورد؛ همه کارها انجام شده بود؛ اما متاسفانه این اتفاق رخ نداد.
چرا این انتقال منتفی شد؟
من با منصورخان پورحیدری صحبت کردم و به او گفتم حمید علیدوستی را استقلالی کنیم، اما منصورخان پاسخ داد که در حال حاضر مهاجمان جوان و بسیار خوبی در اختیار داریم و سن او هم بالاست. آن روزها صمد مرفاوی در استقلال حضور داشت و عبدالعلی چنگیز هم یکی از مهاجمان تیم بود. با توجه به شرایط سنی حمید، احتمالا فرصت زیادی برای بازی کردن پیدا نمیکرد. به همین دلیل این انتقال انجام نشد و او در هما ماند و با همان تیم از فوتبال خداحافظی کرد.
از نظر فنی، بسیاری حمید علیدوستی را یکی از بهترین مهاجمان تاریخ فوتبال ایران میدانند، شما هم همین اعتقاد را دارید؟
قطعا همینطور است. حمید برای من تعریف میکرد که در تیم هما در پست گوش چپ بازی میکرد. بهمن فروتن، سرمربی وقت این تیم، تمرینات اختصاصی برای او در نظر میگرفت و حتی وقتی تمرین سایر بازیکنان تمام میشد، چند ساعت او را در زمین نگه میداشت و تمرینات چارچوبشناسی انجام میداد. همین تمرینات باعث شد حمید به یک مهاجم تمامعیار تبدیل شود و بتواند عنوان آقای گلی فوتبال ایران را به دست بیاورد.
از حضور در کنار او در جام ملتهای آسیا ۱۹۸۴ سنگاپور چه خاطرهای دارید؟
در آن رقابتها یکی از بهترین تیمهای تاریخ فوتبال ایران را در اختیار داشتیم. تیمی فوقالعاده که اگر حمید علیدوستی مصدوم نمیشد، به اعتقاد من بهراحتی میتوانست قهرمان آسیا شود،در بازی نخست سه بر صفر امارات را شکست دادیم. من، حمید علیدوستی و ناصر محمدخانی گلهای ایران را به ثمر رساندیم. در بازی دوم هم چین را دو بر صفر بردیم، اما متاسفانه حمید در همان مسابقه مصدوم شد و دیگر نتوانست تیم ملی را در ادامه رقابتها همراهی کند،از مصدومیت او هم خاطرهای دارم که هیچوقت فراموش نمیکنم.
چه اتفاقی افتاد؟
حمید از ناحیه پا احساس درد میکرد و پایش ورم کرده بود. وقتی به اتاق برگشتیم، از شدت درد به خودش میپیچید. آن روزها پزشک در کنار تیم نداشتیم. مسعود معینی و چند نفر از بازیکنان به اتاق آمدند و وقتی دیدند پای حمید درد میکند، معینی او را به حمام برد، وان را پر از آب گرم کردند و شروع به ماساژ دادن پایش کردند،تصورشان این بود که پای او دچار خونمردگی شده و با ماساژ میتوانند شرایط را بهتر کنند. آنقدر پای بنده خدا را ماساژ دادند که ورمش چند برابر شد! بعد مشخص شد رباط پایش پاره شده است و به همین دلیل ادامه جام ملتها را از دست داد. جدی میگویم، معتقدم این اتفاق باعث شد قهرمانی آسیا را از دست بدهیم. حمید در آن مقطع در بهترین شرایط آمادگی قرار داشت و در کنار ناصر محمدخانی، خطرناکترین زوج خط حمله فوتبال آسیا را تشکیل داده بود.
چه ویژگیهایی داشت که او را از سایر مهاجمان فوتبال ایران متمایز میکرد؟
حمید بازیکن بسیار تکنیکی بود، سرعت زیادی داشت و به راحتی بازیکن روبهرویش را از پیش رو برمیداشت. در واقع یک بازیکن کامل بود. اگر آمار بازیهای او را بررسی کنید، متوجه میشوید که همیشه به استقلال و پرسپولیس گل میزد. مطمئن باشید اگر در استقلال یا پرسپولیس بازی میکرد، میتوانست تا ۴۰ سالگی هم به فوتبال ادامه دهد، البته همانطور که گفتم، ماجرای حضورش در استقلال اتفاق نیفتاد و او در هما ماند و با پیراهن همین تیم از فوتبال خداحافظی کرد.
خارج از زمین فوتبال، رفتار و شخصیت حمید علیدوستی چگونه بود؟
حمید شخصیت فوقالعادهای داشت. او عاشق کتاب خواندن بود و در تمام اردوهای تیم ملی چند کتاب با خودش میآورد. هر وقت تمرین نداشتیم، مشغول مطالعه بود. من رفتوآمد خانوادگی با او داشتم و در خانهاش یک کتابخانه بزرگ وجود داشت. حمید انسانی پاک، درستکار و بسیار دوستداشتنی بود. همه او را دوست داشتند و با تمام بازیکنان رابطه خوبی داشت،به اعتقاد من، دیگر چنین انسانی در فوتبال ایران متولد نخواهد شد. فوتبال ایران یکی از گوهرهای ناب خود را از دست داد. حمید فقط یک فوتبالیست بزرگ نبود، بلکه از نظر شخصیت و منش انسانی هم بینظیر بود، درباره او باید یک موضوع دیگر را بگویم.
چه موضوعی؟
سالها پیش، در روز چهارشنبهسوری، پسر حمید علیدوستی به رحمت خدا رفت و کمر او از این اتفاق شکست، این داغ برای حمید آنقدر سنگین بود که دیگر هیچوقت نتوانست به زندگی عادی برگردد. سالها غصه خورد و هرگز نتوانست با این غم بزرگ کنار بیاید. حمید بعد از آن اتفاق خیلی زود شکسته شد و انگار یکباره پیر شد. معتقدم این داغ بزرگ تاثیر عمیقی بر روحیه و زندگی او گذاشت. رفتن حمید خیلی زود بود. خداوند او و فرزندش را بیامرزد. حالا این پدر و پسر پس از سالها دوری، در آسمانها یکدیگر را ملاقات خواهند کرد.
آخرین باری که با حمید علیدوستی صحبت کردید چه زمانی بود؟
همین چند وقت پیش بود. ما همیشه با یکدیگر در ارتباط بودیم. هم حمید من را دوست داشت و هم من علاقه زیادی به او داشتم. هر چند وقت یکبار تلفنی صحبت میکردیم و جویای حال یکدیگر میشدیم. رابطه ما فقط به دوران بازی در تیم ملی محدود نمیشد و دوستیمان سالها ادامه داشت.
حالا که او را از دست دادهاید، چه چیزی بیش از همه در ذهنتان مرور میشود؟
تمام خاطرات گذشته جلوی چشمانم است. روزهایی که در تیم ملی کنار هم بودیم، اردوها، هماتاقی بودنها و سفرهایی که با هم داشتیم. حمید انسان بزرگی بود، خیلی بزرگ. من واقعا حالم خوب نیست و هنوز نمیتوانم رفتنش را باور کنم. فوتبال ایران یکی از بهترین بازیکنان و یکی از شریفترین انسانهای خود را از دست داد. جای خالی حمید علیدوستی هرگز پر نخواهد شد.