به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، جمهوری اسلامی ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴ در واکنش به تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، پاسخ قاطعانه به تهاجم دشمن را در دستور کار خود قرار دادهاست و در هر مرحله از جنگ جاری، اقدامهای تجاوزکارانه طرف مقابل را با شدیدترین اقدامها پاسخ دادهاست. اما مقامهای جمهوری اسلامی ایران هشدار میدهند که تکرار تجاوز نظامی این بار «اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» خواهد بود. هشداری که بررسی پیشینه درگیریهای نظامی میان ایران و آمریکا در ۷ سال گذشته، نشان میدهد اگر تاکنون عملی نشده، به دلیل ناتوانی نیروهای مسلح ایران نبود بلکه صرفا نتیجه تصمیم راهبردی و خویشتنداری استراتژیک ایران بودهاست.
هر چند مسیر پاسخهای ایران از عینالاسد در دی ۱۳۹۸ تاکنون، همواره خطی نبوده و دورههایی از خویشتنداری، تاخیر یا خودداری از پاسخ فوری را نیز در بر گرفته است اما مقایسه نقاط عطف این رویارویی نشان میدهد که وقفههای مقطعی مانع از بزرگترشدن دامنه تقابل در مراحل بعد نشدهاند: از حمله مستقیم به پایگاه آمریکا، تا حملات مستقیم به سرزمین های اشغالی و سپس گسترش صحنه درگیری و تهدید منافع طرف مقابل در سراسر جغرافیای منطقه. در این مسیر، تغییر اصلی نه صرفا افزایش ساده تعداد یا برد تسلیحات مورد استفاده بلکه جابهجایی مرزهای بازدارندگی است.
در سایه تکرار تهدیدهای ایالات متحده آمریکا برای شعلهور شدن مجدد جنگ، اکنون سوال این نیست که جغرافیا گسترش پیدا میکند یا نه بلکه سوال این است که جغرافیای بازدارندگی ایران این بار از نظر نوع اهداف، مدت درگیری و تعداد مناطق در معرض آسیب، با دورهای پیشین تفاوت داشته باشد.
عینالاسد؛ پاسخ مستقیم با راه خروج سیاسیحمله موشکی ایران به عینالاسد در ژانویه ۲۰۲۰، در پاسخ به ترور شهید سردار سپهبد قاسم سلیمانی توسط ایالات متحده آمریکا، یکی از نقاط آغاز این دوره از تقابل مستقیم و آشکار با آمریکا بود. پیام سیاسی همراه عملیات، در عین تاکید بر دفاع از خود، راه خروج از بحران را باز میگذاشت. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه وقت، پس از حمله اعلام کرد: «ما به دنبال تشدید تنش یا جنگ نیستیم، اما در برابر هرگونه تجاوز از خود دفاع خواهیم کرد.»
مایکل آیزنشتات، مدیر برنامه مطالعات نظامی و امنیتی اندیشکده موسسه واشنگتن برای سیاستگذاری خاور نزدیک، این عملیات را نمونهای از ترکیب پاسخ نظامی با مدیریت تشدید میداند. در تحلیل او، اطلاعرسانی قبلی به بغداد و پیامهای پس از عملیات، بخشی از سازوکاری بود که به ایران امکان میداد آمادگی خود برای اقدام مستقیم را نشان دهد، بدون آنکه الزاما خواهان ادامه جنگ باشد.
در آن الگو، تهران میکوشید هم هزینه حمله را نشان دهد و هم نقطه توقف را مشخص کند. مقایسه زبان دفاعی آن روز با پیامهای امروز معنادار است: اکنون تاکید اصلی بر فوریت پاسخ، افزایش دامنه اهداف و نبود محدودیت جغرافیایی قرار گرفته است. تفاوت، صرفا در شدت لحن نیست؛ در میزان ابهامی است که درباره پایان و گستره پاسخ باقی گذاشته میشود.
رویارویی مستقیم با اسرائیل؛ بالارفتن سقف پاسخحمله آوریل ۲۰۲۴ ایران به اسرائیل، پس از حمله به کنسولگری ایران در دمشق، مرحله دیگری در آشکارشدن تقابل بود. بروکینگز این عملیات را نخستین حمله مستقیم ایران به اسرائیل توصیف کرد؛ رخدادی که مرز میان رویارویی عمدتا غیرمستقیم و تبادل آشکار قدرت نظامی را تغییر داد.
همزمان، مقامهای نظامی ایران درباره مرحله بعد هشدار دادند. شهید سپهبد محمد باقری، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح، گفت: «اگر اسرائیل علیه ایران دست به اقدام تلافیجویانه بزند، پاسخ ما بسیار بزرگتر از اقدام نظامی امشب خواهد بود.» او همچنین هشدار داد کمک آمریکا به اقدام اسرائیل میتواند پایگاههای این کشور را در معرض پاسخ قرار دهد. تهدید اعلامی، هم افزایش شدت را در بر میگرفت و هم گسترش طرفهای هدف را.
حمله اول اکتبر همان سال، زمینه مقایسه عملی را فراهم کرد. خدمات پژوهشی کنگره آمریکا گزارش داد که ایران حدود ۱۸۰ موشک بالستیک شلیک کرد؛ در مقایسه با آوریل، موشک بالستیک بیشتری به کار رفت و خسارت بیشتری پیرامون پایگاههای اسرائیلی گزارش شد. همین گزارش به اطلاعاتی اشاره میکند که آمریکا این بار از قبل مطلع نشده بود.
این تحول را نمیتوان فقط با تعداد کل پرتابهها توضیح داد. گزارش پارلمان بریتانیا، عملیات آوریل را شامل حدود ۳۳۰ پرتابه، از جمله حدود ۱۲۰ موشک بالستیک، و عملیات اکتبر را شامل حدود ۱۸۰ تا ۲۰۰ موشک توصیف میکند. آنچه پاسخ دوم را بزرگتر میکرد، ترکیب تسلیحات، سهم بیشتر موشکهای بالستیک و فرصت محدودتر واکنش بود، نه لزوما شمار بیشتر شلیکها.
وقفه در پاسخ نه لزوما پایان تشدیدتهران پس از حمله مهر ماه ۱۴۰۳، بلافاصله پاسخ نظامی نداد و در حمله تیر ۱۴۰۴ به پایگاه العدید آمریکا در خاک قطر در واکنش به حمله به تاسیسات هستهای ایران نیز بر تناسب تاکید کرد. شورای عالی امنیت ملی، اعلام کرد تعداد موشکهای استفادهشده برابر با تعداد بمبهای بهکاررفته آمریکا علیه تاسیسات هستهای ایران بوده است. این موارد نشان میدهند محدودسازی پاسخ همچنان یکی از گزینههای تهران باقی مانده بود.
اما از نگاه آیزنشتات، عقبنشینی موقت را نباید با پایان تقابل یکسان گرفت. او مینویسد تهران هنگامی که در شرایط نامساعد به چالش کشیده میشود، ممکن است برای پرهیز از رویارویی عقب بنشیند و سپس چالش را «در زمان و مکانی دیگر یا با ابزارهایی متفاوت» از سر بگیرد. این تمایز برای فهم روند بلندمدت مهم است: توقف یک دور، لزوما به معنای ثابتماندن سقف دور بعد نیست.
تحلیلهای منتشرشده درباره تجاوز نظامی جاری نیز بر تفاوت آن با الگوهای پیشین تاکید دارند. مونا یعقوبیان، مدیر برنامه خاورمیانه مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، در مقاله «راهبرد جنگی ایران: پاسخ را تنظیم نکن؛ تشدید کن» مینویسد: «ایران با اقدام گسترده از همان ابتدا، ظاهرا درسهای درگیریهای پیشین را به خوبی آموختهاست.»
عبور از پاسخ متناسب به سوی تحمیل هزینهیعقوبیان تحول راهبرد ایران را در دو محور توضیح میدهد: «تشدید افقی»، یعنی گسترش جغرافیای جنگ و «تشدید عمودی»، یعنی افزایش شدت از طریق تغییر اهداف، تاکتیکها و تسلیحات. این چارچوب، معنای وسیعتری به پاسخ بزرگتر میدهد: افزایش فشار میتواند از راه کشاندن جنگ به حوزههای تازه رخ دهد، حتی اگر تعداد پرتابهها معیار اصلی نباشد.
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر اندیشکده گروه بینالملل بحران، نیز در مصاحبه مارس ۲۰۲۶ با کارنگی گفت: «آنچه ایران اکنون انجام میدهد صرفا پاسخ نظامی نیست؛ بلکه تلاش برای ایجاد بازدارندگی تازه زیر آتش است.» او هدف را ایجاد معادلهای میداند که آستانه حمله به ایران را بالاتر ببرد؛ یعنی تغییر محاسبه طرف مقابل درباره هزینه جنگ بعدی.
عزیزی در ارزیابی پیام اخیر رهبر انقلاب این روند را صریحتر بیان میکند: تهران از آغاز جنگ «بهتدریج از تاکید سنتی خود بر پاسخ متناسب و تلافی، به سمت رویکردی تهاجمیتر با هدف تحمیل هزینه بر دشمنان حرکت کرده است». به گفته او، اظهارات جدید این منطق را «یک گام جلوتر» میبرد.
در این تحلیل، هدف صرفا پاسخ به خسارت واردشده نیست. عزیزی میگوید تهران میخواهد حمله بعدی «چنان پرهزینه و پیشبینیناپذیر شود که واشنگتن ناچار شود اساسا در این گزینه تجدیدنظر کند». پیام بازدارنده، بهجای وعده یک واکنش هماندازه، بر نامعلومبودن دامنه پیامدها تکیه میکند.
دنی سیترینوویچ، کارشناس ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، به فایننشالتایمز گفته است حمله آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای حیاتی ایران، «ماهیت جنگ را اساسا تغییر میدهد»، احتمال پاسخ ایران علیه زیرساختهای مشابه در خلیج فارس را بهشدت افزایش میدهد و مهار درگیری را دشوارتر میکند.
«جغرافیای وسیعتر از گذشته»رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان نظامی تاکید کردند که هر سطح و نوع تهدید باید با پاسخی «فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» روبهرو شود. دستور بهروزرسانی بانک اهداف نیز داراییهای «مادی و غیرمادی» آمریکا و اسرائیل را شامل میشود.
بیانیه بعدی ستاد کل، مقایسه با گذشته را روشنتر کرد: «بانک جدیدی از اهداف و داراییهای دشمن در جغرافیای وسیعتر از گذشته» در دستور کار قرار گرفته است. در همان بیانیه، بر پاسخ پرقدرت و پرشدت بدون محدودیت جغرافیایی تاکید شد؛ عباراتی که نشان میدهد گسترش تهدید اعلامی، تنها برداشت تحلیلگران بیرونی نیست.
منوچهر متکی، وزیر خارجه پیشین و نماینده مجلس، در گفتوگویی تلویزیونی گفت درگیری بعدی «جنگ منطقهای نخواهد بود» و در صورت حمله به ایران، جنگ «به اروپا خواهد رسید». این هشدار دامنه سیاسی تهدید را گسترش میدهد، هرچند بهتنهایی اثباتکننده توان یا تصمیم قطعی برای حمله به کشور مشخصی نیست.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز در پیامی خطاب به کشورهای اروپایی، حمایت آنها از اسرائیل را به هزینههای جنگ پیوند زد و نوشت: «وقتی برای جنایات جنگی هورا میکشیدید، فکرش را هم نمیکردید که تبعاتش دامن شما را هم بگیرد؟ جنگ و ترور تاوان دارد؛ حالا نوبت شماست که تاوان پس بدهید.»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، نیز در واکنش به مواضع فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، هشدار داد که در صورت حمله مجدد، تهران محدودیتهای پیشین را رعایت نخواهد کرد و نوشت: «دیگر خط قرمزی وجود نخواهد داشت.»
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز در واکنش به ابراز نگرانی آلمان و چند کشور اروپایی درباره تشدید تنش، حمایت قبلی مرتس از حمله اسرائیل به ایران را یادآوری کرد و با نقل عبارتی از فریدریش شیلر، تصویری از همراهشدن با «اسب سرکش جنون» و کشیدهشدن به «ورطه سقوط» ارائه داد.
موضع بقایی، برخلاف هشدار متکی، تهدید صریح به حمله نظامی به اروپا نبود اما همراه با اظهارات رضایی و عراقچی، این پیام سیاسی را تقویت میکند که از نگاه تهران، اروپا نمیتواند خود را از پیامدهای جنگی که از آن حمایت میکند، مصون بداند.
جرمی بینی، تحلیلگر دفاعی موسسه جینز، تفسیر دیگری ارائه میکند: حذف محدودیت جغرافیایی لزوما به معنای افزایش برد موشک نیست؛ ممکن است به کنارگذاشتن محدودیت هدفگیری برخی کشورهای منطقه اشاره داشته باشد. از این منظر، تحول مهم میتواند تغییر در انتخاب هدف باشد، نه صرفا تغییر فاصله آن.
هشدار تازه؛ جنگی دشوارتر برای مهار
تحلیلگران با ابراز نگرانی نسبت به ازسرگیری درگیریها هشدارهای صریحی در مورد دور بعدی تنشها میکنند. سیترینوویچ میگوید ایران ظاهرا میخواهد داراییهایی را به بانک اهداف اضافه کند که در عملیات پیشین هدف قرار نگرفتهاند، از جمله زیرساختهای ارتباطی و داراییهای راهبردی دیگر در کشورهای خلیج فارس. نتیجه احتمالی، به گفته او، رویاروییای «بسیار گستردهتر، طولانیتر و فرسایندهتر از آن چیزی» است که واشنگتن امید دارد.
او در گفتوگو با فایننشالتایمز نیز نقطه حساس را حمله به زیرساختهای حیاتی ایران میداند: اقدامی که احتمال تلافی علیه تاسیسات مشابه در خلیج فارس را بالا میبرد و جنگ را «بسیار دشوارتر برای مهار» میکند. این هشدار، خطر خروج درگیری از چارچوب اولیه را نه نتیجه تصادفی، بلکه پیامد احتمالی انتخاب اهداف گستردهتر میبیند.
مارک اسپر، وزیر دفاع پیشین آمریکا، در همان گزارش گفته است اگر عملیات جدید آغاز شود، باید انتظار پاسخهای نامتقارن ایران، از جمله حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی منطقه را داشت. لینت ناسباکر، مشاور ارشد پیشین امنیتی دولت بریتانیا، نیز هشدار داده است که هدفگرفتن زیرساختهای انرژی ایران میتواند پاسخ مشابه علیه تاسیسات انرژی خلیج فارس و تشدید بحران جهانی انرژی را در پی داشته باشد.
نگرانی منطقه از پرداخت هزینه دور بعدگزارش تحلیلی روز دوشنبه رویترز، نگرانی دولتهای خلیج فارس را بر همین اساس توضیح میدهد: پایگاههایی که برای حفاظت از آنها ایجاد شدهاند، ممکن است در دور بعد به دلایل هدفقرارگرفتنشان تبدیل شوند. امیل حکیم، مدیر امنیت منطقهای موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی، به رویترز گفته است: «کارزار ایران برای فرسودهکردن آمریکاییهاست، نه پیروزی»؛ راهبردی که میتواند طرف مقابل را در طول زمان به صرف انرژی، تسلیحات و پول بیشتر وادار کند.
شیخ محمد بن عبدالرحمان آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر روز جمعه ۱۵ آبان با اشاره به اینکه «مساله ایران را نمیتوان حل نشده رها کرد و ما نمیتوانیم دور دیگری از تشدید تنش را تحمل کنیم» گفت: «تشدید درگیریهای نظامی برای کسب امتیاز بیشتر در مذاکرات، نتیجهای نخواهد داشت.» وی تاکید کرد: «ما نباید به صدای افراطگرایانی که میخواهند روند مذاکرات را به گروگان بگیرند، گوش دهیم.»
بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر، در نشست منامه هشدار داده است دور دیگر جنگ «خطرناکتر و ویرانگرتر» خواهد بود و «به هیچجا نخواهد رسید». یک مقام کشورهای خلیج فارس نیز به رویترز گفته است منطقه عملا با «بدترین سناریو» روبهروست: حمله آمریکا و سپس پاسخ ایران علیه زیرساختهای غیرنظامی در سراسر خلیج فارس.
در چنین شرایطی، بزرگترشدن گام بعدی الزاما به معنای یک حمله منفرد بزرگتر نیست؛ میتواند به معنای افزایش شمار اهداف، طولانیشدن پاسخ و گرهخوردن امنیت نظامی با انرژی، ارتباطات و زندگی روزمره کشورهای بیشتری باشد. هشدار تحلیلگران این است که همین گسترش، نقطه توقف را نامطمئنتر میکند. هر چند سیاستگذاران در واشنگتن ممکن است تصور کنند که توانایی آغاز دور جدیدی از درگیریها در محدوده زمانی کوتاه و مشخص دارند اما هر اقدام نظامی جدید میتواند به عاملی تبدیل شود که پایاندادن به جنگ را برای همه طرفها دشوارتر سازد.